• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

فسق (مفردات‌نهج‌البلاغه)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





فِسْق (به کسر فاء و سکون سین) از واژگان نهج البلاغه به معنای خروج از حق است. هفت مورد از اين كلمه و مشتقاتش در «نهج البلاغه» آمده است.



فِسْق (بر وزن قِشْر) به معنای خروج از حق است.
اهل لغت گفته‌اند: «فَسَقَتِ‌ الرّطبة عن قشرها» «خرما از غلاف خود خارج شد.»
به تصريح راغب در کتاب مفردات، فِسْق شرعى از همين ريشه است.
پس فسق و فسوق خروج از حق است. بدكار فاسق است كه از طاعت خدا خارج شده، کافر فاسق است كه بالتمام از حق خارج شده است.


امام علی (علیه‌السلام) درباره جهاد میفرمایند: «... وَ شَنَآنِ الفَاسِقِینَ ... وَ مَن شَنِئَ الفَاسِقِینَ وَ غَضِبَ لِلّهِ غَضِبَ اللّهُ لَهُ وَ أَرضَاهُ یَومَ القِیَامَهِ ...» ، «از شعب جهاد دشمن داشتن فاسقان است هر كه فاسقان را دشمن دارد و براى خدا به غضب آيد، خدا براى او به خشم آيد و او را در روز قیامت راضى مى‌كند.» (شرح‌های حکمت: )


از این ماده هفت مورد در «نهج» آمده است.


۱. ↑ قرشی بنایی، علی‌اکبر، مفردات نهج البلاغه، ج۲، ص۸۱۷.    
۲. ↑ راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۶۳۶.    
۳. ↑ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت الحسینی، ج۵، ص۲۲۸.    
۴. ↑ ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۵۰۲.    
۵. ↑ راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۶۳۶.    
۶. ↑ سید رضی، محمد، نهج البلاغة، ت الحسون، ص۷۷۵، حکمت۲۷.    
۷. ↑ عبده، محمد، نهج البلاغة، ط مطبعة، ج۳، ص۱۵۸، حکمت۳۰.    
۸. ↑ صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۷۳، حکمت۳۰.    
۹. ↑ شرح مکارم شیرازی، ناصر، نهج البلاغه با ترجمه فارسی روان، ص۷۳۹، حکمت۳۱.    
۱۰. ↑ بحرانی، ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴۳۱.    
۱۱. ↑ بحرانی، ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴۳۶.    
۱۲. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمومنین، ج۱۲، ص۲۰۲.    
۱۳. ↑ هاشمی خویی، حبیب‌الله، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، ج۲۱، ص۵۲.    
۱۴. ↑ ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱۸، ص۱۴۲.    
۱۵. ↑ سید رضی، محمد، نهج البلاغة، ت الحسون، ص۴۵۶، خطبه۱۹۲.    
۱۶. ↑ سید رضی، محمد، نهج البلاغة، ت الحسون، ص۷۵۸، نامه۶۹.    



• بنایی، علی‌اکبر، مفردات نهج البلاغه، برگرفته از مقاله « فسق »، ج۲، ص۸۱۷.    






جعبه ابزار