محمد بن جمال الدین مکی عاملی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



فقیه اعظم و دانشمند گرانمایه "شمس الدین محمد بن الشیخ جمال الدین مکی بن احمد عاملی نبطی جزینی" معروف به "شهید اول" در
سالسال به سال قمری و شمسی تقسیم می‌شود وسال شرعی که احکام مرتبط با زمان بر اساس آن تنظیم شده، سال قمری است که دوازده ماه می‌باشد
۷۳۴ هـ. ق در روستای "جزین" جبل عامل، در جنوب لبنان در میان خاندانی که به فضیلت معروف بودند، دیده به جهان گشود.
[۱] امانی، محمدحسن، شهید اول فقیه سربداران، ص۱۸، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، تابستان ۱۳۷۲، چاپ علامه طباطبائی.
مـحـمد بن مكی، شاگرد
فخرالمحققینشهر «حله» یکی از شهرهای معروف کشور عراق است که علماء و فقهاء بزرگی را به جهان اسلام عرضه کرده است
، یكی از اعاظم فقهای
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
اسـت او در ردیـف
محقق حلینجم‌الدین جعفر بن حسن بن یحیی بن سعید هذلی حلی، (۶۰۲ ق - ۶۷۶ ق) معروف به «محقق حلی» و محقق اول، فقیه، اصولی و شاعر شیعه در قرن هفتم است
و
علامه حلیجمال‌الدین ابومنصور، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی (۶۴۸-۷۲۶ ه ق)، ملقب به علامه حلی و علامه (علی‌الاطلاق)، از فقها و متکلمان شیعه در قرن هشتم هجری بود
است اهل جبل عامل است كه منطقه‌ای است در جنوب لبنان و از قدیمی‌ترین مراكز تشیع است و هم اكنون نیز یك مركز شیعی است.


زندگینامه



شـهـیـد اول در سال ۷۳۴ متولد شده و در ۷۸۶ به فتوای یك
فقیهفقیه به معنای دارنده ملکه استنباط حکم فرعی شرعی از منابع معتبر می‌باشد
مذهب و تاییدیك
فقیهفقیه به معنای دارنده ملکه استنباط حکم فرعی شرعی از منابع معتبر می‌باشد
مـذهب،
شهیدکشته راه خدا در جهاد با دشمنان را شهید گویند
شده است او شاگرد شاگردان علامه حلی، از آن جمله
فخرالمحققینشهر «حله» یکی از شهرهای معروف کشور عراق است که علماء و فقهاء بزرگی را به جهان اسلام عرضه کرده است
(فـرزنـد علامه حلی) بوده است.
نظر به اینکه وی در راه و به جرم تشیع نائل به مقام شهادت گردید، نخستین دانشمند بزرگ ماست که شهید نامیده شد و وی را شهید اول خواندند.
شهید اول، کودکی و نوجوانی خویش را در قریۀ محل تولد به تحصیل مقدمات دینی و
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
، نزد پدرش، "جمال الدین مکی بن الشیخ محمد شمس الدین" و پدر همسرش "شیخ اسدالدین صانع جزینی"پرداخت.
[۲] امانی، محمدحسن، شهید اول فقیه سربداران، ص۲۴.

وی در سال ۷۵۰ هـ. ق، در سن ۱۶ سالگی، برای تکمیل معلومات و استفاده از علم دانشمندان بزرگی چون "فخرالمحققین" فرزند نابغۀ "علامه حلی"، "سید جمال الدین"، "سید عمید الدین حسینی" و برادرش "سید ضیاء الدین حسینی"، "تا جالدین بن معیه"، "نجم الدین جعفر بن نما حلی" وارد شهر تاریخی "حله" شد و به تعلیم و تهذیب پرداخت.
[۳] امانی، محمدحسن، شهید اول فقیه سربداران، ص۲۹.

شیخ پس از ۵ سال در سن ۲۱ سالگی یعنی در سال ۷۵۵ هـ. ق از
عراقعراق یکی از کشورهای مهم و اسلامی خاور میانه و دارای ذخایر مهم نفتی و پیشینه تاریخی غنی است
خارج و به موطن خویش "جزین" مراجعت نمود و پس از آن به منظور دیدار سایر علمای بزرگ اسلام اعم از شیعه و سنی به سیر در جهان
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
(مصر، فلسطین، سوریه،
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
و
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
) پرداخت و موفق به اخذ اجازات از ایشان گردید.
"شمس الدین محمدبن مکی"، در جوانی موفق به اخذ اجازه از دانشمندانی چون "سید مهنا بن سنان مدنی" از مدینه، "قطب الدین رازی" از دمشق گردید.
وی در اواسط عمر یکی از چهره‌های درخشنده علمی شد و همواره، شهرت و موقعیتش افزوده می‌شد. تا آنکه آوازه
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
و فضل و تقوی و فضیلتش در بیشتر نقاط اسلامی به گوش می‌رسید و در فقه مورد توجه خاص فقها و مجتهدین پس از خویش قرار گرفت. دانشمندان، شهید را نخستین فقیهی می‌دانند که فقه شیعه را از آراء عامه پیراسته گردانید.
[۴] دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج۴، ص۳۲۵، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ دوم ۱۳۷۸.


شهید اول در نگاه بزرگان



"فخرالمحققین" دربارۀ "شهید اول" می‌گوید:
«من از شاگردم "محمد بن مکی" بیش از آنچه او از من استفاده نموده است استفاده کردم.»
[۵] دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج۴، ص۳۲۹.

با این وصف مشخص می‌گردد که شاگرد دانشمند و نابغه جوان در
سنمدت عمر انسان یا موجود زنده دیگر را سن می‌گویند
۱۷ سالگی در چه درجه‌ای از علوم و فنون اسلامی قرار داشته است که استاد نابغه‌ای همچون "فخرالمحققین" که خود از نوادر و مشاهیر روزگار خویش بود این چنین او را توصیف و این چنین او را ستوده است چیزی که از هیچ استادی نسبت به شاگردش سراغ نداریم.
همچنین "
شهید ثانیاین عالم سترگ شیعه، در دهکده «جبع»، از توابع جبل عامل، در سیزده شوال، پا به عرصه هستی نهاد
" در اجازۀ "شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی" از "شهید اول" چنین یاد می‌کند:
«امام اعظم، زنده کننده آنچه که از سنن مرسلین کهنه گشته بود و محقق اولین و آخرین، امام سعید ابوعبدالله شهید.
[۶] امینی عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۱۴، ص۳۷۱، تحقیق سید حسن الامین دارالتعارف المطبوعات، بیروت، ۱۴۲۰.


خاندان پربركت



شـهـید اول در خانواده علم و فضیلت رشد و نما یافته بود
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
، جد، تا چندین پشت از علما و بـوده‌انـد، آنچنان كه فرزندان و خاندان او اعم از پسر و دختر، ازدانشمندان و اهل كمال و معرفت بـوده انـد و از او سـه پـسر
مجتهدشخص دارای ملکه استنباط حکم شرعی فرعی از منابع معتبر را مجتهد گویند
و عالم و یك همسر فقیهه و یك دختر عالمه و فاضله به یادگار مانده و در جمع پربركت آنان آمده است:.
۱. شیخ رضی الدین ابوطالب محمد بن محمد بن مكی عاملی جزینی، از پدر می كند كه او در عصر خویش
فقیهفقیه به معنای دارنده ملکه استنباط حکم فرعی شرعی از منابع معتبر می‌باشد
و مجتهد وارسته بوده است.
۲. شیخ ضیاءالدین ابوالقاسم او نیز دارای علم و شایستگی لازم بوده است، به حدی كه فردی مثل ابن مؤذن از او روایت می كند.
۳. شیخ جمال الدین ابومنصور حسن بن محمد بن مكی عاملی جزینی صاحب او را فاضل محقق و فقیه توصیف نموده است.
۴. فـاطـمه ام الحسن ست المشایخ (سیده المشایخ)، یعنی سرور اساتید و مشایخ روایتی، چنانچه ست معصومه (ع) گویند، یعنی سیده معصومه (ع) سیده وسرور مشایخ روایتی.

اساتید



او یـكـی از پراستادترین فقهای نامدار
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
است و از سید صدر كركی دخترزاده محقق نقل شده اسـت كـه او بـیـش از هـزار اجازه روایتی و اجتهادی از اساتید را با خود همراه داشته است كه در محضر بیشتر آنان تلمذ نموده بود.
۱.
فخرالمحققینشهر «حله» یکی از شهرهای معروف کشور عراق است که علماء و فقهاء بزرگی را به جهان اسلام عرضه کرده است
، پسر
علامه حلیجمال‌الدین ابومنصور، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی (۶۴۸-۷۲۶ ه ق)، ملقب به علامه حلی و علامه (علی‌الاطلاق)، از فقها و متکلمان شیعه در قرن هشتم هجری بود
شهید اول بیش از هفت ماه از محضر او استفاده كرده است شهید به قصد تلمذ از محضر علامه حلی عازم حله شده بود كه دربین راه مصادف با تشییع جنازه او گردید شهید اول از فخرالمحققین اجازه روایتی نیزدارد كه پشت كتاب القواعد آمده است و صورت آن چنین است:
امام علامه بزرگ افضل علما و سید فضلا، مولانا شمس الحق و الدین، محمد بن مكی بن محمد بن حامد مشكلات این كتاب را بر من خواند و من به او، روایت تمام كتاب‌های پدر و تمام تالیفاتی كه پیشینیان بزرگوار ما گردآوری نموده‌اند، بر اساس آن طرقی كه به آنان منتهی می‌گردد، اجازه دادم.
[۷] خوانساری، سیدمحمدباقر، روضات الجنات، ج۶، ص۵.

۲. سید عمید الدین بن عبدالمطلب حلی.
۳. سید ضیا الدین عبداللّه حلی هر دو فرزندان دختر علامه حلی می باشند.

مشایخ روایتی و اجازه



مشایخ اجازه او متعدد می باشند كه از آن میان می توان به اسامی زیر اشاره كرد:
۱. سید تاج الدین بن معیه حسینی.
۲. سید علا الدین بن زهره حسینی.
۳. شیخ علی بن طران مطار آبادی ملقب به رضی الدین.
۴. الشیخ رضی الدین علی بن احمد مزیدی.
۵. شیخ جلال الدین محمد بن الشیخ شمس الدین حارثی.
۶. شیخ محمد بن جعفر مشهدی.
۷. شیخ قطب الدین بویهی رازی
و از جمعی دیگر از علما عامه نیز، قریب چهل تن از آنان اجازه روایتی كسب كرده است.

شاگردان



حـوزه عـلمی پربركت شهید اول بهره وران و شاگردان متعددی را پرورده است كه هر كدام سند اعتبار و
حجتبرای حضرت ولی عصر (ارواحناله‌الفدا)، حضرت مهدی (علیه‌السلام ) القابی ذکر شده است که یکی از آن القاب حجت می‌باشد
وقت در علم و عمل بوده‌اند سه فرزند دانشمند و عالم همسر فاضله‌اش ام علی و دخـتـر فـاضله و فقیهه‌اش فاطمه ام الحسن این دومادر و دختر هر دو از كسانی بودند كه شهید مرحوم در مورد هر دو تعریف و توصیف داشت و زنان و دختران را در مورد مسائل شرعی به آنان ارجاع می‌داد و از كسانی كه از شهید اول تلمذ و اجازه روایتی داشته‌اند:
۱. صاحب كتاب .
۲. شیخ حسن بن سلیمان حلی صاحب كتاب مختصر بصائر الدرجات.
۳. سید بدرالدین حسن بن ایوب مشهور به نجم الدین اعرج الحسینی.
۴. صاحب كتاب المحجه البیضا در .
۵. شیخ شمس الدین محمد مشهور به ابن عبدالعال کرکی عاملی.
۶. شیخ زین الدین علی بن خازن حائری، استاد روایت ، صاحب المهذب و الموجز و عده الداعی.
شهید اول در تاریخ ۱۲
رمضان‏رمضان ماهی از ماههای قمری که بین شعبان و شوال قرار گرفته است و بنابر قولی آغاز سال قمری است
۷۸۴ ه ق، دو سال قبل از خویش به افتخار او اجازه روایتی مفصلی صادر فرموده‌اند كه متن آن در روضات الجنات آمده است.
[۸] خوانساری، سیدمحمدباقر، روضات الجنات، ج۷، ص۸.


تالیفات شهید اول



او در مـدت پنجاه و دو سال عمر پربركت خویش، با وجود آن همه مسافرت‌ها و مهاجرتها كه ضرورتا پیش می‌آمد، باز موفق به تالیف تعداد كثیری از كتاب‌های مفید و اصولی گردیده است كه اسامی و مـحـتـویـات كـتاب‌ها نشان دهنده تبحر او در رشته‌های مختلف علوم اسلامی است اینك فهرست تالیفات او از ریحانه الادب مرحوم مدرس نقل می شود:
۱. اختصار الجعفر.
۲. الاربعون حدیثا.
۳. الاربعون مساله.
۴. الاعتقادیه.
۵. الالـفـیـه فـی فقه الصلوه، با شرحی كه
شهید ثانیاین عالم سترگ شیعه، در دهکده «جبع»، از توابع جبل عامل، در سیزده شوال، پا به عرصه هستی نهاد
بر آن مرقوم داشته‌اند، تحت نام المقاصد العلیه در تهران چاپ سنگی شده است.
۶. .
۷. البیان در فقه (مطبوع).
۸. التكلیف یا تكلیفیه.
۹. جامع البین یا الجامع بین شرحی الاخوین كه شرح تهذیب الاصول علامه حلی است كه ما بین دو شرح تهذیب كه از سید عمید الدین و سید ضیاء الدین خواهرزادگان خود علامه حلی می‌باشد، جمع و تالیف نموده است.
۱۰. حـاشیه شرح ارشاد علامه حلی كه نامش غایه المراد فی شرح نکت الارشاد می‌باشد و در
ایرانایران هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت است و مساحت آن یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع است
چاپ سنگی گردیده است.
۱۱. حاشیه قواعد علامه.
۱۲. خلاصه الاعتبار فی الحج و الاعتمار.
۱۳. (مطبوع).
۱۴. در فقه امامیه (مطبوع).
۱۵. غایه المراد كه به نام حاشیه ارشاد مذكور شد.
۱۶. القواعد الکلیه فی الاصول و الفروع، كه به قواعد شهید معروف است وچاپ سنگی شده است.
۱۷. كه بارها در ایران چاپ گردیده و جز كتاب‌های درسی حوزه علمیه اسلامی است.
۱۸. مجامیع ثلثه در سه مجلد.
۱۹. المزار.
۲۰. المسائل، كه به مسائل ابن‌مكی معروف است.
۲۱. النفلیه كه با الفوائد المكیه كه شرح شهید ثانی بر همان كتاب می باشد، در تهران چاپ سنگی شده است.
۲۲. نكت الاشاد كه همان غایه المراد می‌باشد.
[۹] مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۷۷ .



شهادت شهید اول



عـامـل شهادت را سعایت و پرونده سازی در مورد او و ابراز برخی از مقالات بر ضد معتقدات گروه‌های اسلامی بوده است كه نقل و بازگویی آنها ما را با جهانی از قساوت و عناد و
جهلجهل‌، واژه‌ای‌ در قرآن‌ و حدیث‌، که مخالف‌ علم‌ می ‌باشد
رو به رو مـی‌سـازد چـه بـهـتـر
قضاوت«قضاوت» که عبارت از داوری کردن برای رفع نزاع و کشمکش در میان مردم است، یکی از منصب‏های بزرگی است که از جانب خداوند متعال برای پیغمبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام و از جانب آنان برای فقیه جامع‌الشرایط تعیین شده است
و حكم او را به احكم الحاكمین واگذار نماییم تفصیل آن فـقـیـه بزرگوار را می‌توان از نوشته و روضات الجنات استفاده نمود.
[۱۰] خوانساری، سیدمحمدباقر، روضات الجنات ج۷، ص۲۱۰.
[۱۱] امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ص۳۶_۴۷.
در زمان "شهید"، حاکم دمشق شخصی بنام "بیرمر" بود و با نفوذترین عالم شام نیز "قاضی برهان الدین ابراهیم شافعی" بود. شخصی به نام "یوسف بن یحیی" به علت خصومتی که از قبل با "شهید" داشته است در صدد اقدام بر ضد "شهید" و پیروان وی برآمد بر همین اساس طوماری مشتمل بر مطالبی خلاف واقع و نامشروع به عنوان "فتاوی شمس الدین محمد" تنظیم و هفتاد نفر از پیروانش آن را امضا نمودند. وی طومار را به نشان داد و در حدود یک هزار نفر از ایشان نیز به آن گواهی دادند. طومار را نزد قاضی بیروت و صیدا برد و آن دو قاضی آن را به قاضی شام ارجاع دادند او هم شهید را احضار کرد و از او درخواست کرد که
توبهپشیمانی و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن را توبه گویند و از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و حدود سخن رفته است
کند ولی "شهید" نپذیرفت و با اینکه به مدت یک سال در زندان به سر برد ولی باز هم توبه نکرد؛ چرا که قبول توبه به منزله قبول اتهامات بود. قاضی که از توبه "شهید" ناامید شد و نتوانست به هدف باطل خود برسد به ناحق حکم به ریختن
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
"شهید" داد و به دنبال آن، لباس مجرمین به وی پوشاند و آن فقیه بزرگوار را با
شمشیرشمشير ابزارى تیز و برنده كه در قدیم بيشتر در جنگ به كار مى‏رفته است
به قتل رساند. سپس بدن بی‌جان او را به دار آویختند و پس از آن او را سنگسار نمودند و در آخر جسد شده‌اش را
آتشآتش‏ ماده ای است که می سوزاند و گرما و نور تولید می کند و از آن در باب‏هاى طهارت، صلات، جهاد، صید و ذباحه و حدود سخن رفته است
زدند. در آن زمان "شهید" در سن ۵۲ سالگی قرار داشت.
[۱۲] امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۷، ص۱۳، مکتبة اسماعیلیان، قم، ۱۳۹۰ هـق.



پانویس


 
۱. امانی، محمدحسن، شهید اول فقیه سربداران، ص۱۸، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، تابستان ۱۳۷۲، چاپ علامه طباطبائی.
۲. امانی، محمدحسن، شهید اول فقیه سربداران، ص۲۴.
۳. امانی، محمدحسن، شهید اول فقیه سربداران، ص۲۹.
۴. دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج۴، ص۳۲۵، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ دوم ۱۳۷۸.
۵. دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج۴، ص۳۲۹.
۶. امینی عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۱۴، ص۳۷۱، تحقیق سید حسن الامین دارالتعارف المطبوعات، بیروت، ۱۴۲۰.
۷. خوانساری، سیدمحمدباقر، روضات الجنات، ج۶، ص۵.
۸. خوانساری، سیدمحمدباقر، روضات الجنات، ج۷، ص۸.
۹. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۲۷۷ .
۱۰. خوانساری، سیدمحمدباقر، روضات الجنات ج۷، ص۲۱۰.
۱۱. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ص۳۶_۴۷.
۱۲. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۷، ص۱۳، مکتبة اسماعیلیان، قم، ۱۳۹۰ هـق.


منبع



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «شهید اول»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۱/۲۷.    
سایت اندیشه قم    



جعبه ابزار