رشد (علوم تربیتی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



رشد، از اصطلاحات علم روانشناسی است و اشاره دارد به اینکه چگونه افراد در طول عمرشان از طریق رشد جسمانی،
رشد شخصیترشد شخصیت، که در واقع مجموعه سازمان یافته‌ای از خصوصیات جنبه‌های مختلف وجودی انسان است برایش عواملی از جمله فطریات، وراثت، محیط و
، رشد اجتماعی – هیجانی، رشد شناختی (تفکر) و رشد زبان سازگار می‌شوند و تغییر می‌کنند.
[۱] رابرت‌ایی، اسلاوین، روان‌شناسی تربیتی، ص۳۴، ترجمه یحیی سیدمحمدی، تهران، روان، ۱۳۸۵، چاپ اول.
در این مقاله بعد از بیان تعاریف این اصطلاح، ابعاد رشدی را بررسی می‌کند و در ادامه به مباحث با اهمیت اصول رشد و نظریه‌های رشد می‌پردازد.


تعاریف



· رشد، عبارت است از تغییراتی که به‌طور منظم در ارگانیسم موجود زنده پدید می‌آید و با پیشرفت و تکامل همراه است و هدف مشخصی را دربر‌می‌گیرد.
· رشد، عبارت است از همه تغییرات و تحولاتی که از زمان تشکیل سلول تخم تا هنگام
مرگمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
در
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
به وجود می‌آید.
· رشد، عبارت است از یک سلسله تغییرات جسمی و روانی که از طریق این تغییرات، فرد پیوسته در حالت تعادل جسمانی و روانی باقی بماند و به کمال برسد.
[۲] هاشمیان، احمد، اصول و مبانی روان‌شناسی تربیتی، ص۲۹، تهران، تندیس، ۱۳۸۴، چاپ اول.

رشد، یعنی تغییراتی که با پیشرفت و ترقی همراه بوده و هدف مشخصی دارد، این تغییرات به‌طور منظم در طرح منظم در طرح معینی صورت می‌گیرد. بعضی از روان‌شناسان، رشد را جریانی می‌دانند که در آن تغییرات درونی یا فیزیولوژیکی با جنبه‌های روانی ترکیب می‌شوند و فرد را برای روبرو شدن با محیط یا موقعیت جدید قادر می‌سازند.
[۳] شریعتمداری، علی، روان‌شناسی تربیتی، ص۸۴، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۵، چاپ نهم.


ابعاد و تکامل



در بحث رشد ابعد مختلفی مدنظر است که به آنها اشاره می‌کنیم.

← رشد بدنی


رشد بدنی، قسمت اساسی رشد فرد را تشکیل می‌دهد. این جنبه از رشد کاملا محسوس و به آسانی قابل‌اندازه‌گیری است که شامل رشد در مغز، دستگاه‌های عصبی و رشد مهارت‌های حرکتی است و به عبارتی در اعضاء،‌اندام‌ها، قد و وزن، جثه، اعضاء تناسلی، خصوصیات جنسی، رشد دندان‌ها و تغییرات استخوان‌ها ظاهر می‌گردد.

← رشد ذهنی


یکی دیگر از جنبه‌های اساسی رشد و تکامل انسان، رشد استعدادهای ذهنی فرد است. اهمیت عمده این جنبه تاثیرگذاری آن در رشد و تکامل کلی فرد می‌باشد. در دوره طفولیت، رشد عقلانی به سرعت پیش می‌رود و کودک از راه "اکتشاف" یعنی با استفاده از حواس به مفاهیم عواملی که با آنها در تماس بوده است، پی می‌برد.

← رشد عاطفی


رشد عاطفی پیچیدگی خاصی دارد و در سایر جنبه‌های رشد مانند رشد بدنی، رشد عقلانی و اجتماعی تاثیر فراوان دارد. حالات عاطفی ابتدا به صورت
هیجانیکی از مباحث مطرح در روان‌شناسی، بحث درباره هیجان است
(Delight) ظاهر می‌گردد، به‌تدریج کودک حالت مسرت Excetement را در موقعی که هماهنگی و تعادل در میان اعمال و وظایف بدنی او برقرار است، از خود ظاهر می‌سازد و زمانی که این تعادل به هم بخورد حالت پریشانی Distress در او به وجود می‌آید.
[۴] هاشمیان، احمد، اصول و مبانی روان‌شناسی تربیتی، ص۳۲-۳۷، تهران، تندیس، ۱۳۸۴، چاپ اول.


← رشد اجتماعی


جنبه‌های اجتماعی رشد، اساس زندگی انسانی فرد را تشکیل می‌دهد. انسان به معنی دقیق حیوانی فرهنگی است، جنبه‌های عقلانی حیات وی نیز در زمینه اجتماعی رشد می‌کند. ادامه زندگی انسانی جز در
جامعهجامِعه، کتـابـی نـام‌بـردار در روایـات شیعه ، بـه امـلای رسول‌الله (ص) و خط امیرالمؤمنین علی (ع) است
جریان پیدا نمی‌کند، فرد باید با دیگران به سر برد و نقش خود را در خانواده و جامعه ایفا نماید.
[۵] شریعتمداری، علی، روان‌شناسی تربیتی، ص۱۱۲-۱۱۴.


خصوصیات عمومی



در بحث رشد اصولی وجود دارد که بسیار در این بحث مهم است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

← جریان دائمی


رشد یک جریان دایمی است و از مراحل محدودی که در وقت معین شروع گردد و در زمان معین پایان پذیرد، تشکیل نشده است. منظور این است که گذشته کودک با وضع فعلی او کاملا ارتباط دارد و رشد او در زمان حاضر پایه و اساس رشد او در آینده است.
[۶] شریعتمداری، علی، روان‌شناسی تربیتی، ص۸۴.
با وجود آنکه رشد یک جریان دائمی است اما از نوعی نوسان برخوردار است، بدین معنی که رشد در مراحلی تند و سریع و در مراحلی دیگر کند صورت می‌پذیرد.
[۷] هاشمیان، احمد، اصول و مبانی روان‌شناسی تربیتی، ص۳۰، تهران، تندیس، ۱۳۸۴، چاپ اول.


← تغییرات تدریجی


رشد به صورت تغییرات تدریجی در رفتار فرد ظاهر می‌گردد، جنبه‌های گوناگون رشد بدنی، عاطفی، اجتماعی، شخصیتی و عقلانی کودک به‌تدریج در وی آشکار می‌شود. به عنوان مثال در رشد عاطفی، کودک ابتدا طرز بروز عواطف را فرا می‌گیرد و فرایندهایی مانند: گریه،
ترسبیم از وقوع امری ناخوشایند را ترس می گویند و از آن به مناسبت در بابهایی همچون طهارت، صلات، صوم، حج، حدود و دیات یاد شده است
، ، ،
محبتعشق و محبت، گاهی صادق و حقیقی است و گاهی کاذب و بی‏معنا
و و... را به شکل خاصی ظاهر می‌سازد و تدریجا با کمک اطرافیان نحوه کنترل این عواطف را می‌آموزد.
[۸] شریعتمداری، علی، روان‌شناسی تربیتی، ص۸۵.


← همه جانبه


رشد، امری پیچیده است و در جنبه‌های عقلی، عاطفی و جنبه‌های دینی و هنری ظاهر می‌گردد. پیچیدگی رشد، مربوط به وحدت شخصیت کودک است. کودک به عنوان یک کل یا واحدی است که در معرض تغییر تدریجی واقع می‌شود، بنابراین باید ارتباط هر جنبه از شخصیت کودک را با کل شخصیت او و با سایر جنبه‌ها در نظر گرفت.

← تاثیر عوامل محیطی و ارثی


رشد هر فرد، تحت تاثیر عوامل ارثی و محیط قرار دارد. به‌طور کلی رشد هر فرد نتیجه و محصول تاثیر متقابل محیط و وراثت می‌باشد. ممکن است عوامل ارثی، پایه و طرح رشد فردی را در وضع معینی قرار دهد ولی محیط، طرح و زمینه رشد او را تغییر دهد، وقتی شرایط محیط برای تامین احتیاجات اساسی کودک مساعد نیست، امکانات ارثی مجال رشد و پرورش پیدا نمی‌کنند.

← امری کیفی و کمی


رشد، امری کیفی و کمّی است، چگونگی رشد و‌اندازه آن با هم فرق دارند ولی از یکدیگر جدا نیستند، همان‌طور که‌اندازه بدن انسان تغییر می‌کند، کیفیت اعمال و ساختمان بدنی و روانی او نیز در تغییر است.

فرایندها



· رشد افراد، متفاوت است و جریان رشد در کودکان یکسان نیست، با اینکه بیان شد، رشد تغییرات تدریجی در زمینه طرح معنی صورت می‌گیرد اما این تغییرات در افراد به صورت‌های مختلف ظاهر می‌شود.
· رشد کودک در سال‌های اول زندگی اهمیت خاصی دارد، به عبارت دیگر عادات، طرز تفکر، عقاید و تمایلاتی که فرد در سال‌های اول زندگی کسب می‌کند، اساس موفقیت یا شکست او را در دوره‌های بعدی زندگی تشکیل می‌دهد.
· رشد از یک طرح و زمینه قابل پیش‌بینی و معین پیروی می‌نماید، با اینکه اختلافات فردی میان افراد یک نوع وجود دارد، معذل طرح عمومی رشد افراد یک نوع مشابه و یکسان است. ترتیب رشد، میزان رشد افراد را در سنین مختلف مشخص می‌کند و سطح انتظارات و توقعات والدین و مربیان را محدود می‌سازد.
· جریان رشد در دوره‌های مختلف، مشکلات تازه و احتیاجات خاصی به همراه دارد. در هر دوره از رشد، افراد با مسائل خاصی روبرو هستند. در طول رشد حالت عدم تعادل در رفتار افراد دیده می‌شود.
[۹] شریعتمداری، علی، روان‌شناسی تربیتی، ص۸۶-۹۰.


نظریه‌ها



در بحث رشد نظریه های متفاوتی وجود دارد و هر شخص و مکتبی به نحوی بحث رشد را مطرح کرده‌اند.

← ژان پیاژه


نظریه‌پردازان شناختی در زمینه "تفکر" کوشش می‌کنند تا جنبه‌های مختلف شناخت را در انسان مطالعه کنند. از مهمترین صاحبنظران نظریه شناختی، ژان پیاژه روان‌شناس سوئیسی می‌باشد. پیاژه نظر خود را درباره رشد شناختی به‌طور عمده بر مبنای تغییرات ژنتیکی از بدو تولد تا دوره نوجوانی قرار داده است. پیاژه در رشد، ترکیبی از دو عامل "طبیعت" و "
تربیتتربیت یعنی پرورش در جهت رشد و کمال
" را ارائه داده است.
[۱۰] هاشمیان، احمد، اصول و مبانی روان‌شناسی تربیتی، ص۳۸، تهران، تندیس، ۱۳۸۴، چاپ اول.


←← مراحل رشد


پیاژه، رشد شناختی کودکان و نوجوانان را به چهار مرحله تقسیم کرد و معتقد بود همه کودکان این مراحل را به ترتیب پشت سر می‌گذارند.
الف. مرحله حسی – حرکتی: از تولد تا ۲ سالگی
در این مرحله، کودکان محیطشان را با استفاده از حواس و مهارت‌های حرکتی خود کاوش می‌کنند.
ب. مرحله پیش‌عملیاتی: از ۲ تا ۷ سالگی
در این مرحله، زبان و مفاهیم کودکان با سرعت رشد می‌کنند.
پ. مرحله عملیات عینی: از ۷ تا ۱۱ سالگی
ویژگی مهم این مرحله، فعالیت کودک در رابطه با محیط عینی و محسوس است که کودک از طریق تفکر برحسب اعمال عینی می‌تواند درباره مفاهیم مختلف‌اندیشه کند.
ت. مرحله عملیات صوری: از ۱۱ تا ۱۵ سالگی
در این مرحله، تفکر کودکان به صورتی که مشخصه بزرگسالان است، شروع به رشد کرده و توانایی پرداختن به موقعیت‌های بالقوه (انتزاعی) پرورش می‌یابد.

نظریه پیاژه، تاثیر مهمی بر نظریه و کاربست آموزشی داشته است، زیرا این نظریه توجه را روی عقیده آموزش متناسب با رشد متمرکز کرده است
[۱۱] رابرت‌ایی، اسلاوین، روان‌شناسی تربیتی، ص۴۰-۵۱.
و نیز طبق نظریه وی، کودک باید اول مفهوم چیزی را بیاموزد تا بعد بتواند کلمه‌ای را که معرف آن است به درستی یاد بگیرد. روش
یادگیرییادگیری را می‌توان تغییر تقریبا دایمی رفتار که در نتیجه تمرین به وجود می‌آید دانست
او بر فعالیت و تجربه‌اندوزی کودک تاکید می‌ورزد و معلمان را از وادار کردن به حفظ طوطی‌وار مطالب از موضوعات انتزاعی برحذر می‌دارد.
[۱۲] سیف، علی‌اکبر، روان‌شناسی پرورشی، ص۲۱۳، تهران، آگاه، ۱۳۸۵، چاپ شانزدهم.


← اریکسون


اریک اریکسون، روان‌شناس آلمانی نظریه اجتماعی خود را در رشد بر مبنای مفاهیم تحلیل روانی بنا گذاشت. به عقیده او خصوصیات روانی انسان را باید در رابطه با سه دسته عوامل جستجو کرد:
· عوامل بیولوژیک
· عوامل روانی
· عوامل اجتماعی.

عوامل بیولوژیک، ویژگی‌های ازپیش‌تعیین‌شده را برای انسان به وجود می‌آورند. عوامل روانی، رشد شخصیت هر فرد را در تمام دوران عمر فراهم می‌آورند و عوامل اجتماعی، ویژگی‌های انسانی و فرهنگی می‌باشند که فرد را احاطه کرده‌اند و بر او تاثیر می‌گذارند و نیازهای بیولوژیکی فرد را شکوفا نموده و شکل می‌دهند.
[۱۳] هاشمیان، احمد، اصول و مبانی روان‌شناسی تربیتی، ص۴۲، تهران، تندیس، ۱۳۸۴، چاپ اول.


←← هشت مرحله رشد


در نظریه اریکسون، همچنان‌که انسان گستره زندگی خود را طی می‌کند، هشت مرحله رشدی آشکار می‌شود. هر مرحله، از تکالیف رشدی متفاوتی تشکیل شده است که فرد را با یک
بحرانبُحْران (یا بَحْران)، محلی در ناحیه فُرُع (یا فُرُع) در حجاز که با مدینه هشت برید (= ۴ فرسخ (پارسنگ)، ۲۴ کیلومتر ) فاصله دارد
مواجه می‌سازد. از نظر وی هر بحرانی که فرد تجربه می‌کند فاجعه‌آمیز نیست، بلکه یک نقطه تغییر از آسیب‌پذیری بالا و افزایش ظرفیت است. هرچه فرد با موفقیت بیشتری هر یک از این بحران‌ها را حل کند، سلامت روانی بیشتری خواهد داشت:
الف. در برابر بی‌اعتمادی: از تولد تا ۱۸ ماهگی
یعنی پرورش دادن حس اعتماد از طریق تعامل با مراقبت‌کنندگان.
ب. خودمختاری در برابر شرم و شک: ۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی
خودمختاری یعنی، توانایی انجام کارها توسط خود
کودکدر این مقاله واژه «کودک» از جهت لغوی و فقهی و حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است
که اگر این میل با عدم انعطاف‌پذیری والدین برخورد کند، سبب ایجاد حس شک و تردید می‌گردد.
پ.
ابتکارابتکار به معنای نوآوری و اختراع است
در برابر احساس گناه: ۳ تا ۶ سالگی
در این دوره، رشد مداوم مهارت‌های حرکتی و زبان به کودکان امکان کاوش در محیط‌های اجتماعی را می‌دهد به‌طوری که بی‌پروا و پرانرژی باشند و مراقبت‌کنندگان باید زمینه تقویت آن را فراهم کنند نه تنبیه و احساس گناه.

ت. سخت‌کوشی در برابر
احساس حقارتکسی که تحقیر می‌شود نسبت به خود احساس بسیار بدی پیدا می‌کند
: ۶ تا ۱۲ سالگی
با ورود به مدرسه، موفقیت، احساس سخت‌کوشی را به ارمغان می‌آورد و شکست، احساس حقارت و بی‌کفایتی را ایجاد می‌کند.
ث. هویت در برابر سردرگمی نقش: ۱۲ تا ۱۸ سالگی
در این مرحله، نوجوانان از خانواده به سمت گروه همسالان تمایل پیدا می‌کنند و نیاز به مورد سوال قرار دادن و بازنگری در هویت روانی – اجتماعی که در مراحل پیشین تشکیل شده بود، به وجود می‌آید.

ج. صمیمیت در برابر انزوا: جوانی
در این دوره، جوان آماده است تا رابطه صمیمانه تازه‌ای را با فردی دیگر تشکیل دهد. جوانی که به دنبال چنین صمیمیتی نیست یا ناموفق مانده، به انزوا کشیده می‌شود.
چ. زایندگی در برابر رکود: میانسالی
زایندگی، عبارت است از "علاقه به تشکیل دادن و هدایت کردن نسل‌های بعدی". معمولا افراد از طریق بزرگ کردن فرزندان خود، به زایندگی می‌رسند.
ح. کمال و انسجام در برابر : اواخر بزرگسالی
در آخرین مرحله رشد روانی – اجتماعی، افراد به گذشته می‌نگرند و آخرین بحران هویت خود را حل می‌کنند.
نظریه اریکسون، باعث پیشبرد دیدگاه‌ها از رشد انسان در تمام طول زندگی شد. او به جای اینکه رشد را فقط محدود به دوره کودکی بداند، آن را به کل گستره زندگی تعمیم داد.
[۱۴] رابرت‌ایی، اسلاوین، روان‌شناسی تربیتی، ص۵۹-۶۱.


پانویس


 
۱. رابرت‌ایی، اسلاوین، روان‌شناسی تربیتی، ص۳۴، ترجمه یحیی سیدمحمدی، تهران، روان، ۱۳۸۵، چاپ اول.
۲. هاشمیان، احمد، اصول و مبانی روان‌شناسی تربیتی، ص۲۹، تهران، تندیس، ۱۳۸۴، چاپ اول.
۳. شریعتمداری، علی، روان‌شناسی تربیتی، ص۸۴، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۵، چاپ نهم.
۴. هاشمیان، احمد، اصول و مبانی روان‌شناسی تربیتی، ص۳۲-۳۷، تهران، تندیس، ۱۳۸۴، چاپ اول.
۵. شریعتمداری، علی، روان‌شناسی تربیتی، ص۱۱۲-۱۱۴.
۶. شریعتمداری، علی، روان‌شناسی تربیتی، ص۸۴.
۷. هاشمیان، احمد، اصول و مبانی رو