دفاع

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دفاع به معنای
دفعدفع به معنی منع از وجود شیء دارای مقتضی است
کردن مهاجم است. از احکام دفاع، در باب
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
و
حدودحدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است
سخن گفته‌اند.


ابعاد دفاع



دفاع به لحاظ موضوع آن، ابعاد و مصادیق گوناگونى دارد، از جمله:

← دفاع از سرزمین اسلام


دفاع از
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
و سرزمین هاى اسلامى در برابر دشمنى که موجودیت اسلام را
تهدیدتهدید به معنی ترسانیدن کسی به وعده انجام دادن کاری علیه او یا متعلّقاتش است
مى‌کند و یا قصد استیلا بر بلاد اسلام و ناموس و اموال مسلمانان دارد، بر هر مکلف ،
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است و شرط آن حضور
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
علیه السّلام یا نایب وى نیست. در صدق عنوان جهاد مصطلح در بر دفاع از سرزمین هاى اسلام بدون حضور امام علیه السلام یا نایب وى، اختلاف است.
بنابر قول به صدق، احکام جهاد- از قبیل
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
فرار، تقسیم غنایم و احکام
شهیدکشته راه خدا در جهاد با دشمنان را شهید گویند
- بر آن جارى مى‌شود. برخى، تنها
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
شهید را جارى دانسته‌اند.
[۳] جامع الشتات،ج۱، ص ۳۶۶-۳۶۷.


← دفاع از نفس


دفاع از خود در برابر کسى که قصد جان آدمى را دارد، ،بلکه در صورت انحصار حفظ جان به دفاع، واجب است. همچنین دفاع از جان
مؤمنمؤمن کسی است که به خدا ایمان دارد و این ایمان باعث آرامش او می‌گردد
در برابر تهاجم، با داشتن توان و ایمن بودن بر جان خود واجب است.
برخى در
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
آن اشکال کرده‌اند.

← دفاع از مال


دفاع از مال در برابر مهاجم، جایز، بلکه- بنابر دیدگاه بعضى- در صورت غلبه ی ظنّ به سلامت، واجب است. البته در فرض
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
به کشته شدن- بنابر
تصریحتصریح به آن نوع سخن گفتنى اطلاق مى‏شود که در آن احتمال خلاف ظاهر لفظ نمى‏رود
برخى-
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است.

← دفاع از ناموس


دفاع از عِرض (آبرو و ناموس) در صورت
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
یا
ظنظن از واژه‌هاي نسبتاً پركاربرد در قرآن کریم است كه به جهت استفاده آن در موضوعات اعتقادي و اخلاقي، از اهميت بالايي در مباحث معرفت‌شناختي و اخلاقيِ قرآن برخوردار است
به سلامت جان، واجب است. آیا در فرض بیم بر جان نیز دفاع واجب است یا نه؟ محلّ بحث است؛ چنان که
جوازجواز: اباحه، صحّت، عدم لزوم عقدو نافذ بودن
یا
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
دفاع از ناموس با علم به کشته شدن، اختلافى است.

احکام دفاع



۱) بر مُحرمى که دشمن او را از برگزارى حج، منع کرده،
دفعدفع به معنی منع از وجود شیء دارای مقتضی است
وى واجب نیست، مگر آنکه بازدارنده، آغازگر جنگ، و
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
، ناگزیر از دفاع باشد. برخى در فرض عدم اضطرار نیز در صورت علم یا ظنّ به پیروزى و عدم خطر، دفاع را واجب دانسته‌اند.
۲)کسى که از جان یا مال و یا عرض خود دفاع مى‌کند،
ضامنآن که ضمانت کسی را در اموال کند ضامن (ضمین)جابری عربلو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامی، ص۱۲۴
صدمات جانى و بدنى و خسارات مالى وارد بر مهاجم نیست، مگر آنکه حدود و شرایط دفاع را رعایت نکرده باشد.
۳)دفاع کننده باید در مقام دفاع، راه ها و روش هاى آسان به دشوار را برگزیند؛ بنابر این، جایى که خطر مهاجم با داد و فریاد دفع مى‌شود، باید به همان اندازه بسنده کند و یا چنانچه دشمن با کردن دفع مى‌شود نباید او را بکشد، یا مهاجمى که با ضربه‌ی نخست فرار کرده نباید ضربه‌ی دوم را بر او وارد کند وگرنه نسبت به صدمات ناشى از آن ضامن است.
۴)دفاع در برابر حیوان مهاجم، است و چنانچه بر اثر آن، حیوان معیوب گردد، در صورت انحصار دفع آن به دفاع، چیزى بر عهده ی مدافع نخواهد بود.
۵)اگر عاقلى در مقام دفاع از خود، دیوانه‌ی مهاجمى را بکشد، در صورت انحصار دفع شر وى به قتل، ضمانى بر عهده‌ی مدافع نیست و بنابر مشهور،
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
، هدر است. برخى قائل به پرداخت
دیهدیه دارای دو معنی لغوی_ به معنای راندن و رد کردن _و اصطلاحی_ به معنای مالی که در صورت وقوع جنایت باید ادا شود_ است و از آن در معنی اصطلاحی به خون بها و دیه مقدَّر نیز تعبیر می شود
ی وى از
بیت المالبیت المال به محلّ نگهداری اموال عمومی گفته می شود
شده‌اند.


پانویس


 
۱. جواهر الکلام،ج۲۱، ص ۱۴.    
۲. تحریر الوسیلة،ج۱، ص ۴۸۵.    
۳. جامع الشتات،ج۱، ص ۳۶۶-۳۶۷.
۴. جواهر الکلام،ج۲۱، ص ۱۶.    
۵. جواهر الکلام،ج۴۱، ص ۶۵۲.    
۶. جواهر الکلام،ج۲۱، ص ۱۶.    
۷. جواهر الکلام،ج۴۱، ص ۶۵۰-۶۵۱.    
۸. جواهر الکلام،ج۲۱، ص ۱۶.    
۹. شرائع الاسلام،ج۱، ص ۲۳۲-۲۳۳.    
۱۰. جواهر الکلام،ج۴۱، ص ۶۵۲.    
۱۱. جواهر الکلام،ج۴۱، ص ۶۵۲-۶۵۳.    
۱۲. جواهر الکلام،ج۴۱، ص ۶۵۵.    
۱۳. جواهر الکلام،ج۲۰، ص ۱۳۹-۱۴۱.    
۱۴. جواهر الکلام،ج۴۱، ص ۶۵۱-۶۵۶.    
۱۵. جواهر الکلام،ج۴۱، ص ۶۶۴.    
۱۶. جواهر الکلام،ج۴۲، ص ۱۸۴-۱۸۶.    
۱۷. مبانی تکملة المنهاج،ج۲، ص ۷۹-۸۰.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام،ج‌۳، ص۶۳۶‌ -۶۳۸‌.    



جعبه ابزار