• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

رضا یزدان‌پناه (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





رضا یزدان‌پناه (متولد ۱۳۳۷، اهواز)، شاعر و داستان‌نویس است.
او پس از فوت والدین ترک تحصیل کرد و بعدها ضمن کار به عنوان راننده آمبولانس در خمین، به سرودن شعر (بیشتر غزل و مثنوی) روی آورد.
آثار او در «گزیده ادبیات معاصر شماره ۹۷» چاپ شده و اکنون با انجمن ادبی خمین همکاری دارد.



رضا یزدان‌پناه در سال ۱۳۳۷ ه‌. ش در شهرستان اهواز دیده به جهان گشود.
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در آنجا گذراند و به علت از دست دادن پدر در کودکی و مادر در آغاز جوانی تحصیلات خود را رها کرد و به شغل کمک رانندگی روی آورد و ساکن شهرستان دورود شد.
پس از پایان جنگ تحمیلی به شهرستان خمین رفت و در مرکز بهداشت آن شهرستان با سمت راننده‌ی آمبولانس به خدمت مشغول شد و در همین زمان به سرودن شعر پرداخت.


شعرهای وی به صورت پراکنده در روزنامه‌ها منتشر شده است، شعرهایش بیشتر در قالب غزل و مثنوی می‌باشد.
او به غیر از شعر به نوشتن داستان و نثرهای ادبی علاقمند است و در حال حاضر با انجمن ادبی شهرستان خمین همکاری دارد.
گزیده‌ی ادبیات معاصر شماره ۹۷ در بر گیرنده‌ی اشعار اوست.


در ادامه، نمونه‌هایی از سروده‌های او آمده است.
روز واقعه:
در سایه‌ی خورشید دشتی آتشین مانده‌ست • • • • • پشت سر او کهکشانی بر زمین مانده‌ست
یک پیکر و شوق هزاران نیزه‌ی عاشق • • • • • از این غزل بازی به لب‌ها آفرین مانده‌ست
‌ای کاروان، خورشید را تا شام، خواهی برد • • • • • از روز، روز واقعه تنها همین مانده‌ست
مهمانی خورشید و صحرا را مگر داغی • • • • • در سینه‌های مردم صحرانشین مانده‌ست
بر ما زمان آن‌سان نمی‌گردد که می‌گردید • • • • • یک لحظه تا آغاز روز واپسین مانده‌ست
‌ای تشنه‌ی خورشید تا از اسب افتادی • • • • • شک کرده‌ام بر هر که بر بالای زین مانده‌ست






محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۵۳۰.    






جعبه ابزار