قصاص

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است.
[۱] محمد جعفر لنگرودی- مبسوط در ترمینولوژی ص ۲۹۱۹ – و حسن میر حسینی – سقوط مجازات ص ۱۵/ ابوالقاسم گرجی- حدود و تعزیرات و قصاص- ص ۱۱۷- قدرت الله خسرو شاهی- فلسفه قصاص از دیدگاه اسلام ص ۲۷.

قصاص از نظر اصطلاحی، به معنای تلافی و استیفای عینی جنایتی که در قتل عمدی، قطع عضو و جرح عمدی بر مجنی علیه وارد شده است می‌باشد به شکلی که اثر به جای مانده از جنایت عیناً روی جانی اجرا شده و به دست آید.
[۲] عباس ایمانی – فرهنگ اصطلاحات حقوق کیفری ص ۳۷۱.
قصاص در جنایت قتل عمدی را قصاص النفس می‌گویند و قصاص در جنایات قطع عضو و جرح را قصاص عضو گویند.



پیشینه تاریخی قصاص



قتل نفس اولین جرمی است که از دیدگاه
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
در زمین واقع شده که از خوی تجاوزگری و خودمحوری انسان حاکی است و این عمل در همان زمان هم جرم و گناه بوده است (سوره مائده آیات ۲۷ و ۳۲) بنابراین اگر از ابتدای حیات انسان قتل و ضرب و جرح بعنوان یک تهدید جدّی برای زندگی او به حساب آمده، باید قبول کنیم که انسان‌ از ابتدا، دفاع از خود را یک
حقحق در سه معنا استعمال شده است
دانسته و در مقابل این تهدید از خود عکس العمل نشان داده است عکس العمل انسانها در برابر این
جرمجُرم‌، به ضم جيم، در لغت به معناي گناه و خطا و اصطلاحی فقهی‌ و حقوقی‌ به‌ معنای‌ هر فعل ‌ یا ترک ‌ فعلی‌ است که‌ در قانون ‌ برای‌ آن‌ مجازات ‌ تعیین‌ شده‌ است‌
در همه ادوار تاریخ متناسب با سطح آگاهی، فرهنگ و رشد عقلانی آنها متفاوت و متغیّر بوده است ولی بنظر می‌رسد مقابله به مثل اولین عکس العمل باشد که به صورت طبیعی مورد توجه انسان واقع شده با این تفاوت که این مقابله هیچ حد و مرزی نداشته، لذا در الواح دوازده گانه روم ودر مجموعه قوانین حمورابی و در شریعت حضرت موسی و عیسی قصاص وجود داشته و مورد قبول بوده است و در
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
هم اصل قصاص با شرایطی مورد پذیرش قرار گرفته است در
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
آیات زیادی وجود دارد که ناظر به اصل قصاص می‌باشند البته این آیات دو دسته هستند که دسته اول به اصل مقابله به مثل به صورت کلی دلالت دارند و دسته دوم آیاتی که مستقلاً به خود مسئله قصاص مربوط می‌شود. در قوانین جزایی قبل از انقلاب مجازات قتل عمد، اعدام بود که در ضمن ماده ۱۷۰ بیان شده بود و صدمات عمدی جسمانی به موجب مواد ۱۷۲ و ۱۷۳ قانون مجازات عمومی دارای مجازات حبس بود ولی در سال ۱۳۶۱ مجازات قتل عمد ی، قطع عضو و جرح عمدی را قصاص تعیین کردند.
[۳] سید حسن میر حسینی- سقوط قصاص ص ۲۶و ۳۳ و قدرت الله خسروشاهی – فلسفه قصاص از دیدگاه اسلام، ص ۲۸ و ۷۴.


ماهیت قصاص



برای تشخیص
حقحق در سه معنا استعمال شده است
از
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
از سوی صاحب نظران اسلامی ملاک‌ها و ضوابط محتلفی ارائه شده برخی عقیده دارند برای تشخیص باید به آثار آن توجه کرد چنانچه این آثار قابل نقل و انتقال باشد این سلطه و توانایی حق است و در غیر اینصورت
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
است و برای تشخیص علاوه بر معیار فوق باید به امر دیگر که همان مفاد ادله است توجه کرد چون
حقحق در سه معنا استعمال شده است
و
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
هر دو نتیجه ادله شرعی و قانونی است گاهی ادله بیانگر این معنی است که اراده شخص در نتیجه حاصل از آنها تأثیری ندارد و در اینصورت این نتیجه
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
است و در غیر اینصورت
حقحق در سه معنا استعمال شده است
است و با توجه به اینکه قصاص از شئونات و اختیارات من له الحق است و
شارعبه وضع کننده قوانین شرعی شارع‏ می‌گویند که در اصطلاح به خداوند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اطلاق می شود
مقدس در قصاص
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
به جواز آن نکرده بلکه جعل سلطنت از برای صاحبان
حقحق در سه معنا استعمال شده است
کرده است لذا می‌توان گفت که قصاص از مصادیق
حقحق در سه معنا استعمال شده است
است و قصاص یک حق غیرمالی است چون با اجرای آن نفع مادی و قابلیت تقویم به پول برای اولیای دم از بین می‌رود و حقی است که قابل اسقاط است و از
حق الناسحق الناس، به حق ثابت براى دیگرى می‌باشد
است.
[۴] سید حسن میر حسینی، سقوط قصاص، ص ۱۷.


صاحبان حق قصاص



در فقه امامیه دو دیدگاه در این زمینه وجود دارد، در دیدگاه اول، متولی قصاص کسی است که وارث اموال مقتول می‌باشد اعم از مرد و زن و خویشان بدون واسطه و حتی کسانی که بواسطه پدر یا مادر با مقتول مرتبط هستند تنها زن و شوهر علی رغم اینکه از اموال یکدیگر
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
می‌برند حق قصاص ندارند این دیدگاه بین فقهای امامیه مشهور است. دیدگاه دوم، حق قصاص فقط برای خویشان ذکور پدری بوجود می‌آید و خویشان مادری چه مرد و چه زن حق قصاص ندارند.
[۵] قدرت الله خسورشاهی، فلسفه قصاص از دیدگاه اسلام، ص ۱۱۵.

مشهور فقها معتقدند که حق قصاص در اثر جنایت بوجود می‌آید و چون جنایت بر خود مجنی علیه وارد شده است طبعاً حق قصاص برای خود او بوجود می‌آید لیکن چون مقتول به سبب موت نمی‌تواند این حق را استفاده کند این حق جزء ماترک بوده و به ورثه به
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
می‌رسد و بین همه آنها مشترک است و بر اساس سهم ورثه بین آنها تقسیم می­شودلذا شیعه معتقد است سهم الارث اولیای دم از قصاص بصورت انحلالی است یعنی هر کدام تک تک حق قصاص دارند و اگر فقط یکی خواستار قصاص باشد می‌تواند قصاص کند بعد از اینکه سهم بقیه را از دیه داده باشد.
[۶] قدرت الله خسروشاهی فلسفه قصاص از دیدگاه اسلام ص ۱۱۷.



عفو قصاص



قصاص یک مجازات الزامی نیست و بلکه بنا به طبیعت حق الناسی آن، نه تنها قابل عفو و مصالحه می‌باشد بلکه بر آن تاکید فراوان نیز شده است:

← عفو توسط مجنی علیه


عفو مجنی علیه در جنایات مادون نفس نافذ است و همان تاکیداتی که در مورد عفو از قصاص نفس وارد شده در این مورد هم جاری است اما در مورد حق عفو از قصاص النفس توسط مجنی علیه دیدگاههای متفاوتی وجود دارد که در واقع برمی‌گردد به اینکه حق قصاص ابتداءً برای چه کسی بوجود می‌آید در قانون مجازات اسلامی ابتداءً نظریه عدم صحت عفو از قصاص النفس توسط مجنی علیه مورد قبول بود ولی اخیراً به تبعیت از تحریر الوسیله امام (ره) عفو مجنی علیه موجب سقوط حق قصاص است (ماده ۲۶۸ ق. م. ا).

← توسط اولیای دم


آنها می‌توانند جانی را عفو کنند که یا به صورت غیر معوّض است که نیازی به رضایت جانی ندارد و یا بصورت مصالحه بر،دیه و است که بخاطر معوّض بودن، نیاز به رضایت جانی دارد.

← توسط ولی امر یا حاکم شرع


در مواردی مانند اینکه مقتول ولی نداشته باشد یا شناخته نشود یا به او دسترسی نباشد،
حاکم شرعحاكم شرع حاكم منصوب از جانب خدا به طور مستقيم يا با واسطه است، بيشترين كاربرد عنوان حاكم شرع در كلمات فقها، فقیه جامع شرایط است
ولی او خواهد بود که می‌تواند قصاص کند یا در قبال گرفتن
دیهدیه دارای دو معنی لغوی_ به معنای راندن و رد کردن _و اصطلاحی_ به معنای مالی که در صورت وقوع جنایت باید ادا شود_ است و از آن در معنی اصطلاحی به خون بها و دیه مقدَّر نیز تعبیر می شود
عفو کند ولی حق عفو بدون عوض را ندارد.
[۷] قدرت الله خسروشاهی، فلسفه قصاص از دیدگاه اسلام، ص ۱۳۷.
(ماده ۲۶۶ ق. م. ا)

شرایط اجرای قصاص



۱- تقاضای اولیای دم. ۲- اذن ولی امر. ۳- اذن ولی دم. ۴- پرداخت
دیهدیه دارای دو معنی لغوی_ به معنای راندن و رد کردن _و اصطلاحی_ به معنای مالی که در صورت وقوع جنایت باید ادا شود_ است و از آن در معنی اصطلاحی به خون بها و دیه مقدَّر نیز تعبیر می شود
مازاد بر استحقاق. ۵- ممنوعیت ایذاء جانی.
[۸] محمد هادی صادقی، حقوق جزای اختصاصی، جرایم علیه اشخاص ص ۱۵۵.




پانویس


 
۱. محمد جعفر لنگرودی- مبسوط در ترمینولوژی ص ۲۹۱۹ – و حسن میر حسینی – سقوط مجازات ص ۱۵/ ابوالقاسم گرجی- حدود و تعزیرات و قصاص- ص ۱۱۷- قدرت الله خسرو شاهی- فلسفه قصاص از دیدگاه اسلام ص ۲۷.
۲. عباس ایمانی – فرهنگ اصطلاحات حقوق کیفری ص ۳۷۱.
۳. سید حسن میر حسینی- سقوط قصاص ص ۲۶و ۳۳ و قدرت الله خسروشاهی – فلسفه قصاص از دیدگاه اسلام، ص ۲۸ و ۷۴.
۴. سید حسن میر حسینی، سقوط قصاص، ص ۱۷.
۵. قدرت الله خسورشاهی، فلسفه قصاص از دیدگاه اسلام، ص ۱۱۵.
۶. قدرت الله خسروشاهی فلسفه قصاص از دیدگاه اسلام ص ۱۱۷.
۷. قدرت الله خسروشاهی، فلسفه قصاص از دیدگاه اسلام، ص ۱۳۷.
۸. محمد هادی صادقی، حقوق جزای اختصاصی، جرایم علیه اشخاص ص ۱۵۵.


سایت پژوهه    




جعبه ابزار