حدیث ثقلین و سفینه (عقاید و مذاهب)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
حدیث ثقلین و سفینه (عقاید و مذاهب)؛ این مقاله با استناد به
احادیث متواتر، شاخصهای
«فرقه ناجیه» (گروه رستگار) را در سه محور تبیین میکند:
حدیث ثقلین: معرفی
«کتاب خدا» و
«عترت» به عنوان دو میراث جداییناپذیر که تمسک همزمان به آنها، تنها راه مصونیت از گمراهی است.
حدیث سفینه: تشبیه
اهلبیت به
«کشتی نوح»؛ ملازمه با این کشتی نماد نجات و اعراض از آن نماد
هلاکت است.
حدیث امان: تمثیل اهلبیت به
«ستارگان»؛ عامل هدایت و
امنیت امت از تفرقه و اختلاف.
نتیجهگیری: پیوند زدن روایتِ «افتراق امت به ۷۳ فرقه» با «حدیث ثقلین»؛ طبق این دیدگاه،
پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) پس از پیشگویی وقوع اختلاف و تفرقه در امت، «ثقلین» را به عنوان شاخص و معیارِ شناختِ تنها «فرقه رستگار» معرفی فرمودهاند.
ما در این جا، به نقل سه حدیث که از احادیث مسلم و
متواتر اسلامی است، بسنده میکنیم و بحث گسترده، پیرامون این موضوع را به کتابهای دیگر حواله میدهیم.
حدیث
«ثقلین» یا
«خلیفتین» از احادیث متواتر اسلامی است که در کتابهای
حدیث و تفسیر و تاریخ وارد شده است.
ترمذی و
نسائی در صحیح خود، حدیث یاد شده را چنین نقل میکنند:
«یا ایها الناس انی ترکت فیکم ما ان اخذتم به لن تضلوا کتاب اللّه و عترتی اهل بیتی»؛ «ای مردم، من در میان شما دو چیز را میگذارم و میروم، تا آن دو را گرفتهاید هرگز گمراه نمیشوید. آن دو عبارتند از کتاب خدا، و عترت و اهل بیت من».
امام احمد، این حدیث را در جلد پنجم
مسند خود، صفحات ۱۸۲ و ۱۸۹، نقل کرده و از نظر متن، اختلاف ناچیزی با حدیث پیشین دارد.
«انی تارک فیکم خلیفتین، کتاب اللّه حبل ممدود ما بین السماء و الارض و عترتی اهل بیتی، و انهما لن تفترقا حتّی یردا علیّ الحوض»؛ «من در میان شما دو جانشین میگذارم، کتاب خدا، ریسمان (نجات) میان آسمان و زمین، و عترت و اهل بیتم. و این دو از هم جدا نمیشوند تا (در
محشر) نزد
«حوض» (
کوثر) به من ملحق گردند».
حاکم نیشابوری که مستدرکی بر صحیحین نوشته، و احادیث صحیحی که از قلم نویسندگان
صحیح بخاری و
صحیح مسلم افتاده، در آن گرد آورده است و در توصیف حدیث همان شرایطی را رعایت کرده که آن دو نفر رعایت میکردهاند، متن حدیث را چنین نقل میکند:
«انی تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه (عزّوجلّ) و عترتی، کتاب اللّه حبل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اهل بیتی و ان اللطیف الخبیر اخبرنی انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیهما»؛
«من، میان شما دو چیز گرانبهاء میگذارم، کتاب خدا و اهل بیت من، کتاب خدا ریسمانی است آویزان از آسمان به زمین، و عترت و اهل بیتم. و خدای آگاه، به من خبر داد که این دو از هم جدا نمیشوند تا نزد حوض بر من وارد شوند. بنگرید چگونه از دو یادگار من پذیرایی میکنید.» (آنگاه مینویسند: این حدیث طبق شرط
بخاری و مسلم، صحیح است ولی آن دو نقل نکردهاند.)
اختلاف متنها ضرری به صحت حدیث نمیزند، زیرا همگی به یک حقیقت دعوت میکنند و آن لزوم پیروی از دو یادگار
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) است. با توجه به اینکه نقل به معنی، در میان راویان حدیث رائج بوده است.
گذشته از این، پیامبر آن را در موارد مختلفی به مناسبتهایی بیان فرموده است. از آن جمله، در
روز عرفه،
حجة الوداع،
غدیر خم، و دوران بیماری در بستر کسالت، پس ممکن است در هر بار، با لفظ خاصی، به این مهمّ، دعوت کرده باشد.
حدیث ثقلین، از احادیث متواتر است که هیچ انسان منصفی نمیتواند در استواری آن شک کند، و دقت در معنای آن میتواند رافع ابهام حدیث مورد بحث باشد. سخن در باره صحت حدیث
«ثقلین» بیرون از قلمرو بحث است. همیناندازه کافی است که بدانیم، بیش از بیست تن از صحابی، آن را از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل کردهاند و رسول گرامی، در شرائط گوناگونی، از آن دو یادگار، سخن گفته است.
این حدیث،
گروه رستگار را از
گروه گمراه جدا میسازد. زیرا پیروی از کتاب و عترت را مایه هدایت، و جدایی از آن دو را مایه گمراهی شمرده است.
«ما ان تمسّکتم بهما لن تضلوا». بنابراین، گروهی رستگارند و به
بهشت برین میروند که به این دو چنگ بزنند. جای هیچ بحثی نیست که در میان فرق اسلامی، تنها گروهی که به این دو یادگار، با هم، اهمیت میدهد و پیوسته از آن پیروی میکند،
شیعه امامیّه است.
حدیث ثقلین، تنها حدیثی نیست که میتواند ابهام حدیث مورد بحث
(افتراق امّت) را بر طرف کند، بلکه
حدیث سفینه، یکی دیگر از احادیثی است که میتواند در این مورد روشنگری کند. زیرا پیامبر، در این حدیث، عترت خود را به
کشتی نوح تشبیه فرمود که ملازم با آن، از غرق شدن نجات خواهد یافت و بازمانده از آن، محکوم به هلاکت میگردد.
«الا ان مثل اهل بیتی فیکم مثل سفینة نوح من رکبها نجا و من تخلّف عنها غرق»؛
«اهلبیت من، بسان کشتی نوح است، هر کس بر آن سوار شد، نجات خواهد یافت و متخلف از آن، غرق خواهد شد».
هدف از این
تشبیه، دعوت مردم به پیروی از عترت است، و اینکه مردم باید اصول و فروع را از این خانواده بگیرند و از آنان روی نگردانند، در غیر اینصورت، هلاکت آنان قطعی و حتمی است.
در حدیث سوم، پیامبر، اهلبیت خود را به ستارگان آسمان، تشبیه فرموده است. یعنی همانطور که ستارگان، مایه راه یابی دریانوردان، و سبب نجات آنان است، اهلبیت او نیز مایه هدایت مردم و دوری آنان از اختلافند.
«النجوم امان لاهل الارض من الغرق، و اهل بیتی امان لامتی من الاختلاف»؛
«ستارگان، مایه نجات دریانوردان است، و اهلبیت من، مایه آرامش و دوری
امت من، از اختلاف هستند».
اگر به این حدیث و احادیث دیگر، با دید انصاف نگریسته شود، مشخصات
فرقه ناجیه و گروه رستگار، در اختیار ما قرار میگیرد. و با این تصریحات و پیامهای مکرر و روشن، دیگر به معرّفهای سراسر ابهامآمیز، نارسا و مشکوک، نیازی باقی نمیماند.
در پایان، یاد آور میشویم که برخی از حفّاظ
اهل سنت،
حدیث افتراق امت و حدیث
«ثقلین» را با هم نقل کردهاند و این حاکی است از آنکه، پیامبر گرامی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) هر دو سخن را یک جا بیان فرمودهاند و «ثقلین» را به عنوان معرفی گروه رستگاران فرمودهاند.
اینک متن حدیث:
«افترقت امّة اخی موسی احدی و سبعین فرقة و افترقت امّة اخی عیسی علی اثنین و سبعین فرقة و ستفترق امّتی علی ثلاث و سبعین فرقة کلّهاهالکة الاّ فرقة واحدة فلمّا سمع ذلک منه ضاق المسلمون ذرعا و ضجوا بالبکاء و اقبلوا علیه و قالوا یا رسول اللّه کیف لنا بعدک بطریق النجاة و کیف لنا بمعرفة الناجیة حتی یعتمد علیها فقال (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا من بعدی ابدا، کتاب اللّه و عترتی اهل بیتی، ان اللطیف الخبیر نبّانی انهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض.»؛
«پیروان برادرم «
موسی» هفتاد و یک فرقه، و پیروان برادرم «
عیسی» هفتاد و دو گروه شدند و به زودی امت من، هفتاد و سه تیره میشوند که به جز یک تیره، همگی نابودند. وقتی
مسلمانان این سخن را شنیدند، درمانده شدند، صدای
گریه آنان بلند شد و رو به پیامبر آوردند و گفتند: ای پیامبر خدا، بعد از تو، راه نجات برای ما چگونه است و گروه رستگار را چگونه بشناسیم تا بر ان اعتماد کنیم؟
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: من در میان شما دو چیز گرانبهاء میگذارم، اگر به آن چنگ زدید، هرگز پس از من گمراه نمیشوید، کتاب خدا و عترت و اهل بیت من. خدای لطیف و خبیر به من خبر داده که این دو، هرگز از هم جدا نمیشوند تا نزد حوض، بر من وارد شوند.»
•
سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۱، ص۴۱۶.