• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

خسرو قاسمیان (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





خسرو قاسمیان متخلص به «حامد» شاعر و عضو هیئت علمی دانشگاه (متولد ۱۳۳۶، فراشبند فارس).
دارای کارشناسی ارشد ادبیات فارسی که سرودن شعر را به طور جدی از سال ۱۳۶۱ (با تأثیر از نصرالله مردانی) آغاز کرد و اشعارش به صورت پراکنده در نشریات و مجموعه‌ها منتشر شده است.



خسرو قاسمیان متخلص به «حامد» به سال ۱۳۳۶ ه‌. ش در «فراشبند» فارس به دنیا آمد.
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود و جهرم و شیراز به انجام رسانید و به خدمت آموزش و پرورش درآمد و در سال ۱۳۷۲ موفق به دریافت دانشنامه‌ی فوق لیسانس در زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه شیراز شد و اکنون عضو هیات علمی بخش فارس دانشگاه علوم پزشکی شیراز می‌باشد.
او دارای قریحه‌ی شاعری است.
[۱] امداد، حسن، سیمای شاعران فارس در هزار سال، ج۲، ص۱۲۳۰.



از سال ۱۳۶۱ شمسی و با تاثیرپذیری از نصراللّه مردانی به صورت جدّی به سرودن پرداخت.
شعرهای او به صورت پراکنده در نشریات مختلف و برخی از مجموعه شعرهای گردآوری شده انتشار یافته است.


در ادامه، نمونه‌هایی از سروده‌های او آمده است.
آسمان آکنده بود از بوی غم • • • • • داشت گردون در بغل زانوی غم
رنگ از رخسار هستی می‌پرید • • • • • عالمی را غصه در خون می‌کشید
چهره‌ی خندان گل پژمرده بود • • • • • باغ و راغ و بوستان افسرده بود
مرغ آزادی فتاده در قفس • • • • • کس نبودش در جهان فریادرس
از حقیقت در جهان نامی نبود • • • • • خلق را از ظلم آرامی نبود
کار با زور و زر و تزویر بود • • • • • زندگانی پای در زنجیر بود
چرخ می‌زد سکه با نام ستم • • • • • دور گردون بود بر کام ستم
سینه مالامال آه سرد بود • • • • • درد بود و درد بود و درد بود
تا عیان شد آفتاب مشرقین • • • • • جلوه‌ی نور خدا یعنی حسین
سرور آزادگان روزگار • • • • • سرخ‌پوش عرصه‌های کارزار
داشت در‌اندیشه طرح انقلاب • • • • • تا کند نقش ستم نقش بر آب
سر به پیش‌انداخت در شام سیاه • • • • • راه رفتن باز شد بر آن سپاه
چون سخن از کشتن آمد در میان • • • • • گشت خلوت دور آن سرو روان
هرکسی در خلوت آن شام تار • • • • • فرصتی می‌یافت از بهر فرار
دشمنان از دوستان باید شناخت • • • • • هر که را در امتحان باید شناخت
ننگتان‌ای کوفیان بی‌وفا • • • • • عهد و پیمان و جفاکاری چرا؟
بی‌وفایان، زان جفا کاری چه سود؟ • • • • • نامه‌ها بهر وفاداری چه سود؟
غیر هفتاد و دو تن پروانه‌وار • • • • • کس نماند از آن گروه بی‌شمار
شمع را پروانه گیرد در میان • • • • • عاشقان را نیست پروائی ز جان
جام صبر عاشقان لبریز بود • • • • • شوق وصل دوست شورانگیز بود
هرچه داریم از حسین و کربلاست • • • • • کربلا شیرازه‌ی آئین ماست
[۲] میرجعفری، سید اکبر، شب شعر عاشورا، ص۹۵-۹۹.
زمانه داشت به دل اضطراب عاشورا • • • • • شکست خواب زمین در شتاب عاشورا
شفق دمید و گریبان صبحدم زد چاک • • • • • شکفت در دل خون، آفتاب عاشورا
غبار حادثه پیچید در هوای خطر • • • • • گرفت دامن پرپیچ و تاب عاشورا
در آن دیار که طوفان فتنه برمی‌خاست • • • • • به خون نشست گل انقلاب عاشورا
فغان که لرزه در ارکان آسمان افکند • • • • • صدای العطش و آب آب عاشورا
هنوز لاله‌ی دل بوی سوختن دارد • • • • • ز داغ تشنه لبِ دل کباب عاشورا
درون پرده‌ی غم داشت ناله‌ی جان سوز • • • • • به تیر حادثه قلب رباب عاشورا
به شوق شاهد فردا شهید حجله‌ی عشق • • • • • گرفت در کف هستی خضاب عاشورا
گرفت رنگ ابد در نگارخانه‌ی غیب • • • • • شکوه نقش شهیدان به قاب عاشورا
به یاد ساقی لب تشنه جوش خون دارد • • • • • درون ساغر دلها شراب عاشورا
در این معامله تدبیر عشق می‌خندد • • • • • به عقل مات شده در حساب عاشورا
صدای شیهه‌ی اسبان بی‌سوار آید • • • • • کجاست آن که بگیرد رکاب عاشورا
به رنگ حادثه بنوشت خامه‌ی «حامد» • • • • • چکامه‌های بلند کتاب عاشورا
[۳] فضل‌الله، سید محمدحسین، حدیث باب عاشورا، ص۲۱۰.



۱. امداد، حسن، سیمای شاعران فارس در هزار سال، ج۲، ص۱۲۳۰.
۲. میرجعفری، سید اکبر، شب شعر عاشورا، ص۹۵-۹۹.
۳. فضل‌الله، سید محمدحسین، حدیث باب عاشورا، ص۲۱۰.



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۵۲۳.    






جعبه ابزار