رباعی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یکی از آرایه‌های ادبی در
ادبیات فارسیادبیات و زبان فارسی به عنوان یکی از زبان‌های زنده و مطرح در دنیا بوده و به عنوان زبان رسمی و اصلی میهن اسلامی ایران می‌باشد
که در
شعرشعر سخنی ادبی و غالباً موزون و داراى قافیه که بیان کننده عواطف و تخیل گوینده است؛ از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج و تجارت سخن گفته‏اند
کاربرد فراروانی دارد رباعی می‌باشد، که در لغت به معنی چهارگان است و هر چیز را که دارا ی چهار
جزءبخش معینی از یک مرکب را جزء آن می گویند
باشد می‌توان رباع گفت. رباعی با (ی نسبت) در
ادبیاتادبیات کلمه‌ای عربی و صفت نسبی است
یعنی شعری که دارای چهار مصراع است.


تعریف و انواع رباعی



رباعی در اصطلاح، شعری است دارای چهار مصراع به وزن مفعول، مفاعیل، مفاعیل،
فعلفعل، به دو معنا بکار برده شده، یکی کردار؛ رفتار، و یا کلمه‌ای که بر وقوع عمل در گذشته، حال و یا آینده دلالت دارد، گفته می‌شود
یا (لا حول و لا قوة الّا بالله)؛
و بر دو نوع است:
۱- هر چهار مصراع آن هم‌قافیه است که به آن مصرع می‌گویند؛
۲- مصراع سوم از نظر آزاد است که به آن رباعی خصی می‌گویند.
[۱] تاکی‌، مسعود، چارجوی بهشتی (رباعی و دوبیتی دیروز و امروز)، تهران، چشمه، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۲۲.


اسامی رباعی



رباعی در
ادبیات فارسیادبیات و زبان فارسی به عنوان یکی از زبان‌های زنده و مطرح در دنیا بوده و به عنوان زبان رسمی و اصلی میهن اسلامی ایران می‌باشد
با اسم‌های مختلفی آمده است از جمله: دوبیتی، ، چاردانه، چارخانه بیت و...؛ نه تنها «دوبیتی» و «ترانه» به جای رباعی به کار رفته‌اند بلکه مفهوم و محدوده این سه درهم تنیده، به طوری که مشخص کردن مرز دقیق هر یک و تعیین مصداق‌های آنان در مواردی دشوار است.
آن چنان که از منابع مختلف برمی‌آید، یکی از اسم‌های رباعی، دو بیتی است، که به عربی رفته و «الدوبیت» گفته می‌شود، بدین ترتیب عرب‌ها از واژه‌ فارسی «دو بیت» و ایرانیان از کلمه عربی «رباعی» استفاده می‌کنند.
[۲] شمسیا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، فردوس، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص۱۴-۱۳.


نقش مصرع‌ها در رباعی



در رباعی سه مصرع اول در حکم مقدمه‌ای برای مصراع چهارم است که باید در آن یک فکر زیبا و تازه و یک نکته ژرف بیان شده باشد و پیام مشخصی داشته باشد که سراسر رباعی
وقفوقف در اصطلاح فقهاء از عقود اسلامی به معنای حبس کردن مال و جاری کردن منفعت یا ثمره آن، بدون دریافت عوض است
رساندن آن باشد و از هر شاخ و برگی که اثری در بیان آن فکر واحد و پیام مشخص ندارند عاری باشد.
[۳] ریاحی، محمد امین، تصحیح نزهة المجالس تالیف جمال خلیل شروانی، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص۴۸.


خاستگاه رباعی



درباره خاستگاه رباعی بین محققین اختلاف نظرهایی وجود دارد.

← نظر شمس قیس رازی


شمس قیس رازی صاحب کتاب المعجم، ابداع رباعی را به رودکیشاعر دوره سامانی– نسبت می‌دهد. پاره‌ای از ایرانشناسان غربی از جمله مایز آلمانی و یوزانی ایتالیایی ریشه این قالب را شعرهای کوتاه چینی و ترکی شمرده‌اند و آن را با‌هایکوی ژاپنی هم‌تبار می‌دانستند.
[۴] سرامی، قدمعلی، از خاک تا افلاک (سیری در غزل‌ها و ترانه‌های مولانا)، تهران، چاپخانه تابش، چاپ اول، ۱۳۶۰، ص۱۹۷.


← نظر جلال ‌الدین همایی


جلال‌الدین همایی معتقد است: رودکی مخترع رباعی نبوده و قبل از وی هم این وزن در فارسی سابقه داشته اما، رودکی بیش از دیگران از آن بهره برده است؛ بنابراین ریشه رباعی را باید در لحن اورامن و نظایر آن در اشعار و موسیقی زبان پهلوی جستجو کنیم.
[۵] همایی، جلال الدین، محرم اسرار (مجموعه مقالات)، تهران، مروارید، چاپاول، ۱۳۷۹، ص۹۴-۹۳.


← نظر شفیعی کدکنی


به نظر شفیعی کدکنی نیز، رباعی نوعی شعر ایرانی خالص بود که سال‌ها قبل از رودکی در مجامع
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
با آن سماع می‌کرده‌اند.
رباعی در اصطلاح صوفیه بر شعرهایی که گویندگانش ناشناخته بوده‌اند اطلاق می‌شده است و غالباً سروده مردم عاشق‌پیشه کوچه و بازار بوده است. رباعیاتی که در حلقه صوفیه قرن سوم می‌خوانده‌اند به
زبان عربیزبان عربی، یکی از زبان های زنده دنیا است که از آن به زبان اهل بهشت و زبان قرآن نیز تعبیر می کنند
نبوده است.
[۶] شفیعی کدکنی، محمدرضا، موسیقی شعر، تهران، آگاه، چاپ پنجم، ۱۳۷۶، ص۴۷۷.


ریشه رباعی



همه محققین بر این نظرند که ریشه رباعی از هر زبانی که باشد از عربی نیست و رباعی و دوبیتی در زبان عربی اصلاً موفق نبوده است در حالی که در فارسی از موفق‌ترین قالب‌هاست و حتی نزد عده‌ای تقدس داشته است. از همان آغاز بالیدن تصوف در
ایرانایران هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت است و مساحت آن یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع است
، رباعیات پیرانی چون
ابوسعید ابوالخیراَبوسَعیدِ اَبوالخِیر، فضل الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم میهنی (اول محرم ۳۵۷ ـ ۴ شعبان ۴۴۰ق/ ۷ دسامبر ۹۶۷ ـ۱۲ژانویه ۱۰۴۹م)، عارف بنام خراسانی، منسوب به میهنه، از قرای مشهور خاوران در میانه سرخس و ابیورد است
را عوام چندان مقدس و ملکوتی می‌انگاشتند که آنها را مثل
دعادعا در لغت به معناى خواندن و درخواست كردن است و در اصطلاح عبارت است از درخواست توأم با خضوع و تضرع بنده از خداوند
به کار می‌برده‌اند.
امروز تعدادی از این رباعی‌ها را می‌شناسیم که برای حل مسائل آنها را بر کاغذ ‌نگاشته و برای اموری مانند نزول باران، پیدا شدن مال گمشده، ایجاد محبت و... از رباعی مدد می‌گرفته‌اند. هنوز در روستاهای دردهایشان را با رباعی درمان می‌کنند و شاید این تقدس بی‌ربط با وزن آن لا حول ولا قوة الّا بالله نباشد.
[۷] سرامی، قدمعلی، از خاک تا افلاک (سیری در غزل‌ها و ترانه‌های مولانا)، تهران، چاپخانه تابش، چاپ اول، ۱۳۶۰، ص۱۵۳.

رباعی از آغاز شعر فارسی در
ادبیاتادبیات کلمه‌ای عربی و صفت نسبی است
ما حضور داشته است. شفیق بلخی و
بایزید بسطامیبایزید بسطامی، همان طیفور بن عیسی بن سروشان است، او صوفی و زاهد و عارف ایرانی است
صوفیانی هستند که رباعیاتی به ایشان نسبت داده شده اما نخستین شاعری که رباعیاتی از او باقی مانده رودکی است. (اما این بدان معنا نیست که رودکی مبدع آن است)
[۸] شمسیا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، فردوس، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص۴۵.


تفاوت قصیده با رباعی



رباعی شعر مردم است بر عکس
قصیدهیکی از اقسام شعر در ادبیات فارسی قصیده می‌باشد
که شعر خواص و سخن طبقه عالم و ادیب است. در رباعی ملاک، دریافت مردم و پسند مردم است و زبانش ساده و بی پیرایه. کاربرد تعبیرات مردم و زبان عامه در
شعرشعر سخنی ادبی و غالباً موزون و داراى قافیه که بیان کننده عواطف و تخیل گوینده است؛ از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج و تجارت سخن گفته‏اند
از رباعی شروع شده و از راه
غزلیکی از انواع شعر غزل می‌باشد که کلمه غزل در اصل لغت، به معنی ریسمان رشتن و نوازش سخن گفتن با زنان، عشق‌بازی و حدیث عشق و عاشقی کردن است؛ و چون این نوع شعر بیشتر مشتمل بر سخنان عاشقانه است، آنرا غزل نامیده‌اند
دوره صفوی رواج یافته است.
[۹] ریاحی، محمد امین، تصحیح نزهة المجالس تالیف جمال خلیل شروانی، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص۴۹.

رباعی تنها تجلیگاه احساسات درونی و بیان عواطف عامه نبوده است؛ بلکه در حادثه‌های سیاسی و تاریخی نیز، نظر یک طرف را به صورت مختصر و مفید به گوش طرف دیگر می‌رسانید. این است که در متن‌های تاریخی، رباعی‌های بسیاری را به عنوان اسناد و نامه‌های تاریخی می‌خوانیم؛ مثل رباعی‌هایی که انوری و رشید وطواط در جنگ سنجر سلجوقی و خوارزمشاه برای یکدیگر فرستادند.
[۱۰] ریاحی، محمد امین، تصحیح نزهة المجالس تالیف جمال خلیل شروانی، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص۵۳.


تفاوت دوبیتی با رباعی



۱) در تفاوت دوبیتی و رباعی گفته‌اند: دو‌بیتی همان رباعی است جز اینکه وزنش با وزن رباعی فرق دارد و غالباً بر وزن مفاعیلن مفاعیل است.
[۱۱] نشاط، سید محمود، زیب سخن یا علم بدیع فارسی، تهران، چاپخانه رنگین، ۱۳۴۲، ص۱۵۴.

۲)به لحاظ محتوایی نیز بین دوبیتی و رباعی فرق گذاشته‌اند: «دوبیتی متضمن مضامین غنایی است،
عشقمحبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی==جنگ عقل و عشق==در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل استشوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل استیکچنین حالتی را " عشق " می نامند
،
عرفانشناختی که بر اثر سیر و سلوک و مجاهدت با نفس از دریافت‌های باطنی، به‌دست می‌آید را عرفان گویند
، یاد دوست، گریه، سوز جدایی، درماندگی، داغ دل و...؛ اما در قالب بسیاری از رباعی‌ها،
فلسفهفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
و چون چرا و گاه شکّ فلسفی دیده می‌شود.»
[۱۲] تاکی‌، مسعود، چارجوی بهشتی (رباعی و دوبیتی دیروز و امروز)، تهران، چشمه، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۷۹.

۳) برای شناخت دوبیتی از رباعی باید توجه داشت که دوبیتی با یک هجای کوتاه و رباعی با یک هجای بلند آغاز می‌شود.

تفاوت دوبیتی با ترانه



در مورد تفاوت دوبیتی و ترانه نیز گفته‌اند: رباعیات ملحون، یعنی رباعیاتی که در
موسیقی«موسیقی» یا «موسیقیا» واژه ای یونانی است که در فرهنگ لغت، معادل «غنا» است ولی در حوزه ی مفاهیم دینی واصطلاح فقه، این دو کلمه با یکدیگر تفاوت دارند
و آواز به کار می‌رود، «ترانه» است و در عوض به رباعیاتی که استفاده موسیقیایی ندارد، دوبیتی گویند. حال اگر رباعی همراه با موسیقی به
زبان عربیزبان عربی، یکی از زبان های زنده دنیا است که از آن به زبان اهل بهشت و زبان قرآن نیز تعبیر می کنند
باشد «قول» و اگر به زبان فارسی باشد
غزلیکی از انواع شعر غزل می‌باشد که کلمه غزل در اصل لغت، به معنی ریسمان رشتن و نوازش سخن گفتن با زنان، عشق‌بازی و حدیث عشق و عاشقی کردن است؛ و چون این نوع شعر بیشتر مشتمل بر سخنان عاشقانه است، آنرا غزل نامیده‌اند
نامیده می‌شود.
[۱۳] شمسیا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، فردوس، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص۱۵-۱۴.


تفاوت قول و غزل



فرق قول و غزل در
بیتبیت، به محل سکونت گفته می‌شود
زیر از
حافظحافظ، از القاب محدّثان و از الفاظجرح و تعدیل در علم رجال
نیز به چشم می‌خورد:
بلبلبلبل: پرنده ای معروف است
از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود •••• این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

تفاوت‌های دقیق بین ترانه و دوبیتی و رباعی ظاهراً فقط در حوزه موسقی زنده بوده است و در عرف زبان،‌ اندک‌اندک فراموش شده است؛ زیرا در آثار ادبی بارها به جای یکدیگر و
مترادف==موارد و ضوابط ارجاع اصطلاحات== ===مترادف ها=== دو اصطلاح که مفهوم واحدی داشته باشند و یا هم معنا تلقی شوند مترادف نامیده می شوند
با هم به کار رفته‌اند.
[۱۴] شمسیا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، فردوس، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص۱۵-۱۴.
به عنوان مثال، رباعیات خیام را ترانه‌های خیامی گفته‌اند.

دوران اوج رباعی



قرن شش و هفت یعنی عصر سلجوقی و خوارزمشاهی، دوران اوج شکوفایی این قالب بوده است؛ از این دوره کتاب نزهة المجالس در دست است که بیش از چهار هزار رباعی از سیصد شاعر قرون ۵ و ۶ و ۷ را شامل می‌شود.
[۱۵] ریاحی، محمد امین، تصحیح نزهة المجالس تالیف جمال خلیل شروانی، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص۱۱.


دوران افول رباعی



از قرن هشتم به بعد که دوره افول
سبک عراقیسبک، روش مشخص بیان مطلب است؛ یکی از سبک‌های مهم ادبیات فارسی، سبک عراقی است
است به رباعی توجهی نشد، چنان که حتی از
حافظحافظ، از القاب محدّثان و از الفاظجرح و تعدیل در علم رجال
نیز مانند
سعدیابومحمد مصلح‌الدین سعدی، شاعر و حکایت‌نویس فارسی‌زبان شیرازی و یکی از «سه پیامبر ملک سخن» قرن ششم در کنار فردوسی و انوری می‌باشد
رباعیات خوبی در دست نیست. رباعی در
سبک هندیسبک، روش مشخص بیان مطلب است؛ یکی از سبک‌های مهم ادبیات فارسی، سبک هندی است
نیز جلوه‌ای نداشت. فتور رباعی در دوره بازگشت نیز ادامه یافت.
نیماعلی اسفندیاری متخلص به نیما یوشیج متولد ۱۲۷۶ هـ
از همه قالب‌های قدیم تنها به رباعی علاقه داشت.
[۱۶] شمسیا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، فردوس، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص۴۶.


معروف‌ترین رباعی سرایان



معروف‌ترین رباعی سرای ایران خیام است که رباعیات او بسیار‌ اندک است اما با وجود حجم کم همواره مورد توجه و شگفت انگیز بوده است و به زبان‌های بسیاری ترجمه شده است.
از مولوی نیز رباعیات زیبایی در دست است.
از عطار مجموعه رباعیاتی به نام مختارنامه در دست است که شامل دوهزار رباعی است. تقریباً تمام شاعران در این قالب طبع خود را آزموده‌اند.
شاید قالب کوتاه «طرح» که امروزه به کار می‌رود، بیانگر همان ضرورتی است که شاعران قدیم را به رباعی و دوبیتی سوق می‌داد.
مثل این طرح کوتاه و پر معنای شفیعی کدکنی: آخرین
بیتبیت، به محل سکونت گفته می‌شود
سفرنامه باران این است که زمین چرکین است.

نمونه‌هایی از رباعی



‌ای کاش که جای آرمیدن بودی •••• یا این ره دور را رمیدن بودی
کاش از پس صد هزار
سالسال به سال قمری و شمسی تقسیم می‌شود وسال شرعی که احکام مرتبط با زمان بر اساس آن تنظیم شده، سال قمری است که دوازده ماه می‌باشد
از دل
خاکخاک، به مواد ناپیوسته پوشاننده قسمتهاى زیادى از زمین گفته می شود که از احکام آن در بابهاى طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
•••• چون سبزه
امیدانتظار وقوع خیری مسرّت بخش را امید گویند
بر دمیدن بودی (خیام)

من درد تو را ز دست آسان ندهم •••• دل برنکنم ز دوست تا
جانجان به معنای نَفْس (روح) هر موجود جاندار می باشد و از آن در بابهایى نظیر حج، جهاد، اطعمه و اشربه، حدود و قصاص سخن گفته‌اند
ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم •••• کان درد به صد هزار درمان ندهم (مولوی)

گر مرد رهی میان
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
باید رفت •••• از پای فتاده، سرنگون باید رفت
تو پای به راه نه و هیچ مپرس •••• خود راه بگویدت که چون باید رفت (عطار)

دشت از مجنون که لاله می‌روید از او •••• ابراز دهقان که ژاله می‌روید از او
طوبی و
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
و جوی
شیرشیر، مايعى است که از غدد پستانى انسان يا حيوان ماده ترشح مى‏کند
از زاهد •••• ما و دلکی که ناله می‌روید از او ()
[۱۷] تاکی‌، مسعود، چارجوی بهشتی (رباعی و دوبیتی دیروز و امروز)، تهران، چشمه، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۷۹-۲۲.
[۱۸] سرامی، قدمعلی، از خاک تا افلاک (سیری در غزل‌ها و ترانه‌های مولانا)، تهران، چاپخانه تابش، چاپ اول، ۱۳۶۰، ص۱۹۷- ۱۵۳.
[۱۹] ریاحی، محمد امین، تصحیح نزهة المجالس تالیف جمال خلیل شروانی، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص۵۳- ۴۹- ۴۸.
[۲۰] شفیعی کدکنی، محمدرضا، موسیقی شعر، تهران، آگاه، چاپ پنجم، ۱۳۷۶، ص۴۷۷.
[۲۱] شمسیا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، فردوس، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص۴۶- ۴۵- ۱۴- ۱۳.
[۲۲] نشاط، سید محمود، زیب سخن یا علم بدیع فارسی، تهران، چاپخانه رنگین، ۱۳۴۲، ص۹۸.
[۲۳] همایی، جلال الدین، محرم اسرار (مجموعه مقالات)، تهران، مروارید، چاپاول، ۱۳۷۹، ص۹۳.


پانویس


 
۱. تاکی‌، مسعود، چارجوی بهشتی (رباعی و دوبیتی دیروز و امروز)، تهران، چشمه، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۲۲.
۲. شمسیا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، فردوس، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص۱۴-۱۳.
۳. ریاحی، محمد امین، تصحیح نزهة المجالس تالیف جمال خلیل شروانی، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص۴۸.
۴. سرامی، قدمعلی، از خاک تا افلاک (سیری در غزل‌ها و ترانه‌های مولانا)، تهران، چاپخانه تابش، چاپ اول، ۱۳۶۰، ص۱۹۷.
۵. همایی، جلال الدین، محرم اسرار (مجموعه مقالات)، تهران، مروارید، چاپاول، ۱۳۷۹، ص۹۴-۹۳.
۶. شفیعی کدکنی، محمدرضا، موسیقی شعر، تهران، آگاه، چاپ پنجم، ۱۳۷۶، ص۴۷۷.
۷. سرامی، قدمعلی، از خاک تا افلاک (سیری در غزل‌ها و ترانه‌های مولانا)، تهران، چاپخانه تابش، چاپ اول، ۱۳۶۰، ص۱۵۳.
۸. شمسیا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، فردوس، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص۴۵.
۹. ریاحی، محمد امین، تصحیح نزهة المجالس تالیف جمال خلیل شروانی، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص۴۹.
۱۰. ریاحی، محمد امین، تصحیح نزهة المجالس تالیف جمال خلیل شروانی، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص۵۳.
۱۱. نشاط، سید محمود، زیب سخن یا علم بدیع فارسی، تهران، چاپخانه رنگین، ۱۳۴۲، ص۱۵۴.
۱۲. تاکی‌، مسعود، چارجوی بهشتی (رباعی و دوبیتی دیروز و امروز)، تهران، چشمه، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۷۹.
۱۳. شمسیا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، فردوس، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص۱۵-۱۴.
۱۴. شمسیا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، فردوس، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص۱۵-۱۴.
۱۵. ریاحی، محمد امین، تصحیح نزهة المجالس تالیف جمال خلیل شروانی، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص۱۱.
۱۶. شمسیا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، فردوس، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص۴۶.
۱۷. تاکی‌، مسعود، چارجوی بهشتی (رباعی و دوبیتی دیروز و امروز)، تهران، چشمه، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۷۹-۲۲.
۱۸. سرامی، قدمعلی، از خاک تا افلاک (سیری در غزل‌ها و ترانه‌های مولانا)، تهران، چاپخانه تابش، چاپ اول، ۱۳۶۰، ص۱۹۷- ۱۵۳.
۱۹. ریاحی، محمد امین، تصحیح نزهة المجالس تالیف جمال خلیل شروانی، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص۵۳- ۴۹- ۴۸.
۲۰. شفیعی کدکنی، محمدرضا، موسیقی شعر، تهران، آگاه، چاپ پنجم، ۱۳۷۶، ص۴۷۷.
۲۱. شمسیا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، فردوس، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص۴۶- ۴۵- ۱۴- ۱۳.
۲۲. نشاط، سید محمود، زیب سخن یا علم بدیع فارسی، تهران، چاپخانه رنگین، ۱۳۴۲، ص۹۸.
۲۳. همایی، جلال الدین، محرم اسرار (مجموعه مقالات)، تهران، مروارید، چاپاول، ۱۳۷۹، ص۹۳.


منبع



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «رباعی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۷/۰۷/۱۸.    






جعبه ابزار