• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

حمویة بن علی (دانشنامه)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




حمویة‌ بن علی از امیران نامدار سامانی و سپهسالار خراسان بود که در اسفراین، از توابع نیشابور، زاده شد. او در آغاز زندگی تنگدست بود، اما بعدها به خدمت امیران سامانی درآمد و در روزگار نصر بن احمد به مقام سپهسالاری خراسان رسید.
حمویه در تثبیت قدرت سامانیان نقش مهمی داشت و با سرکوب شورش‌هایی چون قیام اسحاق‌ بن احمد، حسین‌ بن علی مرورودی، احمد بن سهل و لیلی بن نعمان، اقتدار دولت سامانی را استوار کرد.
او در نیشابور مستقر بود و از فرماندهان کاردان و دوراندیش به‌شمار می‌رفت. در منابع از احترام او به علویان و علاقه‌اش به زیارت امام رضا (علیه‌السلام) نیز یاد شده است. حمویه آثار و اوقافی در نیشابور، از جمله بیمارستانی، بر جای گذاشت. فرزندان و نوادگان او نیز در دوره‌های بعد در دستگاه‌های سیاسی و اداری حضور داشتند و برخی از اعقاب این خاندان در سده‌های بعد به شام و مصر مهاجرت کردند و در عرصه‌های علمی و صوفیانه شهرت یافتند.



حَمُّویة‌ بن علی، از امرای سامانیان و سپهسالار خراسان بود. نام او را حَموَیَّه
[۲] محمد بن منوّر، اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، بخش ۲، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۶۹۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
و حمویة‌ بن اسد بن علی
[۳] میرخواند، ج ۴، ص ۳۱.
نیز ضبط کرده‌اند. کنیه وی ابوجعفر بود و با القاب سلطان و کوسا نیز معرفی شده است.
[۵] محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص ۲۱۶، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۷۵ش
حمویة در اسفراین، از توابع نیشابور، به دنیا آمد
[۶] محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص۲۱۶، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۷۵ش
. از آغاز زندگی‌اش اطلاع روشنی نیست. او خود را از تبار انوشیروان ساسانی می‌دانست و خود را به اسفراین (که اعقاب انوشیروان در آنجا می‌زیستند) نسبت می‌داد.
[۷] محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص۲۱۶، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۷۵ش



براساس روایتی که از حمویة‌ بن علی نقل شده، او در جوانی تنگدست بود و روزی در حالی که جامه‌ای پاره بر تن داشت، به زیارت مشهد امام رضا (علیه‌السلام) رفت و از خدا خواست که به او حکومت خراسان را بدهد و خدا دعای وی را اجابت کرد. چندی بعد، حمویه از امرای بزرگ سامانیان گردید و به خدمت اسماعیل‌ بن احمد، احمد بن اسماعیل و نصر بن احمد درآمد.
[۱۰] محمد بن جعفر نرشخی، تاریخ بخارا، تعلیقات مدرس رضوی، ص ۳۲۳، ترجمه ابونصر احمد بن محمد بن نصر قباوی، تلخیص محمد بن زفر بن عمر، چاپ مدرس رضوی، تهران ۱۳۵۱ش.

نخستین‌بار، از حمویة‌ بن علی در رویدادهای سال ۲۷۲ق یاد شده است. در این سال، روابط نصر بن احمد با برادر کهترش، اسماعیل‌ بن احمد حاکم بخارا، به تیرگی انجامید. نصر به بخارا لشکر کشید. اسماعیل، حمویه را نزد رافع‌ بن هَرْثَمه، والی خراسان، فرستاد و از او یاری خواست. رافع با لشکر خود به بخارا آمد و حمویه از بیم آنکه رافع در صورت پیروزی، ماوراءالنهر را تصرف کند، او را به میانجیگری برای آشتی بین نصر بن احمد و اسماعیل‌ بن احمد تشویق کرد. پس از صلح آن دو، رافع به خراسان بازگشت.
پس از این واقعه تا سال ۳۰۱ق، هیچ اطلاعی از حمویة‌ بن علی در منابع تاریخی نیامده است. در این سال، نصر بن احمد (نصر دوم) در هشت سالگی به امارت رسید و حمویه سپهسالار (صاحب‌الجیش) خراسان شد. او را صاحب وجود خراسان نیز می‌نامیدند. وی در نیشابور مستقر بود.

به‌سبب خردسالی نصر بن احمد، مدعیان با او به مخالفت برخاستند. حمویه و دیگر سرداران سامانی، آنان را سرکوب، و پایه‌های حکومت نصر را مستحکم کردند. حمویه در سال ۳۰۱ق قیام اسحاق‌ بن احمد، عموی نصر، را فرونشاند.
[۱۶] عبدالحی‌بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، ص ۳۳۱، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ش
[۱۷] ابن‌ماکولا، الاکمال فی رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف من الاسماء و الکنی و الانساب، ج ۵، ص ۱۴۹، چاپ عبدالرحمان‌بن یحیی معلمی‌یمانی، حیدرآباد، دکن ۱۳۸۱ـ۱۴۰۶/ ۱۹۶۲ـ۱۹۸۶

در سال ۳۰۲ق ، حسین‌ بن علی مرورودی، سردار سامانی، بر ضد امیر نصر شورید و منصور، پسر اسحاق‌ بن احمد، را به حکومت رساند و در نیشابور به نام او خطبه خواند. حمویه به نیشابور لشکر کشید. در این هنگام، منصور بن اسحاق به‌طور مرموزی درگذشت و حسین‌ بن علی مرورودی به هرات گریخت. در سال ۳۰۶ق، حسین‌ بن علی مرورودی بار دیگر در نیشابور قیام کرد. این بار نصر، احمد بن سهل (سردار سامانی) را به دفع او فرستاد. احمد بن سهل او را دستگیر کرد، اما چون امیر نصر به وعده‌های خود وفا نکرد، احمد بن سهل نیز شورید و بر نیشابور و گرگان و مرو چیره شد. در پی آن، حمویه از بخارا به جنگ وی رفت و در رجب سال ۳۰۷ق در حَوزان (حوران)، نزدیک مرورود، لشکر احمد را شکست داد و او را به اسارت به بخارا فرستاد.
[۲۰] عبدالحی‌بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، ص ۳۳۴، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ش

در سال ۳۰۸ق لَیلی بن نُعمان، سردار حسن‌ بن قاسم‌ بن حسن (داعی صغیر)، گرگان را از تصرف سامانیان درآورد و به دستور حسن‌ بن قاسم، در ذیحجه سال ۳۰۸ق نیشابور را گرفت. امیر نصر حمویه را از بخارا به جنگ لیلی فرستاد. حمویه در طوس با سپاهیان لیلی روبه‌رو شد. بسیاری از لشکریان حمویه در این جنگ پراکنده شدند، اما او به مرو رفت و سرانجام لیلی را شکست داد و در ربیع‌الاول سال ۳۰۹ق او را به قتل رساند. پس از این رویداد، ابن‌ فضلان (سفیر خلیفه مقتدر عباسی) به نیشابور رسید و با حمویه، سپهسالار سامانی در خراسان، دیدار کرد.

هنگامی که حمویه سپهسالار خراسان بود، یکی از سادات سرشناس علوی، به نام ابو الحسین محمد بن احمد زُباری، در نیشابور ادعای خلافت نمود و ده و به قولی بیست هزار تن از نیشابوریان با وی بیعت کردند، اما پیش از آنکه وی قیام خود را آشکار سازد، برادرش، ابو علی، وی را دستگیر و تسلیم جانشین حمویه نمود. او نزدیک یک سال در بخارا محبوس بود تا آنکه حمویة‌ بن علی به‌سبب احترامی که برای خاندان پیامبر اکرم قائل بود، نزد امیرنصر شفاعت نمود و زُباری را آزاد و مقرری ماهانه‌ای برای وی تعیین کرد و سپس روانه نیشابور شد.
[۲۷] ابن‌عنبه، الفصول الفخریه، ص ۱۹۴، چاپ جلال‌الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۶۳ش

به‌جز این روایت (که از تمایلات شیعی یا، دست‌کم، علوی حمویة‌بن علی حکایت دارد) روایت. نیز حاکی از آن است که وی مشهد امام رضا را با برکت می‌دانست و پیوسته به زیارت آن حضرت می‌رفت و حتی پس از آنکه محمد بن زید داعی، فرمانروای علوی طبرستان، در جنگ با سپاه سامانیان در گرگان به قتل رسید، حمویه دختر خود را به ازدواج پسر وی، زید بن محمد، درآورد و او را به قصر خود فرستاد و اکرام نمود.
به نظر می‌رسد که حمویه تا پایان دهه اول سده چهارم در مقام خویش در خراسان باقی بوده است. از این‌پس، در منابع تاریخی اطلاعی از او نیست. شاید او پس از این تاریخ درگذشته باشد
[۳۱] محمدرضا ناجی، تاریخ و تمدن اسلامی در قلمرو سامانیان، ص ۱۰۶، تهران ۱۳۷۸ش
حمویه در احیا و استقرار دولت سامانیان نقش بسیار مهمی داشت.
[۳۳] محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۲۸۵، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۷۵ش

به گفته حاکم نیشابوری،
[۳۴] محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص ۲۱۶، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۷۵ش
حمویه سپهدار لشکرهای مشرق بود و هفتاد بار با مخالفان دین جهاد کرد و هر بار آن لشکرها را شکست داد و پیروز شد.

حمویه دوراندیش و زیرک بود و در جنگ و محاصره و فنون رزم درایت و مهارت بسیار داشت.
[۳۶] احمد بن علی منینی، الفتح الوهبی (شرح الیمینی)، ج ۱، ص ۲۰۶، قاهره ۱۲۸۶
[۳۷] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۱۱۹ـ۱۲۰.
[۳۸] عبدالحی‌بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، ۳۳۴، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ش
و از سرداران و لشکریان خویش‌سان می‌دید و به امور آنان رسیدگی می‌کرد او آثار و اوقافی در نیشابور برجای گذاشت، از جمله بیمارستانی که آن را به فرمان وی ساختند.

فرزندان حمویه نیز در دربار سامانیان صاحب‌منصب بودند. پسرش، احمد، در حیات پدر در خدمت امیر نصر بود.
[۴۵] واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان‌نامه: ترکستان در عهد هجوم مغول، ج۱، ص۵۲۷، ترجمه کریم کشاورز، تهران ۱۳۶۶ش.
احمد ملقب به ابو العباس، پیشکار و مشاورِ اسماعیل (پسر و ولیعهد امیرنصر) بود. اسماعیل پیش از نصر مُرد و نوح‌ بن نصر به امارت نشست. احمد که از بدرفتاری احتمالی نوح نگران بود، به مرو رفت و یک سال پنهانی در آنجا زیست.
سرانجام، در سال ۳۳۲ق، هنگامی که نوح به مرو رفت، او را نزد وی آوردند. نوح، احمد بن حمویه را گرامی داشت و به کار گمارد، اما اندکی بعد حاکم جلیل، وزیر نوح، امیر را بر ضد وی تحریک نمود و به فرمان نوح، احمد بن حمویه را در سال ۳۳۵ق با ضربات چوب کشتند.
[۴۶] عبدالحی‌بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، ص ۳۳۹ـ۳۴۱، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ش

ابو علی حسن‌ بن احمد بن حمویه به احتمال بسیار پسر احمد بن حمویه و نواده حمویة‌ بن علی است. او در سال ۳۸۸ق، در زمان مجد الدوله دیلمی، در ری عهده‌دار منصب وزارت بود.
[۴۷] محمد بن عبدالجبار عتبی، الیمینی فی شرح اخبار السلطان یمین‌الدولة و امین‌الملة محمود الغزنوی، ص ۲۳۸ـ۲۴۵، چاپ احسان ذنون ثامری، بیروت ۱۴۲۴/۲۰۰۴
در منابع، همچنین از خواجه احمد حمّویه یاد شده که در روزگار ابوسعید ابوالخیر (۳۵۷ـ۴۴۰)، رئیس میهنه یا رئیس دشت خابران (خاوران) و از شیفتگان ابوسعید بوده است. خواجه احمد احتمالا با این خاندان پیوستگی داشته است.
[۴۹] محمد بن منوّر، اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، بخش ۱، ص ۱۵۳، ۱۸۵ـ۱۸۷، بخش ۲، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۶۹۷ـ۶۹۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
[۵۰] محمد بن منوّر، اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، بخش ۱، ص ۱۶۰، ۱۸۵ـ۱۸۷، بخش ۲، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۶۹۷ـ۶۹۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
[۵۱] لطف‌اللّه‌بن ابی‌سعید ابوروح، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، ص ۵۲، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۱۳۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
[۵۲] لطف‌اللّه‌بن ابی‌سعید ابوروح، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، ص ۶۶، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۱۳۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
[۵۳] لطف‌اللّه‌بن ابی‌سعید ابوروح، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، ص ۸۷، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۱۳۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
[۵۴] لطف‌اللّه‌بن ابی‌سعید ابوروح، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، ص ۹۰، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۱۳۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش

علی‌ بن زید بیهقی ضمن نام بردن از روستای حمویه‌آباد در نزدیکی نیشابور، از افرادی با نام حمویه یا نسبت حمویی در سده چهارم یاد کرده است که احتمالا از اعقاب حمویة‌ بن علی بوده‌اند. به نظر می‌رسد، فرزندزادگان حمویة‌ بن علی بر اثر آشفتگی اوضاع خراسان، از سده ششم و به‌ویژه پس از مرگ سلطان سنجر سلجوقی (۵۵۲) و حمله غزها، جلای وطن کردند و در مصر و شامات مسکن گزیدند.
آنان که از مشاغل نظامی دست کشیده بودند، مورد احترام ملوک ایوبی قرار گرفتند. گروهی از ایشان به تصوف و گروهی نیز به علوم دیگر پرداختند و مریدان و شاگردان بسیاری داشتند.
[۵۶] سمعانی، الانساب، ج ۲، ص ۲۶۸.
[۵۷] ابن‌فُوَطی، مجمع‌الآداب فی معجم الالقاب، ج ۲، ص ۱۹۴، چاپ محمدالکاظم، تهران ۱۴۱۶


۱. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۷، ص ۲۸۱.    
۲. محمد بن منوّر، اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، بخش ۲، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۶۹۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
۳. میرخواند، ج ۴، ص ۳۱.
۴. ابن‌فضلان، رسالة ابن‌فضلان، ص ۴۵، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۳۷۹/۱۹۶۰    
۵. محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص ۲۱۶، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۷۵ش
۶. محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص۲۱۶، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۷۵ش
۷. محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص۲۱۶، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۷۵ش
۸. عبدالملک‌بن محمد ثعالبی، یتیمة‌الدهر، ج ۴، ص ۵۰۴، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳    
۹. ابن‌بابویه، عیون اخبارالرضا، ج ۲، ص ۲۸۶۲۸۷، چاپ مهدی لاجوردی، قم ۱۳۶۳ش.    
۱۰. محمد بن جعفر نرشخی، تاریخ بخارا، تعلیقات مدرس رضوی، ص ۳۲۳، ترجمه ابونصر احمد بن محمد بن نصر قباوی، تلخیص محمد بن زفر بن عمر، چاپ مدرس رضوی، تهران ۱۳۵۱ش.
۱۱. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۲۶.    
۱۲. محمد بن جعفر نرشخی، تاریخ بخارا، ص ۱۳۳.    
۱۳. مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، ص۳۰۰.    
۱۴. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۱۰، ص ۱۴۷۱۴۸.    
۱۵. محمد بن جعفر نرشخی، تاریخ بخارا، ص ۱۳۳.    
۱۶. عبدالحی‌بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، ص ۳۳۱، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ش
۱۷. ابن‌ماکولا، الاکمال فی رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف من الاسماء و الکنی و الانساب، ج ۵، ص ۱۴۹، چاپ عبدالرحمان‌بن یحیی معلمی‌یمانی، حیدرآباد، دکن ۱۳۸۱ـ۱۴۰۶/ ۱۹۶۲ـ۱۹۸۶
۱۸. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۶۳۴.    
۱۹. عثمان‌بن محمد منهاج سراج، طبقات ناصری، ج ۱، ص ۲۰۸، چاپ عبدالحی حبیبی، کابل ۱۳۴۲۱۳۴۳ش    
۲۰. عبدالحی‌بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، ص ۳۳۴، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ش
۲۱. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۶، ص۶۳۵.    
۲۲. احمد بن عبدالوهاب نویری، نهایة‌الارب فی فنون الادب، ج ۲۵، ص ۳۴۴ ۳۴۵، قاهره (۱۹۲۳۱۹۹۰.)    
۲۳. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۶، ص۶۶۹..    
۲۴. ابن‌اسفندیار، تاریخ طبرستان، ج ۱، ص ۲۷۷۲۷۸، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران(۱۳۲۰ش)    
۲۵. ابن‌فضلان، رسالة ابن‌فضلان، ص ۴۵، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۳۷۹/۱۹۶۰    
۲۶. ابن‌بابویه، عیون اخبارالرضا، ج ۲، ص ۲۸۶۲۸۷، چاپ مهدی لاجوردی، قم ۱۳۶۳ش    
۲۷. ابن‌عنبه، الفصول الفخریه، ص ۱۹۴، چاپ جلال‌الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۶۳ش
۲۸. ابن‌بابویه، عیون اخبارالرضا، ج ۲، ص ۲۸۶۲۸۷، چاپ مهدی لاجوردی، قم ۱۳۶۳ش    
۲۹. ابن‌بابویه، عیون اخبارالرضا، ج ۲، ص ۲۸۶۲۸۷، چاپ مهدی لاجوردی، قم ۱۳۶۳ش    
۳۰. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۶، ص۶۶۵.    
۳۱. محمدرضا ناجی، تاریخ و تمدن اسلامی در قلمرو سامانیان، ص ۱۰۶، تهران ۱۳۷۸ش
۳۲. عبدالملک‌بن محمد ثعالبی، یتیمة‌الدهر، ج ۴، ص ۵۰۴، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳    
۳۳. محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۲۸۵، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۷۵ش
۳۴. محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص ۲۱۶، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۷۵ش
۳۵. ع بدالملک‌بن محمد ثعالبی، یتیمة‌الدهر، ج ۴، ص ۵۰۴:چهل نبرد، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳    
۳۶. احمد بن علی منینی، الفتح الوهبی (شرح الیمینی)، ج ۱، ص ۲۰۶، قاهره ۱۲۸۶
۳۷. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۱۱۹ـ۱۲۰.
۳۸. عبدالحی‌بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، ۳۳۴، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ش
۳۹. محمد بن جعفر نرشخی، تاریخ بخارا، تعلیقات مدرس رضوی، ص ۱۳۳.    
۴۰. ابن‌بابویه، عیون اخبارالرضا، ج ۲، ص ۲۸۶۲۸۷، چاپ مهدی لاجوردی، قم ۱۳۶۳ش    
۴۱. مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، ص۳۰۰.    
۴۲. ابن‌بابویه، عیون اخبارالرضا، ج ۲، ص ۲۸۶۲۸۷، چاپ مهدی لاجوردی، قم ۱۳۶۳ش    
۴۳. عبدالملک‌بن محمد ثعالبی، یتیمة‌الدهر، ج ۴، ص ۵۰۴، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳    
۴۴. رجوع کنید به ابن‌اثیر، ج ۶، ص۳۵.    
۴۵. واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان‌نامه: ترکستان در عهد هجوم مغول، ج۱، ص۵۲۷، ترجمه کریم کشاورز، تهران ۱۳۶۶ش.
۴۶. عبدالحی‌بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، ص ۳۳۹ـ۳۴۱، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ش
۴۷. محمد بن عبدالجبار عتبی، الیمینی فی شرح اخبار السلطان یمین‌الدولة و امین‌الملة محمود الغزنوی، ص ۲۳۸ـ۲۴۵، چاپ احسان ذنون ثامری، بیروت ۱۴۲۴/۲۰۰۴
۴۸. ابن‌اسفندیار، تاریخ طبرستان، ص۳۱۳، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران(۱۳۲۰ش)    
۴۹. محمد بن منوّر، اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، بخش ۱، ص ۱۵۳، ۱۸۵ـ۱۸۷، بخش ۲، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۶۹۷ـ۶۹۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
۵۰. محمد بن منوّر، اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، بخش ۱، ص ۱۶۰، ۱۸۵ـ۱۸۷، بخش ۲، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۶۹۷ـ۶۹۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
۵۱. لطف‌اللّه‌بن ابی‌سعید ابوروح، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، ص ۵۲، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۱۳۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
۵۲. لطف‌اللّه‌بن ابی‌سعید ابوروح، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، ص ۶۶، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۱۳۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
۵۳. لطف‌اللّه‌بن ابی‌سعید ابوروح، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، ص ۸۷، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۱۳۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
۵۴. لطف‌اللّه‌بن ابی‌سعید ابوروح، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، ص ۹۰، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص ۱۳۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش
۵۵. ۱۰. آباد علی‌بن زید بیهقی، کتاب تاریخ بیهق، ص۱۵۰، چاپ کلیم‌اللّه حسینی، حیدرآباد ۱۳۸۸/۱۹۶۸؛    
۵۶. سمعانی، الانساب، ج ۲، ص ۲۶۸.
۵۷. ابن‌فُوَطی، مجمع‌الآداب فی معجم الالقاب، ج ۲، ص ۱۹۴، چاپ محمدالکاظم، تهران ۱۴۱۶
۵۸. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج ۱۹، ص ۵۹۷۵۹۸.    
۵۹. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲۲، ص۷۹.    
۶۰. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲۳، ص۹۶۹۷.    



۱. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ؛
۲. ابن‌اسفندیار، تاریخ طبرستان، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران(۱۳۲۰ش)؛
۳. ابن‌بابویه، عیون اخبارالرضا، چاپ مهدی لاجوردی، قم ۱۳۶۳ش؛
۴. ابن‌عنبه، الفصول الفخریه، چاپ جلال‌الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۶۳ش؛
۵. ابن‌فضلان، رسالة ابن‌فضلان، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۳۷۹/۱۹۶۰؛
۶. ابن‌فُوَطی، مجمع‌الآداب فی معجم الالقاب، چاپ محمدالکاظم، تهران ۱۴۱۶؛
۷. ابن‌ماکولا، الاکمال فی رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف من الاسماء و الکنی و الانساب، چاپ عبدالرحمان‌بن یحیی معلمی‌یمانی، حیدرآباد، دکن ۱۳۸۱ـ۱۴۰۶/ ۱۹۶۲ـ۱۹۸۶؛
۸. لطف‌اللّه‌بن ابی‌سعید ابوروح، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش؛
۹. واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان‌نامه: ترکستان در عهد هجوم مغول، ترجمه کریم کشاورز، تهران ۱۳۶۶ش؛
۱۰. علی‌بن زید بیهقی، کتاب تاریخ بیهق، چاپ کلیم‌اللّه حسینی، حیدرآباد ۱۳۸۸/۱۹۶۸؛
۱۱. عبدالملک‌بن محمد ثعالبی، یتیمة‌الدهر، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۱۲. محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۷۵ش؛
۱۳. ذهبی، تاریخ الاسلام؛
۱۴. سمعانی، الانساب؛
۱۵. طبری، تاریخ (بیروت)؛
۱۶. محمد بن عبدالجبار عتبی، الیمینی فی شرح اخبار السلطان یمین‌الدولة و امین‌الملة محمود الغزنوی، چاپ احسان ذنون ثامری، بیروت ۱۴۲۴/۲۰۰۴؛
۱۷. عبدالحی‌بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ش؛
۱۸. محمد بن منوّر، اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش؛
۱۹. مسکویه، تجارب الامم و تعاقب الهمم؛
۲۰. مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم؛
۲۱. عثمان‌بن محمد منهاج سراج، طبقات ناصری، چاپ عبدالحی حبیبی، کابل ۱۳۴۲ـ۱۳۴۳ش؛
۲۲. احمد بن علی منینی، الفتح الوهبی (شرح الیمینی)، قاهره ۱۲۸۶؛
۲۳. میرخواند؛
۲۴. محمدرضا ناجی، تاریخ و تمدن اسلامی در قلمرو سامانیان، تهران ۱۳۷۸ش؛
۲۵. محمد بن جعفر نرشخی، تاریخ بخارا، ترجمه ابونصر احمد بن محمد بن نصر قباوی، تلخیص محمد بن زفر بن عمر، چاپ مدرس رضوی، تهران ۱۳۵۱ش؛
۲۶. احمد بن عبدالوهاب نویری، نهایة‌الارب فی فنون الادب، قاهره (۱۹۲۳ـ۱۹۹۰.)؛


• دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دایرة المعرف اسلامی، برگرفته از مقاله «حمویة بن علی».    


رده‌های این صفحه : مقالات دانشنامه جهان اسلام




جعبه ابزار