زنا

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



زنا از گناهان کبیره واز موجبات
حدحدّ یکی از اقسام احکام، در اسلام است
در
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
به شمار می رود.


معنی زنا



زنا
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
از راه نامشروع می باشد.

معنای اصطلاحی زنا



زنا در اصطلاح عبارت است از داخل کردن مرد
آلت تناسلیآلت تناسلى یا قُبُل به شرمگاه پیش نرینه و مادینه اطلاق می شود
خود را در فرج زن به مقدار ختنه گاه يا بيشتر، بدون آنکه بين آن دو ازدواجی واقع شده باشد يا مرد مالک زن باشد يا
شبهه عقدازدواج فاسد به گمان صحیح بودن را شُبهه عقد (شبهه نکاح‏) می‌گویند
يا
ملکملک، به فتح میم و لام به معنای فرشته می‌باشد
وجود داشته باشد.
[۳] تکملة منهاج الصالحين ص۳۲.


کاربرد زنا در فقه



از آن در باب
حدودحدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است
و به مناسبت در بابهايی نظير، ، ،
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
،
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
،
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
،
طلاقدر لغت براي واژه طلاق معاني متعددي ذكر شده است كه از جمله رهايي، آزاد كردن، ترك كردن، واگذاشتن، مفارقت و جدايي است
، مکاتبه و شهادات سخن گفته‏اند.

حکم زنا



زنا از گناهان کبيره شمرده شده و حرمت آن ضروری بين و ارتکابش موجب ثبوت
حدحدّ یکی از اقسام احکام، در اسلام است
است.

راههای اثبات زنا



زنا با
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
،
بینهبیّنه به معانی: ۱
و بنابر مشهور،
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
حاکمبه انشاء کننده حکم حاکم می‌گویند
ثابت می‏شود.

← شرایط ثبوت زنا به اقرار


ثبوت زنا به
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
، علاوه بر شرايط عمومی (،
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
،
اختیاراختیار در چند معنا به کار رفته است: ۱
و آزاد بودن) منوط به چهار بار
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
در چهار مجلس است. در ثبوت حدّ زنا با چهار بار
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
در يک مجلس اختلاف است. اکثر فقها قائل به ثبوت آن‏اند. در اقرار کمتر از چهار بار حدّ ثابت نيست. برخی،
تعزیردر اسلام به‏ منظور جلوگیری از جرایمی غیر از زنا و لواحق آن، سرقت، شرابخواری و
را ثابت دانسته‏اند. از برخی قدما ثبوت حد با يک بار اقرار نقل شده است.

← شرایط ثبوت زنا با بيّنه


ثبوت زنا با بيّنه منوط به چهار مرد يا بنابر قول مشهور سه مرد و دو
زنزن مقابل مرد است
است.
[۱۲] تفصيل الشريعة (الحدود) ص۱۱۶.

در اينکه با دو مرد و چهار زن ثابت می‏شود يا نه، اختلاف است. قول نخست به مشهور نسبت داده شده است. البته بنابر اين قول، تنها حدّ تازيانه ثابت می‏شود نه
رجمرجم‏ به فتح راء یکی از حدود الهی به معنای سنگسار کردن است ==معنای رجم== رَجْم به سنگسار کردن میگویند
[۱۳] الشرح الصغير ج۳، ص۳۳۸.
شهود بر وقوع زنا و مشاهده آن در يک مکان و يک زمان بايد به طور صریح باشد. در غير اين صورت
حدحدّ یکی از اقسام احکام، در اسلام است
ثابت نمی‏شود و بر گواهان به سبب نسبت ناروا، حد قذف جاری می‏شود.
[۱۸] تکملة منهاج الصالحين ص۲۵.

بر شاهدان است از به زنا خودداری کنند؛ بلکه بر
قاضیدر اسلام نسبت به شرایط قاضی بسیار سخت‏گیری شده و این امر نشانگر اهمیتی است که اسلام برای قضاوت قائل است
نيز است با اشاره و کنايه شاهدان را بر ترک ترغيب نمايد.حدّ زنا از حقوق اللَّه به شمار می‏رود؛ از اين رو، شهادت تبرعی (بدون درخواست قاضی) نسبت به آن پذيرفته است.
زنا با آزمايشهای پزشکی ثابت نمی‏شود.
در ثبوت حدّ زنا، علاوه بر ،
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
و
اختیاراختیار در چند معنا به کار رفته است: ۱
، لازم است مرد و زن زناکار به
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
فعل
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
داشته باشند يا آنچه به منزله
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
است و در خصوص ثبوت علاوه بر آنچه گفته شد،
احصاناحصان به دو معنای فراهم بودن زمینۀ زناشویی با همسر یا کنیز و پاکدامنی آمده است
نيز در هر دو معتبر است.

حدّ زنا



حدّ زنا چند گونه است: قتل، ،
تازیانهتابیده چرمی یا غیر چرمی برای مجازات خطاکاران و غیر آن را تازیانه گویند
، تازيانه به همراه تراشیدنِ سر و
تبعیدتبعيد(تَغْريب؛ نَفي بَلَد) يعني بيرون کردن بزهکار از محلّ زندگي يا محلّ ارتکاب بزه و يا محلّ اجراي حد که از آن در باب حدود سخن رفته است
و تازيانه توأم با .

← قتل


حدّ افراد زير قتل است:
۱- کسی که با
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
نسبی خود، مثل مادر و
دختردختر دو معنا دارد یکی به معنای فرزند مونث است که در مقابل پسر می باشد و دیگری به معنای دوشیزه و باکره است ==معانی اصطلاحی دختر== دختر یعنی فرزند اناث، که مقابل پسر و انسان مؤنث که مقابل مذکر است یا دوشیزه‏ و باکره
زنا کند.برخی، محرم رضاعی و سببی، مانند مادر زن را در حکم ياد شده ملحق به
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
نسبی کرده‏اند؛ ليکن مشهور، قائل به اختصاص حکم قتل به
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
نسبی‏اند.
۲-ذمّی‏ای که با زنی
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
زنا کند. ديگر اقسام در اين مسئله حکم را دارند.
۳-کسی که به عنف و
اجباراجبار از ماده جبر است و به آن الجاء هم گفته‌اند
با زنی، زنا کند.
۴-به قول مشهور، بلکه
اجماع«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
ادعا شده، مردی که با همسر پدر خود زنا کند.
۵-مرد يا زن آزاد غير محصنی که بنابر قولی بيش از دو و بنا بر مشهور، بيش از سه بار، و برده‏ای که بنابر مشهور بيش از هفت و بنابر قولی بيش از هشت بار زنا کند. به شرط آنکه در هر بار
حدحدّ یکی از اقسام احکام، در اسلام است
بر آنها جاری شده باشد.
۶-اگر کسی، ديگری را در حال زنا با همسرش ببيند، بدون آنکه اکراهی در ميان باشد، می‏تواند هر دو را بکشد. برخی،
جوازجواز: اباحه، صحّت، عدم لزوم عقدو نافذ بودن
قتل هر دو را منوط به تحقق
احصاناحصان به دو معنای فراهم بودن زمینۀ زناشویی با همسر یا کنیز و پاکدامنی آمده است
در آنان دانسته‏اند.درموارد ثبوت حدّ قتل، تفاوتی بين برده وآزاد، پير و جوان و
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
و
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
نيست. ۱۹

←← کيفيت قتل


به قول مشهور، در موارد ثبوت حدّ قتل، گردن زناکار با شمشير و مانند آن زده می‏شود؛
[۳۳] کشف اللثام ج۱۰، ص۴۳۸.
ليکن برخی گفته‏اند: زناکار محصن را ابتدا تازيانه می‏زنند و سپس می‏کنند و زناکار ِ غیر محصن را ابتدا تازيانه و سپس گردن می‏زنند.برخی نيز مطلقا قائل به ثبوت تازيانه توأم با گردن زدن شده‏اند.
بعضی ديگر در ثبوت تازيانه علاوه بر گردن زدن، ترديد و توقف کرده‏اند.بعضی نيز گفته‏اند:
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
ميان گردن زدن با شمشير و کردن مخير است.
[۳۹] الإستبصار ج۴، ص۲۰۹.


← رجم


سنگسار کردن حدّ مرد يا
زنزن مقابل مرد است
عاقل محصن آزادی است که با بالغ عاقل زنا کند. در ثبوت حد بر مرد عاقل محصن و آزادی که با
دختردختر دو معنا دارد یکی به معنای فرزند مونث است که در مقابل پسر می باشد و دیگری به معنای دوشیزه و باکره است ==معانی اصطلاحی دختر== دختر یعنی فرزند اناث، که مقابل پسر و انسان مؤنث که مقابل مذکر است یا دوشیزه‏ و باکره
نابالغ يا زنا کند و نيز زن بالغ عاقل آزاد و محصنی که پسر نابالغی با وی زنا کند، اختلاف است. بنابر قول به عدم ثبوت حدّ رجم تازيانه ثابت می‏شود؛ ليکن اگر مرد ديوانه با زن ياد شده زنا کند،
زنزن مقابل مرد است
می‏گردد.
برخی در اين صورت نيز قائل به عدم ثبوت حد رجم بر زن شده‏اند.در اينکه بر مرد ديوانه بالغ آزاد و محصنی که زنا کرده؛ حد، اعم از تازيانه، و غير آن، ثابت می‏شود يا نه، اختلاف است. ديدگاه مشهور عدم ثبوت مطلق حد، حتی تازيانه است.

← تازيانه


صد ضربه تازيانه حدّ مرد يا زن زناکار بالغ عاقل آزاد و غیر محصن است و نيز به قول جمعی از حدّ مرد محصن آزادی است که با زن نابالغ يا ديوانه زنا کند و نيز
زنزن مقابل مرد است
آزاد عاقل و محصنی که پسری نابالغ يا- بنابر قول برخی- با او زنا کند، چنان که گذشت.
حدّ برده زناکار پنجاه تازيانه است؛ محصن باشد يا غیر محصن، مرد باشد يا زن، پير باشد يا جوان.مگر در موارد ثبوت حدّ قتل که- چنان که گذشت- برده و غير برده در آن يکسان است.

← تازيانه توأم با تراشيدن سر و تبعيد


اين حد بر مرد آزاد عاقل غير محصنی که زنا کرده جاری می‏گردد؛ ليکن در اينکه کيفر
تبعیدتبعيد(تَغْريب؛ نَفي بَلَد) يعني بيرون کردن بزهکار از محلّ زندگي يا محلّ ارتکاب بزه و يا محلّ اجراي حد که از آن در باب حدود سخن رفته است
، به مرد زناکاری که
ازدواجازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
کرده، ليکن هنوز با همسرش هم بستر نشده، اختصاص دارد يا شامل غير او نيز می‏شود، اختلاف است.بنابر قول مشهور، زن زناکار تبعيد نمی‏شود. بر اين قول ادعای
اجماع«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
نيز شده است.چنان که برده زناکار نيز نه تبعيد و نه سرش تراشيده می‏شود.

← تازيانه توأم با سنگسار


بر پير مرد يا پير زن آزاد عاقل و محصنی که زنا کرده، ابتدا صد ضربه تازيانه می‏زنند و سپس او را می‏کنند. در اينکه حدّ ياد شده نسبت به جوان محصن نيز جاری است يا اختصاص به و پیر زن دارد، اختلاف است. قول نخست به مشهور نسبت داده شده است؛
[۴۹] غاية المرام ج۴، ص۳۱۶.
ليکن گروهی از قدما
[۵۳] الوسيلة ص۴۱۱.
[۵۵] إصباح الشيعة ص۵۱۳.
و نيز جمعی از معاصران
[۵۷] تکملة منهاج الصالحين ص۳۵.
[۵۸] مهذب الأحکام ج۲۷، ص۲۷۰-۲۷۱.
[۵۹] المسائل الواضحة (اراکی) ج۲، ص۱۷۷.
قول دوم را برگزيده‏اند.

← تغليظ در حد


اگر مردی با
زنزن مقابل مرد است
مرده‏ای زنا کند، علاوه بر
حدحدّ یکی از اقسام احکام، در اسلام است
،
تعزیردر اسلام به‏ منظور جلوگیری از جرایمی غیر از زنا و لواحق آن، سرقت، شرابخواری و
می‏شود. همچنين است اگر زنا در
مکانمکان در لغت اسم مکان از ماده "مکن" و به معنای "جا"، "موضع" و محل است
يا
زمانزمان به معنای مدت است که با وقت و اجل متفاوت است
شريفی همچون
مسجدیکی ار مکان‌های مقدس اسلامی، مسجد است
و مشاهد مشرفه و انجام گيرد.

← سقوط حد


با تحقق يکی از امور زير حدّ ساقط می‏گردد.
الف.
شبههشبهه (بر وزن شِبْه و شَبَه) به معنای مثل و نظیر است
: مانند اينکه کسی با زنی به گمان اينکه همسر يا کنيز او است،
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
کند.
ب.ادعای زوجیّت يا ملکیت: کسی که با زنی نزديکی کرده، چنانچه مدّعی زوجيّت او باشد، يا درباره کنيز ادعا کند او را از صاحبش خريده و سپس با وی
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
کرده، حدّ از او ساقط می‏شود.
ج.
اکراهاِكراه به معنای واداشتن كسی با تهدید و زور به كاری می باشد
: اگر زن به زنا مجبور شود، حدّ از او ساقط می‏گردد. در تحقق اکراه نسبت به مرد اختلاف است.
د.
توبهپشیمانی و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن را توبه گویند و از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و حدود سخن رفته است
: توبه کردن قبل از ثبوت زنا نزد
حاکمبه انشاء کننده حکم حاکم می‌گویند
، موجب سقوط حد است؛ ليکن کسی که به زنا اقرار و سپس
توبهپشیمانی و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن را توبه گویند و از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و حدود سخن رفته است
کرده،
حاکمبه انشاء کننده حکم حاکم می‌گویند
در اقامه حدّ بر او مخيّر است. امّا اگر ثبوت زنا به
بینهبیّنه به معانی: ۱
بوده، بنابر مشهور، حدّ از او ساقط نمی‏گردد.
ه.کسی که با کنيز فرزند خود زنا کرده، بنا بر مشهور، حدّ بر او جاری نمی‏شود، به خلاف عکس آن.
[۶۸] العروة الوثقی ج۵، ص۵۴۴.


← چگونگی اجرای حد


محکوم به حدّ
رجمرجم‏ به فتح راء یکی از حدود الهی به معنای سنگسار کردن است ==معنای رجم== رَجْم به سنگسار کردن میگویند
ابتدا
غسلغسل از مطهرات است
می‏کند و سپس اگر مرد باشد تا کمر و اگر زن باشد بنابر مشهور تا
سینهسینه در دو معنای ‏ بخش بالایى تنه و پستان به کار می‌رود که از آن به معناى نخست در بابهاى طهارت، صلات، حدود و دیات سخن گفته‏اند
در خاک
دفندفن در لغت به معنای به خاک سپردن مرده، پنهان کردن چیزى در زیر خاک و مانند آن است
و آنگاه می‏گردد.
کسی که محکوم به حدّ تازيانه شده، اگر مرد باشد، او را ايستاده و بنابر قول مشهور از نظر پوشش و برهنگی بر همان حالی که هنگام زنا يافته‏اند شلاق می‏زنند. البته عورتش را می‏پوشانند. و اگر
زنزن مقابل مرد است
باشد، او را نشانده و در حالی که بدن او را با لباسش پوشانده‏اند، تازيانه می‏زنند. تازيانه بايد بر همه بدن- جز مواضع خطرناک، مانند
سرسَر(به فتح سین و سکون راء)، به بخش فوقانی بدن گفته می‌شود
و
صورتصورت، چهره شکل و هیئت پدیده‌ها است
- تقسيم شود.
زناکاری که در اثنای اجرای حدّ فرار کرده، در صورتی که حدّش
رجمرجم‏ به فتح راء یکی از حدود الهی به معنای سنگسار کردن است ==معنای رجم== رَجْم به سنگسار کردن میگویند
و ثبوت آن با
بینهبیّنه به معانی: ۱
باشد، بازگردانده می‏شود؛ امّا اگر ثبوت حدّ به
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
باشد، بنابر مشهور بازگردانده نمی‏شود. و چنانچه حدش تازيانه باشد در هر صورت بازگردانده می‏شود.

← ساير احکام زنا


نَسَب به زنا ثابت نمی‏شود؛ از اين رو،
کودکدر این مقاله واژه «کودک» از جهت لغوی و فقهی و حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است
به وجود آمده از زنا شرعاً نه به مرد منتسب می‏گردد و نه به
زنزن مقابل مرد است
.
[۷۴] جواهر الکلام ج۳۱، ص۲۳۶-۲۳۷.
البته اگر انتساب وی به زناکار مشکوک و
زنزن مقابل مرد است
، شوهردار باشد، کودک شرعاً به ملحق است، نه به مرد زناکار.
به قول مشهور از اسباب
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
با زنی، زنا با مادر يا
دختردختر دو معنا دارد یکی به معنای فرزند مونث است که در مقابل پسر می باشد و دیگری به معنای دوشیزه و باکره است ==معانی اصطلاحی دختر== دختر یعنی فرزند اناث، که مقابل پسر و انسان مؤنث که مقابل مذکر است یا دوشیزه‏ و باکره
او است، به شرط آنکه عمل زنا قبل از
ازدواجازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
با آن زن صورت گرفته باشد، بنابر اين، اگر با مادر يا
دختردختر دو معنا دارد یکی به معنای فرزند مونث است که در مقابل پسر می باشد و دیگری به معنای دوشیزه و باکره است ==معانی اصطلاحی دختر== دختر یعنی فرزند اناث، که مقابل پسر و انسان مؤنث که مقابل مذکر است یا دوشیزه‏ و باکره
زنی زنا کند، نمی‏تواند با آن زن
ازدواجازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
نمايد.
[۷۸] العروة الوثقی ج۵، ص۵۴۹-۵۵۰.

کسی که با زن مجرد زنا کند، بنابر مشهور می‏تواند با او
ازدواجازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
نمايد، هرچند زن
توبهپشیمانی و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن را توبه گویند و از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و حدود سخن رفته است
نکند؛ اما اگر با زنِ متأهل يا زنی که در عدّه رجعی به سر می‏برد، زنا کند، زن يادشده نسبت به مرد زناکار
حرمت ابدیحرمت ابدى عنوانی است که درباب نکاح مطرح می شود‏ ==تعریف حرمت ابدی== حرمت ابدى به حرمت همیشگی ازدواج بين دو نفر گفته می شود ==منبع== [http://lib
پيدا می‏کند.
عدهعُدَّه درلغت به‏معنی آمادگی، مهیّاشدن و آنچه‏برای روز مبادا ذخیره ‏می‏کنند آمده‏است
زن متأهلی که از راه زنا باردار شده و سپس از شوهرش
طلاقدر لغت براي واژه طلاق معاني متعددي ذكر شده است كه از جمله رهايي، آزاد كردن، ترك كردن، واگذاشتن، مفارقت و جدايي است
گرفته، همانند عدّه زن غير باردار است و می‏تواند پس از گذشت عدّه
ازدواجازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
کند، هرچند
زایمانزایمان به دنیا آوردن نوزاد را زایمان گویند
نکرده باشد. و اگر مجرد باشد، عدّه‏ای ندارد و می‏تواند
ازدواجازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
کند.همچنين زن مجردی که زنا داده، ليکن باردار نشده، بنابر مشهور
عدهعُدَّه درلغت به‏معنی آمادگی، مهیّاشدن و آنچه‏برای روز مبادا ذخیره ‏می‏کنند آمده‏است
ندارد.
اگر مردی به همسر خود نسبت زنا دهد، در صورتی که بين آنان
لعانلعان از اقسام ایقاعات می باشد
واقع گردد، زن بر مرد
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
ابدی می‏شود و چنانچه زن کر و لال باشد بدون وقوع
لعانلعان از اقسام ایقاعات می باشد
، حرمت ابدی حاصل می‏گردد.

پانویس


 
۱. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۵۸-۲۶۰.    
۲. تحریر الوسیلة ج۲، ص۴۵۵.    
۳. تکملة منهاج الصالحين ص۳۲.
۴. جواهر الکلام ج۱۳، ص۳۱۵.    
۵. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۵۸.    
۶. تحریر الوسیلة ج۱، ص۱۷۴.    
۷. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۷۹.    
۸. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۶۶.    
۹. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۷۹-۲۸۳.    
۱۰. تحریر الوسیلة ج۲، ص۴۵۹.    
۱۱. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۵۵.    
۱۲. تفصيل الشريعة (الحدود) ص۱۱۶.
۱۳. الشرح الصغير ج۳، ص۳۳۸.
۱۴. مبانی تکملة المنهاج ج۱، ص۱۱۸-۱۱۹.    
۱۵. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۵۴-۱۵۸.    
۱۶. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۹۶-۳۰۲.    
۱۷. تحریر الوسیلة ج۲، ص۴۶۱.    
۱۸. تکملة منهاج الصالحين ص۲۵.
۱۹. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۰۷.    
۲۰. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۰۶.    
۲۱. صراط النجاة ج۱، ص۳۵۲.    
۲۲. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۶۱-۲۶۲.    
۲۳. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۰۹-۳۱۳.    
۲۴. تحریر الوسیلة ج۲، ص۴۶۲-۴۶۳.    
۲۵. مبانی تکملة المنهاج ج۱، ص۱۹۲.    
۲۶. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۱۳-۳۱۵.    
۲۷. تحریر الوسیلة ج۲، ص۴۶۳.    
۲۸. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۱۵-۳۱۶.    
۲۹. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۱۶.    
۳۰. جواهر الکلام ج۴۱ف ص۳۳۱-۳۳۲.    
۳۱. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۶۸.    
۳۲. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۱۶.    
۳۳. کشف اللثام ج۱۰، ص۴۳۸.
۳۴. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۱۷-۳۱۸.    
۳۵. کتاب السرائر ج۳، ص۴۳۷-۴۳۸.    
۳۶. کشف الرموز ج۲، ص۵۴۵.    
۳۷. الروضة البهیة ج۹، ص۶۸-۶۹.    
۳۸. المختصر النافع ج۱، ص۲۱۵.    
۳۹. الإستبصار ج۴، ص۲۰۹.
۴۰. مختلف الشیعة ج۹، ص۱۳۱.    
۴۱. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۱۸-۳۲۲.    
۴۲. الجامع للشرایع ج۱، ص۵۵۲.    
۴۳. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۲۲-۳۲۳.    
۴۴. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۲۹.    
۴۵. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۲۳-۳۲۸.    
۴۶. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۲۸-۳۲۹.    
۴۷. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۳۰.    
۴۸. الروضة البهیة ج۹، ص۸۵-۸۶.    
۴۹. غاية المرام ج۴، ص۳۱۶.
۵۰. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۱۸-۳۲۰.    
۵۱. الخلاف ج۵، ص۳۶۶-۳۶۷.    
۵۲. المهذب ج۲، ص۵۱۹.    
۵۳. الوسيلة ص۴۱۱.
۵۴. غنیة النزوع ج۱، ص۴۲۲.    
۵۵. إصباح الشيعة ص۵۱۳.
۵۶. تحریر الوسیلة ج۲، ص۴۶۳.    
۵۷. تکملة منهاج الصالحين ص۳۵.
۵۸. مهذب الأحکام ج۲۷، ص۲۷۰-۲۷۱.
۵۹. المسائل الواضحة (اراکی) ج۲، ص۱۷۷.
۶۰. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۷۳-۳۷۴.    
۶۱. جواهر الکلام ج۴۱، ص۶۴۴-۶۴۵.    
۶۲. تحریرالوسیلة ج۲، ص۴۶۸.    
۶۳. جواهر الکلام ج۴۱ف ص۲۶۲-۲۶۵.    
۶۴. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۷۶.    
۶۵. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۶۵-۲۶۶.    
۶۶. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۹۳.    
۶۷. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۰۷-۳۰۸.    
۶۸. العروة الوثقی ج۵، ص۵۴۴.
۶۹. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۴۷.    
۷۰. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۵۸.    
۷۱. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۵۸-۳۶۱.    
۷۲. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۴۹-۳۵۱.    
۷۳. جواهر الکلام ج۲۹، ص۲۵۶-۲۵۷.    
۷۴. جواهر الکلام ج۳۱، ص۲۳۶-۲۳۷.
۷۵. تحریر الوسیلة ج۲، ص۲۶۴-۲۶۵.    
۷۶. جواهر الکلام ج۳۱ف ص۲۳۲.    
۷۷. جواهر الکلام ج۲۹ف ص۲۶۳-۲۶۸.    
۷۸. العروة الوثقی ج۵، ص۵۴۹-۵۵۰.
۷۹. جواهر الکلام ج۲۹، ص۴۳۹-۴۴۳.    
۸۰. جواهر الکلام ج۲۹، ص۴۴۶.    
۸۱. مسالک الأفهام ج۹، ص۲۶۲=۲۶۳.    
۸۲. جواهر الکلام ج۳۲، ص۲۶۳-۲۶۴.    
۸۳. جواهر الکلام ج۲۳، ص۵۰۴.    
۸۴. جواهر الکلام ج۳۰، ص۲۴-۲۵.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۲۹۲-۲۹۷.    



رده‌های این صفحه : رذایل اخلاقی | گناهان کبیره




جعبه ابزار