رشد شخصیت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



رشد شخصیت، که در واقع مجموعه سازمان یافته‌ای از خصوصیات جنبه‌های مختلف وجودی
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
است برایش عواملی از جمله فطریات، وراثت، محیط و... ذکر شده است.


تعریف شخصیت



شخصیت، مجموعه سازمان یافته‌ای از خصوصیات جنبه‌های مختلف وجودی
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
(بدنی، عقلی، عاطفی اخلاقی، اجتماعی و دینی) است.
[۱] اشرف جودت، تقی‌علی، نقش عادت در تربیت اسلامی، تهران، موسسه انتشارات امیر‌کبیر، ۱۳۷۸، ص۹۱.
البته تجارب شخصی، تفاوت‌های فردی و برخی عوامل دیگر باعث می‌شود که افراد نسبت به هم متمایز باشند.

عوامل تحریک شخصیت



عوامل تحریک و تکوُّن شخصیت:
[۲] مصباح یزدی، محمد‌تقی، جامعه و تاریخ، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۲، ص۱۷۲، با کمی تغییر.
عوامل مؤثر در شکل‌گیری و تحول شخصیت فرد به شرح ذیل است: ۱. فطریات (ادراکات) شناخت‌های فطری که شامل تحریکات و گرایش‌های فطری، میل‌های غریزی (جنبه حیوانی انسانی) و فطری (جنبه انسانی انسان) است. ۲.
وراثتدر قرآن مجید آیاتی در مورد وراثت آمده است که به آنها در این مقاله میپردازیم
و غدد درون‌ریز و هورمون‌ها؛ ۳. محیط و
تربیتتربیت یعنی پرورش در جهت رشد و کمال
و تغذیه (محیط جغرافیایی، محیط زندگی و معاشرتی، محیط آموزشی، محیط مذهبی)؛ ۴. گذشت زمان (سن)؛ ۵.
اختیاراختیار در چند معنا به کار رفته است: ۱
و
ارادهخواستن و همّت و اراده، آن قدر مهم است که گفته شده، خواستن، توانستن است، یعنی این که اگر کسی علاقمند به انجام کاری باشد در مقابل سختی ها و مشقت های آن مقاومت می کند، پس گویا که از همین الان به مقصد و مقصودش رسیده است
آزاد (که مهم‌ترین جزء به حساب می‌آید).

توصیه اسلام به تعادل



یکی از مزایایی که در تعالیم مقدس
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
از اهمیت و ارزش خاصی برخوردار است و می‌توان آن را به عنوان یک شعار و شاخص برجسته و نمایی برای این آئین آسمانی تلقی کرد، مسئلة توصیه به تعادل، توازن و اقتصاد و میانه‌روی در تمام امور است
[۳] حجتی، سید‌محمد‌باقر، مسائل تربیتی اسلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۷، ص۱۸۴.
و این امر مورد تایید و تاکید قرآن، احادیث و گفتارهای فرزانگان دین و دانش است که با واژه‌های قسط، عدل، وسط، اقتصاد، وزن و استقامت در روایات و آیات ما آمده است و عدم تعادل شخصیت، رشد سرطانی یک بعد شخصیت را به همراه دارد.عامل اصلی عدم تعادل شخصیت و نابهنجاری رفتاری بیگانگی از خود فطری (ملکوتی) و تمرکز قوای روحی و عقلی برای اشباع و ارضاء تمایلات غریزی (ناسوتی، نفس اماره) می‌باشد.
[۴] هاشمی، سید‌مجتبی، تربیت و شخصیت انسانی، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، ۱۳۷۲، ج۱، ص۲۰۵ با کمی تغییر.


تربیت و پرورش در اسلام



تنها راه رسیدن به تعادل و توازن در تمام ابعاد شخصیت پذیرش و تن دادن به تربیت و پرورش دینی است. همان چیزی که و ائمه (علیهم‌السّلام) به خاطر آن مبعوث شده‌اند و همان چیزی‌که خطر یک بعدی بودنش را بارها و بارها بزرگان به گوشزد کردند، مثلاً وقتی که مردم گوشه‌گیری اختیار کردند و مشغول
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
شدند، سریع مردم را به
مسجدیکی ار مکان‌های مقدس اسلامی، مسجد است
فرا خواندند و آنان را با این انحراف (تک بعدی بودن) آگاه ساختند و فرمودند من گوشه‌گیری را دوست ندارم.
ازدواجازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
می‌کنم، درجامعه حاضر می‌شوم، غذا می‌خورم و....

برنامه‌های رشد شخصیت



برای رشد شخصیت برنامه‌هایی ذکر شده است:

← روح علمی


روح علمی
[۵] مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.
بعد حقیقت‌جوئی فطری انسان (بی‌غرضی، بی‌تعصبی و پذیرش
حقحق در سه معنا استعمال شده است
) را در انسان پرورش می‌دهد. اسلام علمی را که مانع رشد و کمال شود و
حجاباصطلاحی دینی ناظر به حکم پوشش زنان در برابر دیگران، به‌ویژه مردان غیرمحرم، که در کنار حکم پوشش مردان در فقه مطرح شده است
از شناخت و
معرفتمعرفت و عرفان، ادراک شیء است به‌ اندیشه و تدبیر در اثر آن چیز، که اخصّ از علم می‌باشد؛ زیرا علم مطلق ادراک است و به تفکّر در خود شیء نیز حاصل می‌شود
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
و
نفس"ن ف س" در اصل لغت برخروج نسیم دلالت می‌کند و تنفس نیز به همین معنا می‌باشد
شود را مانع پرورش نفس می‌شمارد.

← تفکر


تفکراندیشیدن را تفکّر گویند و از این عنوان به مناسبت در باب‌های طهارت، صلات، جهاد و امر به معروف و نهی از منکر یاد شده است
[۶] مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
باعث شکوفایی
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
می‌شود، در اسلام به مساله تفکر بسیار سفارش شده است و
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
می‌فرماید وقتی از اهل دوزخ می‌پرسیم که چه چیز شما را به اینجا کشانید، می‌گویند: ما در عقل را به روی خود بستیم. (تفکر در خلقت، در تاریخ، در خود و پرهیز از تقلید کورکورانه).

← تقوا


تقواپرهیز از گناه را تقوا گویند و از آن به مناسبت در باب‌های اجتهاد و تقلید، صلاة و جهاد سخن رفته است
و
تزکیه‌تزکیه در لغت به معنای استوار ساختن و دور کردن شئ از عیب و در اصطلاح علم اخلاق عبارت از پاک کردن و پیراستن نفس از نقایص و صفات رذیله و آراستن آن به صفات پسندیده و کمالات نفسانیه است
[۷] مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
باعث پرورش و تقویت اراده انسان می‌شود. انسانی که دنبال هوا باشد، به فرمایش همانند اسب‌ سواری است که اسبش چموشی می‌کند و اختیار را از دست او گرفته و تقوا را به اسب رام که سوارکار اختیارش را دارد تشبیه کرده‌اند. وجه امتیاز انسان و
حیوانحیوان، واژه ای عربی که بر هرگونه ذی روح اطلاق می شود و انسان را نیز، که او را حیوان ناطق می‌خوانند، در بر می گیرد
به اختیار انسان است و نظام پاداش و
تنبیهتنبیه، در لغت به معنای آگاهانیدن، بیدار کردن، واقف گردانیدن به چیزی و آگاه و هوشیار کردن آمده است
و وعده و وعید الهی هم اینجاست که مفهوم پیدا می‌کند و هر‌چه‌قدر
قدرتقدرت یکی از صفات الهی است
اراده قوی باشد، انسان در اختیار طرف خیر محکم‌تر است.

← عبادت


عبادت
[۸] مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
باعث تقویت
عشقمحبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی==جنگ عقل و عشق==در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل استشوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل استیکچنین حالتی را " عشق " می نامند
و علاقه معنوی و ایجاد حرارت ایمانی در انسان می‌شود، مثلا به ابعاد سازندگی
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
دقت کنید (درس مسالمت‌جویی، هدفداری، رعایت حقوق، ضبط و کنترل نفس و کنترل احساسات، توجه به نظم و دقت و....) .

← جهاد


جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
[۹] مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
عامل اصلاح
اخلاقاخلاق، جمع خلق به معنای خصلت‌های نفسانی انسان اعم از فضائل و رذائل است
و
نفس"ن ف س" در اصل لغت برخروج نسیم دلالت می‌کند و تنفس نیز به همین معنا می‌باشد
است. جهاد مثل ازدواج عامل جایگزین برای پرورش بعدی از انسان ندارد، آدم جهاد رفته و جهاد ندیده از نظر روحیه یکسان نیستند، پیامبر در حدیثی می‌فرمایند: جهاد عامل اصلاح و اخلاق و نفس است. ایشان فرمود که: جهاد نکرده یا کسی که آرزوی جهاد را در سر نپرورانیده باشد، در روحش شعبه‌ای از
نفاقکلمات کلیدی: قرآن، نفاق، دوروئی، انحراف
است.

← معاشرت با دیگران


معاشرت با دیگران
[۱۰] مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
بعد عاطفی انسان را تقویت می‌کند که در معاشرت انسان از دیگران مخصوصاً محبوبان بیشتر اثر می‌گیرد و صفات محبوب و کسی که مورد علاقه فرد است را کسب می‌کند، این علاقه بالاترین و بزرگترین عامل در تغییر انسان است (تقویت بعد عاطفی، اجتماعی و....)

← کار


کار
[۱۱] مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
قوه خیال را تمرکز می‌دهد،
ذهندر لغت به معنى فهم و عقل است
را منطقی می‌کند، کار اگر مورد علاقه انسان باشد استعداد، ابتکار و خلاقیت را نیرومند می‌کند و تاثیر فراوانی بر شخصیت فرد می‌گذارد.ولی متاسفانه به اهمیت آن کم‌توجه شده است، کار، به
قلباستفاده از «اصل» و «علت» موجود در یک قیاس برای اثبات حکمی مخالف حکم اصل را قلب گویند
خشوعخشوع، یکی از صفات برجسته انسانهای شایسته به شمار می‌رود و در مقام مدح از افراد یا گروه‌ها بر این صفت به عنوان یک نقطه امتیاز شمرده می شود
می‌دهد، حرمت اجتماعی به انسان می‌بخشد، کار می‌تواند بر تربیت انسان (ابعاد وجودی او) اثر بگذارد و انسان هم می‌تواند بر کار اثرگذار باشد. (رابطه دو طرفی بین پرورش استعدادها و کار وجود دارد) پیامبر به کسی‌که بی‌جهت بی‌کار بود فرمودند: از چشم من افتادی.

← مراقبه و محاسبه نفس


مراقبهمراقبه یکی از مراحل تهذیب و محاسبه نفس است
و
محاسبه نفسيكى از موضوعاتى كه در روايات بر آن بسيار تاكيد گرديده و علماى اخلاق درباره‌اش بسيار بحث كرده‌اند، مساله «محاسبه نفس‌» است
[۱۲] مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
در مکاتب غیر‌الهی اساساً این امر مطرح نیست، مراقبه مثل این است که با خود مانند شریکی که به او اطمینان نداریم معامله کنیم و همیشه مراقب باشیم که سرمان کلاه نگذارد. اهمیت آن به‌قدری است که امام موسی بن جعفر (علیه‌السّلام) فرمودند: کسی که شبانه‌روز یک‌بار از خود محاسبه نکند از ما نیست. علمای اخلاق برای پرورش روح خود از این دستور استفاده می‌کردند. ایشان می‌فرمایند: انسان اول صبح باید شرط کند با نفس خود که راه اطاعت بگیرد و نافرمانی حق (
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
) نکند (مشارطه)، در مرحله بعد باید این شرط خود را در عمل پیاده کند و مراقب باشد خلاف این شرط عمل نکند (مراقبه). مرحله سوم این‌که در آخر روز، از نفس خود حساب‌کشی کند، چرا‌که آن‌جا که خدا می‌خواسته نبودی، چرا کار امروز را به فردا‌ انداختی، چرا...(محاسبه) و در آخر اگر از دستور سیر و سلوکی خود منحرف شده باشد، او را
تنبیهتنبیه، در لغت به معنای آگاهانیدن، بیدار کردن، واقف گردانیدن به چیزی و آگاه و هوشیار کردن آمده است
می‌کند (معاتبه). این مراحل را می‌توانیم در کل برنامه روزانه خود اجرا کنیم.

← پرورش جسم


کار پسندیده‌ای است ولی نباید اشتباه کرد که نقش واسطه و ابزاری و یا مرکب
روحروح آفريده‌ای از عالم غیب است که از آن در بابهايی نظير طهارت، صلات، تجارت، صید و ذباحه و دیات سخن گفته‌اند
را دارد. اسلام به تطهیر جسم، پرورش و ورزش آن اهمیت داده و نفس پرستی شهوتی است که جسم را فرسوده و مریض می‌کند و اسلام مخالف آن است، پس ما نباید تمام همت خود را به پرورش این بعد صرف کنیم، درست است پرورش این بعد در حد خود مفید است و بر دیگر ابعاد شخصیتی انسان اثر مطلوب دارد (عقل سالم در بدن سالم است).

← تعادل در تغذیه


تعادل در تغذیه بعد روحی (
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
و دل) و جسمانی (غرایز)
[۱۳] مظاهری، حسین، عوامل کنترل غرایز، تهران، موسسه نشر و تحقیقات ذکر، ۱۳۷۸، ص۶۸ با کمی تغییر.
در اسلام سفارش شده است که انسان باید به تغذیه دو بعد خودش رسیدگی کند، تغذیه به بعد روحانی (به نماز، دعا، نیایش، حق‌طلبی و....) است و تغذیه بعد جسمانی و غریزی (به ازدواج، آب، غذا، پوشاک و....) است که البته باید از راه مشروع برآورده گردد و البته مرز حیوان و انسان همین اختیار و تکلیف به گزینش قسمت
حلالحلال،این عنوان در مقابل حرام وبه معنای انچه که از لحاظ شرعی جایز است
و مشروع است. ناگفته نماند که چون اصالت فرد به روح اوست، باید به این بعد اهمیت بیشتری دهیم و آن‌را بر بعد حیوانی غلبه دهیم و آن‌گاه است که اراده انسان هم تقویت می‌شود و به تبعه آن قدرت اختیار و گزینش نیرومندتر می‌گردد.

موانع رشد در قرآن



در یک کلام پیروی از
هوای نفسدر منابع حدیثی شیعه روایاتی به این نکته اشاره می‌کنند که هوای نفس، تخریب کننده عقل است و در منابع عرفانی و اخلاقی نیز عنوان روایت نقل شده است
و تن ندادن به پرورش دینی است که زیرشاخه‌های آن بدین‌قرار است: خود‌پرستی، دنیا‌زدگی، ،
تکبرخود بزرگ بینی را تکبّر گویند
، خودبرتربینی، شخصیت‌زدگی،
تقلیدتقلید مصدر «قلّد» به معناى انداختن گردنبند و یا قلاده به گردن کسى است و «تقلید بَدَنه» به معناى آن است که قلاده و یا نشانه اى به گردن شتر قربانى بیندازند، به نشانه آن که قربانی حج است
، کثرت‌زدگی، سخن بدون علم، پیروی از گمان، کتمان حق، مجادله با حق، تزیین و خوب جلوه دادن بدی‌ها توسط نفس،
قساوت قلبیکی از رذایل اخلاقی که در قرآن کریم به آن اشاره شده است، «قساوت قلب» است
، از خود بیگانگی، عناد‌جویی، خودستائی، دوست بد، هر یک از این موانع به یک یا چند بعد از شخصیت ما لطمه می‌زند مثلاً شخصیت زدگی و تقلید کورکورانه، بعد عقلی شخصیت ما را آسیب می‌رساند.

روش‌های رشد هماهنگ



روش‌های رشد هماهنگ:
[۱۴] احمدی، سید احمد، اصول و روش‌های تربیت در اسلام، ص۱۵۰، با تغییر و اضافه.

۱. سرمشق و نمونه عملی: اسلام بهترین سرمشق یعنی انسان کامل را الگوی ما قرار داده، کلام، رفتار و سکوت معصوم می‌تواند معیار خوبی در کارها و حرکات و سکناتمان باشد. بعد از معصوم (علیهم‌السّلام) ما در هر عصر علماء والامقامی داشته‌ایم که به معصوم نزدیک بوده‌اند و به خاطر مبارزة با نفس و
تزکیه‌تزکیه در لغت به معنای استوار ساختن و دور کردن شئ از عیب و در اصطلاح علم اخلاق عبارت از پاک کردن و پیراستن نفس از نقایص و صفات رذیله و آراستن آن به صفات پسندیده و کمالات نفسانیه است
آن قابلیت الگو بودن را برای ما در تمام ابعاد شخصیتی دارا می‌باشند. نمونه بارز آن حضرت
امام خمینی{{{مشخصات اولیهعنوان اول : مقدار اول[[پرونده:Portrait_of_Ruhollah_Khomeini
ـ قدس سره ـ است.
۲. پند و‌اندرز، قرآن، کلمات معصوم، ادعیه پر است از مفاهیم خیرخواهانه و انسان ساز.
۳. کیفر و پاداش: دو نظام روان شناسانه تعلیم و تربیتی هستند (تشویق و تنبیه).
۴. داستان، امثال، تاریخ گذشتگان:
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
و معصوم با توجه دادن به آن‌ها سیر انحرافی برخی از ظالمین و مشرکین و منحرفین را به ما گوشزد می‌کنند مثل پول‌پرستی و دنیا‌خواهی
قاروندر قرآن به مناسبتهای مختلف نام برخی افراد معاصر یا غیر معاصر پیامبر ص و یا انبیاء پیشین برده شده است
و....
۵.
امر به معروفآیین مقدس اسلام در كنار دیگر برنامه‌های فردی واجتماعی خود، از پیروانش می‌خواهد كه نسبت به آن‌چه از دیگران می‌بینند بی‌تفاوت نباشند بلكه آن‌ها را به سوی خوبی‌ها فرا خوانده و از بدی‌ها باز دارند
و نهی از منکر.
۶.
توبهپشیمانی و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن را توبه گویند و از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و حدود سخن رفته است
.
۷. دعا و نیایش.
۸. تمرین و تکرار.
۹. روش
محبتعشق و محبت، گاهی صادق و حقیقی است و گاهی کاذب و بی‏معنا
به گنه‌کار و مردم برای هدایت.
۱۰. روش ابتلاء و امتحان الهی.
۱۱. عادت مثبت و بعد ملکه کردن صفات خوب با تمرین پیوسته.
۱۲. عنایت‌های الهی.
۱۳. تربیت و توجه عوامل مؤثر در تحول شخصیت (محیط زندگی، شغلی، آموزشی) اراده، سن.

خطر تک‌بعدی بودن



انسان متعادل تحت تاثیر تفکرات مادی و انحرافی قرار نمی‌گیرد و هستی شخصیت او در معرض آشوب و
اضطراباضطراب یک نوع پریشانی روانی بدنی است که بر اثر ترسی مبهم و احساس ناایمنی و تیره‌روزی در فرد به وجود می‌آید
قرار نمی‌گیرد.
[۱۵] شخصیت اسلامی، ترجمه محمد سپهری، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ص۸۲
آری همان‌گونه که معیوب بودن یک چرخ خودرو بر کل سیستم خودرو تاثیر دارد، رشد تک‌بعدی یا سرطانی و کاریکاتوری شخصیت حقیقی و اسلامی فرد را معیوب می‌کند و چرا‌که این فرد دیگر، در ابعاد دیگر شخصیت، پرورش نیافته است. انحراف‌ها و فسادها از این شکل‌ها ناشی می‌شود مثلا فرد به بعد حیوانی خود فقط توجه نموده است و از بعد عقلی، دل و یا روحانی خود غافل بوده است. پس می‌توانیم بگوییم ابعاد شخصیت، با هم‌دیگر در تعامل هستند، مثلا بعد عقلی بر اراده مؤثر است، اراده بر تلاش فرد و آن بر بعد اجتماعی و....

نکته پایانی



با توجه به مطالب فوق نتیجه می‌گیریم که رشد و توازن هماهنگ شخصیت را باید در تن دادن به پرورش اسلامی یافت، انسان می‌تواند در این زمینه مطالعه کند، خود را با الگوهای زنده و تطبیق دهد. برای خود‌ دوستانی پیدا کند که تک‌بعدی رشد نکرده باشند. خود را به الگوی نیکوی کامل امام ولی عصر (عجل الله فرجه) نزدیک کند. در برنامه‌ای کتبی ابعاد شخصیت را یادداشت کند و روزانه آن را تغذیه کند و از برنامه‌ریزی زیبای مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه هر روز کار خود را رسیدگی نماید. از جمله کارهای مفید در این زمینه انس گرفتن با ادعیه است که مثلا ما در
صحیفه سجادیهصحیفه سجادیه كه از آن به زبور آل محمد (علیهم‌السلام) و انجیل اهل بیت یاد می شود، از مهمترین و معتبرترین متون اسلامی بعد از قرآن کریم است
رشد هماهنگ این ابعاد را در قالب دعا می‌بینیم و یا در خطبه متقین حضرت علی (علیه‌السّلام) (خطبه همام) ترسیمی از یک انسان و شخصیت اسلامی و الهی را به ما ارائه داده‌اند. نکته مهم دیگر این‌که برای رشد هماهنگ شخصیت باید به کل بحث، دیدی کلی‌نگر داشت، یعنی با توجه به کل مباحث انسان برنامه‌ریزی کند و دیگر این‌که همه این مباحث فرع بر این است که ما انسان را موجودی با کرامت، خلیفةالله، امانت‌دار الهی می‌دانیم، موجودی که سرشار از استعدادهای بالقوه است و انبیاء و ائمه (علیهم‌السّلام) برای شکوفایی آن‌ها تلاش و تبلیغ‌ها کرده‌اند و امکان پرورش آن را به ما گوشزد کرده‌اند.

پانویس


 
۱. اشرف جودت، تقی‌علی، نقش عادت در تربیت اسلامی، تهران، موسسه انتشارات امیر‌کبیر، ۱۳۷۸، ص۹۱.
۲. مصباح یزدی، محمد‌تقی، جامعه و تاریخ، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۲، ص۱۷۲، با کمی تغییر.
۳. حجتی، سید‌محمد‌باقر، مسائل تربیتی اسلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۷، ص۱۸۴.
۴. هاشمی، سید‌مجتبی، تربیت و شخصیت انسانی، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، ۱۳۷۲، ج۱، ص۲۰۵ با کمی تغییر.
۵. مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.
۶. مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
۷. مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
۸. مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
۹. مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
۱۰. مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
۱۱. مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
۱۲. مطهری، مرتضی، جلوه‌های معلمی، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، با تغییر و اضافه.
۱۳. مظاهری، حسین، عوامل کنترل غرایز، تهران، موسسه نشر و تحقیقات ذکر، ۱۳۷۸، ص۶۸ با کمی تغییر.
۱۴. احمدی، سید احمد، اصول و روش‌های تربیت در اسلام، ص۱۵۰، با تغییر و اضافه.
۱۵. شخصیت اسلامی، ترجمه محمد سپهری، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ص۸۲


منبع



سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «رشد شخصیت»، تاریخ بازیابی۹۵/۸/۱۸.    



جعبه ابزار