راوندیه ۲
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
راونديه، فرقهای از
شیعیان عباسی بودند که معتقد بودند
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) پس از خود،
عمویش عباس بن عبدالمطلب را به
امامت منصوب کرده است.
پیروان
عبدالله راوندی بودند که هیچ نسبتی با
ابنراوندی متکلم مشهور ندارند و بیشترشان از
غالیان و اهل
خراسان بودند.
آنان
منصور خلیفه را
خدا میخواندند و برخی مقامات را مظهر
جبرئیل و
آدم میپنداشتند، اما پس از زندانیشدن بزرگانشان، منصور را خلیفهای غاصب شمردند.
پس از آن با حمله به زندان و کاخ خلیفه شورش کردند و ظاهراً برخی آرای مزدک و
اعتقاد به نیروی اعجازآمیز را نیز داشتند.
از فرق شيعه عباسى هستند كه مىگفتند پيغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) پس از خود عمّش عباس بن عبدالمطلب را به امامت منصوص فرمود.
ايشان پيرو عبداللّه راوندى بودند كه به هيچوجه با ابن راوندى متكلّم مشهور بستگى ندارند، غالب ايشان از غلات و از اهل خراسان بودند.
راونديه، منصور را خداى خود خطاب مىكردند.
فرماندار
مکه را مظهر جبرائيل و فرماندۀ مستحفظين خليفه را محل
تجلی روح حضرت آدم مىپنداشتند.
طبری مىنويسد: «راونديان، تصوّر مىكردند كه
عثمان بن نهیک مظهر آدم و
هثیم بن معاویه، مظهر جبرائيل بودند.»
به قول
نوبختی: «در آنگاه كه راونديان به الوهيت منصور معتقد بودند مىگفتند: او پروردگار ماست بدانسان كه پيامبران و فرستادگان خود را بهدست هريک از آفريدگان خويش خواسته كشته است و ما را نيز
شهید خواهد كرد، چنانكه بعضى را به فروريختن خانه بر سر ايشان، عدّهاى را در آب، گروهى را به چنگال ددان و درندگان، شمارى را به مرگ ناگهانى و علتهاى ديگر ميرانده است و كسى را ياراى پرسش و اعتراض بر وى نيست.»
منصورِ خليفه نه تنها اكرام و طاعت آنان را نپذيرفت، بلكه دويست تن از برگزيدگان ايشان را به زندان افكند.
از آن پس منصور از چشم ايشان بيفتاد و ديگر او را خدا ندانستند و خليفهاى غاصب شمردند.
آنها نيرنگى بهكار بردند و راه
زندان پيش گرفتند و براى اينكه كسى متوجۀ مقصود آنان نشود
تابوتی خالى را بر دوش گرفتند و چنان وانمود كردند كه مردهاى را براى تدفين به گورستان مىبرند.
همينكه به زندان رسيدند درها بشكستند و بزرگان خود را آزاد ساختند.
سپس به كاخ خليفه حمله آوردند و اگر
معن بن زائدۀ شیبانی (در گذشته در
۱۵۱ ه.ق) به يارى خليفه نمىشتافت، منصور در آن ميان كشته مىشد.
راونديان، ظاهرا آراء مزدک را دربارۀ اشتراک زنان قبول داشتند.
آنان دربارۀ خود معتقد بودند كه داراى نيروى اعجازآميز مىباشند و بعضى از ايشان از روى حماقت، خود را از جاهاى بلند پرتاب كرده قطعهقطعه مىشدند.
ظاهرا يكى از مقاصد راونديان گرفتن
انتقام خون ابومسلم از منصور بود.
نوبختى گويد: «
ابوهاشم عبداللّه بن محمد بن حنفیه وصيت كرد كه پس از وى
محمد بن علی بن عبداللّه بن عباس جانشين او شود، گويند: محمد بن على امام و خداوند ارجمند والا و داناى بر هر چيز است و هركس او را بشناسد هركار تواند كرد و اين غلات و گزافهگويان، راونديه نام دارند.»
بعضى ايشان را پيرو ابوالحسين احمد بن يحيى راوندى و به قولى ياران
عبداللّه بن حرب کندی کوفی راوندی از مردم خراسان كه به
تناسخ ارواح معتقد بود، دانستهاند.
•
مشکور، محمدجواد؛ مدیرشانه چی، کاظم، فرهنگ فرق اسلامی، ج۱، ص۲۰۰.