محمد شعاع فاخر (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
محمد شعاع فاخر، به سال
۱۳۶۰ ه.ق در «
شطّ العرب» به دنيا آمد.
دروس حوزوی را در
اهواز و
نجف گذراند و عضو «الرابطة الادبیة» نجف شد.
از آثار او میتوان به «
جهاد کربلاء و الانسان» و «
انا الشاعر» اشاره کرد.
محمد شعاع فاخر به سال ۱۳۶۰ ه.ق در بخش شمالی «شطّ العرب» به دنیا آمد.
مقدمات دروس دینی را در حوزه علمیهی اهواز تمام کرد و سپس برای تکمیل آن به حوزه علمیه نجف هجرت نمود.
فاخر به عضویت «الرابطة الادبیة» در نجف درآمد.
برخی از آثار
محمد شعاع چنین است:
• «
جهاد کربلاء و الانسان»،
• «
دفاع عن السید المسیح»،
• «
انا الشاعر».
| تمنّی کلیم اللّه تفّد به نفسه• • • • • و دون الحسین السّبط تنحره السّمر | | |
| | |
۱ - موسی کلیم اللّه آرزوی فدا گشتن به پای سبط رسول اللّه (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، حسین (علیهالسّلام) را دارد.
| | |
| و فی کلّ حرف من لهیب ندائه• • • • • خلیل لاسماعلیه فی الحشاجمر | | |
| و ان کان بالذّبح العظیم فداءه• • • • • لتفدی باسماعیل فتیانه الغرّ | | |
| | |
| | |
در هر حرفی از لهیب ندایش
اسماعیل پسر
ابراهیم خلیل اللّه بود که ذبح و فدیهای از او به
ذبح عظیم تعبیر شده است. با این تفاوت که
حسین (علیهالسّلام) اسماعیلهای متعددی به درگاه الهی آورد و فدا ساخت.
| | |
| و جلّ الصّلیب المجتلی فوق عوده• • • • • مسیح کما یجلی من الغبش الفجر | | |
| تسلّق اعواد الصّلیب فماونت• • • • • رؤاه و لکن باح بالالم السّرّ | | |
| یقول و ملء الکون منه شکایة• • • • • الی اللّه ممزوج بها الالم المرّ | | |
| الهی و ربّی کن معی فی مصیبتی• • • • • رفیقی فقد عنّانی الصّلب و الاسر | | |
| و اولاء فتیان الرّسول تسابقوا• • • • • الی الموت یتلو الحرّ فی سعیه الحرّ | | |
| تلفّهم الحرب العوان کانّها• • • • • نعیم و فیه لانس لا البیض و السّمر | | |
| | |
۱-۴ (بر اساس آنچه در
انجیل آمده است
مسیح در حالیکه آکنده از درد تلخی بود و سختی عظیمی را احساس میکرد) بر صلیب از درد و رنج به خدا شکایت کرد و عرض کرد: خدایا در مصیبتم همراه من باش.
۵ و ۶ - در حالیکه جوان
رسول اللّه (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) از مرگ استقبال میکرد و آزادانه استقامت میورزید. آنان برای وصول به مرگ در راه خدا با یکدیگر مسابقه میدادند و صحنهی کارزار، بهشت نعیمشان بود و در آن مانوس بودند.
| | |
| و ان فخرت ارض الطّواف بهاجر• • • • • فکمهاجر بالطّفّ ابرزها الخدر | | |
| سعت الف شوط تطلب الماء بعد ما• • • • • جری فی مسیر النّهر ریّقه الغمر | | |
| | |
اگر زمین
مکه به
طواف و سعیهاجر در پی آب مینازد، زمین «
طف»هاجرها به خود دیده که از فرط تشنگی در طلب آب هزار
شوط کردهاند.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۶۳۸.