خوردنی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



خوردنی (طعام‏)، در مقابل ، به معنی آنچه که شایسته خوردن است، می باشد. جایگاه اصلی بحث خوردنی ها باب
اطعمه و اشربهاطعمه و اشربه یکی از اقسام احکام، در اسلام است
است که از انواع و
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
‏ آن به تفصیل در این باب سخن گفته‏ اند؛ هرچند برخی از احکام آن در باب هایی نظیر ، ،
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
و
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
نیز مطرح شده است.


اصل اوّلی در خوردنی ها



اصل اوّلی در خوردنی ها
اباحهاباحه به معنی مباح کردن است
و است؛ بدین معنا که خوردنی هایی که
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
آنها در شرع مقدس معلوم نیست و از ناحیه
شارعبه وضع کننده قوانین شرعی شارع‏ می‌گویند که در اصطلاح به خداوند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اطلاق می شود
دلیلی که بیانگر حرمت آنها باشد به ما نرسیده،
حلالحلال،این عنوان در مقابل حرام وبه معنای انچه که از لحاظ شرعی جایز است
است. در مقابل، خوردنی های یا
خبیثخبیث هم معنی پلید است
و یا زیان آور برای بدن،
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است.

اقسام خوردنی



خوردنی ها به لحاظ جنس به سه نوع کلی تقسیم می‏شوند: حیوانات، گیاهان و جمادات که به مهم‏ترین
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
آنها اشاره می‏کنیم.

حکم خوردن حیوانات



حیوانات یا دریایی‏ اند یا غیردریایی. غیر دریایی نیز به ، چارپایان و
حشراتحشرات جانوران ریز و نیز ساکن درون زمین هستند
تقسیم می‏شوند.
هرچند اصل اوّلی در حیوانات- همچون سایر خوردنی ها-
اباحهاباحه به معنی مباح کردن است
و حلّیت است؛ لیکن در خصوص آنها اصل عدم تذکیه نیز وجود دارد و همین امر، منشأ اختلاف شده که در موارد شک در حلّیت و حرمت حیوانی، به جهت شک در قابلیت آن برای
تذکیهتذکیه‏ به شرایطی که برای پاک و حلال کردن گوشت حیوانات در اسلام قرار داده شده می گویند ==معنای اصطلاحی تذکیه== تذکیه در حیوان حلال گوشت عبارت است از پاک گردانیدن اجزاى حیوان و حلال کردن خوردن گوشت آن، و در حیوان حرام گوشت، پاک گردانیدن اجزاى آن
آیا به
اصل اباحهاصل اباحه جواز عقلی تصرف در اشیا قبل از ورود حکم شرع است
رجوع و در نتیجه به حلال گوشت بودن
حیوانحیوان، واژه ای عربی که بر هرگونه ذی روح اطلاق می شود و انسان را نیز، که او را حیوان ناطق می‌خوانند، در بر می گیرد
مشکوک
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
می‏شود، یا به اصل عدم تذکیه رجوع و حکم به حرام گوشت بودن آن می‏گردد.
[۱] عوائد الايّام ص۶۰۸-۶۱۱.


← حیوانات دریایی


به قول مشهور، انواع جز ماهی و میگو حرام گوشت است؛ بلکه بر آن ادعای
اجماع«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
شده است.ماهی نیز اگر
فلسفلس به فتح فاء و لام عدم رسایی به مطلوب است
(
پولکپولک به فلس موجود در بدن ماهی گفته می شود که از آن به مناسبت در باب های صید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن به میان آمده است
) داشته باشد،
حلالحلال،این عنوان در مقابل حرام وبه معنای انچه که از لحاظ شرعی جایز است
وگرنه بنابر مشهور حرام است.

← حیوانات غیر دریایی



←← پرندگان


از پرندگان، داران، مانند عقابو مسخ شدگان، همچون
طاووسطاووس، به پرنده‌ای معروف زیبا اطلاق می‌شود
،غیر خوردنی‏ اند. در موارد شک در خوردنی یا غیر خوردنی بودن پرنده‏ ای به نشانه ‏های تعیین شده، یعنی مقدار بال زدن و داشتن
چینه دانچینه دان‏ از اعضای بدن پرندگان است
یا سنگ دان یا خارِ پشت پا رجوع می‏شود.

←← چارپایان


از این نوع، درندگان‏ مانند
شیرشیر، مايعى است که از غدد پستانى انسان يا حيوان ماده ترشح مى‏کند
،و مسخ شدگان همچون
فیلفیل، بزرگ‌ترین جانور خاک زی می باشد
،غیر خوردنی‏ اند.

←← حشرات


همه انواع حشرات، مانند موش و عقرب غیر خوردنی ‏اند.

← اسباب حرام شدن گوشت حیوان حلال گوشت‏


نجاستخواری، خوردن شیرخوک و موطوء
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
واقع شدن، اسباب حرام شدن حیوان حلال گوشت‏ اند.

← حکم تخم جانوران


خوردنی و غیر خوردنی بودن
تخمبه تخم هر جانور ماده و یا بذر و همچنین به بیضه تخم گفته می‌شود و از آن در بابهایی نظیر طهارت، حج، تجارت، رهن، اطعمه و اشربه سخن گفته شده است
جانوران، تابع خوردنی و غیر خوردنی بودن گوشت آنها است.

حکم خوردن گیاهان



گیاهان
خبیثخبیث هم معنی پلید است
و زیان‏ آور، مانند گیاهان سمی حرام است.

حکم خوردن جمادات



مردار؛اجزای جدا شده از حیوان زنده؛گل و نیز بنابر قول برخی
خاکخاک، به مواد ناپیوسته پوشاننده قسمتهاى زیادى از زمین گفته می شود که از احکام آن در بابهاى طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
، جز
تربت امام حسینتربت، اصطلاحی در فرهنگ شیعی که صرفاً به خاکی که از اطراف قبر امام حسین علیه‌السلام برداشته می‌شود، اطلاق می‌گردد
علیه السّلام؛ مواد سمی؛مواد مست کننده؛
[۲۰] كلمة التقوى‏ ج۶، ص۳۶۶.
عین نجس، مانند مدفوع؛چیز متنجس قبل از و نیز متنجس تطهیرناپذیر،و آنچه که
خبیثخبیث هم معنی پلید است
یا دارای قابل اعتنا باشد،
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است.
سپرزسپرز یکی از اعضای بدن می باشد که در بعضی از ابواب فقه از آن سخن گفته شده است
(نری؛
دنبلاندنبلان‏ از اعضاء حیوانات می‌باشد
؛
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
؛
فضلهفضله، سرگین جانوران ، بویژه پرندگان می باشد
و
سرگینفضله چارپایان، بویژه دامها را سرگین گویند
و بنابر مشهور، مثانه؛
زهره دانزهره دان از اعضای بدن حیوانات می باشد
و حیوان حلال گوشت، غیر خوردنی و حرام است. در حرمت
فرجفرج آلت تناسلی مادینه را می‌گویند
؛ غدد (دشولنخاع؛ چیزی در مغز به اندازه نصف نخود؛ مردمک چشم؛ پیه موجود در دو طرف گردن تا تیره
پشتحدّ فاصل میان استخوان لگن و کتف انسان را پشت گویند
و آنچه به نام
ذات الأشاجعذات الاشاجِع: از اجزاى حیوان است
در میان سُم حیوان قرار دارد، اختلاف است.
برخی قائل به کراهتند.
در مثل ماهی و ملخ، همه اجزای آن، جز خون و فضله، خوردنی است. خون و فضله آن نیز اگر از شمرده شود
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
، وگرنه
حلالحلال،این عنوان در مقابل حرام وبه معنای انچه که از لحاظ شرعی جایز است
است.

سایر احکام



استنجاتطهیر بول و غائط در اصطلاح فقه استنجا نامیده می‌شود
با خوردنی هایی که در محترمند، مانند نان حرام است.
بر خوردنی ها باطل است.
خوراک از مصادیق نفقه واجب به شمار می‏رود.

پانویس


 
۱. عوائد الايّام ص۶۰۸-۶۱۱.
۲. جواهر الکلام ج۳۶، ص۳۰۵.    
۳. جواهر الکلام ج۳۶، ص۳۰۸.    
۴. جواهر الکلام ج۳۶، ص۲۴۱.    
۵. جواهر الکلام ج۳۶، ص۲۵۰.    
۶. مستند الشیعة ج۱۵، ص۵۹.    
۷. مستند الشیعة ج۱۵، ص۹۴.    
۸. جواهر الکلام ج۳۶، ص۲۴۳.    
۹. جواهر الکلام ج۳۶، ص۲۹۸.    
۱۰. مستند الشیعة ج۱۵، ص۷۴.    
۱۱. جواهر الکلام ج۳۶، ص۲۹۲-۲۹۴.    
۱۲. مستند الشیعة ج۱۵، ص۹۹.    
۱۳. جواهر الکلام ج۳۶، ص۲۹۶.    
۱۴. جواهر الکلام ج۳۶، ص۳۳۳-۳۳۴.    
۱۵. مستند الشیعة ج۱۵، ص۱۷۰.    
۱۶. جواهر الکلام ج۳۶، ص۳۳۷.    
۱۷. جواهر الکلام ج۳۶، ص۳۴۱.    
۱۸. جواهر الکلام ج۳۶، ص۳۵۵-۳۵۸.    
۱۹. جواهر الکلام ج۳۶، ص۳۷۰.    
۲۰. كلمة التقوى‏ ج۶، ص۳۶۶.
۲۱. جواهر الکلام ج۳۶، ۳۹۰-۳۹۱.    
۲۲. جواهر الکلام ج۳۶، ص۳۹۰.    
۲۳. مستند الشیعة ج۱۵، ص۹.    
۲۴. صراط النجاة ج۱، ص۴۳۴.    
۲۵. جواهر الکلام ج۳۶، ص۳۴۲-۳۵۱.    
۲۶. مستند الشیعة ج۱۵، ص۱۳۲-۱۳۷.    
۲۷. جواهر الکلام ج۳۶، ۳۵۰.    
۲۸. مستند الشیعة ج۱۵، ص۱۳۷-۱۳۸.    
۲۹. جواهر الکلام ج۲، ص۵۰.    
۳۰. جواهر الکلام ج۸، ص۴۱۷.    
۳۱. جواهر الکلام ج۳۱، ص۳۷۶.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۳، ص۵۲۴-۵۲۶.    



جعبه ابزار