دهریّه 2
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
دهريه، گروهی از فیلسوفان مادیگرا بودند که به
سرمدیت دهر باور داشتند و منکر خدا و آفرینش عالم بودند.
نامشان از
آیه بیست و چهار سوره جاثیه گرفته شده که هستی را تنها به زندگی
دنیا و هلاکت بهدست دهر محدود میکند.
آنان
رستاخیز و
وعد و وعید ادیان را نمیپذیرفتند و
ماده را فناناپذیر میدانستند.
به گفته
شهرستانی، منکر
معقولات بودند و جز به
محسوسات اعتراف نمیکردند.
این مذهب بهدلیل
انکار خداوند رد شد و ردیههایی چون
اعلام النبوه ابوحاتم رازی و رساله
سید جمالالدین افغانی بر ضد آن نوشته شد.
گروهى از فيلسوف مسلكان مادى بودند كه معتقد به سرمدى بودن دهر يا روزگارند و آنان منسوب به دهرند.
دهر بهمعنى زمان بىپايان است و گويند: زمان چيزى است كه مىگذرد و منقضى و سپرى مىشود امّا دهر سرمدى و دائم است.
جرجانی در
تعریفات مىنويسد: «دهر، زمان دائمى است كه امتداد حضور الهى مىباشد و آن باطن زمان است و به توسط آن ازل به
ابد مىپيوندد و سرمدى مىشود.
دهريه نام خود را از اين آيۀ
قرآن گرفتهاند.:
(وَ قٰالُوا مٰا هِيَ إِلاّٰ حَيٰاتُنَا الدُّنْيٰا نَمُوتُ وَ نَحْيٰا وَ مٰا يُهْلِكُنٰا إِلاَّ الدَّهْرُ. . .) «آنها گفتند: چيزى جز همين زندگى دنياى ما در كار نيست. گروهى از ما مىميرند و گروهى جاى آنها را مىگيرند و جز طبيعت روزگار (طبيعت) ما را هلاک نمىكند....»
بنابر اين آيه، اصطلاح دهر بر كسانى اطلاق مىشود كه اعتقاد به خدا ندارند و منكر آفرينش عالم و عنايت الهى شدند.
آنچه را كه در اديان حقه و شرايع آسمانى از رستاخيز و وعد و وعيد آمده دهريه قبول ندارند.
گويند: مادّه فانى نشود و آنچه را كه در عالم حادث مىشود براساس قوانين طبيعى است و قايل به
قدم و ديرينگى زمان هستند.
شهرستانى گويد: دهريه منكر معقولات شدند و جز به محسوسات اعتراف نكردند.
به قول
جاحظ: آنان منكر
شیاطین،
جن و
ملائکه هستند.
غزّالی در
المنقذ من الضلال بين دهريه و طبيعيون فرق گذاشته و گويد: اينان منكر
جوهریت نفس هستند.
سيد جمالالدين افغانى رسالهاى در ردّ دهريه به نام
نیچریه نگاشته است.
عبداللّه علاءالدین بغدادی دهلوی رسالهاى به نام
الدرة السنیة فی الرد علی المادیة و اثبات النوامیس الشرعیة بالادلة العقلیة در ردّ آن گروه نوشته است.
مذهب دهريه به جهت انكار خداوند و اصالت ماده مورد ردّ
علمای اهل کتاب قرار گرفته چنانكه
سعید فیومی از علماى يهود در ردّ ايشان كتابى به تحرير درآورده است.
بعضى از دانشمندان مانند
زکریای رازی از پيروان اين مذهب بودهاند و از اين جهت ابوحاتم رازى كتاب اعلام النبوه را در ردّ او نوشته است.
•
مشکور، محمدجواد؛ مدیرشانه چی، کاظم، فرهنگ فرق اسلامی، ج۱، ص۱۹۵.