• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

شکل حکومت اسلامی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





شکل حکومت اسلامی در میان اندیشمندان و فقهای اسلامی، دیدگاه‌های متفاوتی درباره شکل حکومت اسلامی وجود دارد.
از جمله جمهوری اسلامی، سلطنت مشروطه و حکومت بر اساس خلافت یا امامت.
بسیاری از علماء اسلام بر ضرورت برپایی نظام خلافت یا امامت تأکید دارند، اما در تفسیر و تبیین آن اختلاف نظرهایی وجود دارد.
علماء اهل تسنن و شیعه، هر دو بر اهمیت حکومت اسلامی و لزوم تشکیل آن تأکید دارند.



در ميان كسانى‌كه در زمينه شكل حكومت اسلامى اظهار كرده‌اند، اختلاف نظر قابل‌توجهى مشاهده مى‌شود.

۱.۱ - جمهوری اسلامی

عده‌اى شكل حكومت اسلامى را جمهورى دانسته و آراى عمومى را معيار و محور اصلى قدرت سياسى و اعمال حاكميت دانسته‌اند.
از آن‌جا كه اسلام بر نظام شورايى تأكيد كرده و براى آراى عمومى احترام قائل شده و هر انسانى را حاكم بر سرنوشت خود كرده است و اصل آزادی و اختیار را از انسان غير قابل سلب شمرده، از اين رو شكل حكومت اسلامى را تنها نوع جمهورى معرفى كرده‌اند.

۱.۲ - سلطنت مشروطه

برخى ديگر نظام سلطنتى مشروطه را كه دستگاه قانون‌گذارى آن در دست مردم و مطابق با موازين اسلامى باشد، حكومت اسلامى دانسته‌اند.
به استناد دفع افسد به فاسد و ظلم كمترى كه در اين نظام نسبت به نظام سلطنتى استبدادى روا داشته مى‌شود، آن را حكومت اسلامى شمرده‌اند.
برخى از فقها در توجيه نظام مشروطيت ايران در آغاز نهضت مشروطيت كه مفاسد آن هنوز روشن نشده بود، به چنين استدلالى متوسل مى‌شدند و معتقد بودند در نظام سلطنتى استبدادى سه ظلم انجام مى‌شود:
• ظلم به خدا كه قوانين الهى اجرا نمى‌شود؛
• ظلم به امامان معصوم (علیهم‌السلام) كه مقامشان غصب شده؛
• ظلم به مردم كه خواست و اراده و فكر آنها ناديده گرفته‌شده.
ولى در شكل حكومت مشروطه، فقط يک ظلم روا داشته مى‌شود كه مقام معصوم (علیه‌السلام) غصب مى‌شود، ولى قانون خدا و خواست مردم مراعات مى‌شود.

۱.۳ - عدم تعیین شکل خاص حکومت

جمعى ديگر از صاحب‌نظران نيز معتقدند كه اسلام شكل خاصى براى حكومت ذكر نكرده و فقط به تبيين اصول اساسى سياسى و ضوابط اعمال حاكميت اكتفا كرده و به اجراى آن اصول تأكيد ورزيده است.
مسئله شكل حكومت را به خود انسان واگذار كرده كه در شرايط مختلف اجتماعى و اقتصادى و سياسى نوع مناسب آن را انتخاب و در درون قالب انتخاب‌شده اصول سياسى اسلام را پياده كند.

۱.۴ - ارسطوکراسی

در اين ميان عده‌اى هم‌ شكل حكومت اسلام را منطبق با نوع اریستوکراسی دانسته و حكومت اسلامى را حكومت صالحان، متقیان و مستضعفان كه مبين گروه ممتاز و نخبه و برگزيده در جامعه اسلامى است، برشمرده‌اند.

۱.۵ - خلافت و امامت

و اكثريتى قابل‌توجه از متفكران و علماى اسلام نوع حكومت اسلامى را غير منطبق با اشكال متداول سياسى و شكل خاص به خود شمرده و خلافت و امامت را به عنوان شكل اختصاصى حكومت اسلامى ذكر كرده‌اند.
گرچه علماى اهل‌تسنن بيشتر به نام خلافت و علماى تشیع بعنوان امامت از حكومت اسلامى ياد كرده‌اند؛ ولى بايد توجه داشت كه در معرفى حكومت اسلامى به هردو عنوان بين علماى اسلام اختلاف عميقى وجود نداشته است.
بسيارى از علماى اسلام ضرورت برپايى نظام خلافت و امامت را مورد اتفاق (اجماعى) همه فرق مسلمانان شمرده و آن را از مسائل مشترک و اتفاقى تشيع و تسنن دانسته‌اند.
به گفته ماوردی در «الاحکام السلطانیه» اختلاف تنها در مدرک و دليل اين ضرورت اسلامى بوده كه لزوم اقامه خلافت و امامت در جامعه اسلامى آيا به دليل عقل است يا به دليل شرعى ؟
با دقت در محتواى گفتار آن‌ها معلوم مى‌شود كه گرچه در به كار بردن دو واژه خلافت و امامت در معرفى حكومت اسلامى، اختلاف بين علماى اسلام وجود ندارد، ولى در تفسير و تبيين آن دو كلمه و مفهوم و شرايط خلافت و امامت اختلاف نظر قابل‌توجهى بين علماى شيعه و علماء سنى ديده مى‌شود.


۱. ماوردی، علی بن محمد، الأحکام السلطانیة، ص۵.    
۲. اندلسی، ابن حزم، الفصل فی الملل والأهواء والنحل، ج۴، ص۷۲.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۲۹-۲۳۱.    






جعبه ابزار