شیخ محمد نصّار (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
شیخ محمد نصّار بن شیخ علی بن ابراهیم بن محمد شیبانی لملومی، مشهور به
ابن نصّار،
شاعر معروف و
ادیب مشهور و فاضلی والامقام بود.
محمد نصّار لملومی مشهور به
ابن نصّار، شاعر معروف و ادیب مشهور و فاضلی والامقام بود.
محمد نصّار، به سال
۱۲۹۲ ه.ق درگذشت.
| | |
| فاتته زینب بالجواد تقوده • • • • • و الدمع من ذکر الفراق یسیل | | |
| و تقول قد قطعت قلبی یا اخی • • • • • حزنا فیا لیت الجبال تزول | | |
| فتبادرت منه الدموع و قال یا • • • • • اختاه صبرا فالمصاب جلیل | | |
| فبکت و قالت یا ابن امی لیس لی • • • • • و علیک ما الصبر الجمیل جمیل | | |
| ورنت الی نحو الخیام بعولة • • • • • عظمی تصب الدّمع و هی تقول | | |
| قوموا الی التودیع انّ اخی دعا • • • • • بجواده ان الفراق طویل | | |
| فخرجن ربات الخدور عواثرا • • • • • و غدا لها حول الحسین عویل | | |
| | |
| | |
۱ -
زینب (سلاماللهعلیها) در حالی به نزد برادرش آمد که اشکاش همانند سیل روان بود.
۲ - و گفت: «برادرم! قلب من پاره شد و محزون هستم کاش کوهها فرو میریختند.»
۳ -
امام حسین (علیهالسّلام) فرمود: «ای خواهرم صبر پیشه کن! زیرا که برای مصیبت دیده در صبر اجر عظیمی است.»
۴ - زینب (سلاماللهعلیها) گریست و گفت: «ای پسر مادرم! صبر در برابر مصیبت و عزای تو زیبا و جمیل نیست.»
۵ - زینب آنگاه به سوی خیمهها رفت، در حالی که صدای گریه و ضجّهاش به گوش میرسید، فرمود:
۶ - «بلند شوید، هنگام وداع رسیده است. برادرم برای خداحافظی آمده و فراق او خیلی طولانی است.»
۷ - زنان اهل بیت از خیمهها بیرون آمدند و دور امام (علیهالسّلام) حلقه زدند.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۵۱۰.