ظلمپذیری (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ظلمپذیری را
قرآن همچون ستمگری عملی مجرمانه میداند و اصل کلی آن را در نهی از «ستم کردن و ستم پذیرفتن» بیان میکند.
استعمار و استکبار جهانی به ویژه پس از
جنگ جهانی دوم، نمودهای نوینی از ستمگری بر جهان
اسلام پدید آورد.
در برابر این وضعیت، اندیشه ظلمستیزی و غربستیزی به عنوان واکنشی قرآنی در کشورهای اسلامی شکل گرفت.
از دید اسلام، سازش با قدرتهای ستمگر به منزله تحمل
ظلم و ناسازگار با اصول دینی است.
اما در صورت دگرگونی رفتار قدرتهای غربی و رفع روابط ظالمانه، اندیشه ستیز نیز منتفی خواهد بود.
در منطق قرآن ظلم پذيرى جون ستمگرى، عملى مجرمانه و سياستى نامشروع است.
اين منطق به شكل عام و در قالب يک قانون كلى چنين بيان شده است:
(لاٰ تَظْلِمُونَ وَ لاٰ تُظْلَمُونَ.) (نه ستم روا داريد و نه ستم پذير باشيد).
ترديدى نيست كه ماهيت استكبار و استعمار ستمگرى است.
شكلگيرى استكبار و قطبهاى ابرقدرت در سطح
بینالمللی به ويژه پس از جنگ بينالمللى دوم موج جديدى از استعمار نوين را توسط ابرقدرتها در عرصه جهان اسلام پديد آورد.
چنانكه درگذشته نيز ظهور استعمار در سده نوزدهم موجب بروز انواع ستمگرى غرب در استثمار كشورهاى اسلامى گرديد و انديشه ظلمستيزى موج متقابلى را در سراسر كشورهاى اسلامى به صورت غرب ستيزى به وجود آورد كه خود ريشه قرآنى داشت.
مسئوليت جهان اسلام در نفى
ستم و تجاوز، ناگزير بايد كشورهاى اسلامى را در سطح مردمى و دولتى به غربستيزى بكشاند و جز اين، شيوه ديگرى نمىتواند با موازين اوليه اسلام سازگار باشد.
چشمپوشى از ستيز با غرب متجاوز، ستمگر و انتخاب راه سازش يا همزيستى در حقيقت چيزى جز تحمل ظلم نيست كه بدون ترديد، با موازين اسلام ناسازگار است.
اگر شرايط ويژهاى كه خط مشى ظالمانه غرب را ترسيم مىكند به هر دليل متحول شود و غرب از روابط ظالمانه و يکسونگرانه خود، خوددارى كند.
بىشک انديشه غربستيزى نيز براى ملتها و دولتهاى
مسلمان در عرصه بينالمللى منتفى خواهد شد.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۳۰-۲۳۱.