شیخ

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



شيخ‏ به معناي پير و بزرگ است و در
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
در ابواب مختلف داراي
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
خاصي مي باشد.


تعريف شيخ



شيخ به سن پس از ميان سالى گفته مي شود (و در
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
و به استاد راوى
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
نيز گفته مي شود)و در اين مقاله در عنوان اولي بحث شده است .

اختلاف در سن شيخ



در اينکه عنوان شيخ، به معناى نخست در چه مرحله‏‌اى از
سنمدت عمر انسان یا موجود زنده دیگر را سن می‌گویند
بر
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
اطلاق مى‌‏گردد، اختلاف است. برخى گفته‌اند: آن که سنش از چهل گذشته باشد.
[۲] غاية المراد ج۴، ص۱۹۸.
برخى ديگر گفته‏‌اند: مرجع،
لغتلغت صوتی است که هر قوم از اغراض خویش تعبیر می‌کنند
و
عرفعُرف، شیوه متعارف و پذیرفته شده نزد همه یا گروهی از مردم می باشد
است. ليکن کلمات لغویان در معناى شيخ مختلف است؛ کسى که سنش از ۴۶ سال تجاوز کرده باشد، از پنجاه سالگى تا پايان عمر، از ۵۱ سالگى تا آخر عمر، از پنجاه تا هشتاد سالگى.
[۴] مجمع البحرين واژه «شيخ».
البته نزد
عرفعُرف، شیوه متعارف و پذیرفته شده نزد همه یا گروهی از مردم می باشد
عرب به پيرمرد «شيخ» و به پير زن «شيخه» اطلاق مى‌‏شود. عنوان ياد شده در بابهاى
وقفوقف در اصطلاح فقهاء از عقود اسلامی به معنای حبس کردن مال و جاری کردن منفعت یا ثمره آن، بدون دریافت عوض است
،
وصیتوصیت به معنای توصیه و سفارش فردی با فرد دیگر است
و
حدودحدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است
به کار رفته است.

عنوان شيخ در وقف



به تصريح برخى، چنانچه کسى مالى را براى شيوخ
وقفوقف در اصطلاح فقهاء از عقود اسلامی به معنای حبس کردن مال و جاری کردن منفعت یا ثمره آن، بدون دریافت عوض است
کند، براى مشخص شدن معناى آن به عرف رجوع مى ‏گردد.
[۶] کشف الغطاء ج۴، ص۲۴۵.


عنوان شيخ دروصيّت



کسى که براى شيوخ به مالى وصيت کرده، در اينکه آن مال به افراد بالاى چهل سال داده مى‏ شود يا به
عرفعُرف، شیوه متعارف و پذیرفته شده نزد همه یا گروهی از مردم می باشد
و
لغتلغت صوتی است که هر قوم از اغراض خویش تعبیر می‌کنند
رجوع مى‏ گردد، اختلاف است.
[۸] تذکرة الفقهاء (ق) ج۲، ص۴۷۸.
برخى گفته‏ اند: در صورت مشخص نشدن معناى لغوى و عرفى شيخ و معلوم نبودن مراد وصيّت کننده از لفظ،
وصیتوصیت به معنای توصیه و سفارش فردی با فرد دیگر است
باطلباطل در لغت، قرآن و حدیث، اسم فاعل از بطلان است و دارای مفهوم تقابلی «ضد حق» است که در قرآن، حدیث، علوم بلاغی، منطق، فلسفه، فقه، اصول فقه، کلام و عرفان بسیار به کار رفته است
است.

عنوان شيخ در حدود



حدّ
زنازنا از گناهان کبیره واز موجبات حد در اسلام به شمار می رود
ى مرد و زن آزاد محصن
تازیانهتابیده چرمی یا غیر چرمی برای مجازات خطاکاران و غیر آن را تازیانه گویند
و سپس است؛ ليکن برخى، جمع بين آن دو را به شيخ و شيخه اختصاص داده و در
جوانجوان ‏مقابل پیر است
تنها قائل به شده‏ اند.
آيا مراد از شيخ و شيخه مفهوم عرفى‏ آن؛ يعنى و پیر زن است يا مفهوم لغوى آن؟ ظاهر کلمات معناى نخست است؛ زيرا کسى متعرض معناى اين دو واژه نشده است و در رساله‌‏هاى فارسى آن دو را به و پیرزن ترجمه کرده‏ اند؛
[۱۰] جامع عباسى، ص۴۲۰.
[۱۱] حدود و قصاص و ديات(مجلسى)، ص۱۶.
[۱۲] صراط النجاة (شيخ انصارى)، ص۳۱۳- ۳۱۴.
[۱۳] توضيح المسائل مراجع ج۲، ص۸۱۶.
[۱۴] جامع المسائل (بهجت) ج۵، ص۱۶۷.
ليکن شهيد ثانى، شيخ و شيخه را به مرد و زنى که سنشان از چهل گذشته تعريف کرده است.
[۱۵] حاشية المختصر النافع، ص۲۰۱.
[۱۶] غاية المراد ج۴، ص۱۹۸.



پانويس


 
۱. قواعد الأحکام ج۲، ص۴۶۵.    
۲. غاية المراد ج۴، ص۱۹۸.
۳. لسان العرب ج۳، ص۳۱.    
۴. مجمع البحرين واژه «شيخ».
۵. الدروس الشرعیة ج۲، ص۲۷۶.    
۶. کشف الغطاء ج۴، ص۲۴۵.
۷. قواعد الأحکام ج۲، ص۴۶۵.    
۸. تذکرة الفقهاء (ق) ج۲، ص۴۷۸.
۹. جامع المقاصد ج۱۰، ص۱۷۴.    
۱۰. جامع عباسى، ص۴۲۰.
۱۱. حدود و قصاص و ديات(مجلسى)، ص۱۶.
۱۲. صراط النجاة (شيخ انصارى)، ص۳۱۳- ۳۱۴.
۱۳. توضيح المسائل مراجع ج۲، ص۸۱۶.
۱۴. جامع المسائل (بهجت) ج۵، ص۱۶۷.
۱۵. حاشية المختصر النافع، ص۲۰۱.
۱۶. غاية المراد ج۴، ص۱۹۸.


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج‌۴، ص۷۷۰.    



جعبه ابزار