صلح

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



صلح یکی از اقسام می‌باشد.


تعریف صلح



«صلح» عبارت است از سازش و موافقت بر انجام کاری؛ مانند
تملیکمالی را به ملک دیگری در آوردن را تَملیک گویند و از آن در بابهای عقود نظیر تجارت، قرض، رهن، صلح، مضاربه و هبه سخن رفته است
عینعین بمعنای دیدبان است
یا منفعتی یا
اسقاطاسقاط در لغت به معنای افکندن، انداختن، فرود آمدن، فرو افتادن، بر زمین افتادن، رفع و ازاله آمده است
و یا
حقیحق در سه معنا استعمال شده است
و
شرطشرط امری محتمل الوقوع در آینده که طرفین حدوث اثر حقوقی را متوقف بر حدوث آن امر محتمل الوقوع می‌نمایند
نیست پیش‏تر نزاعی واقع شده باشد.

اقسام صلح



صلح ممکن است در مقابل
عوضیعِوَض، مابازاء چیزی است
یا بدون آن انجام گیرد. صلحی را که در مقابل عوض انجام می‏گیرد «صلح معوّض» می‏نامند و صلحی که بدون عوض باشد «صلح غیر معوّض» نام دارد.

شرط صحّت صلح



هر دو صلح(معوّض و غیر معوّض)، (اگر با شروط مقررّ انجام گیرد) است، مگر این که
حلالیحلال،این عنوان در مقابل حرام وبه معنای انچه که از لحاظ شرعی جایز است
را
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
و یا حرامی را حلال کند، همچنان که در
حدیثیحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
از صلوات الله علیه می‏خوانیم: «.. وَ الصُّلْحُ جائِزٌ بَیْنَ الْمُسْلِمینَ الَّا صُلْحاً احَلَّ حَراماً اوْ حَرَّمَ حَلالًا؛ هر نوع صلحی در بین
مسلمانانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
است، مگر صلحی که موجب حلال شدن حرام یا حرام شدن حلالی گردد. » بنابراین، صلحی که بر خلاف دستورات و یا بر خلاف مصالح مسلمانان باشد صحیح نیست.

صلح کردن به کمتر از مقدار واقعی طلب



اگر کسی مقدار خود را بداند و طلبکار او نداند، چنانچه طلبکار، خود را به کم‏تر از مقداری که هست، صلح کند، صحیح نیست و بدهکار نسبت به مقدار اضافی‏
مدیونمدیون به معنی بدهکار، مدین، وام دار است
است، مگر این که مقدار بدهی خود را به او بگوید و او راضی شود یا چنان باشد که اگر مقدار طلب خود را هم می‏دانست، باز هم به این صلح راضی بود.

پانویس


 
۱. تحریر الوسیله، ج۱، ص۵۶۱.    
۲. تحریر الوسیله، ج۱، ص۵۶۲،مسأله۵.    
۳. وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۴۴۳.    
۴. تحریر الوسیله، ج۱، ص۵۶۳،مسأله۱۳.    


منبع



کتاب آشنایی با ابواب فقه، ص۸۱-۸۲.    



جعبه ابزار