غیبت صغری

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



غیبت صغری در ادبیات شیعی به معنای غایب شدن کوتاه مدت است و بنابر اعتقادات دورانی است که در آن حضرت مهدی (علیه‌السلام) زندگانی مخفی و فقط از طریق نمایندگان چهارگانه خود با شیعیان ارتباط داشته است. این دوره از سال ۲۶۰ ه‌.ق (۸۷۴ م) آغاز و در ۳۲۹ ه‌.ق (۱- ۹۴۰ م) پایان یافته است.


مکان غیبت



امام مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) در کجا و چگونه غایب شد؟ آیا در سرداب منزل پدرش غایب شد و هنوز نیز در آنجاست؟ در این باره به
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
تهمت‌هایی زده‌اند؛ می‌گویند شیعه معتقد است ماموران خلیفه عباسی به منزل حضرت در
سامراسامرا مخفف عبارت سُرمَن رَای‌ یکی از شهرهاى عراق، زادگاه حضرت مهدی (علیه‌السّلام) و مدفن امام هادی و عسکری (علیهماالسلام ) است
هجوم آوردند تا او را دستگیر کنند و آن حضرت در آن هنگام در سرداب از دیده‌ها پنهان شد این داستان چنان شهرت یافته که امام را «صاحب سرداب»
لقبلقب به اسمِ قرار داده شده به عنوان موضوع حکم شرعی اطلاق می‌شود
داده‌اند.
در حالی که در منابع شیعی هیچ نامی‌ از سرداب نیست. نویسندگان
اهل سنتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
بر این نظر اصرار می‌ورزند و متاسفانه این سخن دستاویزی برای حمله برخی از آنان به گردیده است.
[۱] صافی گلپایگانی، لطف‌الله، منتخب‌الاثر، ص۳۷۲.
آنان پنداشته‌اند که شیعیان در میان سرداب امام خود را می‌جویند و ظهورش را از آن نقطه انتظار می‌کشند.
واقع قضیه این است که امام مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) از هنگام ولادت در اختفا به سر می‌برد و بعد از نماز گزاردن به پیکر پاک
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
و
دفندفن در لغت به معنای به خاک سپردن مرده، پنهان کردن چیزى در زیر خاک و مانند آن است
آن حضرت وارد منزل شد و دیگر کسی آن حضرت را در اجتماع و در جمع مردم ندید.
[۲] شریف قریشی، باقر، حیاة امام المهدی، ص۱۱۵ - ۱۲۰.

خانه‌ای که از آن سخن گفته می‌شود، دو قسمت داشت، یک قسمت برای مردان و قسمت دیگر برای خانم‌ها و یک سرداب هم زیر اتاقها قرار داشت که در ایام گرما اهل خانه در آن سرداب زندگی می‌کردند.
شیعه این خانه و سرداب را محترم می‌دارد؛ زیرا برخی از امامانشان در این خانه زندگی می‌کردند و
امام‌ هادیامام هادی (علیه‌السلام) پیشوای دهم شیعیان، بنا بر نظر مشهور در نیمۀ ذی‌حجه سال ۲۱۲ هـ
و و نیز امام مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) در همین خانه، سبحان را عبادت می‌کردند. این یک امر عقلانی و طبیعی است که به جهت علاقه‌ای که به پیشوای دینی خود دارند متعلقات او را هم محترم بشمارند. پس سخن غیبت حضرت در سرداب، بهتانی بیش نیست و هیچ یک از بزرگان شیعه چنین باوری ندارند.
[۳] آقائی، جباری، عاشوری، حکیم، درسنامه تاریخ عصر غیبت، ص۱۷۷.


وضعیت عصر غیبت



برای شناخت هر چه بهتر تاریخ سیاسی عصر غیبت صغری و دست یافتن به تحلیلی صحیح و جامع در مورد این دوره، و پی بردن به علل و زمینه‌های غیبت امام دوازدهم (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) و در نهایت عمق موضع گیری‌های امام، بررسی وضعیت سیاسی، اجتماعی و فکری این عصر در آستانه غیبت امام‌ (علیه‌السّلام) ضروری است.
عصر عباسیان: خلافت عباسیان بیش از پنج
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
(از ۱۳۲ ه ق تا ۷۹۴ هـ ق) به طول انجامید.
مورّخان، تاریخ خلافت عباسیان را به ۴ دوره تقسیم کرده‌اند.
[۴] ایّوب، ابراهیم، التاریخ العباسی، ص۲۶.

آنچه که در این فصل مورد نظر ما است بررسی عصر عباسیان دوّم، یعنی از ابتدای خلافت متوکل، تا شروع غیبت صغری (۲۶۰ هـ ق) است.
وضعیت سیاسی، اجتماعی و فکری این دوره:

← وضعیت سیاسی


بیشتر وزراء و اُمرای عباسیان افرادی بی‌کفایت و ستمگر بودند و در تحقیر، ضرب و شتم و
شکنجهشکنجه‏ به آزار جسمی یا روحی برای اجبار کردن کسی به کاری گفته می شود
مردم و از بین بردن حقوق آنان و چپاول اموالشان مُبالغتی تمام داشته و از هیچ کاری دریغ نداشتند. در زمان منتصر عباسی، وزیرش «احمد بن الحصیب» سواره از خانه خارج شد مردی به دادخواهی نزدش آمد و او همچنان که بر
اسباسب چارپایی معروف است که در کار کشاورزی و مسابقات اسب‌دوانی و غیره کاربرد دارد
نشسته بود پایش را از رکاب در آورده و آنچنان بر سینه او کوفت که آن مرد در دم جان سپرد
[۵] خضری بک، محمد، محاضرات فی تاریخ الامم الاسلامیه، ص۲۷۰.
در زمان «واثق» وزیرش «محمد بن عبدالملک الزیات» تنوری ساخته و در آن میخ‌هایی کار گذاشته بود و مردم را در آن شکنجه می‌داد. جالب اینکه خود او در همان تنور شکنجه و کشته شد
[۶] مسعودی، علی بن حسین، مروج‌الذهب، ج۴، ص۸۸.
[۸] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱۱، ص۲۸.
[۹] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۷.

«متوکل» یکی از خلفای عباسی، رسماً اظهار انزجار از ذریّه و علویین می‌کرد. آل ابی طالب در زمان او مصائبی را متحمل شدند که در عهد هیچ یک از خلفای ستمگر پیشین ندیده بودند، وی به
حاکمبه انشاء کننده حکم حاکم می‌گویند
خود در مصر دستور داد با علویان بر اساس قواعد زیر برخورد کند:
الف: به هیچ یک از علویان هیچ گونه ملکی داده نشود؛
ب: به هیچ یک از علویان جواز داشتن بیش از یک برده داده نشود؛
ج : چنانچه دعوایی ما بین یک علوی و غیر علوی صورت گرفت،
قاضیدر اسلام نسبت به شرایط قاضی بسیار سخت‏گیری شده و این امر نشانگر اهمیتی است که اسلام برای قضاوت قائل است
نخست به سخن غیر علوی گوش فرا دهد و پس از آن بدون گفتگو با علوی آن را بپذیرد
[۱۰] آل بویه، ص۴۱۵.
[۱۱] جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف)، ص۸۴.

د:
زیارتزیارت حضور نزد کسی به قصد دیدار او از روی تکریم است
قبر در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
را ممنوع کرده بود.
ه: او قبر امام حسین‌ (علیه‌السّلام) را به
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
بست لیکن آب به گرد قبر حلقه زد و آنجا را فرا نگرفت لذا از آن پس «حائر» نامیده شد
[۱۲] شریف قرشی، باقر، زندگانی امام حسن عسکری‌ (علیه‌السّلام)، ص۲۴۵.

و: هر کسی را که منسوب به علی‌ (علیه‌السّلام) یا از دوستداران او بود نابود می‌کرد و اموالش را مصادره می‌کرد
[۱۳] ابو الفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ص۲۲۴.
کینهکینه و دشمنی بر دو قسم است: قسم اول را «حقد و کینه» گویند
و او نسبت به امام امیرالمؤمنین‌ (علیه‌السّلام) تا آن حد بود که یکی از غلامانش در مجلس او متکّایی روی
شکمشكم به بخشى از بدن بين سینه و لگن گفته مي شود
خود زیر لباسش می‌بست و سر خود را که موهایش ریخته بود برهنه می‌کرد و در برابر متوکل به
رقصرقص عبارت از مجموعه ای از حرکات موزن و هماهنگ بدنی که معمولا با موسیقی نیز همراه است
می‌پرداخت و آوازه خوانان هم صدا چنین می‌خواندند «این طاسِ شکم گُنده آمده تا خلیفه شود» و مقصودشان از این جمله علی‌ (علیه‌السّلام) بود. متوکل نیز می‌خورد و خنده مستانه می‌کرد از متوکل که بگذریم دیگر خلفای عباسی نیز علاوه بر ظلم‌های فراوان به علویان و شیعیان می‌کردند. حتی به ریختن
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
ائمهأئمه پیشوایان معصوم -علیهم السلام- شیعیان می باشند
اقدام می‌کردند با درک چنین شرایط و اوضاعی، ضرورت غیبت امام زمان (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) ملموس‌تر می‌شود.

← وضعیت اجتماعی


در این دوره به علت بی‌کفایتی خلفاء و غرق بودن آنها در عیاشی و زن‌بارگی و شب نشینی‌های آنچنانی و ولخرجی‌های بی‌حد و حصر، رفاه‌زدگی و دنیا‌زدگی، جامعه عملاً به دو قشر و دو قطب بزرگ تقسیم شده بود، فقیر و غنی، اکثریت محروم و اقلیت برخوردار. شکاف و فاصله طبقاتی بین خلفا و کارگزاران آنان با توده مردم به اوج خود رسیده بود
[۱۵] ابراهیم حسن، حسن، تاریخ الاسلام، ج۲، ص۳.


← وضعیت فکری


آنچه که به لحاظ وضعیت فکری در این دوره در خور توجه و تامّل است تغییر خطّ مشی فکری متوکل از اعتزال، مذهب رسمی‌ دولت، به
اهل حدیثعنوان پیروان یکی از دوگرایش فقهی در شیعه (اخباریان) مقابل اصولیان و همچنبن صاحبان یکی از دو گرایش اصلی فقهی‌ در اهل‌سنت، مقابل اصحاب رأی و همچنین عالمان علم حدیث را اهل حدیث می‌گویند
و چرخش آشکار سیاست سرکوبی معتزله و شیعیان و حمایت از اهل حدیث) که غالب اهل سنّت را تشکیل می‌داد (است، متوکل با این چرخش فکری برای رسیدن به اهداف خود و نابودی هر چه بیشتر
معتزلهاين مذهب در اوايل قرن دوم هجرى توسط واصل بن عطا (۸۰- ۱۳۱) پديد آمد، در آن زمان مسئله مرتكبان گناه و حکم دنيوى و اخروى آنان مورد بحث جدى قرار داشت
و شیعه روشهای خاصی را اتخاذ کرد، نخست، تفتیش عقاید نسبت به مخالفین) شیعه (دوّم "ابن زیادت" وزیر و همکارانش را از مشاغل خود بر کنار کرد و به جای او جُرائی و ابن خاقان را، که گرایشهای افراطی به اتخاذ سیاستهای ضد شیعی داشتند منصوب کرد
[۱۶] جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ص۸۲.


علل و زمینه‌های غیبت



نتیجه و خلاصه: برای پی بردن به علل و زمینه‌های غیبت و دست یافتن به تحلیلی جامع و صحیح، مروری به وضعیت سیاسی و اجتماعی و فکری عصر عباسیان دوّم و دوره مرکزیت
سامرّاسامرا مخفف عبارت سُرمَن رَای‌ یکی از شهرهاى عراق، زادگاه حضرت مهدی (علیه‌السّلام) و مدفن امام هادی و عسکری (علیهماالسلام ) است
در آستانه غیبت امام زمان (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) لازم است و آنچه از لحاظ وضعیت سیاسی قابل توجه است، ستمگری‌های خلفای عباسی، و
آزاراز عنوان آزار در منابع فقهی به معنای اذیت استفاده شده است و از آن در بابهای صلات، صوم، حج و صید و ذباحه به مناسبت سخن رفته است
علویان و شیعیان از طرف حکومت، جایگاه نداشتن شیعیان در معادلات سیاسی، حکومت و آنچه از لحاظ وضعیت اجتماعی قابل ذکر است دو قطبی شدن جامعه و تقسیم آن به لحاظ مالی و اقتصادی به دو قشر محروم و برخوردار، همچنین از لحاظ وضعیت فکری، چرخش فکری آشکارِ متوکل از اعتزال به اهل حدیث و سرکوبی معتزله و شیعیان جلب توجه می‌کند، حال در چنین شرایط حادّ سیاسی، اجتماعی و فکری است که مخفی بودن امام زمان (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) لازم و ضرورت پیدا می‌کند.

عدم امتداد غیبت صغری



چرا غیبت صغری امتداد نیافت؟
درست است که اگر برنامه غیبت صغری ادامه پیدا می‌کرد و امام زمان (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) با توجّه به غیبت آن حضرت در تمام اعصار غیبت نائب خاصی داشت که وفاتق امور و راهنمای عموم باشد و به عبارت دیگر شرایط غیبت صغری امتداد پیدا می‌کرد، به نظر می‌آید که به نفع مردم بود، امّا آنچه مهم و قابل تذکر است این که برنامه و روش کار امام را خداوند متعال تعیین نموده است و امام باید همان برنامه را پیاده و اجرا نماید و پس از آن که اصل
امامتامامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ==پنج محوردر بحث امامت== مباحث امامت بر پنج محور کلی استوار است: ۱
را پذیرفتیم و ثابت گشت، نسبت به برنامه کار امام پرسش از ملّت به عنوان ایراد و اشکال، بی‌جا و بیمورد است و حتّی خود امام نیز جز تسلیم و تمکین و اجرای برنامه، وظیفه و تکلیفی ندارد و چنانچه بخواهیم این پرسش را موشکافانه بررسی کنیم آن را به دو پرسش دقیق دیگر تبدیل می‌کنیم که با پاسخ به آن دو پرسش این پاسخ هم تکمیل می‌گردد. پرسش نخست: چرا برای امام (علیه‌السّلام) دوگونه غیبت داشته و از همان اول غیبت کبری آغاز نشد؟ پرسش دوّم، پس از آن که غیبت صغری پیش آمد و نائبان خاص تعیین شدند چرا دوران غیبت صغری پایان یافت؟ امّا پاسخ پرسش نخست این که، غیبت صغری مقدمه‌ای بود برای غیبت کبرا و به عنوان زمینه‌ساز غیبت کبرا بوده است. چون در ابتدای غیبت بود و اذهان عموم مردم، انس با غیبت نداشتند، اگر چه در آن دوران و چند سال قبل حضرت امام علی النقی (علیه‌السّلام) و حضرت
امام حسن عسکری (علیه‌السّلام)حضرت حسن بن علی بن محمد، ملقب به حسن عسکری، یازدهمین امام شیعیان است که به مدت ۶ سال در دوران خلفای بنی‌عباس، امامت کرد
فی‌الجمله برای آماده کردن اذهان مردم از نظرها غیبت می‌کردند، با این وجود غیبت تامّه اگر دفعتاً و یکباره صورت می‌گرفت، مورد استغراب و استصعاب بلکه استیحاش و استنکار و اسباب انحراف افکار جامعه می‌گردید و قبول قطع ارتباط با امام چنانچه در غیبت کبرا واقع شد، برای اکثر مردم و دشوار و ناراحت کننده بود.
[۱۷] صافی گلپایگانی، لطف‌الله، امامت و مهدویت، ص۳۶۳

از آن جهت که غائب شدن
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
و
رهبرولایت زعامت یعنی حق رهبری اجتماعی و سیاسی اجتماع نیازمند به رهبر است آن کس که باید زمام امور اجتماع را به دست گیرد و شؤون اجتماعی‏ مردم را اداره کند و مسلط بر مقدرات مردم است " ولی امر مسلمین " است [http://lib۲
جامعه، آن هم زمانی طولانی امری است بسیار غریب و نامانوس و باور کردن آن برای مردم سخت است، از این جهت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و تصمیم گرفتند که کم‌کم مردم را با این موضوع و پدیده آشنا سازند و افکار را برای پذیرش آن آماده نمایند. از این‌رو گاه و بی‌گاه از غیبتش خبر داده و گرفتاری‌های مردم آن زمان، افکار و سرزنش منکرین و ثواب قدم و انتظار فرج را گوشزد می‌نمودند مثل اینکه امام علی‌النقی (علیه‌السّلام) می‌فرمود: (ان القائم منا هوالمهدی الذی یحب ان ینتظر فی غیبته و یطاع فی ظهوره و هو الثالث من ولدی...الی آخر الحدیث)
[۱۸] موسوی اصفهانی، محمد تقی، وظیفة الانام فی زمن غیبته الامام (علیه‌السّلام)، ص۴.
یعنی: همانا قیام کننده از ما همان مهدی است که
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است منتظر او باشید در زمان غیبت او و
اطاعتفرمان بردن را اطاعت گویند
می‌شود در زمان ظهورش و او سومین فرزند از فرزندان من است.» یا این‌که امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) می‌فرمود: (افضل العبادة الصبر و انتظار الفرج)
[۱۹] موسوی اصفهانی، محمد تقی، وظیفة الانام فی زمن غیبته الامام (علیه‌السّلام)، ص۴.
یعنی: (بالاترین و با فضیلت‌ترین عبادتها (در زمان غیبت)
صبرصبر، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب، به گونه‌ای که سینه انسان تنگ نشود و خاطرش پریشان نگردد
و
انتظار فرجانتظار فرج در اصطلاح «مهدویّت»، به معنای چشم‌به‌راه بودن ظهور واپسین ذخیرۀ الهی و آماده شدن برای یاری او در برپایی حکومت عدل و قسط در سراسر گیتی است
است. گاهی هم ائمه (علیهم‌السّلام) با رفتارشان عملاً شبیه غیبت را فراهم می‌کردند. مسعودی می‌نویسد: و امام‌ هادی (علیه‌السّلام) با مردم کم معاشرت می‌کرد. جز با خواص اصحاب، با کسی تماس نمی‌گرفت. وقتی امام حسن عسکری (علیه‌السّلام) برجایش نشست در اکثر اوقات از پشت پرده با مردم صحبت می‌کرد تا شیعیان برای پذیرش غیبت امام دوازدهم مهیا و آماده شوند.
[۲۰] مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص۲۰۶.
[۲۱] امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، ص۲۲۵ - ۲۲۶.
اگر پس از امام حسن عسکری (علیه‌السّلام) غیبت صغری صورت نمی‌گرفت و غیبت کامل صورت می‌گرفت، شاید وجود مقدس امام زمان (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) مورد واقع می‌شد و کم‌کم فراموش می‌گشت، از این جهت ابتدا غیبت صغری شروع شد تا شیعیان در آن ایام بتوانند با امام خود به وسیلة نواب خاص‌اش تماس گرفته، علائم و کراماتی مشاهده نمایند تا ایمانشان کامل گردد.
[۲۲] امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، ص۲۲۶.


مدت غیبت صغری



از این رو به مدت ۶۹ سال یعنی ازسال ۲۶۰ هـ. ق تا سال ۳۲۹ هـ. ق (سال درگذشت آخرین نائب خاص امام زمان) غیبت صغری شکل گرفت و در این غیبت مردم به واسطة نواب خاص می‌توانستند مشکلات و مسائل خویش را به عرض امام برسانند و توسط آنان پاسخ دریافت دارند و حتّی گاه به دیدار امام نائل شوند، لذا می‌توان گفت در این مدت، امام (علیه‌السّلام) هم غائب بود هم غائب نبود.
[۲۳] پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، ص۶۷۳ - ۶۷۴.


غیبت صغری مقدمه‌ غیبت کبرا



بنابراین علّت عدم امتداد غیبت صغری این بود که برنامة اصلی کار آن حضرت غیبت صغری نبود بلکه غیبت صغری مقدمه‌ای بود برای هدف اصلی که غیبت کبرا نام داشت و این غیبت صغری تنها برای یک زمینه‌سازی بود وقتی نباشد نائب خاص دارای حکم نافذ و صاحب قدرت ظاهری نباشد و نتواند رسماً در کارها مداخله کند بلکه قدرت‌های ظاهری به واسطة تمرکز توجهات در او با او معارضه و مزاحمت داشته باشند، شیادان و جاه‌طلبان هم ادعای نیابت خاصه می‌نمایند و اسباب تفرقه و
گمراهیامام علی (علیه‌السّلام) در نهج البلاغه میفرماید: «از گروهی که در جهل و نادانی زندگی می‌کنند و در گمراهی جان می‌دهند به خدا شکایت می‌برد
فراهم می‌سازند چنانچه در همان مدت کوتاه غیبت صغری دیده شد چه دعاوی باطلی آغاز گردید و این خود یک مفسده‌ای است که دفعش از حفظ مصلحت تعیین نائب خاص اهمیتش اگر بیشتر نباشد کمتر نیست، و خلاصه آن که ادامه روش نیابت خاصه با صرف نظر از مصالحی که فقط در همان آغاز کار و ابتدای امر داشته با این که نوبا مبسوط الیه و نافذ الحکم نباشند و تحت سیطرة زمامداران وقت مامور به تقیّه باشند از نظر عقل مصلحت ملزمه‌ای ندارد بلکه از آن مفاسدی ظاهر می‌گردد.
[۲۴] صافی گلپایگانی، لطف‌الله، امامت و مهدویت، ص۳۶۴


عناوین مرتبط



وضعیت سیاسی اجتماعی عصر غیبت صغریشناخت هر چه بهتر تاریخ سیاسی عصر غیبت صغرا و دست یافتن به تحلیلی صحیح و جامع در مورد این دوره و پی بردن به علل و زمینه‌های غیبت امام دوازدهم (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) و در نهایت، عمق موضع گیری‌های امام(علیه‌السّلام) و بررسی وضعیت سیاسی و اجتماعی و فکری آن زمان ضروری است
؛
نواب خاص در غیبت صغرینایبان خاص (در آن روزگار، به جای «نیابت» و «نواب» بیشتر تعبیر «سفارت» و «سفرا» به کار برده می‌شد
.

پانویس


 
۱. صافی گلپایگانی، لطف‌الله، منتخب‌الاثر، ص۳۷۲.
۲. شریف قریشی، باقر، حیاة امام المهدی، ص۱۱۵ - ۱۲۰.
۳. آقائی، جباری، عاشوری، حکیم، درسنامه تاریخ عصر غیبت، ص۱۷۷.
۴. ایّوب، ابراهیم، التاریخ العباسی، ص۲۶.
۵. خضری بک، محمد، محاضرات فی تاریخ الامم الاسلامیه، ص۲۷۰.
۶. مسعودی، علی بن حسین، مروج‌الذهب، ج۴، ص۸۸.
۷. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۳۷.    
۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱۱، ص۲۸.
۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۷.
۱۰. آل بویه، ص۴۱۵.
۱۱. جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف)، ص۸۴.
۱۲. شریف قرشی، باقر، زندگانی امام حسن عسکری‌ (علیه‌السّلام)، ص۲۴۵.
۱۳. ابو الفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ص۲۲۴.
۱۴. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۵۵-۵۶.    
۱۵. ابراهیم حسن، حسن، تاریخ الاسلام، ج۲، ص۳.
۱۶. جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ص۸۲.
۱۷. صافی گلپایگانی، لطف‌الله، امامت و مهدویت، ص۳۶۳
۱۸. موسوی اصفهانی، محمد تقی، وظیفة الانام فی زمن غیبته الامام (علیه‌السّلام)، ص۴.
۱۹. موسوی اصفهانی، محمد تقی، وظیفة الانام فی زمن غیبته الامام (علیه‌السّلام)، ص۴.
۲۰. مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص۲۰۶.
۲۱. امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، ص۲۲۵ - ۲۲۶.
۲۲. امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، ص۲۲۶.
۲۳. پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، ص۶۷۳ - ۶۷۴.
۲۴. صافی گلپایگانی، لطف‌الله، امامت و مهدویت، ص۳۶۴



منبع



سایت اندیشه، برگرفته از مقاله «غیبت صغری» تاریخ بازیابی ۹۵/۰۴/۲۳.    



جعبه ابزار