• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

حقوق مکتسبه طبیعی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





حقوق مكتسبه طبيعى، از مسائل مطرح در فقه سیاسی است.
حقوق انسان از جانب خدا از سه منشأ الهی ناشی می‌شود:
• حقوق ذاتی از خلقت و صفات رحمانی؛
• حقوق اکتسابی از اعمال بر اساس وعده‌های الهی؛
• حقوق ناشی از تلاش شخصی که عدلیه آن را استحقاق ذاتی و اشاعره آن را منوط به اراده خدا می‌دانند.
حقوق انسان در برابر جهان و طبیعت می‌تواند کاری کند انسان از منابع طبیعی بهره‌برداری کند به شرط اینکه این استفاده به حقوق دیگران آسیب نرساند.
حق انسان بر خود فراتر از مالکیت صرف است و شامل حق استفاده مادی و معنوی از بدن و استعدادها، حق رشد و تصرف در جهت کمال و حق فطری تعیین سرنوشت است.
با این حال، این حقوق با ممنوعیت‌هایی همراه است که شامل پرهیز از خودآزاری، خودفروشیT بردگی، و مهم‌تر از همه، حفظ کرامت و عزت نفس در برابر تحقیر و بهره‌کشی نا مشروع می‌شود.



حقوق عمومى به معنى حقوقى است كه هر انسان شهروند از آن برخوردار بوده و يا مى‌تواند برخوردار باشد و به طور كلى در چند دسته قابل تقسيم‌بندى است.
حقوق طبيعى انسان از طرق زير كسب مى‌شود:

۱.۱ - حقوق انسان از جانب خدا

حقوق انسان از جانب خدا سه قسم دارد:

۱.۱.۱ - حقوق فطری

حقوقی که از مخلوق بدون انسان و خالقیت خدا و صفات رحمانی الهی ناشی می‌شود مانند حق رزق.

۱.۱.۲ - حقوق اکتسابی

حقوقی که از اعمال و صفات اکتسابی انسان بر اساس وعده‌های الهی عاید او می‌گردد، مانند حقوق ناشی از صبر، ایمان، جهاد، تقوا و دعا که در نصوص اسلامی برای هر کدام از این صفات و اعمال وعده‌های ویژه‌ای داده شده که موجب ایجاد حق می‌باشد.

۱.۱.۳ - استحقاق بر اساس سعی

حقوقی که از تلاش و سعی انسان و به عنوان نتیجه و حاصل عمل به وجود می‌آید و در حقیقت بنابر نظریه «عدلیه» هر شخص به وجود آورنده عمل صالح استحقاق ذاتی برخورداری از آثار آن را دارد و این آثار به طور طبیعی بر خواسته از نفس عمل می‌باشد: (اَنْ لَیْسَ لِلْاِنْسانِ اِلاّٰ ما سَعی.)
بنابر نظریه اشاعره، نتایج و آثار اعمال انسان در دست خداست، او می‌تواند نیکوکار را مجازات و خلافکار را ماجور دارد.

۱.۲ - حقوق انسان در برابر جهان و طبیعت

انسان هوشمند به دلیل توان تعقل و تصرف در جهان و طبیعت آیا همان‌گونه که از حق‌ اندیشیدن درباره جهان و انواع پدیده‌های آن برخوردار است از حق تصرف در این عرصه پهناور نیز برخوردار می‌باشد.
در پاسخ این سؤال اگر از راه‌های استدلال عقلی نتوانیم به نتیجه مثبت برسیم بی‌گمان با تامل در نصوص اسلامی می‌توان به جواب مطلوب رسید.

۱.۲.۱ - حقوق انسان در قرآن

قرآن به صراحت، این حق را برای انسان به رسمیت شناخته که با سر پنجه علم و فناوری به استفاده از مواهب طبیعت و نیروهای نهفته در پدیده‌های جهان بپردازد و هر نوع تصرف سودمند و به نفع خود و بشریت را تا آنجا که مزاحم حقوق دیگران نباشد به انجام رساند:
(وَ سَخَّرَ لَکُمُ اَلْفُلْکَ‌

• {{(آیه):وَسَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَیْنِ)
(اَ لَمْ تَرَ اَنَّ الله سَخَّرَ لَکُمْ مٰا فِی اَلْاَرْضِ)
}}


۱.۲.۲ - مصادیق حقوق انسان

۱. حق کنجکاوی در اسرار آفرینش، خواص و آثار کائنات و همه پدیده‌های جهان آفرینش اعم از انسان و جهان.
۲. حق بهره‌وری از امکانات، نیروها و اجزاء جهان آفرینش به صورت جهت‌دار که در راستای خیر و مصلحت برای عموم انسان‌ها مفید بوده و حداقل برای بشریت زیان‌بار نباشد.
۳. حق تصرف در این عرصه پهناور و ایجاد تغییرات مطلوب در درون پدیده‌ها و یا در روابط فیما بین آنها.
۴. حق تملک تا آنجا که مضرّ به حق انتفاع دیگران نباشد و مخالف با موازین دیگر و به ویژه حدود مالکیت که در شرع به طور کاملاً دقیق تعیین‌شده محسوب نشود.
۵. حق اولویت (تحجیر و حیازت) که به مقتضای حق تصرف و حق تملک طبق قواعد شرع به وجود می‌آید.


۱.۳ - حق انسان برخود

منظور از حق انسان بر خود تنها، مساله مالکیت نیست که از ابتداء قابل مناقشه و حتی نفی باشد.
حق مالکیت هر فرد نسبت به خود از جمله مسائل دشوار حقوقی است که بر اساس قواعد عمومی فقه و نیز با دلیل خاص نیز نمی‌توان آن را به اثبات رسانید.
یکی از آثار حق مالکیت هر انسان بر خود، امکان و مشروعیت فروش اعضای بدن است که امروز به طور رایج به آن عمل می‌شود و در قوانین بسیاری از کشورها نیز، مشروعیت آن پیش‌بینی شده است.
ناگفته نماند که مساله مالکیت انسان بر بدن خود مطلبی جدا از مشروعیت واگذاری اعضای بدن می‌باشد.
ممکن است مساله دوم از دیدگاه فقهی به نحو اباحه تصرف، آنگونه که فقها در مساله معاطات بیان نموده‌اند قابل حل باشد به این معنی که واگذارکننده عضو بدون آنکه خود مالک باشد و یا قصد تملیک عضو به دیگری را داشته باشد با واگذاری عضو، طرف مقصد را در تصرف در عضو مجاز می‌نماید و یا از طریق اجاره می‌توان با اجیر درآوردن خود، مشکل واگذاری عضو را حل نمود.

۱.۳.۱ - انواع حق انسان نسبت به خود

انسان نسبت به خود حقوقی دارد که برخی از آنها عبارت است از:
۱. حق استفاده از اعضای بدن به نحو مادی و معنوی طبق مقررات از پیش تعیین‌شده:
این حق حتی می‌تواند به صورت استیجاری‌ استیفا شود و شخص، بخشی از توان و کار معنوی و مادی خود را به دیگری واگذار نماید.
بسیاری از آزادی‌ها از این حق ناشی می‌گردد.
۲. حق اعضای بدن که باید هر انسانی این حقوق را درباره اعضای بدن خود حتی استعدادهایی که در او نهفته رعایت نماید.
بخشی از این حقوق در رساله حقوق منسوب به امام سجاد (علیه‌السّلام) به تفصیل بیان شده است.
در کتاب‌های اخلاقی مانند: احیاء علوم الدین، تالیف غزالی و المحجة البیضاء، تالیف ملا محسن فیض کاشانی، آمده است.
۳. حق تصرف در جهت رشد و ایجاد کیفیت بهتر در بدن و اجزای آن و همچنین تصرفات روحی و معنوی به گونه‌ای که با موازین شرع تعارض نداشته باشد.
۴. حق تعیین سرنوشت که در حقیقت همان حق اختیار است که به صورت فطری از جانب خالق متعال در سرشت هر انسان به ودیعه نهاده شده است.
این حق خود منشا بسیاری از حقوق و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی است.


۱.۳.۲ - حقوق ممنوعه انسان نسبت به خود

در دیدگاه اسلامی، انسان درباره خود از برخی حقوق محروم بوده و مجاز به استفاده از آنها نیست از آن جمله است:

۱.۳.۲.۱ - منع آسیب‌رسانی به خود

انسان حق اضرار به خود به نحو غیر معقول و غیر قابل جبران را ندارد تحریم خودآزاری و خودکشی از این مقوله به شمار می‌آید.
اطلاق قاعده نفی ضرر، موارد انسان در حق خود را نیز شامل می‌شود.

۱.۳.۲.۲ - منع بردگی و خودفروشی

حق خودفروشی و تعبید به معنی خود را برده وار در اختیار دیگری قرار دادن و اجازه استثمار از خود به دیگری دادن به گونه‌ای که سود آن یک جانبه بوده و فاقد هدف مادی و معنوی معقول باشد: «وَلاَ تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَقَدْ جَعَلَكَ اللهُ حُرّاً.»

۱.۳.۲.۳ - حرمت خوار ساختن و تحقیر خویش

اذلال و خوارنمودن خود و تن به پستی دادن به هر طریقی که به کرامت و شخصیت انسان لطمه وارد آورد:
«ان الله تبارک و تعالی فوض الی الموقن کل شیء الا اذلال نفسه.»
در برخی از تعالیم وارده در نصوص اسلامی اقدام انسان به کاری که توانایی آن را ندارد. و یا انجام کاری که منجر به عذر خواهی می‌شود از موارد اذلال نفس به شمار آمده است.

۱.۳.۲.۴ - منع بهره‌کشی نامشروع از وجود خویش

بهره‌کشی‌هایی که انسان از توانایی‌ها و امکانات وجود خود به طور نا مشروع و در جهت اضرار به دیگران انجام می‌دهد.


۱. نجم، سوره۵۳، آیه۳۹.    
۲. ابراهیم، سوره۱۴، آیه۳۲.    
۳. ابراهیم، سوره۱۴، آیه۳۳.    
۴. حج، سوره۲۲، آیه۶۵.    
۵. انصاری، مرتضی، مکاسب و کتاب البیع و معاطات، ج۳، ص۷.    
۶. سیدرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ص۶۴۷، نامه۳۱.    
۷. طبرسی، علی بن حسن‌، مشکاة الانوار، ص۲۴۵.    
۸. طبرسی، علی بن حسن‌، مشکاة الانوار، ص۲۴۵.    
۹. طبرسی، علی بن حسن‌، مشکاة الانوار، ص۲۴۴.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۷، ص۱۲۷-۱۳۱.    






جعبه ابزار