• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 
مجید آهی
نسب‌شناسی
نام مجید آهی
نام لاتینāhī
نسب فرزند ابوالقاسم خان آهی
قبیله خاندان آهی، منسوب به روستای «آه» از توابع آبعلی
ولادت/وفات
زادروز ۱۳۰۲ هـ.ق / ۱۸۸۵ م
شهر تولد تهران
کشور تولد ایران
محل زندگی تهران، روسیه (دوره تحصیل)، فارس (دوره استانداری)
تاریخ وفات ۲۲ شهریور ۱۳۲۵ هـ.ش / ۱۳ اوت ۱۹۴۶ م
شهر وفات تهران
کشور وفات ایران
علت وفات بیماری شدید قلبی
خویشاوندان
خویشاوندان سرشناس ابوالقاسم خان آهی (پدر)، مجید خان آهی (جد پدری)، عبدالله آهی (برادر)
اطلاعات مذهبی
دین اسلام
مذهب شیعه
فعالیت‌ها
مهم‌ترین مناصب وزیر دادگستری، وزیر راه، وزیر اقتصاد و خواروبار و غیره
تألیفات ترجمه‌هایی از زبان‌های روسی و فرانسوی، یادداشت‌های حقوقی و سیاسی
شاگردان دانشجویان مدرسه علوم سیاسی و مدرسه عالی حقوق

آهی \āhī\، (۱۳۰۲ هـ.ق/۱۸۸۵ م – ۱۳۲۵ هـ.ش/۱۹۴۶ م)، سیاست‌مدار و دیپلمات ایرانی دوره پهلوی بود.
وی تحصیلات خود را در تهران آغاز و در سال (۱۳۲۵ هـ.ق /۱۹۰۷ م) برای ادامه تحصیل به روسیه رفت و در دانشگاه مسکو لیسانس قضایی گرفت.
آهی پس از بازگشت به ایران، در وزارت‌های مختلفی از جمله وزارت معارف و وزارت فلاحت و تجارت فعالیت کرد و به معاونت و مشاورت در دستگاه‌های دولتی منصوب شد.
وی از اعضای حزب رادیکال و حامی انقراض سلطنت قاجار و استقرار سلطنت پهلوی بود و در مجلس مؤسسان از دماوند نمایندگی کرد.
در سال‌های بعد، آهی به سمت‌های مهمی چون مستشار دیوان عالی کشور، استاندار فارس، وزیر راه و وزیر دادگستری منصوب شد و در افتتاح راه‌آهن سراسری ایران نقش داشت.
پس از اشغال ایران توسط متفقین، وی وزیر دادگستری و وزیر اقتصاد و خواروبار کابینه فروغی شد و سپس از (۱۳۲۱ تا ۱۳۲۵ هـ.ش) سفیر ایران در شوروی بود.
آهی علاوه بر فعالیت‌های دولتی، در آموزش و فرهنگ نیز فعال بود و مدرس حقوق و مترجم آثار روسی و فرانسوی به فارسی بود.
وی در (۲۲ شهریور ۱۳۲۵ هـ.ش/ ۱۳ اوت ۱۹۴۶ م) در تهران درگذشت.



مجید آهی، از سیاست‌مداران دوره پهلوی.


آهی در (۱۳۰۲ هـ.ق/ ۱۸۸۵ م)، در تهران زاده شد.
پدرش ابوالقاسم خان آهی، منشی و مترجم سفارتخانه روسیه در تهران بود و نیای پدری‌اش، مجید خان آهی، فرزند میرزا یوسف وزیر، در دوره ناصری مدت‌ها منشی و دبیر دائمی سفارت روسیه در تهران بود.
پس از وی پسرش، ابوالقاسم آهی در دوره مشروطه و پس از او در (۱۳۳۰ هـ.ق)، پسر بزرگ‌ترش عبدالله آهی به این سمت رسیدند.
نام خانوادگی این خاندان برگرفته از خاستگاه آنان، روستای «آه»، از توابع آبعلی است.


مجید آهی تحصیلات ابتدایی خود را در تهران به پایان رساند و سپس در (۱۳۲۵ هـ.ق/ ۱۹۰۷ م)، در ۲۱ سالگی برای ادامه تحصیل به روسیه رفت.
دوره تحصیل او در روسیه هم‌زمان با جنگ جهانی اول و اوج‌گیری انقلاب روسیه بود.
وی تحت تأثیر جریان‌های انقلابی روسیه مقاله‌هایی درباره بیدادگری‌های دولت روسیه تزاری در ایران، در روزنامه‌های این کشور به چاپ می‌رساند که بر انقلابیان چپ‌گرای روسیه بسیار تأثیرگذار بود.
مجید آهی در (۱۲۹۶ هـ.ش)، پس از فارغ‌التحصیلی و گرفتن لیسانس قضایی از دانشگاه مسکو به تهران بازگشت،
[۱] بامداد، مهدی، شرح‌حال رجال ایران، تهران، ۱۳۵۷ ش، ج۵، ص۱۸۸.
[۲] مرسلوند، حسن، زندگی‌نامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۵۶.
[۳] سپهر، احمدعلی، ایران در جنگ بزرگ، تهران، ۱۳۳۶ ش، ص۴۵۴.
[۴] فرهنگ ناموران معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۳۶۴.
و چندی در مدرسه علوم سیاسی به تدریس پرداخت.
[۵] نجمی، ناصر، بازیگران سیاسی عصر رضاشاهی و محمدرضاشاهی، تهران، ۱۳۷۳ ش، ص۲۲.





۴.۱ - از سال ۱۲۹۷ تا ۱۲۹۹ ش

آهی در (اسفند ۱۲۹۷ هـ.ش)، از طرف وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه، به سمت کمیسر و نماینده دولت ایران در شیلات دریـای مازندران ــ که در آن زمـان امتیـاز بهره‌بـرداری از آن در دسـت روسیـه بود ــ منصوب و رهسپار بندر انزلی و دیگر مراکز صیادی کرانه‌های جنوبی دریای مازندران شد و تا (آذرماه ۱۲۹۹ هـ.ش) در این سمت باقی بود.

۴.۲ - از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۱ ش

آهی چندی پس از بازگشت به تهران در (۱۳۰۰ هـ.ش)، از سوی رضاقلی خان نیرالملک، وزیر معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، در کابینه سید ضیاءالدین طباطبایی، به معاونت آن وزارتخانه منصوب شد.
[۶] فرهنگ ناموران معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۳۶۴-۳۶۵.

آهی در (۱۳۰۱ هـ.ش)، به حزب رادیکال که علی‌اکبر داور برای پشتیبانی از سردار سپه بنیاد گذاشته بود، پیوست و از طرح الغای سلطنت قاجارها و ریاست جمهوری مادام‌العمر رضا خان که به مجلس شورای ملی پیشنهاد شده بود، هواداری می‌کرد.
[۷] عاقلی، باقر، شرح‌حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۰ ش، ج۱، ص۳۸.
[۸] مرسلوند، حسن، زندگی‌نامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۵۶.


۴.۳ - از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۰۶ ش

در سال (۱۳۰۴ هـ.ش)، مجید آهی نامزد مجلس مؤسسان از دماوند شد و با حمایت حزب رادیکال که در تشکیل مجلس مؤسسان نقشی مؤثر داشت، به این مجلس راه یافت.
وی از حامیان انقراض سلطنت قاجارها و برپایی سلطنت پهلوی بود.
[۹] مرسلوند، حسن، زندگی‌نامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۵۶.
[۱۰] طهمـاسبی، عبدالله، تاریخ شاهنشاهی اعلى‌حضرت رضا شاه کبیر، تهران، ۱۳۵۵ ش، ص۴۰۰-۵۷۲-۵۷۳.

آهی در (۱۳۰۶ هـ.ش)، به دعوت علی‌اکبر داور ــ وزیر وقت عدلیه ــ به‌ عنوان مستشـار دیوان عـالی کشور، به آن وزارتخانه دعوت شد
[۱۱] سجادی، محمد، «از دادستانی مشهد تا وزارت راه»، سالنامه دنیا، تهران، ۱۳۴۶ ش، شم‌ ‌۲۳، ص۱۹۹.
و مدت ۴ سال عهده‌دار این سمت بود.
سپس در (۱۳۱۲ هـ.ش)، به استانداری فارس منصوب شد و بیش از دو سال در این سمت باقی ماند.
آهی در این مدت، در احیای آثار باستانی استان فارس بسیار کوشید.
[۱۲] مرسلوند، حسن، زندگی‌نامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۵۶.
[۱۳] عاقلی، باقر، شرح‌حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۰ ش، ج۱، ص۳۹.


۴.۴ - از سال ۱۳۱۴ تا ۱۳۱۷ ش

در سال (۱۳۱۴ هـ.ش)، پس از برکناری علی منصور (منصورالملک)، وزیر راه وقت، به اتهام گرفتن رشوه از شرکت دانمارکی کامپاکس ــ که پیمانکار احداث خط راه‌آهن در ایران بود ــ مجید آهی به سفـارش علی اکبر داور، به وزارت طرق و شوارع (وزارت راه) در کابینه محمود جم منصوب شد.
کار اتصال راه‌آهن ایران از شمال به جنوب در (شهریور ۱۳۱۷ هـ.ش)، در زمان تصدیگری وی بر وزارت راه به انجام رسید.
آهی در مراسم افتتاحیه راه‌آهن سراسری در ایستگاه سفیدچشمه، نزدیک شاه‌زند اراک، از رضا شاه نشان درجه اول همایون با حمایل دریافت کرد.


چندی بعد، وی در دیداری که با رضا شاه داشت، از نارضایتی مردم از وضعیت موجود سخن گفته بود و رضا شاه نیز که از تحصیلات آهی در روسیه باخبر و نسبت‌ به معاشرت‌های آهی با سفیر شوروی بدگمان بود، از این سخنان او برآشفت و نسبت‌ به او درشتی روا داشت و دستور بازداشت او را صادر کرد.
آهی در (۸ آذر ۱۳۱۷ هـ.ش)، از کار برکنار و روانه زندان شد و ۳ ماه در بازداشت به سر برد، تا این‌که با تدبیرهای احمد متین‌دفتری که به هنگام بازداشتش بازجوی او نیز بود، از زندان رهایی یافت.
وی پس از حدود دو سال خانه‌نشینی، مـورد عفو قـرار گرفت و در (۱۸ تیر ۱۳۱۹ هـ.ش) به دستور رضا شاه در کابینه علی منصور به وزارت دادگستری گماشته شد.
[۱۴] عاقلی، باقر، شرح‌حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۰ ش، ج۱، ص۳۹.
[۱۵] متین‌دفتری، احمد، خاطرات یک نخست‌وزیر، به کوشش باقر عاقلی، تهران، ۱۳۷۰ ش، ص۱۰۸-۱۳۴-۱۳۷.
[۱۶] فرهنگ ناموران معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۳۶۵.



یک‌سال پس از آن، در (۳ شهریور ۱۳۲۰ هـ.ش)، که نیروهای متفقین به ایران یورش بردند، رضا شاه کابینه منصور را منحل و به‌ سبب آن‌که مجید آهی به زبان روسی تسلط داشت و می‌توانست با فرماندهان نیروهای اشغالگر روسیه شوروی مستقیماً وارد گفت‌وگو شود، وی را مأمور تشکیل کابینه کرد، اما آهی از این کار سر باز زد و ذکاءالملک فروغی را برای این کار پیشنهاد داد.
[۱۷] سجادی، محمد، «پیش‌بینی واقعه سـوم شهریور ۱۳۲۰»، همان، ۱۳۴۰ ش، شم‌ ۱۷، ص۲۰۷-۲۰۸.

آهی در کابینه فروغی به‌ عنوان وزیر دادگستری معرفی شد.
فروغی به‌ سبب پیری و بیماری، بیشتر وقت‌ها توان حضور در مجلس شورای ملی را نداشت و همه وظایف او را در مجلس، مجید آهی انجام می‌داد.
در اوایل (اسفند ۱۳۲۰ هـ.ش) در ترمیم کابینه فروغی، وی به وزارت اقتصاد و خواروبار و کشاورزی منصوب شد؛ اما چون کابینه جدید با اکثـریت ضعیفی از مجلس شورای ملـی رأی اعتمـاد گرفت، فروغی استعفا کرد و علی سهیلی به نخست‌وزیری رسید.
وی مجید آهی را به سمت وزیر دادگستری کابینه‌اش معرفی کرد.
[۱۸] عاقلی، باقر، شرح‌حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۰ ش، ج۱، ص۳۹-۴۰.


۶.۱ - از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ ش

آهی از (۱۸ اسفند ۱۳۲۰ هـ.ش تا ۵ مرداد ۱۳۲۱ هـ.ش) که از مقام خود استعفا کرد، در این سمت باقی بود و از سال (۱۳۲۱ تا ۱۳۲۵ هـ.ش)، سفیر ایران در شوروی بود.
گفت‌وگوهای ایران و شوروی در (۱۳۲۳ هـ.ش/ ۱۹۴۴ م)، درباره واگذاری امتیاز نفت خوریان به شوروی، همچنین کشمکش‌های سیاسی ایران و شوروی بر سر تخلیه نیروهای اشغالگر ارتش سرخ شوروی از ایران، در زمان سفارت آهی انجام پذیرفت.


آهی افزون‌بر کارهای دولتی، در کارهای فرهنگی و اجتماعی نیز فعالیت داشت.
وی از هنگام برپایی جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران در (۱۳۰۲ هـ.ش)، به‌ عنوان منشی و سپس معاون خزانه‌دار کل با آن جمعیت همکاری داشت.
همچنین در (۱۳۰۶ هـ.ش) معلم مدرسه تجارت و در (۱۳۰۷ هـ.ش) مدرس حقوق اداری در مدرسه عالی حقوق سیاسی بود.
[۱۹] فرهنگ ناموران معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۳۶۸.

وی افزون‌بر تسلط کامل به زبان‌های فارسی و روسی، با زبان فرانسوی نیز آشنایی کافی داشت و با وجود مشغله بسیار، چند اثر از زبان‌های روسی و فرانسوی به فارسی ترجمه کرده است و یادداشت‌هایی نیز از او باقی مانده است.
[۲۰] بامداد، مهدی، شرح‌حال رجال ایران، تهران، ۱۳۵۷ ش، ج۵، ص۱۸۹.



سرانجام مجید آهی در (۱۴ شهریور ۱۳۲۵ هـ.ش)، به‌ سبب بیماری شدید قلبی از مسکو به تهران بازگشت و در روز (۲۲ شهریور ۱۳۲۵ هـ.ش/ ۱۳ اوت ۱۹۴۶ م)، در ۶۰ سالگی درگذشت.
[۲۱] مرسلوند، حسن، زندگی‌نامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۵۸.



۱. بامداد، مهدی، شرح‌حال رجال ایران، تهران، ۱۳۵۷ ش، ج۵، ص۱۸۸.
۲. مرسلوند، حسن، زندگی‌نامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۵۶.
۳. سپهر، احمدعلی، ایران در جنگ بزرگ، تهران، ۱۳۳۶ ش، ص۴۵۴.
۴. فرهنگ ناموران معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۳۶۴.
۵. نجمی، ناصر، بازیگران سیاسی عصر رضاشاهی و محمدرضاشاهی، تهران، ۱۳۷۳ ش، ص۲۲.
۶. فرهنگ ناموران معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۳۶۴-۳۶۵.
۷. عاقلی، باقر، شرح‌حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۰ ش، ج۱، ص۳۸.
۸. مرسلوند، حسن، زندگی‌نامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۵۶.
۹. مرسلوند، حسن، زندگی‌نامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۵۶.
۱۰. طهمـاسبی، عبدالله، تاریخ شاهنشاهی اعلى‌حضرت رضا شاه کبیر، تهران، ۱۳۵۵ ش، ص۴۰۰-۵۷۲-۵۷۳.
۱۱. سجادی، محمد، «از دادستانی مشهد تا وزارت راه»، سالنامه دنیا، تهران، ۱۳۴۶ ش، شم‌ ‌۲۳، ص۱۹۹.
۱۲. مرسلوند، حسن، زندگی‌نامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۵۶.
۱۳. عاقلی، باقر، شرح‌حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۰ ش، ج۱، ص۳۹.
۱۴. عاقلی، باقر، شرح‌حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۰ ش، ج۱، ص۳۹.
۱۵. متین‌دفتری، احمد، خاطرات یک نخست‌وزیر، به کوشش باقر عاقلی، تهران، ۱۳۷۰ ش، ص۱۰۸-۱۳۴-۱۳۷.
۱۶. فرهنگ ناموران معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۳۶۵.
۱۷. سجادی، محمد، «پیش‌بینی واقعه سـوم شهریور ۱۳۲۰»، همان، ۱۳۴۰ ش، شم‌ ۱۷، ص۲۰۷-۲۰۸.
۱۸. عاقلی، باقر، شرح‌حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۰ ش، ج۱، ص۳۹-۴۰.
۱۹. فرهنگ ناموران معاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۳۶۸.
۲۰. بامداد، مهدی، شرح‌حال رجال ایران، تهران، ۱۳۵۷ ش، ج۵، ص۱۸۹.
۲۱. مرسلوند، حسن، زندگی‌نامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۵۸.



کرم‌همدانی، علی، دانشنامه تهران بزرگ، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «مجید آهی»، ص۴۸۰.    






جعبه ابزار