• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

عبد الکریم شمس الدین (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





عبد الکریم شمس الدین متولد ۱۹۳۵م در «مجدل سلم» است که در شهر «نبطیه» پرورش یافته است.
وی از کودکی به شعر روی آورد و در انجمن‌های ادبی متعددی حضور داشته است.
از آثار او می‌توان به «ظلال» و «موسم» اشاره کرد.




عبد الکریم شمس الدین به سال ۱۹۳۵ میلادی در قریه‌ی «مجدل سلم» از توابع «مرجعیون» به دنیا آمد و در شهر «نبطیة» حیات علمی او به ثمر رسید.



عبد الکریم از کودکی به شعر علاقه داشت و در انجمنها و شبهای شعر بسیاری شرکت کرده و می‌کند.
او هم‌اکنون کارمند وزارت دارایی می‌باشد.



برخی از دواوین شمس الدین چنین است:
• «ظلال»،
• «موسم»،
• «قصائدی لکم»،
• «الفجری المدمّی».




ابدا ذکراک نور و هدایة
ابدا تکتب للتّاریخ آیة
یا اماما ثار فی وجه الغوایة
یا عظیما عاش فی وجداننا، اغنی حکایة..


همواره یاد تو نور و هدایت است.
و همواره برای تاریخ نوشته می‌شود.
‌ای کسی‌که امام و‌ هادی در تاریکی‌ها هستی
‌ای بزرگی که در درون ما همواره حکایت تو پابرجاست!


یا سیّد الشّهداء، کم زمنی یحنّ الی الشّهادة
من انت‌؟!
توقفک الحواجز ان ذکرت اسم الحسین
هذا یخیف الحاقدین!
اسم له معنی الشّهادة و الوفاء
و له التّمرّد فی وجوه الظّالمین، له الفداء
و مقاتلوک، مازال منهم کلّ آن کربلاء


‌ای سید الشهداء! چه‌بسا زمان من آرزوی شهادت دارند.
تو کیستی که هنگامی‌که نام حسین (علیه‌السّلام) را می‌برم پرده‌ها مسیری را ترسیم می‌کنند که کینه‌توزان می‌ترسند. اسم تو معنی شهادت و وفا دارد، و چون سیلی به صورت ظالمان فرود می‌آید. و همه‌چیز فدای تو باد و قاتلین تو جنایتکاران همواره‌ی تاریخ هستند.


ما کان موتک غیر بدء الانطلاق
و کان جرحک شارة للانعتاق
و دم علی شطّ الفرات
نهر تصبّ به العروق النّازفه
فی کلّ ارض تشتهی ماء الفرات
مازال راسک مشرعا کالفجر
مازال صدرک شامخا کبرا


مرگ تو رهگشای آزادی و هدایت است و جراحت تو موجب بیرون آمدن از بندگی است و خونی که بر شطّ فرات ریخته شد نهری است که رگهای اجتماع را پر می‌کند و در هر زمینی که تشنه‌ی آب فرات است همواره جاری است. و پیوسته سر تو الگو و نشانه‌ای مانند سپیده‌دمان است و سینه تو مالامال از بزرگی است.


و غدا سینتصر الحسین
و غدا ستزهر کربلاء فی القلوب و فی الضّلوع
و غدا ستخرج کربلاء من متاهات الدّموع
و تثور اجیال الجیاع... فلیس بعد الیوم جوع
و غدا سینتصر الحسین بکلّ جیل للفداء
و تعلّم الدّنیا الکرامة و الاباء،
ارض تسمّی کربلا.


و فردا حسین پیروز خواهد شد و فردا کربلا در قلب‌ها شکوفا می‌شود. و همواره در رثای آن اشک ریخته می‌شود و نسلها از آن سیراب می‌شوند و پس از آن دیگر گرسنگی نیست و فردا حسین (علیه‌السّلام) با تمام فرزندانش خود را فدا می‌سازند و پیروزی را به نمایش می‌گذارند و به دنیا کرامت و آزادمردی را یاد می‌دهند. در سرزمینی که کربلا نامیده شده است.


و رمتنا الدّنیا بالف یزید• • • • • و جبنّا، فلیس فینا دماء
و مضینا حیری تآکلنا الوهم• • • • • و ازری بجدّنا الاعداء
سیّرتنا اهواءنا فخذلّنا• • • • • من لدیه قد کان یرجی الشّفاء


۱ و ۲ - دنیا را یزیدیان فراگرفته‌اند و دشمنان روبه افزایش هستند، ولی خونی برای مبارزه و نجات از این خذلان در جامعه وجود ندارد،
۳ - هوا و هوسها ما را به سوی خذلان سوق داده و شفایی برای دردهای جامعه نیست.



۱. حسن، عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۷۷.    
۲. حسن، عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۸۰.    
۳. حسن، عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۸۱.    
۴. حسن، عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۸۰-۱۸۲.    
۵. حسن، عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۷۹.    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۶۵۳.    






جعبه ابزار