قرن (سال)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



قرن به اصطلاح مشهور و معاصر در زبان فارسی به هر صد
سالسال به سال قمری و شمسی تقسیم می‌شود وسال شرعی که احکام مرتبط با زمان بر اساس آن تنظیم شده، سال قمری است که دوازده ماه می‌باشد
گفته می‌شود که البته معانی مختلفی برای آن گفته شده است.


قرن در لغت عرب



قرن در لغت عرب، بر خلاف اصطلاح معاصر، به معنی صد سال نیست، بلکه به معنی جمعیتی است که در یک
زمانزمان به معنای مدت است که با وقت و اجل متفاوت است
با هم زندگی می‌کنند و سپس
جمعیتگروهى از افراد گرد آمده در جایى را جمعیت می گویند
دیگر جای آنان را می‌گیرند.

← استفاده قرآن از واژه قرن


قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
مجید کلمه قرن را در معنای جمعیت به کار برده است.
واژه قرون در قرآن کریم هفت بار به کار رفته و هرگز از آن، قرن اصطلاحی یعنی صد سال را
ارادهخواستن و همّت و اراده، آن قدر مهم است که گفته شده، خواستن، توانستن است، یعنی این که اگر کسی علاقمند به انجام کاری باشد در مقابل سختی ها و مشقت های آن مقاومت می کند، پس گویا که از همین الان به مقصد و مقصودش رسیده است
نکرده، بلکه آن را به معنای مردم یک زمان به کار برده است.
در
سوره انعاماین سوره ششمین سوره قرآن است
چنین آمده است: «الم یروا کم اهلکنا من قبلهم من قرن مکناهم فی الارض ما لم نمکن لکم و ارسلنا السماء علیهم مدرارا و جعلنا الانهار تجری من تحتهم فاهلکناهم بذنوبهم و انشانا من بعدهم قرنا آخرین.» آیا ندیده‌اند که چه اندازه پیش از ایشان جمعیت‌هایی را نابود کردیم که در
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
، آنان را توانمند ساخته بودیم؛ به گونه‌ای که به ایشان آن توان را نداده‌ایم و از
آسمانآسمان همان فضای بی‌پایان و نیلگونی است که بالای سر ما دیده می‌شود
به فراوانی برای آنها
بارانباران قطره‏های آب، در حال فرو چکیدن از ابر است
فرستادیم و جوی‌ها از زیر آنان روان ساختیم، ولی سرانجام به خاطر گناهانشان آنان را نابود کردیم و جمعیتی دیگر پدید آوردیم.

← قرن در کتابهای لغت


ابن منظورجمال الدین ابوالفضل، جلال الدین ابوالعز، محمد بن مکرم بن علی بن احمد بن ابی القاسم بن حقبة بن منظور رویفعی انصاری خزرجی آفریقایی مصری، در محرم سال ۶۳۰ هجری به دنیا آمد
در لسان العرب نوشته است: قرن، نسلی را می‌گویند که پس از نسل دیگر می‌آید و در مقدار فاصله زمانی این دو فصل اقوال گوناگون هست؛ مانند:
۱. ده سال، ۲. بیست سال، ۳. سی سال، ۴. شصت سال، ۵. هفتاد سال، ۶. هشتاد سال.
در نهایه آمده است: قرن، مردم یک زمان و از ماده اقتران گرفته شده است. گواه بر این که قرن به معنی مردم یک زمان است
شعرشعر سخنی ادبی و غالباً موزون و داراى قافیه که بیان کننده عواطف و تخیل گوینده است؛ از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج و تجارت سخن گفته‏اند
شاعر می‌باشد که گفته است:
«اذا ذهب القرن الذی انت فیهم وخُلِّفتَ فی قرن فانت غریب»؛ یعنی: هر گاه مردمی که تو در میان آنها هستی بروند و تو در میان مردمی دیگر بمانی، در این هنگام غریب هستی.
[۳] قاموس المحیط، ج۴ ص۲۰۸.

ابن حجر عسقلانی قرن را به معنای مردم یک زمانی تفسیر کرده است.
او در بیان واژه قرن چنین می‌گوید: اهل زمان واحد متقارب اشترکوا فی امر من الامور و یقال: ان ذلک مخصوص بما اذا اجتمعوا فی زمان نبی او رئیس یجمعهم علی ملة او مذهب او عمل، و یطلق القرن علی مدة من الزمان.
[۴] فتح الباری، ج۷، ص۴، باب فضائل اصحاب النبی صلی‌اللّه‌علیه‌وآله.

قرن، مردم یک زمان را می‌گویند که در کاری از کارها با هم شریک باشند و گاهی به مردمی می‌گویند که در زمان یک پیامبر یا رئیس باشند که آنها را بر یک روش یا یا کاری متحد سازد و قرن، گذشته از مردم، بر خود زمان نیز گفته می‌شود.



پانویس


 
۱. انعام/سوره۶، آیه۶.    
۲. لسان العرب، ج۱۳، ص۳۳۱-۳۳۶، ماده قرن.    
۳. قاموس المحیط، ج۴ ص۲۰۸.
۴. فتح الباری، ج۷، ص۴، باب فضائل اصحاب النبی صلی‌اللّه‌علیه‌وآله.




جعبه ابزار