سلیمان ظاهر (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
شیخ سلیمان ظاهر، از عالمان و ادیبان برجسته لبنانی در قرن
چهاردهم هجری و عضو مجمع علمی
دمشق بود که در سال
۱۳۸۰ هجری قمری از دنیا رفت.
شیخ سلیمان، از علما و ادبای
لبنان در قرن چهاردهم هجری بود.
وی عضو
مجمع لغوی دمشق بود.
سلیمان ظاهر، به سال ۱۳۸۰ ه.ق درگذشت.
| | |
| بکیت الحسین و من کالحسین • • • • • احق بفرط الشجا و البکا | | |
| | |
| کفی شرفا ان شکت رزءه • • • • • البرایا، و من هوله ما شکا | | |
| | |
| بکاه المصلی و رکن الحطیم • • • • • و زمزم و الحجر و المتکا | | |
| | |
| کفاک علی ان غدا کعبة • • • • • تحج الیه الوری رمسکا | | |
| | |
| علیک من اللّه ازکی السلام • • • • • ما طلعت فی سماها ذکا | | |
| | |
| | |
۱ - بر
حسین (علیهالسّلام) گریستم و چه کس از حسین (علیهالسّلام) سزاوارتر است که از ناراحتی و اندوه بر او بگریند؟
۲ - این شرف برای او کافی است که همهی مردم برای او آه و ناله کردند. ولی خودش از مصیبتاش شکایت نکرد.
۳ - مصلّی و
رکن حطیم و
زمزم و
حجر و
متکا برای او گریه کردند.
۴ - (ای مولا) برای (بزرگی) تو همین بس که قبرت کعبهای شده که مردم همانند
حج به سوی آن میشتابند.
۵ - و از خداوند بزرگ بر تو تا زمانی که خورشید در آسمان میدرخشد سلام و درود باد.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۵۷۴.