مدح

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یکی از شیوه‌های سرودن
شعرشعر سخنی ادبی و غالباً موزون و داراى قافیه که بیان کننده عواطف و تخیل گوینده است؛ از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج و تجارت سخن گفته‏اند
، شعر مدحی می‌باشد که مدح در لغت به معنی ستایش کردن و ستودن خصلت‌ها و صفات نیک کسی است
[۱] . دهخدا، ذیل واژه مدح.
و در اصطلاح
علم بدیععلم بدیع که برخی‌ آن را ذیل دو علم معانی و بیان دانسته‌اند
شعر مدحی ستایشی است که شاعر از ممدوح خود می‌کند و ضمن آن سجایای اخلاقی وی را برمی‌شمرد و از رفتار و موفقیت‌های او
تمجیدتعظیم و تکریم خداوند را تمجید گویند
می‌کند و
زبانزبان، عضوی از اعضای بدن انسان است که قدرت حرف زدن را به او می دهد
به بزرگ‌داشت او می‌گشاید.
[۲] رزمجو، حسین، انواع ادبی، تهران، آستان قدس، ۱۳۷۴، ص۳۹.



تاریخچه



شاید یکی از قدیمی‌ترین موضوعاتی که در شعر فارسی مورد توجه شاعران واقع شده موضوع
مدحیکی از شیوه‌های سرودن شعر، شعر مدحی می‌باشد که مدح در لغت به معنی ستایش کردن و ستودن خصلت‌ها و صفات نیک کسی است
و مدیحه‌سرایی باشد و این بدان علت است که شاعری ابتدا در دربار امیران و سلاطین
ایرانایران هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت است و مساحت آن یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع است
مورد توجه قرار گرفته و از
شعرشعر سخنی ادبی و غالباً موزون و داراى قافیه که بیان کننده عواطف و تخیل گوینده است؛ از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج و تجارت سخن گفته‏اند
به عنوان مهم‌ترین ابزار برای
تبلیغتبلیغ، رساندن مجموعه اطلاعاتی به مخاطب به منظور اقناع و برانگیختن احساسات او به سود یا بر ضد یک موضوع است
سیاست و قدرت‌نمایی حکومت‌ها بهره‌برداری شده است. وضع محیط سیاسی و علاقه به اشتهار امیران و صاحبان قدرت از عوامل رواج و بالندگی شعر مدحی (درباری) در
ادبیات فارسیادبیات و زبان فارسی به عنوان یکی از زبان‌های زنده و مطرح در دنیا بوده و به عنوان زبان رسمی و اصلی میهن اسلامی ایران می‌باشد
است.

علل مدح‌سرایی



تملقیکی از رذایلی که در اثر انحراف قوه شهویه اثرات ناگواری بر زندگی دینی و دنیایی شخص می‌گذارد و او را از نظرها ساقط و از درجه اعتبار پایین می‌­آورد چاپلوسی و تملق­‌های بی‌جایی است که شخص مرتکب آن شده و آبرو و حیثیت خود را به حراج می‌گذارد که این خود نشان از شرک خفی در نهاد او دارد
شاعران از دیگران اختصاص به شعر فارسی ندارد و در آثار ادبی سایر ملل نیز دیده می‌شود اما قسمت عمده‌ای از آثار قصیده‌گویان ادب فارسی عبارت است از همین مدایح و ملحقات آن‌ها در بین ممدوحان بوده‌اند.
کسانی‌که از خوش‌باوری یا از
تلقینالقای کلام به دیگری را تَلقین گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، تجارت، لعان، اقرار و قضاء سخن رفته است
شعرا واقعا این مدایح پوچ را وسیله‌ای تلقی می‌کرده‌اند برای جاویدان کردن نام خویش. بدین جهت است که "نظامی ‌عروضی" در مقالات شاعری کتاب "چهار مقاله" چنین مدایحی را لازمه‌ی بقای اسم پادشاهان می‌داند: «پس پادشاه را از شاعر نیک، چاره نیست که بقای
اسمنام و عنوان را اسم گویند
او را ترتیب کند و ذکر او را در دواوین و دفاتر ثبت کند زیرا که چون پادشاه به امری که ناگریز است مامور شود از و گنج و
خزانهخزانه، محل نگهداری مسکوکات، جواهرات و اشیای گران‌بها
او آثار نماند و نام او به سبب
شعرشعر سخنی ادبی و غالباً موزون و داراى قافیه که بیان کننده عواطف و تخیل گوینده است؛ از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج و تجارت سخن گفته‏اند
شاعران جاوید بماند.»
[۳] رزمجو، حسین، انواع ادبی، تهران، آستان قدس، ۱۳۷۴، ص۴۰ـ ۴۵.


مدح معصومین



شعر مدحی تنها به امرا و محتشمان اختصاص ندارد، بلکه در ادب فارسی بسیار است مدیحه‌هایی که در حق یا درباره‌ی ائمه‌ (علیهم‌السّلام) به صورت نعت و منقبت به سلک
نظم«نظم» در لغت به معنای آراستن، بر پا داشتن، ترتیب دادن کار و
درآمده است. این دسته از اشعار در ردیف شعر تعلیمی و دینی مورد بحث قرار می‌گیرد اما آن‌چه راجع به مدح محتشمان و نام‌آوران است شرط عمده‌ی آن‌ها این است که آنچه شاعر در وصف و ستایش ممدوح می‌گوید مناسب باشد با احوال و آرزوهای او.
[۴] موتمن، زین‌العابدین شعر و ادب پارسی، تهران، زرین، ۱۳۶۴، ص۷۱.


نخستین شاعر مدیحه‌سرا



در کتاب سیستان می‌خوانیم «محمد‌بن وصیف پس شعر پارسی گفتن گرفت و اول شعر پارسی‌اندر عجم او گفت و پیش از او کسی نگفته بود که تا پارسیان بودند سخن پیش ایشان باز گفتندی بر طریق خسروانی... چون یعقوب (لیث صفاری) رتبیل و عمار خارجی را بکشت محمدبن‌ وصیف این شعر بگفت:

‌ای امیری که امیران جهان خاصه و عام •••• بنده و چاکر و مولا و سگ‌بند و غلام
ازلــی خطـی در لوح کـه ملکی بـدهید •••• به ابی‌یوسف یعقوب‌بن ‌اللیث همـام
به لئام آمد زنبیل و لتی خورد به لنگ •••• لتره شد لشگر زنبیل و هبار گشکنام»
[۵] تاریخ سیستان، مصحح: ملک الشعرا بهار، تهران، زوار، ۱۳۱۴، صص۲۰۸ـ۲۱۲.


نخستین کاربرد



با توجه به آن‌چه مولف "
تاریخ سیستان‌تاریخِ سیسْتان، کتابی به زبان فارسی دربارۀ رویداد‌های سیستان است
" گفته نخستین کاربرد کلام منظوم فارسی در حدود دوازده قرن پیش مدح یک پادشاه بوده است. مداحی و ستودن سلاطین که ظاهرا از سال ۲۵۱ هجری آغاز شد‌، اندک‌اندک یکی از موضوعات اصلی و گسترده‌ی کلام منظوم فارسی شد و رونق گرفت و قرن‌ها ادامه یافت.

قدمت شعر مدحی



شعر مدحی از قدیم‌ترین ازمنه‌ی تاریخ ادبیات فارسی وجود داشته است بعد از آن‌که دربارهای مشهور مشرق
ایرانایران هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت است و مساحت آن یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع است
مانند درباریان "صفاری" و "سامانی" و "زیاری" و "غزنوی" و "سلجوقی" هر یک به نحوی حمایت شاه پارسی‌گوی را بر عهده گرفتند،
شعرشعر سخنی ادبی و غالباً موزون و داراى قافیه که بیان کننده عواطف و تخیل گوینده است؛ از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج و تجارت سخن گفته‏اند
به صورت کاملا رسمی در دربارها راه یافت و شاعران از اعضاء لازم دربارها شمرده شدند، نه تنها شاهان بلکه شاهزادگان و امرای سپاه و حتی بیشتر حکام هر یک عده‌ای شاعر را در دستگاه‌های خود نگهداری می‌کردند و به آنان وظیفه و رتبه‌ی خاص می‌دادند و زندگی آنان را تامین می‌کردند و در مقابل شاعران موظف بودند در اعیاد و ایام رسمی و لشکرکشی‌ها قصایدی در و
مدحیکی از شیوه‌های سرودن شعر، شعر مدحی می‌باشد که مدح در لغت به معنی ستایش کردن و ستودن خصلت‌ها و صفات نیک کسی است
و گاه رثا بسازند و در مقابل، عطایایی به عنوان
صلهصِلَه به معنی احسان و نیکی است
دریافت می‌کردند.

قالب شعر مدحیه



برای مدح غالبا از "
قصیدهیکی از اقسام شعر در ادبیات فارسی قصیده می‌باشد
" استفاده می‌شد زیرا این نوع
شعرشعر سخنی ادبی و غالباً موزون و داراى قافیه که بیان کننده عواطف و تخیل گوینده است؛ از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج و تجارت سخن گفته‏اند
با قوالب و تعبیرات آماده و با فخامت و زیبایی الفاظ و روش خاصی که در خواندن آن معمول است برای بیان مناقب و ذکر موارد فضیلت و برتری ممدوح از هر نوع دیگر مناسب‌تر است.
شاعر معمولا قصیده را با
تغزلتغزل به ابیاتی گویند که در آغاز قصیده قرار میگیرد و در آن از حالات عشق، وصف معشوق و یا توصیف طبیعت سخن گفته می‌شود
آغاز می‌کرد و سپس وارد مدح ممدوح می‌شد و سرانجام آن‌را با دعای ممدوح (تابید) ختم می‌کرد. گاه در این قصاید وصف جنگ‌های ممدوح نیز به چشم می‌خورد و در این صورت از قلعه‌های دشمن و چگونگی گشودن آن‌ها و میدان‌های جنگ و لشگرکشی‌های صعب و دشوار و وسایل نبرد و امثال آن نیز یاد می‌شد و در همین نوع شعر از مجالس بزم و سرور شاهان، باغ‌ها، کاخ‌های آنان و مجالس رسمی سلاطین نیز سخن می‌گویند و در ضمن به ذکر اوصافی از مظاهر مختلف طبیعت و اشیا گوناکون بپردازند.
[۶] . وزین‌پور، نادر، مدح داغ ننگ در ادب فارسی، تهران، معین، ۱۳۷۴، ص۳۵.


شعر مدحی در تاریخ ایران



شعر درباری یا مدحی از همان ابتدا در دربارهای
طاهریانطاهریان، نخستین حکومت در ایران بعد از اسلام بود که توانست اعلام موجودیت کند و اندیشه و هویت ایرانی را دوباره مطرح کند که تحت لوای خلافت عباسیان در بغداد بودند
و
صفاریانپیدایش حکومت صفاریان در سیستان و قرار گرفتن در مقابل خلافت عباسیان به دورۀ استیلای دویست سالۀ اعراب بر زندگی سیاسی و اجتماعی این سرزمین پایان داد
در قرن سوم پیدا شد و در عهد
سامانیانسامانیان، در شرق ایران، در منطقه ماوراءالنهر خراسان بزرگ حاکم بودند
و
غزنویانغزنویان، در سالهای (۳۵۱ – ۵۸۲) هـ
که بر ماورالنهر و
خراسانخراسان ناحیه ای در شرق ایران است و در باب صلات فقه از آن سخن گفته اند
حکومت می‌کردند به کمال رسید. شاعران این دوره هم در دستگاه‌های مختلف امرای سامانی و چغانی، دربار سپهسالاران خراسان پراکنده بودند.
شماره‌ی این شاعران بسیار زیاد است. اما در راس آنان شاعرانی همچون "رودکی" "دقیقی" و "کسایی‌ مروزی" قرار دارند. در دربار "سلطان محمود" (۳۸۷ـ۴۲۱ هجری) و پسرانش گروهی از شاعران مدیحه‌سرا پرورده شدند که مشهورترین آن‌ها "فرخی‌ سیستانی" "عنصری ‌منوچهری" و در همین اوان در دربار "آل‌ بویه" شاعرانی مانند "
بندار رازیبُندار رازی، کمال الدّین ابوالفتح بُنداربن ابی نصر خاطری رازی، از شاعران معروف قرن چهارم و معاصر آل بویه است
" و "غضایری" سرگرم ادامه‌ی کار شاعران عهد سامانی بودند.

شاعران مدیحه‌سرا



می‌توان شاعران ایرانی را از روزگاران قدیم تا امروز با موضوعات شعرهایشان به چهار گروه تقسیم کرد:
۱. گویندگانی که هرگز گرد مدیحه‌سرایی نگشته‌اند و شمارشان بسیار‌اندک است مثل "عطار"، "مولوی"، "سیف فرغانی".
عطار می‌گوید:
به عمر خویش
مدحیکی از شیوه‌های سرودن شعر، شعر مدحی می‌باشد که مدح در لغت به معنی ستایش کردن و ستودن خصلت‌ها و صفات نیک کسی است
کس نگفتم •••• دری از بهر
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
من نسفتم
و مولوی می‌گوید:
می‌ بلرزد
عرشدر بسیاری از آیات قرآن به مفاهیمی بر می‌خوریم که نمی‌توان آن‌ها را از روی ظاهر تفسیر کرد و اگر با همان عباراتی که دیده می‌شوند تفسیر شوند، شاید در برخی موارد نوعی اسائه ادب نسبت به ساحت مقدس خداوند وارد شود
از مدح شقی •••• بدگمان گردد ز مدحش متقی

۲. سخن‌سرایان بی‌شماری که درباری بوده‌اند و پیوسته به ستایش شاهان و امیران و ارباب قدرت می‌پرداختند که کم و بیش به آن‌ها اشاره کردیم.

۳. شاعرانی که درباری نبوده‌اند اما اشعاری در مدح و ثنای سلاطین سروده‌اند مثل "
فردوسیحکیم ابوالقاسم حسن منصور بن محمد بن اسحاق شرفشاه ملقب به فردوسی در سال ۳۲۹ در قریه باژ از توابع بلوک طابران شهرستان توس دیده به جهان گشود
"، "نظامی"، "
سعدیابومحمد مصلح‌الدین سعدی، شاعر و حکایت‌نویس فارسی‌زبان شیرازی و یکی از «سه پیامبر ملک سخن» قرن ششم در کنار فردوسی و انوری می‌باشد
" و "
حافظحافظ، از القاب محدّثان و از الفاظجرح و تعدیل در علم رجال
".
البته باید توجه داشت که این اساتید بزرگ ادب هر یک با دلایل موجه و در بیشتر مواقع به مقتضای حال از شاهان و امیران به نیکی یاد کرده‌اند و یا مثلا "استاد فردوسی" از بیم نابودی اثر بزرگ و حماسی خود مجبور به راهیابی به دربار شاه محمود شد اگرچه اشتباه او همان سرانجامی را رقم زد که دانیم.

۴. سخنورانی که در نیمه‌ی راه زندگی از مدیحه‌سرایی و
شعرشعر سخنی ادبی و غالباً موزون و داراى قافیه که بیان کننده عواطف و تخیل گوینده است؛ از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج و تجارت سخن گفته‏اند
فروشی باز ایستاده‌اند. این شاعران به دنبال آگاهی از عمل ناروای خود و یا دیدن
ظلمظلم یکی از رذایل اخلاقی و مذموم است
و ستم شاهان یا تغییر مشرب و مکتب خود از مدیحه‌سرایی کناره گرفته‌اند و خدمت دربار را ناستوده و حتی
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
دانسته‌اند، مثل "کسایی ‌مروزی"، "سنایی غزنوی"، "ا نوری ‌ابیوردی" و...
[۷] . موتمن، زین‌العابدین شعر و ادب پارسی، تهران، زرین، ۱۳۶۴، ص۸۰.


پانویس


 
۱. . دهخدا، ذیل واژه مدح.
۲. رزمجو، حسین، انواع ادبی، تهران، آستان قدس، ۱۳۷۴، ص۳۹.
۳. رزمجو، حسین، انواع ادبی، تهران، آستان قدس، ۱۳۷۴، ص۴۰ـ ۴۵.
۴. موتمن، زین‌العابدین شعر و ادب پارسی، تهران، زرین، ۱۳۶۴، ص۷۱.
۵. تاریخ سیستان، مصحح: ملک الشعرا بهار، تهران، زوار، ۱۳۱۴، صص۲۰۸ـ۲۱۲.
۶. . وزین‌پور، نادر، مدح داغ ننگ در ادب فارسی، تهران، معین، ۱۳۷۴، ص۳۵.
۷. . موتمن، زین‌العابدین شعر و ادب پارسی، تهران، زرین، ۱۳۶۴، ص۸۰.


منبع



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «مدح»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۷/۰۷/۲۱.    






جعبه ابزار