شک

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



شک مقابل
یقینیقین، ‌عبارت است از اعتقاد ثابت و قطعی انسان به امری که مطابق با واقع بوده و با هیچ شبهه‌ای، هر قدر هم قوی، قابل زوال نباشد
یکی از عناوین مهمی است که در
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
و در مورد آن زیاد بحث شده است و در تمامی ابواب
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
جاری است.


تعریف شک



شک در لغت به حالت نفسانی ناشى از بین دو یا چند چیز گفته مى‏شود، در مقابل
یقینیقین، ‌عبارت است از اعتقاد ثابت و قطعی انسان به امری که مطابق با واقع بوده و با هیچ شبهه‌ای، هر قدر هم قوی، قابل زوال نباشد
. اعم از آنکه دو طرف تردید همسان (پنجاه پنجاه) باشند یا یک طرف بر طرف دیگر رجحان داشته باشد؛ لیکن شک در کلمات دو اطلاق دارد؛ گاهى در برابر
یقینیقین، ‌عبارت است از اعتقاد ثابت و قطعی انسان به امری که مطابق با واقع بوده و با هیچ شبهه‌ای، هر قدر هم قوی، قابل زوال نباشد
و
ظنظن از واژه‌هاي نسبتاً پركاربرد در قرآن کریم است كه به جهت استفاده آن در موضوعات اعتقادي و اخلاقي، از اهميت بالايي در مباحث معرفت‌شناختي و اخلاقيِ قرآن برخوردار است
به کار مى‏رود که مراد از آن حالت نفسانى ناشى از تردید میان دو یا چند چیز به طور مساوى است و با رجحان یک طرف، طرف راجح «
ظنظن از واژه‌هاي نسبتاً پركاربرد در قرآن کریم است كه به جهت استفاده آن در موضوعات اعتقادي و اخلاقي، از اهميت بالايي در مباحث معرفت‌شناختي و اخلاقيِ قرآن برخوردار است
» و طرف مرجوح «وهم» نامیده مى‏شود، نه شک. گاهى نیز در مقابل
یقینیقین، ‌عبارت است از اعتقاد ثابت و قطعی انسان به امری که مطابق با واقع بوده و با هیچ شبهه‌ای، هر قدر هم قوی، قابل زوال نباشد
به کار مى‏رود و مراد از آن اعم از تردید متساوى الطرفین و وهم و ظنى است که از نظر شرعی دلیل بر اعتبار آن وجود ندارد.

کاربرد شک در فقه و اصول



از عنوان یاد شده در مباحث
حجتبرای حضرت ولی عصر (ارواحناله‌الفدا)، حضرت مهدی (علیه‌السلام ) القابی ذکر شده است که یکی از آن القاب حجت می‌باشد
سخن گفته‏اند و در
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
در بسیارى از ابواب، اعم از و
معاملات«معاملات» عبارت از احکام شرعی متعلق به امور دنیاست به اعتبار بقای شخص؛ مانند بیع، رهن، اجاره، نکاح و جز آن‏ها
به کار رفته، ضمن آنکه موضوع بسیارى از قواعد و ى است.

اقسام شک



شک گاهى
موضوعموضوع هر علمی عبارت است از آن چیزی که در آن علم از احوال و عوارض او گفتگو می‌شود و قضایای مربوط به او حل می‌شود
براى
حکم واقعیحكم شرعي به دو قسم تقسيم مي شودحکم واقعی و حکم ظاهری ==تعریف حکم واقعی== حكم واقعي آن است كه با توجه به خود موضوع، وضع شده باشد و علم و جهل مکلف در آن مدخليتي نداشته باشد
است، مانند شک در رکعات
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
که در برخى حالات، موجب تبدیل
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
واقعى به رکعتهاى جداگانه مى‏شود، و گاهى
موضوعموضوع هر علمی عبارت است از آن چیزی که در آن علم از احوال و عوارض او گفتگو می‌شود و قضایای مربوط به او حل می‌شود
براى . از قسم اول در
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
و از قسم دوم در مبحث اصول عملى بحث شده است.
همچنین شک به اعتبار متعلق آن به دو قسم موضوعى و حکمى تقسیم مى‏گردد که‏ از آن به
شبهه موضوعیتردید در حکم و یاموضوعی جزئی را شُبهه موضوعی گویند
و
شبهه حکمیمردد بودن حکمکلّی شرعی را شُبهه حكمى می‌گویند
تعبیر مى‏کنند. در قسم اول، متعلق شک موضوعِ خارجی است، مانند شک در پاک یا کر بودن آبى؛ اما در قسم دوم، متعلّق آن حکم کلى شرعى یا مکلف به کلى است، مانند شک در
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
مواد مخدرمواد مخدر نامی عمومی برای انواع مختلفی از داروها و ترکیبات طبیعی، شیمیایی است که اغلب به دلیل احتمال ایجاد وابستگی به مصرف جزو مواد اعتیادآور طبقه‌بندی شده و معمولاً خرید و فروش آن‌ها ممنوع است
یا
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
بودن نماز ظهر در روز جمعه شک به اعتبار سرایت و عدم سرایت آن به یقین سابق، به
شک ساریشک سارى به معني شک سرايت كننده به يقين سابق را مي گويند
و
شک طاریشک طارى شک در بقاى یقین سابق به حکم یا موضوعى را شک طاری می گویند
و به لحاظ مسبب بودن شک از شکى دیگر و سبب بودن شک دوم براى شک اول، به شک سببى و مسببى و به اعتبار شک در بقا به جهت شک در قابلیت و اقتضاى موضوع آن براى بقا و یا تحقق رافع بقا، به
شک در مقتضیشک در بقاى چیزى به جهت شک در قابلیت آن براى استمرار را شک در مقتضى گویند
و
شک در رافعشک در رافع‏ یک اصطلاح اصولی است و به معنی شک در رفع یک شی مستمر است
تقسیم مى‏شود.

ابعاد شک



در ادامه به مهم‏ترین مباحث مربوط به این عنوان از دو بعد و فقهی اشاره مى‏کنیم.

← بعد اصولی شک


براى
مجتهدشخص دارای ملکه استنباط حکم شرعی فرعی از منابع معتبر را مجتهد گویند
ى که در پى است یکى از حالات سه گانه
یقینیقین، ‌عبارت است از اعتقاد ثابت و قطعی انسان به امری که مطابق با واقع بوده و با هیچ شبهه‌ای، هر قدر هم قوی، قابل زوال نباشد
،
ظنظن از واژه‌هاي نسبتاً پركاربرد در قرآن کریم است كه به جهت استفاده آن در موضوعات اعتقادي و اخلاقي، از اهميت بالايي در مباحث معرفت‌شناختي و اخلاقيِ قرآن برخوردار است
و شک پدید مى‏آید. با حصول یقین و قطع به ، بر اساس آن عمل مى‏شود و در صورت حصول ظن، با اقامه دلیل معتبر شرعى بر آن، همچون
خبر واحدخبر در لغت بمعنای وسیله اطلاع و رسیدن به علم می‌باشدالتحقیق فی کلمات القرآن، ج ۳، ص ۱۱ و واحد به معنای یگانه و منفرد می‌باشدفرهنگ ابجدی عربی به فارسی و در اصطلاح خبری است که مفید یقین و اطمینان نباشد و در مقابلش خبر متواتر و خبری که قرائنی در اطرافش وجود دارد که باعث یقین به آن است
نیز طبق آن عمل مى‏شود، و با عدم وجود
دلیلدلیل همان مستند حکم شرعی است
، حکم شک بر آن جارى مى‏گردد. اما اگر براى
مجتهدشخص دارای ملکه استنباط حکم شرعی فرعی از منابع معتبر را مجتهد گویند
نسبت به شک پدید آید، با مراجعه به منابع ، مانند
کتابکتاب یکی از اسمای قرآن کریم است
و
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
، در صدد فحص از
دلیلدلیل همان مستند حکم شرعی است
برمى‏آید و در صورت نیافتن دلیلى معتبر بر
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
،
شارعبه وضع کننده قوانین شرعی شارع‏ می‌گویند که در اصطلاح به خداوند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اطلاق می شود
مقدس براى تعیین وظیفه مکلف در این موقعیت، اصولى را مقرر کرده که از آنها به
اصول عملیاصول عملی به اصول مبیّن وظیفه مکلّف هنگام شک در حکم واقعی اطلاق می‌شود
یاد مى‏شود. حکم به دست آمده از اصول عملى، یا واقعی ثانوی نامیده مى‏شود.

←← اصول عملی و خاستگاه آن


اصول عملى که در همه ابواب
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
و تمامى اقسام شک، اعم از موضوعى و حکمى جریان دارد چهار اصل است که عبارتند از:
استصحاباستصحاب (استصحاب حال) به معنی حکم کردن به بقای متیقن سابق می باشد
،
برائتبرائت به معنی پاكى جستن، رهايى پيدا كردن و آزاد بودن، تبرى و بيزارى جستن است
،
احتیاطاحتیاط عبارت است از عمل به گونه‌ای که موجب یقین به ادای تکلیف واقعی شود
و
تخییرتخییر به معنای اعطای حق انتخاب نسبت به دو یا چند چیز است
.
خاستگاه
اصول عملیاصول عملی به اصول مبیّن وظیفه مکلّف هنگام شک در حکم واقعی اطلاق می‌شود
بدین گونه است که مشکوک یا حالت سابقى که
شارعبه وضع کننده قوانین شرعی شارع‏ می‌گویند که در اصطلاح به خداوند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اطلاق می شود
آن را لحاظ کرده باشد، دارد و یا ندارد. در صورت دوم،
تکلیفتکلیف، از مفاهیم مهم دینی است، تکلیف در لغت به معنای امر به انجام دادن کاری است که انجام دادنش برای کسی که به او امر شده مشقت دارد و در اصطلاح، اوامر و نواهی خداوند به بندگانش است در جهت انجام دادن یا ندادن بعضی افعال
یا مطلقا مجهول است؛ یعنى حتى جنس تکلیف (الزامى یا غیر الزامى بودن آن) نیز معلوم نیست، و یا به اجمال معلوم است. در فرض دوم یا
احتیاطاحتیاط عبارت است از عمل به گونه‌ای که موجب یقین به ادای تکلیف واقعی شود
ممکن است یا ممکن نیست. مورد نخست (حالت سابق داشتن مشکوک) مجراى
استصحاباستصحاب (استصحاب حال) به معنی حکم کردن به بقای متیقن سابق می باشد
، مورد دوم (مجهول مطلق بودن تکلیف) مجراى
اصل برائتبرائت به معنی پاكى جستن، رهايى پيدا كردن و آزاد بودن، تبرى و بيزارى جستن است
، مورد سوم (معلوم الحکم بودن مشکوک به اجمال با امکان احتیاط) مجراى
اصل احتیاطقاعدۀ عمل به فارغ کنندۀ ذمّۀ مکلّف از تکلیف هنگام جهل به حکم واقعی را اصل احتیاط گویند
و مورد چهارم (معلوم الحکم بودن مشکوک به اجمال با عدم امکان احتیاط) مجراى
اصل تخییریکی از اصول مهمی که در احکام شرعی به کار می رود اصل تخییر است
است.

← بعد فقهی شک


براى تعیین وظیفه مکلف هنگام شک، قواعد خاص بسیارى تحت عنوان «» وجود دارد و برخى فقها کتابهایى مستقل با همین عنوان نگاشته‏اند.

تفاوت قواعد فقهی با اصول عملی



تفاوت با
اصول عملیاصول عملی به اصول مبیّن وظیفه مکلّف هنگام شک در حکم واقعی اطلاق می‌شود
- که قواعدى اصولى است- آن است که اصول عملى اختصاص به موضوعى یا بابى خاص از ابواب فقه ندارد؛ بلکه در سرتاسر فقه در همه موضوعات جریان دارد، بر خلاف قواعد فقهى که یا اختصاص به برخى ابواب دارد، مانند
قاعده طهارتاین قاعده به این معنی است كه هرگاه در طهارت ونجاست چیزی شك پیدا شود بدون اینكه از وضعیت سابق آن در مورد طهارت ونجاستش آگاهی وجود داشته باشد در این صورت قانون وقاعده شرعی حکم به پاكی آن چیز است
اختصاصى باب و قاعده مختص باب ، و یا به موضوعات معینى اختصاص دارد؛ هرچند در تمامى یا بیشتر بابهاى
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
کاربرد دارد، مانند
قاعده لاضررقاعده لاضرر به معنی نفی مشروعیت هر گونه ضرر و اضرار در اسلام است
و که هر چند در بیشتر یا تمامى ابواب فقه جریان دارند، اما تنها در موضوع ضررى و حرجى
در سرتاسر فقه، احکام خاص بسیارى در فرض شک در موضوعى خاص وجود دارد که در عناوین مربوط بیان مى‏شود، همانند احکام شک در
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
که در شکیات نماز و احکام شک در و
سعیسَعی از مناسک حج و عمره است
که در عناوین و
سعیسَعی از مناسک حج و عمره است
ذکر مى‏شود.

پانویس


 
۱. جواهر الکلام ج۲، ص۳۴۸-۳۴۹    
۲. فوائدالأصول ج۳، ص۳۲۶.    
۳. أصول الفقه ج۲، ص۲۳۶    
۴. فرائد الأصول ج۱، ص۲۵    
۵. فرائد الأصول ج۲، ص۱۷    
۶. أصول الفقه ج۲، ص۲۳۳-۲۳۶    
۷. القواعد الفقهیة (مکارم)ج۱، ص۲۲-۲۴    


منبع




فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام،ج۴،ص۷۰۳-۷۰۰    




جعبه ابزار