• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

قرینه عدمی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



به تعیین مراد جدّی متکلم به قرینه عدم ذکر قید یا کلامی خاص، قرینه عدمی گفته می شود.

فهرست مندرجات

۱ - تعریف
       ۱.۱ - نمونه
       ۱.۲ - مثال
۲ - پانویس
۳ - منبع


قرینه عدمی، مقابل قرینه وجودی ، و به معنای نیاوردن قید و یا کلامی، به منظور تعیین مراد جدی متکلم برای مخاطب می‌باشد؛
به بیان دیگر، نیاوردن یک مطلب، بر اراده معنایی خاص از جانب متکلم قرینه می‌گردد،

۱.۱ - نمونه

مانند جایی که لفظی، به دلیل اشتراک لفظی ، بر چند معنا دلالت می‌کند، اما هرگاه بدون هیچ قیدی به کار رود، از آن، معنایی خاص که شایع است اراده می‌گردد. در چنین حالتی، نیاوردن قید ، قرینه‌ای عدمی، برای اراده معنای شایع آن است،

۱.۲ - مثال

مانند کلمه «عین» که مشترک لفظی بین چند معنا است، اما اگر مثلا در عرف خاصی، مطلق و بدون قید آورده شود، از آن، معنای « چشم » فهمیده می‌شود و برای دلالت بر معانی دیگر، قرینه آورده می‌شود.
[۱] خمینی، مصطفی، تحریرات فی الاصول، ج۲، ص۵۸۱.
[۲] صدر، محمد باقر، بحوث فی علم الاصول، ج۷، ص۱۸۱.



۱. ↑ خمینی، مصطفی، تحریرات فی الاصول، ج۲، ص۵۸۱.
۲. ↑ صدر، محمد باقر، بحوث فی علم الاصول، ج۷، ص۱۸۱.



فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، برگرفته از مقاله «قرینه عدمی».



جعبه ابزار