حکم تکلیفی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حکم تکلیفى در برابر
حکم وضعیحکم وضعى مقابل حکم تکلیفی است
است و عبارت است از حکمى شرعى که مستقیم به فعل مکلّف تعلّق مى‌گیرد.
حکم تکلیفى به
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
، ،
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
،
کراهتکَراهت به فتح کاف یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
و
اباحهاباحه به معنی مباح کردن است
تقسیم مى‌شود.


تعریف حکم تکلیفی



حکم تکلیفى، در برابر
حکم وضعیحکم وضعى مقابل حکم تکلیفی است
عبارت است از حکمى شرعى که مستقیم به فعل مکلّف تعلّق مى‌گیرد؛ و وظیفۀ او را در ابعاد مختلف زندگى، اعم از شخصى، عبادى، خانوادگى، اقتصادى و سیاسى مشخص مى‌سازد، مانند
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
نوشیدن ، وجوب
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
، وجوب
انفاقانفاق، یکی از فضایل اخلاقی که در اسلام به طور مکرر به آن سفارش شده است، و در قرآن نیز به آن پرداخته شده است
بر بعضى از نزدیکان و اباحۀ احیاى
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
موات و وجوب عادل بودن
حاکمبه انشاء کننده حکم حاکم می‌گویند
. از این عنوان در اصول فقه سخن گفته‌اند.

اقسام حکم تکلیفی



حکم تکلیفى به وجوب، استحباب، حرمت، کراهت و اباحه تقسیم مى‌شود.

← وجوب


وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
عبارت است از الزام
شارعبه وضع کننده قوانین شرعی شارع‏ می‌گویند که در اصطلاح به خداوند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اطلاق می شود
، مکلّف را به عملى همچون
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
،
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
و
حجحج یکی از فروع دین است
؛ در نتیجه
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
به فعلى گفته مى‌شود که
شارعبه وضع کننده قوانین شرعی شارع‏ می‌گویند که در اصطلاح به خداوند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اطلاق می شود
به گونۀ الزامى آن را از مکلّف خواسته است، بدون آنکه در ترک آن- جز در حال ضرورت- رخصتى به وى داده باشد.

← استحباب


عبارت است از اینکه شارع انجام دادن کارى را از مکلّف بخواهد؛ بدون آنکه الزامى در کار باشد؛ در نتیجه به فعلى گفته مى‌شود که شارع‌ آن را از مکلّف خواسته، لیکن رخصت ترک آن را نیز به وى داده است، مانند
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
نافلهنافله به کار مستحبی، کار نیکو، که بر انسان واجب نیست
.

← حرمت


حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
عبارت است از الزام شارع، مکلّف را به اجتناب از عملى همچون
دروغ==تعریف دروغ== دروغ در لغت به معنای سخن نادرست، برگزیده فرهنگ قرآن، ص۳۶۹
و
غیبتغیبت یکی از رذایل اخلاقی است که در تعالیم اخلاقی دین مبین اسلام به شدت از آننهی شده است
؛ در نتیجه
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
به فعلى گفته مى‌شود که شارع به گونۀ الزامى ترک آن را از مکلّف خواسته است، یعنى رخصتى در فعل آن- جز در حال ضرورت- به وى نداده است.

← کراهت


کراهتکَراهت به فتح کاف یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
عبارت است از نهى شارع، مکلّف را از انجام دادن کارى با رخصت ارتکاب آن؛ در نتیجه
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
به فعلى
اطلاقصدور کلام از گوینده بدون قید یا شرطی را اطلاق گویند
مى‌گردد که شارع از آن نهى کرده، لیکن رخصت انجام دادن آن را نیز داده است، مانند
آروغآروغ یا باد گلو -که در زبان عربی به آن تجشّؤ می گویند- به باد معده برآمده از گلو اطلاق می‌شود و به مناسبت از این عنوان در بابهای صلات، صوم و اطعمه و اشربه سخن گفته شده است
زدن روبه آسمان.

← اباحه


اباحهاباحه به معنی مباح کردن است
عبارت است از مخیّر کردن شارع، مکلّف را بین فعل و ترک عملى بدون ترجیح یکى بر دیگرى؛ در نتیجه به عملى
اطلاقصدور کلام از گوینده بدون قید یا شرطی را اطلاق گویند
مى‌شود که فعل و ترک آن بر مکلّف به طور یکسان روا است، مانند راه رفتن قطع نظر از احکام عارضى آن.

شرایط تعلق تکلیف



تعلّق
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
تکلیفى به انسان منوط به تحقق شرایط تکلیف است؛ از این رو، انسان غیر بالغ، دیوانه و ناتوان مکلّف به عمل به آن نیست. (
اهلیّتاهلیّت همان شایستگى و استحقاق است
)

پانویس


 
۱. المعالم الجدیدة، ص۱۰۰.    
۲. دروس فی علم الاصول ج۱، ص۵۳.    
۳. الاصول العامة، ص۵۸ تا۶۵.    
۴. دروس فی علم الاصول ج۱، ص۵۴.    
۵. اوثق الوسائل، ص۴۷۶.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۳، ص۳۵۵ و ۳۵۶.    


رده‌های این صفحه : اصول




جعبه ابزار