• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مسئولیت مسلمین در سرزمین غیر اسلامی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





مسئولیت مسلمین در سرزمین غیر اسلامی، از مباحث مطرح در فقه سیاسی است.
احکام فقهی اقامت مسلمانان در سرزمین‌های غیر اسلامی، بر لزوم وفاداری به پیمان‌ها، رعایت حقوق دیگران و حرمت خیانت، جرم و نقض تعهدات تأکید دارد.
در عین حال، تعهدات و قراردادهای مخالف مصالح و احکام اسلامی، از دیدگاه فقه اسلامی فاقد اعتبار شمرده می‌شود.
مفهوم «هجرت فی‌سبیل‌الله» به‌عنوان ترک محیط‌های زیان‌بار برای حفظ ایمان، اخلاق و انجام وظایف دینی تبیین شده و اصلی دائمی در زندگی مسلمانان دانسته می‌شود.
آیات قرآن و روایات نبوی نیز استمرار حکم هجرت برای صیانت از دین و حفظ ارزش‌های اسلامی را مورد تأکید قرار داده‌اند.



مسلمانى كه در بلاد غير اسلامى سكونت اختيار مى‌كند، در صورتى كه ضمن كسب اجازه ورود به خاک غير اسلامى، از طرف بيگانگان، تعهد مشروعى سپرده باشد، بايد بر طبق آن تعهدات عمل نمايد و هرگز مجاز نيست بر خلاف آنچه به عهده گرفته است رفتار كند و نسبت به بيگانگانى كه او را امان داده‌اند، خيانت بورزد و از راه مكر و غدر، با آنان رفتار نمايد.
چنانكه هرگز حق ندارد در آنجا مرتكب قتل، جنايت، سرقت و جرائم ديگر شود و يا حقوقى كه از ديگران بر عهده اوست انكار كند.
[۱] به كتاب «جهاد» از جواهر الكلام، ص ۶۴۴-۶۴۵ (چاپ سنگى) مراجعه شود.

اصولاً هر مسلمانى مادام كه از فوايد امان در سرزمين بيگانگان برخوردار است، متعهد است كه از هر نوع اقدامى كه صدمه يا زيانى به غير مسلمان برساند خوددارى نمايد.

۱.۱ - لزوم احترام به پيمان‌ها و قراردادها

مسلمين همان‌طورى كه در سرزمين غير اسلامى موظف به انجام مقررات دينى و قانون اسلام مى‌باشند، همچنان وظيفه دارند كه به پيمان‌ها و تعهدات خود، چه در برابر حكومت بيگانه و چه نسبت به افراد بيگانه، تا آنجا كه تضادى با قانون اسلام نداشته باشد، احترام بگذارند و به وعده‌هاى خود وفا نمايند و انتقال آنان به سرزمين اسلامى هرگز مجوز نقض پيمان‌هاى مزبور نخواهد بود و بايد حقوقى كه بر عهده دارند پس از بازگشت به خاک اسلامى نيز ادا نمايند و هر نوع قراردادى كه منعقد نموده‌اند انجام دهند.


۱.۲ - بطلان تعهدات مخالف مصالح مسلمين

در عين حال هيچ مسلمانى نمى‌تواند عليه مصالح مسلمين با بيگانگان قراردادى منعقد نمايد و يا تعهداتى به گردن بگيرد و هرگاه چنين تعهداتى را كه از نظر قانون اسلام ممنوع و ملغى مى‌باشد، در برابر بيگانگان بر عهده گرفته باشد، به طور كلى از درجه اعتبار ساقط و هيچ‌گونه مجوزى بر احترام نهادن و عمل نمودن به آن نخواهد داشت.



قانون هجرت از فساد و گناه براى پاک‌سازى محيط زندگى و نگهدارى ايمان و تأمين امكانات جهت انجام وظايف، اختصاص به هجرت از سرزمين بيگانه و غير اسلامى ندارد، بلكه مسلمان بايد اين اصل را در تمام شرايط زندگى خود مراعات كند و هر نوع اقامتگاهى را كه به زيان ايمان و اخلاق وظيفه خود و خاندانش مشاهده مى‌كند ترک گويد و با انتخاب محيط زندگى تازه‌اى كه او را در انجام مسئوليت‌هايش يارى دهد، قدمى به سوى خدا بردارد.

۲.۱ - آيه قرآن درباره مهاجرت فى سبيل‌الله

قرآن اين گونه هجرت را «مهاجرت فى سبيل‌الله» مى‌نامد و می‌فرماید:
(وَ الَّذينَ هاجَروا فی الله مِنْ بَعْدِ ما ظُلِموا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فی الدُّنْيا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانوا يَعْلَمونَ الَّذينَ صَبَروا وَ عَلىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلونَ) (كسانى كه در راه خدا اقامتگاه خود را ترک مى‌گويند، از آن پس كه حقوقشان مورد تجاوز و ستم قرار گرفت، در زندگى اين دنيا نتايج خوبى در انتظارشان بوده و پاداش جهان ديگرش بيش‌تر و والاتر خواهد بود، اگر دانسته باشند. كسانى كه شكيباىی و استقامت از خود نشان مى‌دهند و كارشان را به پروردگارشان واگذار مى‌كنند.)


۲.۲ - روایات درباره هجرت براى حفظ دين

رسول گرامی اسلام، در مورد چنين كسانى كه به خاطر حفظ دين و موفقيت بيش‌تر براى انجام وظايف، اقدام به مهاجرت از محيط‌هاى فاسد مى‌كنند، مى‌فرمايد:
«من فر بدينه من ارض الى ارض و ان كان شبرا من الارض استوجب الجنة و كان رفيق أبيه ابراهيم و نبيه محمد (صلى‌الله‌عليه‌وآله).» (آن كس كه به خاطر حفظ دينش از سرزمينى به سرزمين ديگر فرار مى‌كند، گو اينكه به اندازه يک وجب زمين باشد، شايسته بهشت مى‌شود و همچنين پدرش ابراهیم و پيامبرش محمد (صلى‌الله‌عليه‌وآله) خواهد بود.)
در روايتى از پيامبر اكرم آمده است: «لا هجرة بعد الفتح» يعنى پس از فتح مکه ديگر مهاجرتى در اسلام وجود ندارد (يا مشروع نيست).
برخى از فقها به استناد اين روايت، وجوب هجرت را در مواردى كه گفته شد، نفى كرده‌اند. در صورتى كه استناد به اين حديث، موجب آن است كه مورد آيات گذشته به كلى منتفى گردد و آيات عملاً نسخ شود.
اكثر فقها به جز دلايل گذشته به متن روايت ديگرى از پيامبر اكرم استدلال كرده‌اند كه صريحاً ادامه حكم هجرت را بيان مى‌كند:
«لا تنقطع الهجرة حتى تنقطع التوبة و لا تنقطع التوبة حتى تطلع الشمس من مغربها» (هجرت هم‌چنان ادامه دارد، مادام كه توبه است و توبه هرگز حكمش منتفى نمى‌شود مگر آنكه خورشيد از مغرب طلوع كند!)
بر پايه اين روايت صريح گفته شده است كه حديث اول مربوط به هجرت از مکه است كه پس از فتح مكه ديگر مهاجرت از آن، هجرت از بلاد كفر نخواهد بود.


۱. به كتاب «جهاد» از جواهر الكلام، ص ۶۴۴-۶۴۵ (چاپ سنگى) مراجعه شود.
۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۰۷.    
۳. نحل/سوره۱۶، آیه۴۱-۴۲.    
۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۵.    
۵. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، - ط الاسلامیه، ج۱۳، ص۲۳۹.    
۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۶.    
۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۶.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص۲۵۳-۲۵۵.    


رده‌های این صفحه : فقه سیاسی | قرآن | هجرت




جعبه ابزار