خطا

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



خطا در دو معنا استعمال شده است. از
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
خطا در بابهای بسیاری نظیر
اجتهادواژه مجتهد از کلمه «اجتهاد» مشتق شده‌است
و
تقلیدتقلید مصدر «قلّد» به معناى انداختن گردنبند و یا قلاده به گردن کسى است و «تقلید بَدَنه» به معناى آن است که قلاده و یا نشانه اى به گردن شتر قربانى بیندازند، به نشانه آن که قربانی حج است
، ، ، ،
حجحج یکی از فروع دین است
،
صیدصید در لغت و به تبع در کلمات فقها به معنای شکار حیوان وحشی و نیز خود حیوان وحشی آمده است
و ذباحه، ، شهادات و
دیاتدیات اموال ثابت بر ذمه انسان به سبب جنایت بر انسان آزاد می‌باشد
سخن گفته‏اند.


معانی خطا



۱-ارتکاب عملی بدون قصد
۲-
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
.

تفاوت خطا به معنای نخست با سهو، فراموشی و غفلت



تفاوت خطا به معنای نخست با
سهوغفلت و متذکر نشدن را سَهْو گویند
، و در این است که متعلّق خطا فعل خارجی است؛ در حالی که سهو و مانند آن به نفس آدمی تعلّق می‏گیرد.
البته سهو،
نسیاننسیان به معنای فراموشی است و در قرآن چندین بار به کار رفته است
و غفلت از اسباب خطا به شمار می‏روند.

حکم تکلیفی خطا



کاری که از روی خطا انجام می‏گیرد بخشوده است و خطا کار بر آن مؤاخذه نمی‏شود؛ خواه در ارتباط با خود فرد باشد، مانند آنکه را به گمان
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
بودن بنوشد، یا در ارتباط با دیگری، مثل اینکه به اشتباه در مال کسی تصرّف کند.

خطا در اجتهاد



خطای
مجتهدشخص دارای ملکه استنباط حکم شرعی فرعی از منابع معتبر را مجتهد گویند
در از
ادلهوسایل استنباط حجت شرعی یا حکم شرعی (واقعی) ادله نامیده می شود
آن را امکان پذیر می‏دانند. طرح بحث «
اجزاءاجزاء کفايت امتثال امری از امر ديگر گویند
» در فرض کشف خطا در همین راستا است؛ بدین معنا که با کشف خطا در مفاد به دست آمده از
امارهاماره دلیل ظنّى معتبر است که از آن به دلیل علمی نیز تعبیر می شود
یا اصل آیا اعمال انجام گرفته طبق آن
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
، کفایت می‏کند و به
اعادهاعاده در دو معنا به کار رفته است: ۱
و نیست یا کفایت نمی‏کند؟
مسئله اختلافی است.

خطا در بیان یا نقل فتوا



چنانچه
مجتهدشخص دارای ملکه استنباط حکم شرعی فرعی از منابع معتبر را مجتهد گویند
در بیان فتوای خود، یا غیر مجتهد در نقل فتوای مجتهدی خطا کند، اعلام آن به کسی که از او فرا گرفته
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است.

خطا در نماز



حکم خطا در
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
بر حسب منشأ خطا که
جهلجهل‌، واژه‌ای‌ در قرآن‌ و حدیث‌، که مخالف‌ علم‌ می ‌باشد
است یا سهو و فراموشی و نیز متعلّق آن که بوده یا غیر آن؛ در اضافه آوردن
رکعتمجموع قیام، رکوع و سجود را رکعت گویند
بوده یا نقصان آن، متفاوت است.

خطا در نیّت



تحقق خطا در
نیت«نیت» عنصری است که در زمینه و مسائل متعدد مباحث علمی و اسلامی مطرح می‌شود
در اعمال عبادی بدین گونه است که آنچه در نیّت تعیین کرده اشتباه باشد؛ مانند آنکه
روزروز در معنای زمان بین طلوع فجر صادق و غروبآفتاب و نیز در معنای مقابل شب به کار رفته است
جمعههفتمین و آخرین روز از ایام هفته روز جمعه می‌باشد که آداب و احکام خاصی دارد و از احکام و اعمال آن در باب‌هایى نظیر طهارت، صلات، نکاح، اطعمه و اشربه و قضاء سخن گفته‌اند
به گمان پنج شنبه بودن، به نیّت تقدیم، غسل جمعه کند، یا مأموم در نیّت، امامی معیّن را قصد کند، سپس معلوم شود که
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
کسی دیگر بوده است، یا نمازگزاردن بر میّتی معین را قصد کند، سپس معلوم شود بر میّتی دیگر
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
خوانده است و یا نمازی را به نیّت ادا به جا آورد و سپس متوجه شود که بوده است.
برخی در همه موارد یاد شده گفته‏اند:
در صورتی که نیّت مقیّد به آنچه تعیین شده نباشد، بلکه قصد امتثال امر واقعی باشد و آنچه تعیین شده صرفا در حدّ داعی، و خطا تنها در تطبیق پیش آمده باشد، عمل عبادی انجام گرفته صحیح است.
[۳] العروة الوثقى‏ ج۲، ص۱۴۷.
[۴] العروة الوثقى‏ ج۲، ص۴۳۸.
[۵] العروة الوثقى‏ ج۳، ص۱۲۴.


خطا در افطار



هرگاه
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
دار بر اثر
تاریکیتاریکى ضد روشنایی است و از آن به مناسبت در بابهاى صلات، صوم و تجارت سخن رفته است
، قطع پیدا کند مغرب شده و روزه خود را
افطارباطل کردن روزه و رسیدن زمان گشودن روزه و همچنین خوردن اوّلین غذا بعد از مدّتی امساک را افطار می‌گویند و دو مفهوم نخست در باب صوم آمده است و از مفهوم سوم در باب صلات و صوم سخن گفته شده است
نماید و بعد معلوم شود اشتباه کرده است، در صورت ابری نبودن هوا، در
روزه واجبروزه یکی از ده عبادتی است که در اسلام مورد تأکید فراوان قرار گرفته و از فروع دین به شمار می رود
،
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است آن
روزروز در معنای زمان بین طلوع فجر صادق و غروبآفتاب و نیز در معنای مقابل شب به کار رفته است
را قضا کند، لیکن
کفارهکفاره به معنای پوشاندن می‌باشد و شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است
ندارد. برخی قضای آن را نیز واجب ندانسته‏اند و در صورت ابری بودن هوا، بنابر قول مشهور، قضا نیز بر او
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
نیست.
[۷] مستمسك العروة ج۸، ص۳۹۰-۳۹۱.
[۸] مصباح الهدى ج۸، ص۲۶۱-۲۶۶.


خطا در ارتکاب محرّمات احرام



ارتکاب محرمات احرام از روی خطا موجب ثبوت کفّاره نیست، مگر
صیدصید در لغت و به تبع در کلمات فقها به معنای شکار حیوان وحشی و نیز خود حیوان وحشی آمده است
که بنابر قول مشهور، کفّاره در آن مطلقا ثابت است، هرچند از روی خطا صورت گرفته باشد.

خطا در اتلاف



اتلاف مال دیگری موجب ثبوت
ضمانضمان از اصطلاحات بکار رفته در علم حقوق بوده و به معنای تعهد بودن شیء برعهده دیگری و برعهده گرفتن آن است
است؛ خواه از روی
عمدعمد، انجام دادن یا ترک عملی از روی اختیار و قصد ، و در مقابل سهو می‌باشد
باشد یا خطا.

خطا در شکار



اگر کسی
سگ شکاریسگ شکارى از جمله سگ هایی است که آموزش می دهند تا از آن برای شکار استفاده شود
خود را برای شکار حیوانی معیّن بفرستد، امّا سگ حیوانی دیگر را شکار کند یا شکارچی به قصد شکار حیوانی معیّن تیر پرتاب کند، لیکن تیر به حیوانی دیگر اصابت نماید، در هر دو صورت شکار
حلالحلال،این عنوان در مقابل حرام وبه معنای انچه که از لحاظ شرعی جایز است
است؛ امّا اگر بدون قصد شکار تیری پرتاب کند و به طور اتفاق به حیوانی بخورد و آن را بکشد، صید
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است.

خطا در استقبال



حیوانی که از روی خطا یا فراموشی روبه
قبله تمام شئون و افعال انسان مورد توجه و نظر شارع مقدس قرار گرفته و از آن میان هر چه که برای رسیدن به رشد و سعادت حقیقی او لازم بوده واجب گردیده و از خطرات و انحرافات پرهیز داده شده است
ذبحذَبْح بریدن رگهای چهارگانه گردن است
نشده،
حلالحلال،این عنوان در مقابل حرام وبه معنای انچه که از لحاظ شرعی جایز است
است.

خطا در قضاوت



است
قاضیدر اسلام نسبت به شرایط قاضی بسیار سخت‏گیری شده و این امر نشانگر اهمیتی است که اسلام برای قضاوت قائل است
هنگام صدور
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
بعض عالمان را به
دادگاهدادگاه یا همان مجلس قضا و مجلس حکم محل رسیدگى به دعاوى است و از احکام آن در باب قضاء سخن گفته‌اند
فراخواند تا در صورت صدور حکم خطایی او را بر اشتباه خویش آگاه سازند.
حاکمی که می‏خواهد حکم صادر شده از سوی حاکمی دیگر را اجرا کند، در صورت
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
به خطای حاکم نخست در صدور حکم، بر او
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است آن را ابطال کند، همچنین است اگر
حاکمبه انشاء کننده حکم حاکم می‌گویند
پس از صدور حکم خود متوجه خطا بودن آن گردد. آیا بر حاکم دوم- در صورت عدم علم به صحّت یا فساد حکم حاکم اوّل- بررسی حکم صادر شده از سوی حاکم نخست برای دستیابی به صحّت و فساد آن، واجب است یا نه؟ مسئله اختلافی است.
از دیگر موارد خطا در حکم این است که بعد از صدور حکم، محرز شود گواهان
دروغ==تعریف دروغ== دروغ در لغت به معنای سخن نادرست، برگزیده فرهنگ قرآن، ص۳۶۹
داده‏اند یا خود گواهان از شهادت خود بر گردند.
در مواردی که منشأ خطای حاکم در صدور حکم، کوتاهی وی نباشد، و
خسارتخسارت‏ همان زیان است
وارد شده از این ناحیه از
بیت المالبیت المال به محلّ نگهداری اموال عمومی گفته می شود
جبران می‏شود.

خطا در شهادت



اگر گواهان پس از گواهی‏ای که منجرّ به
قصاص قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است
شده، از گواهی خود برگردند و بگویند
اشتباهمردّد شدن چیزی میان چند چیز را اشتباه گویند
کرده‏ایم، باید
دیهدیه دارای دو معنی لغوی_ به معنای راندن و رد کردن _و اصطلاحی_ به معنای مالی که در صورت وقوع جنایت باید ادا شود_ است و از آن در معنی اصطلاحی به خون بها و دیه مقدَّر نیز تعبیر می شود
فرد قصاص شده را بپردازند.

خطا در قتل و جرح



کشتن و نیز آسیب رساندن به دیگری از روی خطای محض، موجب ثبوت
دیهدیه دارای دو معنی لغوی_ به معنای راندن و رد کردن _و اصطلاحی_ به معنای مالی که در صورت وقوع جنایت باید ادا شود_ است و از آن در معنی اصطلاحی به خون بها و دیه مقدَّر نیز تعبیر می شود
است نه
قصاص قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است
، و دیه آن بر
عاقلهعاقله، مونّث عاقل از مادّۀ عقل است كه در زبان عربي به معناي منع، حفظ و بستن مي‌باشد
می‏باشد؛ لیکن در
جراحتزخمهای ایجاد شده در بدن بوسیله آلات جرح و مانند آن را جراحت می گویند که عمده احکام جراحتها در باب قصاص و دیات مطرح شده، لیکن در بابهاى طهارت، جهاد و شهادت نیز از آن سخن رفته است
اگر کمتر از موضحه باشد، در ثبوت دیه آن برعاقله یا جانی اختلاف است.
در قتل خطایی علاوه بر دیه، کفّاره نیز ثابت است.

پانویس


 
۱. العروة الوثقی ج۱، ص۳۹.    
۲. جواهر الکلام ج۱۲، ص۵۱.    
۳. العروة الوثقى‏ ج۲، ص۱۴۷.
۴. العروة الوثقى‏ ج۲، ص۴۳۸.
۵. العروة الوثقى‏ ج۳، ص۱۲۴.
۶. العروة الوثقی ج۳، ص۶۰۶-۶۰۷.    
۷. مستمسك العروة ج۸، ص۳۹۰-۳۹۱.
۸. مصباح الهدى ج۸، ص۲۶۱-۲۶۶.
۹. جواهر الکلام ج۲۰، ص۴۳۸.    
۱۰. جواهر الکلام ج۳۶، ص۴۵.    
۱۱. جواهر الکلام ج۴۰، ص۷۷.    
۱۲. جواهر الکلام ج۴۰، ص۹۳-۹۴.    
۱۳. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۳۰.    
۱۴. جواهر الکلام ج۴۰، ص۷۹.    
۱۵. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۲۵.    
۱۶. جواهر الکلام ج۴۳، ص۴۱۳-۴۱۵.    
۱۷. جواهر الکلام ج۴۳، ص۴۲۵.    
۱۸. جواهر الکلام ج۴۳، ص۴۰۷.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۳، ص۴۶۷-۴۷۰.    




جعبه ابزار