مرجفون (فرمایشهای رهبر شهید 1366)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
مرجفون، از مفاهیم مرتبط با امنیت روانی جامعه است که رهبر شهید انقلاب اسلامی در یکی از مقاطع سال ۱۳۶۶ به آن پرداختهاند.
این پژوهش صرفاً به گردآوری و تدوین بیانات رسمی منتشرشده در پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبری، بدون تحلیل، تفسیر یا دخل و تصرف، پرداخته است.
متن اصلی فاقد عنوانبندی و دارای ساختار سخنرانی است. در فرایند تدوین، ساختار سخنرانی با حفظ کامل محتوا و الفاظ اصلی، مطابق استانداردهای نگارش علمی به ساختار مقاله تبدیل شده است.
تمام مداخلات صرفاً صوری بوده و تغییرات اعمالشده شامل مستندسازی و عنوانبندی است که برای استقلال معنایی مقاطع تفکیکشده ضرورت داشته است.
بر اساس فرمایشهای رهبر شهید انقلاب (آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای) در این مقطع:
۱. «تشنج عمومی در جامعه» یکی از مرزهاست و در قرآن برای آزاد نبودن بیان در این موارد دلیل واضحی هست.
۲. «مرجفون» یعنی آن کسانی که که با سخن خود، با شایعهپراکنی، با موضعگیری، با اظهارنظر، جو عمومی جامعه را به تشنج و اضطراب میکشانند.
۳. «مرجفون» در «مدینه» قابل گذشت نیستند؛ (لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ
؛ لحن شدیدِ خشن در مقابل برهمزنندگان جو سالم جامعه است.
۴. «دموکراسی غربی» با شعار «آزادی بیان»، در عمل آزادی بیان به معنای حقیقی ندارد.
۵. دموکراسی غربی»، آزادی و دموکراسی نیست؛ فتنه، دروغ و فریب است.
۶. اسلام تشنجآفرینی را در جامعه قبول نمیکند؛ کسی حق ندارد بگوید که من میخواهم عقیدهی خودم را بیان کنم و بیان در اسلام آزاد است.
۷. دستگاهها موظف خواهند بود که یک چنین بیانی را در مقابلش بایستند و تعقیب قانونی و سیاسی و حقوقی بکنند.
۸. «تشنجآفرینی» غیر از «بیان اظهار عقیده» است.
)
بیانات در خطبههای نماز جمعه تهران، ۱۳۶۶/۰۲/۱۸: - یکی از مرزها، تشنج عمومی در جامعه است و در قرآن برای آزاد نبودن بیان در موارد تشنج عمومی، دلیل واضحی هست.
- «مرجفون» یعنی آن کسانی که در جامعه تشنجآفرینی میکنند و جامعه را به اضطراب میکشانند؛ «مرجف» یعنی آن کسی که با سخن خود، با شایعهپراکنی خود، با موضعگیری خود، با اظهارنظر خود جو عمومی جامعه را به تشنج میکشاند.
- این قابل قبول نیست، حتی در جامعهی کوچک زمان پیغمبر؛ مرجف در مدینه قابل گذشت نیست:
(لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ)؛ یعنی اگر دست بر ندارند این شایعهپراکنها، ما تو را به جان آنها خواهیم انداخت تا انتقام مردم را بگیری.
- در خود دموکراسیهای غربی هم آزادی بیان به معنای حقیقی کلمه اصلاً وجود ندارد و جنجالی که آنها میکنند علیه یک بیان درست و حقیقتگو از قبیل همان جنجالی است که کفار قریش اطراف پیغمبر میکردند.
- ما روشها و پایههایی را که از روی سیاستهای مغرضانه اساساً در زمینهی مسائل آزادی در غرب گذاشته شده قبول نداریم.
- اسلام تشنجآفرینی را در جامعه قبول نمیکند؛ بیان آزاد است، اما اگر با این بیان کسی بخواهد جو آرام جامعه را به هم بزند، اسلام به هیچ وجه این را قبول ندارد.
- میفرماید:
(لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ)؛ دستگاهها موظف خواهند بود که در مقابلش بایستند و تعقیب قانونی و سیاسی و حقوقی بکنند؛ این قابل قبول نیست.
- بیان اظهار عقیده غیر از تشنجآفرینی است.
بیانات در خطبههای نماز جمعه تهران، ۱۳۶۶/۰۲/۱۸:
(تشنج عمومی در جامعه)
یکی از مرزها، تشنج عمومی در جامعه است.
در قرآن، اگر برای آزادی بیان عرض کردم من یک دلیل و مدرک صریحی پیدا نکردم، برای آزاد نبودن بیان در موارد تشنج عمومی، دلیل واضحی هست.
(مرجفون در مدینه)
در سورهی احزاب در آیهای میفرماید:
(لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ
؛
(«اگر منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری (ضعف ایمان) است و آنانکه در مدینه شایعه های دروغ و دلهره آور پخش می کنند (از رفتار زشتشان) باز نایستند، تو را بر ضد آنان بر میانگیزیم (که یا تبعیدشان کنی یا با آنان بجنگی).»)«مرجفون» یعنی آن کسانی که در جامعه
تشنجآفرینی میکنند.
جامعه را به
اضطراب میکشانند.
به حرکات ناسالم میکشانند.
اینها
«مرجفون» در مدینهاند.
«مرجف» یعنی آن کسی که با سخن خود، با
شایعهپراکنی خود، با
موضعگیری خود، با
اظهارنظر خود جو عمومی جامعه را به
تشنج میکشاند.
این قابل قبول نیست، حتی در جامعهی کوچک زمان پیغمبر.
مدینه مگر چقدر بوده؟
همهی
مدینه به قدر یکی از محلات تهران نه وسعت داشته و نه جمعیت داشته.
این سر تا پای نظام اسلامی در زمان پیغمبر است.
اما در همان جو هم چون دشمنی زیاد است، چون مخالفت دشمنان جدی است،
چون قدرتهای بزرگ متحد شدند علیه اینکه نظام
مدینهی نبوی را از بین ببرند، چون احزاب همدست شدند برای اینکه اسلام را ریشهکن کنند،
چون هنوز افکار و ایمانها و دلها آن عمق لازم را در زمینهی مسائل اسلامی به طور عام پیدا نکرده، لذا
«مرجف» در «مدینه» قابل گذشت نیست.
)(لنغرینّک بهم)
(لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ
؛
یعنی اگر دست بر ندارند این
شایعهپراکنها، این
تشنجآفرینها، این کسانی که جامعه را از سلامت و از سکون و آرامش خودش میخواهند خارج کنند،
ما تو را
«اغرا» خواهیم کرد به آنها.
یعنی تو را به جان آنها خواهیم انداخت تا
انتقام مردم را بگیری.
یعنی یک لحن شدیدِ خشن در مقابل کسانی که جو سالم جامعه را حاضر نیستند تحمل کنند و سلامت جامعه را به حال خود بگذارند.
)(دموکراسی غربی و آزادی بیان)
حالا جنجال کنیم که این بر خلاف روشهای دموکراسی غربی است.
دموکراسی غربی این را قبول ندارد.
خب ما در بسیاری از جهات دموکراسی غربی را اصلاً قبول نداریم.
آن آزادی و دموکراسی نیست.
آن فتنه است.
آن دروغ است.
آن فریب است.
و همان طور که در خطبهی قبل عرض کردم، حتی در خود دموکراسیهای غربی هم علیرغم اینکه شعار آزادی بیان را علم کردند و آن را تو سر بلوک شرق زدند
- یعنی جوامع سوسیالیستی و کمونیستی، که میگویند شما ندارید، ما داریم -
در عین حال در خود آن کشورها هم آزادی بیان به معنای حقیقی کلمه اصلاً وجود ندارد.
(جنجال کفار قریش و روش غرب)
و جنجالی که آنها میکنند علیه یک بیان درست و حقیقتگو از قبیل همان جنجالی است که کفار قریش اطراف پیغمبر میکردند.
کسی نمیآمد دهن پیغمبر را بگیرد که آیهی قرآن نخواند.
چون به هر دلیلی این کار را نمیتوانستند بکنند.
اما آنقدر جنجال علیه اطراف پیغمبر به راه میانداختند که کسی صدای تلاوت قرآن به گوشش نرسد.
امروز روش غرب، روش آمریکا، روش تبلیغات صهیونیستی جهانی این است.
(سیاستهای مغرضانه در زمینه آزادی)
بنابراین آنها هم آزادی به هیچ وجه ندارند.
اما بههرحال ما روشها و پایههائی را که از روی سیاستهای مغرضانه اساساً در زمینهی مسائل آزادی در غرب گذاشته شده
- که بنده مفصل دربارهی این مطلب در چند خطبه در همین سلسلهی بحثها صحبت کردم - قبول نداریم و تکرار نمیکنم.
(تشنجآفرینی غیر از بیان اظهار عقیده)
به هر حال اسلام اینجوری است.
تشنجآفرینی را در جامعه قبول نمیکند.
این یکی از مرزهاست.
کسی حق ندارد بگوید که من میخواهم عقیدهی خودم را بیان کنم و بیان در اسلام آزاد است.
اجازه بدهید من حرفم را بزنم.
بله، بیان آزاد است.
اما اگر با این بیان کسی بخواهد جو آرام جامعه را، سلامت محیط همزیستی مردم این جامعه را به هم بزند، اسلام به هیچ وجه این را قبول ندارد.
میفرماید: (لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ
؛
دستگاهها موظف خواهند بود که یک چنین
بیانی را در مقابلش بایستند و
تعقیب قانونی و سیاسی و حقوقی بکنند.
این قابل قبول نیست.
این هم یکی از مرزهای آزادی است.
پس
بیان اظهار عقیده غیر از
تشنجآفرینی است.
)
گروه پژوهشی ویکی فقه.