• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مرجفون (فرمایش‌های رهبر شهید)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مرجفون، از مفاهیم مرتبط با امنیت روانی جامعه است که رهبر شهید انقلاب اسلامی در بیانات مختلفی به تبیین آن پرداخته‌اند.
این پژوهش صرفاً به گردآوری و تدوین بیانات رسمی منتشرشده در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبری، بدون تحلیل، تفسیر یا دخل و تصرف، پرداخته است.
متن اصلی فاقد عنوان‌بندی و دارای ساختار سخنرانی است. در فرایند تدوین، ساختار سخنرانی با حفظ کامل محتوا و الفاظ اصلی، مطابق استانداردهای نگارش علمی به ساختار مقاله تبدیل شده است.
تمام مداخلات صرفاً صوری بوده و تغییرات اعمال‌شده شامل مستندسازی و عنوان‌بندی است که برای استقلال معنایی مقاطع تفکیک‌شده ضرورت داشته است.
بر اساس فرمایش‌های رهبر شهید انقلاب (آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای):
- «مرجفون» یعنی کسانی که در دل مردم اضطراب ایجاد می‌کنند، ترس ایجاد می‌کنند.
- مسئولان کشور همچنان که «امنیّت اجتماعی» و «امنیّت مرز» را موظّفند حفظ کنند، «امنیّت روانی مردم» را هم موظّفند حفظ کنند.
- اگر کسی در داخل در تحلیلی، در بیانی جوری حرف بزند که معنایش «خالی کردن توی دل مردم» باشد، این «جرم» است و باید دنبال بشود.
- «مرجفون» همین‌هایی هستند که مردم را می‌ترسانند؛ آقا بترسید! مقابله‌ی با آمریکا مگر شوخی است؟ پدرتان را در می‌آورند!
- در یک چنین شرائطی، شرح حال مؤمن این است: ما تعجب نمی‌کنیم؛ خدا و رسولش به ما گفته بودند که اگر پابند به توحید باشید، دشمن دارید.
- «منافق»، «ضعیف‌الایمان»، «فی قلوبهم مرض» - که طوائف گوناگونی‌اند - وقتی دشمن را می‌بینند، تنشان مثل بید می‌لرزد.
- بنا می‌کنند به عتاب و خطاب و اذیت کردن و فشار آوردن: آقا چرا اینجوری می‌کنید؟ چرا کوتاه نمی‌آئید؟ چرا سیاستتان را اینجوری نمی‌کنید؟
- «مرجفون» کسانی هستند که سعی می‌کنند دل‌ها را مضطرب، پریشان و ملتهب کنند و دلهره ایجاد نمایند.
- مؤمنان کسانی هستند که در مواجهه با تلاطمی که دشمن می‌خواهد به‌وسیله امواج تبلیغاتی و روانی خود ایجاد کند، «آرامش» دارند.
- در امکانات و اقتدار دشمن «مبالغه» می‌شود؛ من از اغلب شما از امکاناتی که دارند و وسایلی که می‌سازند، بیشتر اطّلاع دارم.
- اگر کسی که «عقیده فاسد» دارد، به جانِ، ذهن و دل افرادی که قدرت دفاع ندارند، بیفتد و بخواهد آن‌ها را هم گمراه کند، این‌جا آزادی محدود می‌شود.
- «مرجفون» کسانی هستند که مردم را می‌ترسانند و «ناامید» می‌کنند.
- اگر «مرجفون» دست برندارند، «تو را به جان آن‌ها خواهیم انداخت.»؛ این، «مرز آزادی» است.
- «مرجفون» یعنی آن کسانی که که با سخن خود، با شایعه‌پراکنی، با موضعگیری، با اظهارنظر، جو عمومی جامعه را به تشنج و اضطراب می‌کشانند.
- اسلام تشنج‌آفرینی را در جامعه قبول نمی‌کند؛ کسی حق ندارد بگوید که من می‌خواهم عقیده‌ی خودم را بیان کنم و بیان در اسلام آزاد است.
- دستگاه‌ها موظف خواهند بود که یک چنین بیانی را در مقابلش بایستند و تعقیب قانونی و سیاسی و حقوقی بکنند.
- «تشنج‌آفرینی» غیر از «بیان اظهار عقیده» است.


مرجفون (فرمایش‌های رهبر شهید ۱۴۰۳):
بر اساس فرمایش‌های رهبر شهید انقلاب (آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای) در این مقطع:
۱. «امنیّت روانی جامعه» یعنی دچار اضطراب، ترس و تردید نکردن مردم.
۲. بعضی‌ها با خبری که می‌دهند، با تحلیل و تفسیری که از وقایع می‌کنند، در مردم «تردید» و «ترس» ایجاد می‌کنند؛ این از نظر خدای متعال مردود است.
۳. «مرجفون» یعنی کسانی که در دل مردم اضطراب ایجاد می‌کنند، ترس ایجاد می‌کنند.
۴. اگر چنانچه این‌ها از این کارشان دست برندارند، خدای متعال به پیغمبر می‌فرماید: «تو را مأمور می‌کنیم که به سراغ این‌ها بروی و مجازاتشان کنی.»
۵. بعضی‌ها از روی غرض، از مسائل گوناگون تحلیل‌های غلط ارائه می‌دهند.
۶. مسئولان کشور همچنان که «امنیّت اجتماعی» و «امنیّت مرز» را موظّفند حفظ کنند، «امنیّت روانی مردم» را هم موظّفند حفظ کنند.
۷. امروز، دشمنان فقط با سلاح گرم، با جنگ گرم و سخت وارد نمی‌شوند، با «جنگ نرم» وارد می‌شوند؛ یکی از بخش‌های «جنگ نرم»، همین «ناایمن‌سازی روانی جامعه» است.
۸. اگر کسی در داخل در تحلیلی، در بیانی جوری حرف بزند که معنایش «خالی کردن توی دل مردم» باشد، این «جرم» است و باید دنبال بشود.
(تفصیل فرمایش‌های رهبر شهید)

۱.۱ - دیدار خانواده‌های شهدای امنیت

بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای امنیت، ۱۴۰۳/۰۸/۰۶:
(امنیّت روانی جامعه)
یک نکته‌ی مهم در باب امنیّتــ که خوب است من اینجا در خدمت شما خانواده‌های عزیز شهیدان مطرح کنم ــ
مسئله‌ی «امنیّت روانی جامعه» است، که کمتر به این توجّه می‌شود.
«امنیّت روانی جامعه»؛ یعنی دچار اضطراب نکردن مردم، دچار ترس و تردید نکردن مردم.
این(طور) است دیگر.
این خیلی مهم است.
(ایجاد تردید و ترس در مردم با خبر و تحلیل و تفسیر)
بعضی‌ها با خبری که می‌دهند، با تحلیلی که می‌کنند، با تفسیری که از وقایع می‌کنند، در مردم «تردید» ایجاد می‌کنند، «ترس» ایجاد می‌کنند.
این از نظر خدای متعال مردود است.
قرآن صریح است در این معنا.
قرآن صریح در این معنا است:
لَئِن لَم یَنتَهِ المُنافِقونَ وَ الَّذینَ فی‌ قُلوبِهِم مَرَضٌ وَ المُرجِفونَ فِی المَدینَة

(«اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بى اساس را در مدینه پخش مى کنند دست برندارند.»)
(مرجفون؛ ایجادکنندگان اضطراب و ترس در دل مردم)
«مرجفون» یعنی همین‌ها.
«مرجفون» یعنی کسانی که در دل مردم اضطراب ایجاد می‌کنند، ترس ایجاد می‌کنند.
اگر چنانچه این‌ها از این کارشان دست برندارند، خدای متعال به پیغمبر می‌فرماید:
لَنُغریَنَّکَ بِهِم‌

«تو را مأمور می‌کنیم که به سراغ این‌ها بروی و مجازاتشان کنی.»
این‌قدر این مسئله‌ی «امنیّت روانی» مهم است.
«مرجفون» همان کسانی هستند که «امنیّت روانی جامعه» را به هم می‌زنند.
شایعه‌سازی می‌کنند.
بعضی‌ها از روی غرض، از مسائل گوناگون تحلیل‌های غلط ارائه می‌دهند.
(فضای مجازی؛ نباید هر چیزی منتشر کرد)
این کسانی که با «فضای مجازی» ارتباط دارند، به این نکات توجّه کنند!
همه‌چیز را ــ هر چه به ذهن انسان می‌رسد ــ در «فضای مجازی» نبایستی منتشر کرد.
ملاحظه کنید اثرش چیست.
ببینید روی مردم، روی فکر مردم، روی روحیه‌ی مردم چه تأثیری می‌گذارد.
آن کسانی هم که درباره‌ی «فضای مجازی» ــ که حالا مکرّر اسمش آورده می‌شود و بحث می‌شود و مانند این‌ها ــ
می‌خواهند تصمیم‌سازی کنند و تصمیم‌گیری کنند، به این بُعد قضیّه توجّه کنند.
توجّه کنند که چطور ممکن است در «فضای مجازی»، یک تحلیل غلط، یک خبر غلط، یک برداشت غلط از یک مسئله،
مردم را دچار اضطراب کند، دچار تردید کند، دچار ترس کند.
این‌ها چیزهایی است که «امنیّت روانی جامعه» را از بین می‌برد.
(وظیفه مسئولان در حفظ امنیّت روانی مردم)
در بحث امنیّت، این مسئله‌ی «امنیّت روانی» مهم است.
و مسئولان کشور همچنان که «امنیّت اجتماعی» و «امنیّت کوچه و بازار» و «امنیّت مرز» و «امنیّت خانه‌های مردم» را موظّفند حفظ کنند،
«امنیّت روانی مردم» را هم موظّفند حفظ کنند.
این جزو وظایف آن‌ها است.
(جنگ نرم و ناایمن‌سازی روانی جامعه)
دشمنان هم از این استفاده می‌کنند.
امروز، دشمنان ملّت‌ها و کشورها که طمع می‌ورزند به منافع کشورهایی که می‌توانند طمع بورزند،
فقط با سلاح گرم، با جنگ گرم و سخت وارد نمی‌شوند، با «جنگ نرم» وارد می‌شوند.
یکی از بخش‌های «جنگ نرم»، همین «ناایمن‌سازی روانی جامعه» است.
یکی هم این است.
دیده‌اید دیگر.
شما در این چند سال هم مشاهده کرده‌اید که چطور دشمنان از «فضای مجازی» استفاده کرده‌اند برای اینکه اغراض خودشان را پیش ببرند.
باید به این معنا توجّه بشود.
این راجع به مسائل امنیّت.

۱.۲ - دیدار اقشار مختلف مردم

بیانات در دیدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم درباره تحولات منطقه، ۱۴۰۳/۰۹/۲۱:
(خالی کردن دل مردم جرم است)
یک عدّه‌ای البتّه همّتشان این است که «توی دل مردم را خالی کنند»؛
این نباید اتّفاق بیفتد؛
حالا بعضی در خارج این کار را می‌کنند؛
تلویزیون‌های خارجی، رادیوهای خارجی، روزنامه‌های خارجی به زبان فارسی با مردم حرف میزنند،
جوری قضایا را تصویر میکنند که مردم را بترسانند، توی دل مردم را خالی کنند؛
حالا آن تکلیفش جور دیگر است و با آنها جور دیگری باید برخورد کرد؛
امّا در داخل کسی نباید این کار را بکند.
در داخل اگر کسی در تحلیلی، در بیانی جوری حرف بزند که معنایش «خالی کردن توی دل مردم» باشد، این «جرم» است و باید دنبال بشود.

مرجفون (فرمایش‌های رهبر شهید ۱۳۹۱):
بر اساس فرمایش‌های رهبر شهید انقلاب (آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای) در این مقطع:
۱. در «جنگ احزاب»، همه‌ی قبائل مشرک و یهودی‌ها متحد شدند و دل‌ها را ترساندند.
۲. «مرجفون» همین‌هایی هستند که مردم را می‌ترسانند.
۳. الان هم همین جور است؛ الان هم یک عده‌ای مردم را می‌ترسانند : آقا بترسید! مقابله‌ی با آمریکا مگر شوخی است؟ پدرتان را در می‌آورند!
۴. در یک چنین شرائطی، شرح حال مؤمن این است: ما تعجب نمی‌کنیم؛ خدا و رسولش به ما گفته بودند که اگر پابند به توحید باشید، دشمن دارید.
۵. «منافق»، «ضعیف‌الایمان»، «فی قلوبهم مرض» - که طوائف گوناگونی‌اند - وقتی دشمن را می‌بینند، تنشان مثل بید می‌لرزد.
۶. بنا می‌کنند به عتاب و خطاب و اذیت کردن و فشار آوردن: آقا چرا اینجوری می‌کنید؟ چرا کوتاه نمی‌آئید؟ چرا سیاستتان را اینجوری نمی‌کنید؟
۷. «خودت را قوی کن»؛ چرا خودت را ضعیف می‌کنی تا در مقابل او تسلیم شوی، خاکسار شوی، به خاک بیفتی؟
(تفصیل فرمایش‌های رهبر شهید)
بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی، ۱۳۹۱/۰۷/۱۹:
(جنگ احزاب؛ اتحاد دشمنان)
در «جنگ احزاب»، همه‌ی قبائل مشرک مکه و غیر مکه و ثقیف و غیره آمدند؛ متحد شدند.
ده هزار نفر نیروی رزمنده فراهم کردند.
یهودی‌هایی هم که همسایه‌ی پیغمبر بودند و امان‌یافته‌ی پیغمبر بودند، خیانت کردند.
این‌ها هم با آن‌ها همکاری کردند.
اگر بخواهیم این را با امروز مقایسه کنیم، یعنی آمریکا با آن‌ها مخالفت کرد، انگلیس مخالفت کرد، رژیم صهیونیستی مخالفت کرد، فلان رژیم مرتجعِ نفت‌خوار مخالفت کرد.
پول‌هاشان را خرج کردند، نیروهاشان را جمع کردند، یک «جنگ احزاب» درست کردند.
«جنگ احزابی» که دل‌ها را خیلی ترساند.
ترساندن مردم)
اوائل همین سوره می‌فرماید:
(وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا

(«و آن گاه که گروهی از آنان گفتند: ای اهل مدینه! (میدان نبرد) جای درنگ و ماندن شما نیست، پس برگردید.»)
مردم را می‌ترساندند.
الان هم همین جور است.
الان هم یک عده‌ای مردم را می‌ترسانند : آقا بترسید.
مقابله‌ی با آمریکا مگر شوخی است؟
پدرتان را در می‌آورند!
آن جنگ نظامی‌شان، این تحریمشان، این فعالیت‌های تبلیغی و سیاسی‌شان. )
(مرجفون کیانند؟)
در آخر این سوره باز می‌فرماید:
(لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ

(«اگر منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری (ضعف ایمان) است و آنانکه در مدینه شایعه های دروغ و دلهره آور پخش می کنند (از رفتار زشت‌شان) باز نایستند، تو را بر ضد آنان بر می‌انگیزیم (که یا تبعیدشان کنی یا با آنان بجنگی).»)
«مرجفون» همین‌هایند. )
(شرح حال مؤمن)
در یک چنین شرائطی، شرح حال مؤمن این است:
(هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ

(«این است آنچه خدا و پیامبرش به ما وعده داده‌اند.»)
ما تعجب نمی‌کنیم.
خدا و رسولش به ما گفته بودند که اگر پابند به توحید باشید، پابند به ایمان به خدا و رسول باشید، دشمن دارید.
دشمن‌ها سراغتان می‌آیند.
بله، گفته بودند، حالا هم راست درآمد.
دیدیم بله، آمدند.
{{(آیه):وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا)
(«و خدا و پیامبرش راست گفته اند، و (جنگ خندق) جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.»)
ایمانشان بیشتر شد. }}
(طوائفی که در برابر دشمن تنشان می‌لرزد)
«منافق»، «ضعیف‌الایمان»، «فی قلوبهم مرض» - که طوائف گوناگونی‌اند - وقتی دشمن را می‌بینند، تنشان مثل بید می‌لرزد.
بنا می‌کنند به مؤمنین باللّه و زحمت‌کشان در راه خدا، عتاب و خطاب و اذیت کردن و فشار آوردن: آقا چرا اینجوری می‌کنید؟
چرا کوتاه نمی‌آئید؟
چرا سیاستتان را اینجوری نمی‌کنید؟
همان کاری که دشمن می‌خواهد، انجام می‌دهند.
اما از آن طرف، مؤمنینِ صادق می‌گویند: ما تعجبی نمی‌کنیم.
خب، باید دشمنی کنند.
(هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ

(«این است آنچه خدا و پیامبرش به ما وعده داده‌اند.»)
یک جا هم فرموده:
{{(آیه):وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ)
(«یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمی شوند تا آنکه از آیینشان پیروی کنی.»)
تا وقتی کمند آن‌ها را به گردن نیندازید، دنباله‌رو آن‌ها نشوید، همین آش است و همین کاسه.}}
(خودت را قوی کن)
«خودت را قوی کن» که کمندش در گردن تو تأثیر نگذارد.
یک تکان بدهی، کمندش پاره شود.
«خودت را قوی کن».
چرا خودت را ضعیف می‌کنی تا در مقابل او تسلیم شوی، خاکسار شوی، به خاک بیفتی؟
(مَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا

(«جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.»))


مرجفون (فرمایش‌های رهبر شهید ۱۳۸۹):
بر اساس فرمایش‌های رهبر شهید انقلاب (آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای) در این مقطع:
۱. یک کلید اصلی وجود دارد و آن «امید دادن و اطمینان دادن به مردم» است.
۲. کاری است که به عهده‌ی من و شماست؛ ما معممین، ما مسئولان، ائمه‌ی محترم جمعه؛ به مردم امید بدهید و اطمینان بدهید.
۳. اگر مردم ناامید شدند، اعتماد خودشان را از دست دادند، متزلزل شدند، شکست قطعی است.
۴. در آیات قرآن ترساندن مردم و ناامید کردن مردم مذمت شده است.
۵. باید همدیگر را به صبر، ایستادگی و پیروی از حق توصیه کنیم.
۶. مسائل اصلی را باید شناخت و مسائل فرعی را اصلی نکرد.
۷. باید بدانیم دشمن ما کیست و به مستکبرین اعتماد نکنیم.
(تفصیل فرمایش‌های رهبر شهید)
بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۱۳۸۹/۰۶/۲۵:
(امید دادن و اطمینان دادن به مردم)
یک کلید اصلی وجود دارد و آن امید دادن و اطمینان دادن به مردم است.
این کاری است که به عهده‌ی من و شماست: ما معممین، ما مسئولان، ائمه‌ی محترم جمعه.
کار باید این باشد که به مردم امید بدهید و اطمینان بدهید.
اگر مردم ناامید شدند، اعتماد خودشان را از دست دادند، متزلزل شدند، شکست قطعی است.
آن چیزی که جنگنده را، رزمنده را در جبهه نگه می‌دارد، امید است.
باید امید داشته باشد، بداند که می‌تواند به پیروزی برسد.
این امید را باید زنده نگه داشت.
عامل اصلی پیروزی، در صحنه بودن مردم است.
عامل در صحنه بودن مردم، امید و اطمینان آن‌هاست.
این امید را باید در مردم تقویت کرد.
مردم را نباید ترساند.
مردم را نباید بدبین کرد، بی‌اعتماد کرد.
(ترساندن مردم در قرآن)
در قرآن کریم ببینید:
(الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ

(«همان کسانی که مردمِ (منافق و عوامل نفوذی دشمن) به آنان گفتند: لشکری انبوه از مردم (مکه) برای جنگ با شما گرد آمده اند، از آنان بترسید.»)
این از طرف دشمن است.
بترسید -{{(آیه):قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ)
نسبت داده شود به دشمن - آیه‌ی دیگر:
(إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ)
(«در حقیقت این شیطان است که دوستانش را (با شایعه پراکنی و گفتار وحشت زا، از رفتن به جهاد) می ترساند.»)
می‌ترساند.
(لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ)
(«اگر منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری (ضعف ایمان) است و آنانکه در مدینه شایعه های دروغ و دلهره آور پخش می کنند(از رفتار زشت‌شان) باز نایستند، تو را بر ضد آنان بر می‌انگیزیم (که یا تبعیدشان کنی یا با آنان بجنگی).»)
ببینید، این‌هاست.
یعنی ترساندن مردم مذمت شده.
مردم را ناامید کردن، مردم را بی‌اطمینان کردن، مذمت شده. }}
(توصیه به صبر و ایستادگی)
متقابلاً، نقطه‌ی مقابل:
(وَالْعَصْرِ • إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ • إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

(«سوگند به عصر (غلبه حق بر باطل) • كه واقعا انسان دستخوش زيان است • مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‌ اند.»)
همدیگر را باید وصیت کنیم، توصیه کنیم به صبر، به ایستادگی، به پیروی از حق.
همدیگر را نگه داریم.
{{(آیه):وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ)
(«مردان و زنان با ایمان دوست و یار یکدیگرند.»)
اولیاء یعنی پیوسته‌ها.
به همدیگر پیوستند.
این وظیفه‌ی ماست.
بنابراین، بایستی به این نکته‌ی امید و اطمینان توجه کرد. }}
(شناخت مسائل اصلی و فرعی)
مسائل اصلی را باید شناخت و مسائل فرعی را اصلی نکرد.
نه این‌که مطرح نکرد؛ نه، مسائل فرعی هم باید طرح شود.
همه‌ی جزئیات باید طرح شود.
اما اصلی نشود و ملاک مخالفت و موافقت قرار نگیرد.
(ملاک موافقت و مخالفت؛ صراط مستقیم حق)
ملاک موافقت و مخالفت، صراط مستقیم حق است.
اسلام است.
تشرع است.
تدین است.
پایبندی به مبانی انقلاب است.
پایبندی به آرزوهای امام و اهدافی است که امام ترسیم کردند.
مقابله‌ی با مستکبرین است.
بدبین بودن به مستکبرین است.
یعنی بدانیم که دشمن ما کیست.
این‌جور نباشد که ما با رفیق و برادر خودمان که مثلاً اینجا نشسته، بنا کنیم مخالفت،
اما دلمان با آن مستکبر، با آن بی‌حیای مخالف همراه باشد، از او کمک بخواهیم، به او اعتماد کنیم.
این‌جوری نباشد.

مرجفون (فرمایش‌های رهبر شهید ۱۳۸۲):
بر اساس فرمایش‌های رهبر شهید انقلاب (آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای) در این مقطع:
۱. این جریان تبلیغاتىِ عظیمی که امروز به راه انداخته‌اند - در جهت ایجاد «تلاطم‌های اجتماعی» و «تلاطم روحی» است؛ یعنی دل‌ها را مضطرب کردن، نگران و ترسان کردن.
۲. «مرجفون» کسانی هستند که سعی می‌کنند دل‌ها را مضطرب، پریشان و ملتهب کنند و دلهره ایجاد نمایند.
۳. در مدینه پیغمبر جنجال درست می‌کردند که: «جمع شده‌اند و می‌خواهند پدرتان را دربیاورند! از بین رفتید، نابود شدید؛ تمام شد.»
۴. مؤمنان کسانی هستند که در مواجهه با تلاطمی که دشمن می‌خواهد به‌وسیله امواج تبلیغاتی و روانی خود ایجاد کند، «آرامش» دارند.
۵. انسان مرعوب و جبان، نه درست می‌تواند فکر کند، نه درست می‌تواند عزم و اراده خودش را به‌کار بیندازد؛ دائم یک قدم به جلو برمی‌دارد و یک قدم به عقب.
۶. بعضی‌ها خودشان را کوچک می‌شمارند و نیروی خودشان را ندیده می‌گیرند.
۷. بعضی‌ها استعداد و انرژی عظیمی را که در درون این ملت وجود دارد، دست‌کم می‌گیرند، این هم جزئی از تبلیغات دشمن است.
۸. هدف هم چیزی جز این نیست که شما را وادار کنند تا از موضع خود «عقب‌نشینی» کنید.
۹. در امکانات و اقتدار دشمن «مبالغه» می‌شود؛ من از اغلب شما از امکاناتی که دارند و وسایلی که می‌سازند، بیشتر اطّلاع دارم.
۱۰. امروز در حرفهایشان می‌گویند که بایستی از درون با ایران برخورد کرد؛ باید اراده‌ها؛ اراده بر ایستادگی را «سُست» کرد.
۱۱. برای «استقلال» و «حفظ هویّت ملت»، «تحمّل سختی‌ها» لازم است.
(تفصیل فرمایش‌های رهبر شهید)
بیانات در دیدار نمایندگان مجلس، ۱۳۸۲/۰۳/۰۷:
(تلاطم‌های اجتماعی و تلاطم روحی)
تلاش جریان‌های سیاسىِ ضدّ جمهوری اسلامی و ضدّ این حرکت عظیم اسلامىِ ملت ایران و ملت‌های منطقه -
این جریان تبلیغاتىِ عظیمی که امروز به راه انداخته‌اند - در جهت ایجاد «تلاطم» - هم «تلاطم‌های اجتماعی» و هم «تلاطم روحی» - است.
یعنی دل‌ها را مضطرب کردن، نگران و ترسان کردن.
امروز سیاست کلّی امپراتوری خبری در دنیا این است.
و تازگی هم ندارد - نه نسبت به ما در این بیست و چند سال و نه نسبت به جریان حق در طول تاریخ اسلام از اوّل تا امروز.
(مرجفون؛ مضطرب‌کنندگان دل‌ها)
لذا ملاحظه می‌کنید یکی از مطالبی که در قرآن روی آن به‌عنوان یک موضوعِ منفی تکیه شده، «مرجفون» است.
یعنی همان کسانی که سعی می‌کنند دل‌ها را مضطرب، پریشان و ملتهب کنند و دلهره ایجاد نمایند.
(جنجال‌آفرینی در مدینه پیغمبر)
آن‌روز این آیه شریفه را برای دوستان دیگری که این‌جا بودند، خواندم:
(الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ

(«همان کسانی که مردمِ (منافق و عوامل نفوذی دشمن) به آنان گفتند: لشکری انبوه از مردم (مکه) برای جنگ با شما گرد آمده اند، از آنان بترسید.»)
در مدینه پیغمبر جنجال درست می‌کردند که:
«جمع شده‌اند و می‌خواهند پدرتان را دربیاورند! از بین رفتید، نابود شدید؛ تمام شد». )
(مواجهه با تلاطم دشمن )
آیه قرآن نازل شد که وقتی یاوه‌گویان و هرزه‌گویان و ضعیفان چنین فضایی را ایجاد می‌کنند و این میکروب و ویروس خطرناک ترس را در فضا می‌پراکنند،
مؤمنان کسانی هستند که (فَزَادَهُمْ إِيمَانًا
؛ ایمانشان بیشتر می‌شود.
{{(آیه):وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ)
این {(آیه):وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}} متعلّق به این‌جاست.
یعنی در مواجهه با تلاطمی که دشمن می‌خواهد به‌وسیله امواج تبلیغاتی و روانی خود ایجاد کند، آرامش دارند. }}
(سکینه در قلوب مؤمنین)
همان «سکینه» است:
(هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ

(«اوست که آرامش را در دل های مؤمنان نازل کرد.»)
خدای متعال آرامش به دل‌های مؤمنین داد:
{{(آیه):لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ)
(«تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید.»)
برای این‌که ایمانشان هم تقویت شود.
واقع قضیه هم همین است. }}
(جبن؛ از کار انداختن عقل و عزم)
در شرایط مرعوب شدن، ترسیدن، مضطرب شدن، متلاطم شدن، حتّی باورهای قطعی انسان هم از یاد می‌رود.
انسانِ مرعوب، این‌طور است.
«جبن»، هم عقل را از کار می‌اندازد، هم عزم را.
انسان مرعوب و جبان، نه درست می‌تواند فکر کند، نه درست می‌تواند عزم و اراده خودش را به‌کار بیندازد.
دائم یک قدم به جلو برمی‌دارد و یک قدم به عقب.
(با آدم جبان و ترسو در هیچ کاری مشورت نکن)
این است که پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین در آن وصیت معروف خود فرمود:
«لاَ تُشَاوِرَنَّ جَبَاناً فَإِنَّهُ یُضَیِّقُ عَلَیْكَ اَلْمَخْرَجَ»؛
«با آدم جبان و ترسو در هیچ کاری مشورت نکن، زیرا که گریزگاه و دریچه فَرَج را بر رویت می‌بندد.»
انسان وقتی که مرعوب نیست، می‌تواند درست فکر کند، درست تصمیم بگیرد و از این مانع عبور کند.
اما وقتی مرعوب شد: «یُضَیِّقُ عَلَیْكَ اَلْمَخْرَجَ»؛
به بکنم، نکنم دچار می‌شود و خود را دست بسته تسلیم می‌کند.
این است که «سکینه» خیلی مهمّ است.
(کوچک شمردن خود و دست‌کم گرفتن نیرو؛ جزئی از تبلیغات دشمن)
بعضی‌ها خودشان را کوچک می‌شمارند.
بعضی‌ها نیروی خودشان را ندیده می‌گیرند.
بعضی‌ها آن استعداد و حرکت و انرژی عظیمی را که در درون این ملت و دستگاه مدیریّت این کشور - از مجموعه قوا - وجود دارد، دست‌کم می‌گیرند.
این هم جزئی از تبلیغات دشمن است.
همه هدف تبلیغات دشمن این است:
«بدبخت شدید! بیچاره شدید! از بین رفتید؛ تمام شد!»
این تبلیغات مربوط به امروز هم نیست.
سال‌هاست همین مطالب را تکرار و ترویج می‌کنند - و من حالا نمونه‌های متعدّدی در ذهن دارم که یادم است؛ اما نمی‌خواهم وقت را به این مسائل بگذرانم.
(عقب‌نشینی از موضع؛ هدف تبلیغات دشمن)
و هدف هم چیزی جز این نیست که شما را وادار کنند تا از موضع خود «عقب‌نشینی» کنید.
این موضع، مسأله غریبی نیست.
موضعی منطقی و صحیح است.
شما ملت و جمعیت و هیأت حاکمه‌ای هستید که حاکمیتی بر اساس اراده ملت تشکیل داده‌اید.
و حرف خودتان را می‌زنید.
راه خودتان را می‌روید.
آرمان‌های خودتان را می‌طلبید.
که بدیهی است آن‌هایی که حیات و بقا و افزایش حجمشان به این است که از ملت‌ها بمکند، طبعاً منتفع نمی‌شوند.
متضرّر می‌شوند.
بنابراین با این حرکت مخالفند.
این، بدیهی، ضروری و روشن است.
و به همین دلیل می‌خواهند طرف خود را وادار به «عقب‌نشینی» کنند.
(مبالغه در امکانات و اقتدار دشمن)
به نظر من در امکانات و اقتدار دشمن «مبالغه» می‌شود.
نه این‌که بنده خبر ندارم.
نه، من از اغلب شما از امکاناتی که دارند و وسایلی که می‌سازند، بیشتر اطّلاع دارم، چون این‌جا مرکز سیل اطّلاعات گوناگون از جاهای دیگر است.
و ما می‌دانیم در دنیا چه خبر است.
سلاح و تجهیزات و ابزارهای جاسوسی و ابزارهای اطّلاعاتی و ... برای ایجاد سیطره یک قدرت بر ملتی که بخواهد بایستد، کافی نیست.
(سُست کردن اراده‌ها؛ برخورد از درون)
لذا می‌بینید که امروز در حرفهایشان می‌گویند که بایستی از درون با ایران برخورد کرد.
باید اراده‌ها؛ اراده بر ایستادگی را «سُست» کرد.
اگر اراده یک ملت - که در اراده مسؤولینش تجسّم و تجسّد پیدا می‌کند - سُست نشود، هیچ کاری نمی‌توانند بکنند.
(تحمّل سختی‌ها برای استقلال و حفظ هویّت ملت)
دشمنان فشار می‌آورند.
سختی هست.
برای «استقلال» و «حفظ هویّت» یک ملت و شرمنده نشدن در مقابل تاریخ، «تحمّل این سختی‌ها» لازم است.

مرجفون (فرمایش‌های رهبر شهید ۱۳۷۷):
بر اساس فرمایش‌های رهبر شهید انقلاب (آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای) در این مقطع:
۱. آزادی در اسلام «مرزهای معنوی» دارد.
۲. «عقیده گمراه» پیش خدا و پیش انسان‌های مؤمن عیب دارد؛ لیکن حکومت هیچ وظیفه‌ای در قبال او ندارد.
۳. اگر کسی که «عقیده فاسد» دارد، به جانِ، ذهن و دل افرادی که قدرت دفاع ندارند، بیفتد و بخواهد آن‌ها را هم گمراه کند، این‌جا آزادی محدود می‌شود.
۴. آزادی «دروغگویی»، «شایعه‌پراکنی» و «ارجاف» نیست.
۵. در قرآن «مرجفون» در کنار «منافقان» و «بیماردلان» قرار دارند.
۶. «مرجفون» کسانی هستند که مردم را می‌ترسانند و «ناامید» می‌کنند.
۷. اگر «مرجفون» دست برندارند، «تو را به جان آن‌ها خواهیم انداخت.»؛ این، «مرز آزادی» است.
(تفصیل فرمایش‌های رهبر شهید)
بیانات در دانشگاه تربیت مدرّس، ۱۳۷۷/۰۶/۱۲:
(مرزهای آزادی)
در اسلام، آزادی، علاوه بر آن حدود مادّی، «مرزهای معنوی» هم دارد.
البته وقتی کسی علیه منافع کشور و علیه سود کشور اقدامی بکند، آزادیش محدود می‌شود - این منطقی است - اما «مرزهای معنوی» هم وجود دارد.
(عقیده گمراه و وظیفه حکومت)
اگر کسی «عقیده گمراهی» دارد، عیبی ندارد.
وقتی می‌گوییم عیبی ندارد، یعنی پیش خدا و پیش انسان‌های مؤمن عیب دارد؛ لیکن حکومت هیچ وظیفه‌ای در قبال او ندارد.
در جامعه مسلمان، یهودی و مسیحی و بقیه ادیان گوناگون هستند.
الان در کشور ما هم هستند.
در زمان صدر اسلام هم بودند.
هیچ مانعی هم ندارد.
(افتادن به جان ذهن‌ها؛ مرز آزادی)
اما اگر قرار باشد آن کسی که «عقیده فاسد» دارد، به جان ذهن و دل افرادی که قدرت دفاع ندارند، بیفتد
و بخواهد آن‌ها را هم گمراه کند، این برای آدم یک «مرز» است.
این‌جا آزادی محدود می‌شود.
از نظر اسلام این‌گونه است.
(اشاعه فساد و بازداشتن از تحصیل علم)
یا مثلاً بخواهند «اشاعه فساد» بکنند.
بخواهند فساد سیاسی و فساد جنسی و فساد فکری به وجود آورند.
یا همین فیلسوف‌نماهایی که در گوشه و کنار هستند، بخواهند درباره این‌که تحصیلات عالیه برای جوانان خوب نیست، مقاله بنویسند.
بنا کنند عیوبش را ذکر کردن.
البته به احتمال قوی، در صدی نود اثر نخواهد کرد.
اما ممکن است در صدی ده جوانان تنبل اثر کند.
نمی‌شود اجازه داد که کسانی بنشینند، با وسوسه و دروغ، انسان‌ها را از تحصیل علم باز بدارند.
(آزادی دروغگویی، شایعه‌پراکنی و ارجاف نیست)
آزادى «دروغگویی» نیست.
آزادى «شایعه‌پراکنی» نیست.
آزادى «ارجاف» نیست.
من گله‌ای که دارم این است که چرا در زمینه مسائل آزادی، به مباحث اسلامی و به مبانی اسلامی مراجعه نمی‌شود؟
(مرجفون در کنار منافقان و بیماردلان)
در قرآن سوره احزاب آیه ۶۰ می‌فرماید:
(لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ

(«اگر منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری (ضعف ایمان) است و آنانکه در مدینه شایعه های دروغ و دلهره آور پخش می کنند (از رفتار زشت‌شان) باز نایستند، تو را بر ضد آنان بر می‌انگیزیم (که یا تبعیدشان کنی یا با آنان بجنگی).»)
«مرجفون» در کنار «منافقان» و «بیماردلان» - که آن‌ها دو دسته‌اند - قرار دارند.
«منافقان» یک دسته‌اند.
«بیماردلان» - {{(آیه):الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ) - دسته دیگری هستند.
این «مرجفون» در کنار آن‌ها گذاشته شده‌اند. }}
(مرجفون؛ کسانی که مردم را می‌ترسانند)
«مرجفون» یعنی کسانی که مرتّب مردم را می‌ترسانند.
یک جامعه تازه‌تأسیس‌شده اسلامی، با آن همه دشمن، آن همه بسیج قرآنی، آن همه بسیج نبوی،
همه باید برای دفاع از کشور و از این نظام عظیم انسانی و مردمی، از لحاظ روحی آماده باشند.
اما یک عده مثل خوره به جان مردم بیفتند و روحیه‌ها را تضعیف کنند.
این‌ها «مرجفون»ند.
(مرز ارزشهای معنوی آزادی)
قرآن می‌گوید:
اگر «مرجفون» - یعنی کسانی که مرتّب مردم را می‌ترسانند، آدم را ناامید می‌کنند، مردم را از اقدام باز می‌دارند - دست برندارند،
(لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ
؛
«تو را به جان آن‌ها خواهیم انداخت.»
این، «مرز آزادی» است.
پس، آزادی در منطق اسلامی، یک تفاوت دیگرش این است که «مرزی از ارزش‌های معنوی» دارد. )


مرجفون (فرمایش‌های رهبر شهید ۱۳۶۶):
بر اساس فرمایش‌های رهبر شهید انقلاب (آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای) در این مقطع:
۱. «تشنج عمومی در جامعه» یکی از مرزهاست و در قرآن برای آزاد نبودن بیان در این موارد دلیل واضحی هست.
۲. «مرجفون» یعنی آن کسانی که که با سخن خود، با شایعه‌پراکنی، با موضعگیری، با اظهارنظر، جو عمومی جامعه را به تشنج و اضطراب می‌کشانند.
۳. «مرجفون» در «مدینه» قابل گذشت نیستند؛ (لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ
؛ لحن شدیدِ خشن در مقابل برهم‌زنندگان جو سالم جامعه است.
۴. «دموکراسی غربی» با شعار «آزادی بیان»، در عمل آزادی بیان به معنای حقیقی ندارد.
۵. دموکراسی غربی»، آزادی و دموکراسی نیست؛ فتنه، دروغ و فریب است.
۶. اسلام تشنج‌آفرینی را در جامعه قبول نمی‌کند؛ کسی حق ندارد بگوید که من می‌خواهم عقیده‌ی خودم را بیان کنم و بیان در اسلام آزاد است.
۷. دستگاه‌ها موظف خواهند بود که یک چنین بیانی را در مقابلش بایستند و تعقیب قانونی و سیاسی و حقوقی بکنند.
۸. «تشنج‌آفرینی» غیر از «بیان اظهار عقیده» است.
)
(تفصیل فرمایش‌های رهبر شهید)
بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۶۶/۰۲/۱۸:
(تشنج عمومی در جامعه)
یکی از مرزها، تشنج عمومی در جامعه است.
در قرآن، اگر برای آزادی بیان عرض کردم من یک دلیل و مدرک صریحی پیدا نکردم، برای آزاد نبودن بیان در موارد تشنج عمومی، دلیل واضحی هست.
(مرجفون در مدینه)
در سوره‌ی احزاب در آیه‌ای می‌فرماید:
(لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ
؛
(«اگر منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری (ضعف ایمان) است و آنانکه در مدینه شایعه های دروغ و دلهره آور پخش می کنند (از رفتار زشت‌شان) باز نایستند، تو را بر ضد آنان بر می‌انگیزیم (که یا تبعیدشان کنی یا با آنان بجنگی).»)
«مرجفون» یعنی آن کسانی که در جامعه تشنج‌آفرینی می‌کنند.
جامعه را به اضطراب می‌کشانند.
به حرکات ناسالم می‌کشانند.
این‌ها «مرجفون» در مدینه‌اند.
«مرجف» یعنی آن کسی که با سخن خود، با شایعه‌پراکنی خود، با موضعگیری خود، با اظهارنظر خود جو عمومی جامعه را به تشنج می‌کشاند.
این قابل قبول نیست، حتی در جامعه‌ی کوچک زمان پیغمبر.
مدینه مگر چقدر بوده؟
همه‌ی مدینه به قدر یکی از محلات تهران نه وسعت داشته و نه جمعیت داشته.
این سر تا پای نظام اسلامی در زمان پیغمبر است.
اما در همان جو هم چون دشمنی زیاد است، چون مخالفت دشمنان جدی است،
چون قدرت‌های بزرگ متحد شدند علیه اینکه نظام مدینه‌ی نبوی را از بین ببرند، چون احزاب همدست شدند برای اینکه اسلام را ریشه‌کن کنند،
چون هنوز افکار و ایمان‌ها و دل‌ها آن عمق لازم را در زمینه‌ی مسائل اسلامی به طور عام پیدا نکرده، لذا «مرجف» در «مدینه» قابل گذشت نیست. )
(لنغرینّک بهم)
(لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ
؛
یعنی اگر دست بر ندارند این شایعه‌پراکن‌ها، این تشنج‌آفرین‌ها، این کسانی که جامعه را از سلامت و از سکون و آرامش خودش می‌خواهند خارج کنند،
ما تو را «اغرا» خواهیم کرد به آن‌ها.
یعنی تو را به جان آن‌ها خواهیم انداخت تا انتقام مردم را بگیری.
یعنی یک لحن شدیدِ خشن در مقابل کسانی که جو سالم جامعه را حاضر نیستند تحمل کنند و سلامت جامعه را به حال خود بگذارند. )
(دموکراسی غربی و آزادی بیان)
حالا جنجال کنیم که این بر خلاف روش‌های دموکراسی غربی است.
دموکراسی غربی این را قبول ندارد.
خب ما در بسیاری از جهات دموکراسی غربی را اصلاً قبول نداریم.
آن آزادی و دموکراسی نیست.
آن فتنه است.
آن دروغ است.
آن فریب است.
و همان طور که در خطبه‌ی قبل عرض کردم، حتی در خود دموکراسی‌های غربی هم علی‌رغم اینکه شعار آزادی بیان را علم کردند و آن را تو سر بلوک شرق زدند
- یعنی جوامع سوسیالیستی و کمونیستی، که می‌گویند شما ندارید، ما داریم -
در عین حال در خود آن کشورها هم آزادی بیان به معنای حقیقی کلمه اصلاً وجود ندارد.
(جنجال کفار قریش و روش غرب)
و جنجالی که آن‌ها می‌کنند علیه یک بیان درست و حقیقت‌گو از قبیل همان جنجالی است که کفار قریش اطراف پیغمبر می‌کردند.
کسی نمی‌آمد دهن پیغمبر را بگیرد که آیه‌ی قرآن نخواند.
چون به هر دلیلی این کار را نمی‌توانستند بکنند.
اما آنقدر جنجال علیه اطراف پیغمبر به راه می‌انداختند که کسی صدای تلاوت قرآن به گوشش نرسد.
امروز روش غرب، روش آمریکا، روش تبلیغات صهیونیستی جهانی این است.
(سیاست‌های مغرضانه در زمینه آزادی)
بنابراین آن‌ها هم آزادی به هیچ وجه ندارند.
اما به‌هرحال ما روش‌ها و پایه‌هائی را که از روی سیاست‌های مغرضانه اساساً در زمینه‌ی مسائل آزادی در غرب گذاشته شده
- که بنده مفصل درباره‌ی این مطلب در چند خطبه در همین سلسله‌ی بحث‌ها صحبت کردم - قبول نداریم و تکرار نمی‌کنم.
(تشنج‌آفرینی غیر از بیان اظهار عقیده)
به هر حال اسلام این‌جوری است.
تشنج‌آفرینی را در جامعه قبول نمی‌کند.
این یکی از مرزهاست.
کسی حق ندارد بگوید که من می‌خواهم عقیده‌ی خودم را بیان کنم و بیان در اسلام آزاد است.
اجازه بدهید من حرفم را بزنم.
بله، بیان آزاد است.
اما اگر با این بیان کسی بخواهد جو آرام جامعه را، سلامت محیط همزیستی مردم این جامعه را به هم بزند، اسلام به هیچ وجه این را قبول ندارد.
می‌فرماید: (لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ
؛
دستگاه‌ها موظف خواهند بود که یک چنین بیانی را در مقابلش بایستند و تعقیب قانونی و سیاسی و حقوقی بکنند.
این قابل قبول نیست.
این هم یکی از مرزهای آزادی است.
پس بیان اظهار عقیده غیر از تشنج‌آفرینی است. )


۱. بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای امنیت، ۱۴۰۳/۰۸/۰۶.    
۲. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    
۳. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    
۴. بیانات در دیدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم درباره تحولات منطقه، ۱۴۰۳/۰۹/۲۱.    
۵. بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی، ۱۳۹۱/۰۷/۱۹.    
۶. احزاب/سوره۳۳، آیه۱۳.    
۷. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    
۸. احزاب/سوره۳۳، آیه۲۲.    
۹. احزاب/سوره۳۳، آیه۲۲.    
۱۰. احزاب/سوره۳۳، آیه۲۲.    
۱۱. بقره/سوره۲، آیه۱۲۰.    
۱۲. احزاب/سوره۳۳، آیه۲۲.    
۱۳. بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۱۳۸۹/۰۶/۲۵.    
۱۴. آل عمران/سوره۳، آیه۱۷۳.    
۱۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۷۳.    
۱۶. آل عمران/سوره۳، آیه۱۷۵.    
۱۷. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    
۱۸. عصر/سوره۱۰۳، آیه۱.    
۱۹. عصر/سوره۱۰۳، آیه۲.    
۲۰. عصر/سوره۱۰۳، آیه۳.    
۲۱. توبه/سوره۹، آیه۷۱.    
۲۲. بیانات در دیدار نمایندگان مجلس، ۱۳۸۲/۰۳/۰۷.    
۲۳. آل عمران/سوره۳، آیه۱۷۳.    
۲۴. آل عمران/سوره۳، آیه۱۷۳.    
۲۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۷۳.    
۲۶. آل عمران/سوره۳، آیه۱۷۳.    
۲۷. فتح/سوره۴۸، آیه۴.    
۲۸. فتح/سوره۴۸، آیه۴.    
۲۹. مجلسی، محمدتقی، روضة المتقین، ج۱۳، ص۲۰۱.    
۳۰. مجلسی، محمدتقی، روضة المتقین، ج۱۳، ص۲۰۱.    
۳۱. بیانات در دانشگاه تربیت مدرّس، ۱۳۷۷/۰۶/۱۲.    
۳۲. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    
۳۳. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    
۳۴. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    
۳۵. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۶۶/۰۲/۱۸.    
۳۶. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    
۳۷. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    
۳۸. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    



گروه پژوهشی ویکی فقه.






جعبه ابزار