مشرک

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در به مناسبت‌های مختلف از مسئله «شرک» و «» سخن به میان آمده است و در متعددی از آنها سخن گفته شده است.


معنای لغوی



مشرک، اسم فاعل از ریشه «
شرکدر دین اسلام، شرک در برابر توحید قرار دارد یعنی اعتقاد داشتن به چندین خدا و از گناهان کبیره محسوب می‌شود که نابخشودنی است
» است که در لغت به معنی مخلوط شدن مالکیت
[۱] راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دمشق بیروت، دارالعلم الدارالشامیة، ۱۴۱۲ق، چاپ اول، ص۴۵۱.
و
سهمبخشی از چیزى را که نامعین است سهم گفته می‌شود که در باب وصیت از آن نام برده‌اند
و نصیبمی‌باشد؛ برخی نیز از آن به همکاری و تقارن دو یا چند فرد در عمل یا امری، به نحوی که برای هر کدام از آنها نصیب یا تأثیری در آن وجود داشته باشد، تعبیر نموده‌اند.
[۳] مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه ونشر کتاب، ۱۳۶۰ش، ج‏۶، ص۴۸.
در اصطلاح قرآنی مشرک به شخصی اطلاق می‌گردد که برای شخصی یا شیئی وجودی مستقل و مؤثر، در عرض خداوند قائل باشد و در اعمال خود سهم و نصیبی برای غیر خدا قائل شود.
[۴] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏۶، ص۵۰.


مُشرک از دیدگاه قرآن



از آنجا که به مسأله
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
و یگانگی خدا عنایت ویژه‌ای دارد، با افرادی که به هر نحو این اصل را زیر پا نهاده و بنا به دلایل مختلف به مخالفت با این
رکنآنچه که ترک عمدی یا سهوی آن موجب بطلان عبادت شده و همچنین به هر یک از چهار زاویه کعبه رکن گفته می‌شود که از رکن به معنای نخست در باب صلات و در معنای دوم در باب حج سخن رفته است
عظیم نظام هستی پرداخته‌اند، به مبارزه و روشنگری برخواسته و با روش‌های متفاوت به بررسی و
ابطالباطل کردن و نابود ساختن را ابطال گویند
عقاید آنان پرداخته است؛ لذا قسم اعظمی از را به این قشر از انسان‌ها اختصاص داده و وضعیت دنیوی و اخروی آنها را به نمایش گذاشته است: «قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کیفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ مِنْ قَبْلُ کانَ أَکثَرُهُمْ مُشْرِکین‏»«بگو: در
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
سیرسیر به گیاهى معروف گفته می شود
کنید و بنگرید عاقبت کسانى که قبل از شما بودند، چگونه بود؟ بیشتر آنها مشرک بودند!»
به سفارش نموده تا در زمین سیر کنند و عاقبت این مشرکان را ببینند و در آن اندیشه کرده و عبرت بگیرند تا راه مشرکان را ادامه ندهند.
[۶] طیب، سید عبدالحسین؛ أطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم، ج‏۱۰، ص۳۹۵.


عقاید مشرکان از منظر قرآن




← اعتقاد به شراکت غیر خدا در تدبیر امور


یکی از مهمترین عقاید مشرکان، اعتقاد به شراکت
جنواژه ‌«جن» از دیدگاه قرآن نام یكی از موجودات است و وجود خارجی دارد
و
ملائکهملائکه (فرشتگان‏) موجوداتی صاحب عقل و شعور هستند و وظایف گوناگونی بر عهده دارند
در خلقت بندگان، در
تدبیرمشروط کردن آزادی برده به وفات مولا را تدبیر می‌گویند
امور، در امر
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
و... است؛ به این تصور که آفریدگار ، تدبیر جهان را بر اساس طبقاتى که در اجزاى آن هست، به موجوداتى شریف و مقرب درگاه خود واگذار نموده است:«وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَکاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُواْ لَهُ بَنِینَ وَ بَنَاتِ بِغَیرْعِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالىَ‏ عَمَّایصِفُون‏»«آنان براى خدا همتایانى از
جنّواژه ‌«جن» از دیدگاه قرآن نام یكی از موجودات است و وجود خارجی دارد
قرار دادند، در حالی که خداوند همه آنها را آفریده است و براى خدا، به
دروغ==تعریف دروغ== دروغ در لغت به معنای سخن نادرست، برگزیده فرهنگ قرآن، ص۳۶۹
و از روى
جهلجهل‌، واژه‌ای‌ در قرآن‌ و حدیث‌، که مخالف‌ علم‌ می ‌باشد
، پسران و دخترانى ساختند؛ منزه است خدا، و برتر است از آنچه توصیف مى‏کنند!»
در این
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
متذکر برخی از عقاید شرک آلود مشرکان شده است؛ چون برخی از آنان
شروریکی از موضوعاتی که از دیرباز ذهن فیلسوفان و متکلمان را به خود مشغول ساخته، مسأله شرور و ناملایمات در جهان آفرینش است
را به
شیطانهر موجود سرکش و متمرد از فرمان خداوند متعال از جن و انس که دور از رحمت است و کارش وسوسه خلق است را شیطان می‌گویند
نسبت می‌دادند و برخی دیگر که به فرزند دار بودن خدا معتقد بودند، آنها را به عنوان شرکائی برای خدا قلمداد کرده و آنها را مؤثر در وقایع عالم می‌دانستند؛ مانند یهود و که «عزیر نبی» و «عیسای مسیح» را فرزندان خدا می‌دانند.

← اعتقاد به شفاعت بتها


یکی از عقاید رایج بین مشرکان، اعتقاد به
شفاعتيکي از معتقدات ضروري شيعه و ديگر مذاهب اسلامي مسئله شفاعت است
بت‌هابت، تندیس ساخته شده از سنگ و مانند آن جهت پرستش است
نزد خداوند است، چنان‌چه قرآن از این
باطلباطل در لغت، قرآن و حدیث، اسم فاعل از بطلان است و دارای مفهوم تقابلی «ضد حق» است که در قرآن، حدیث، علوم بلاغی، منطق، فلسفه، فقه، اصول فقه، کلام و عرفان بسیار به کار رفته است
این گونه تعبیر نموده است:«وَ یعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لایضُرُّهُمْ وَ لاینْفَعُهُمْ وَ یقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَاللَّهِ...»«آنها غیر از خدا، چیزهایى را مى‏پرستند که نه به آنان مى‏رساند، و نه سودى مى‏بخشد و مى‏گویند: اینها
شفیعانبه صاحب حق شفعه، شفیع (به فتح شین) گفته می‌شود
ما نزد خدا هستند!...»
مشرکان به دلیل عدم لیاقت‌شان برای رسیدن به لقای الهی بدون واسطه، بت‌هایشان را به عنوان
شفیعبه صاحب حق شفعه، شفیع (به فتح شین) گفته می‌شود
نزد خدا قرار می‌دهند؛ زیرا قائلند که اینها نزد خداوند صاحب مقام و منزلت هستند؛ اما خداوند متعال این
اعتقاداعتقاد به معنی باور قلبی داشتن است
مشرکان را رد نموده و می‌فرماید: آنچه را که شما به عنوان واسطه فیض و شفاعت می‌کنید، هیچگونه نفع و ضرری برای شما ندارد.
[۱۱] بانوی اصفهانی امین، سیّده نصرت؛ مخزن العرفان فی تفسیر قرآن، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش، ج‏۶، ص۱۴۳. برای مطالعه ی بیشتر درباره این عقیده مشرکان می‌توان به زمر/۳ و ۴۳ نیز مراجعه نمود.


← اعتقاد به صاحب فرزند بودن خدا


گروهی از مشرکان (یهود و ) بر این عقیده‌اند که عُزیر (عزرای کاهن) و ، فرزند خدا هستند:«وَ قالَتِ الْیهُودُ عُزَیرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى‏ الْمَسیحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِک قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ یضاهِئُونَ قَوْلَ الَّذینَ کفَرُوا...»«یهود گفتند: عزیر
پسربه فرزند ذکور پسر گفته می‌شود و از آن به مناسبت در بابهای صلاة، صوم، نکاح و ارث سخن رفته است
خداست! و نصارى گفتند: مسیح پسر خداست! این سخنى است که با زبان خود مى‏گویند، که همانند گفتار
کافرانکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
پیشین است؛ خدا آنان را بکشد، چگونه از
حقحق در سه معنا استعمال شده است
انحراف مى‏یابند؟!...» همچنین آیات بقره/۱۱۶، مائده/۱۷ - ۱۸، مریم/۸۸ – ۹۲، أنبیاء/۲۶ و زمر/۴ نیز در این رابطه‌اند.
این
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
ناظر به این اعتقاد
اهل کتابمقصود از اهل کتاب، پیروان مذاهب و ادیانی می‌باشند که پیامبر آنان دارای کتابی بوده است که از سوی خداوند برای هدایت انسان‌ها به او وحی شده باشداز آن در بسیاری از باب‌های فقهی مانند طهارت، صلات، جهاد، نکاح و صید و ذباحه، از جهات مختلف بحث شده است
است که به جهت رسیدن به منافع خود، خداوند را به صورت شخصیتی که صاحب فرزند است تصور کرده، به‌طوری ‌که عزیر
نبینبی کسی است که طرف وحی قرار گیرد، اگر چه مأمور به تبلیغ نباشد
و عیسی نبی را فرزند او می‌دانستند؛ اما خدای تبارک این عقیده
باطلباطل در لغت، قرآن و حدیث، اسم فاعل از بطلان است و دارای مفهوم تقابلی «ضد حق» است که در قرآن، حدیث، علوم بلاغی، منطق، فلسفه، فقه، اصول فقه، کلام و عرفان بسیار به کار رفته است
را ساختگی دانسته و آن را سخنی بدون
دلیلدلیل همان مستند حکم شرعی است
و
برهانبه حجت قاطع و آشكار برهان گویند
می‌خواند که
شبیهشَبیه به معنای مَثَل است
و موافق با اقوال و عقاید است.
[۱۸] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو،۱۳۷۲ش، چاپ سوم، ج‏۵، ص۳۶.


← عدم اعتقاد به آخرت و معاد


عدم اعتقاد به
آخرتآخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعله از ماده «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین، قیامت یا دیگر»، عبارت از جهانی است که مردم پس از مردن، به آن در می‌آیند و برای همیشه در آن‌جا می‌زیند
و
معاد\'\'\'معاد\'\'\' واژهٔ عربی برگرفته از «عود» است و به‌معنای «بازگشتن»، «رستاخیز» یا «دوباره‌برخاستن» (پس از مرگ) است
دیگر مشرکان است که
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
در بسیاری از موارد آن را مطرح نموده است: «وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذینَ کفَرُوا وَ کذَّبُوا بِلِقاءِ الْآخِرَة... أیعِدُکمْ أَنَّکمْ إِذا مِتُّمْ وَ کنْتُمْ تُراباً وَ عِظاماً أَنَّکمْ مُخْرَجُون‏... إِنْ هِی إِلاَّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثین‏»«ولى اشرافیان (خودخواه) از قوم او که
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
بودند، و دیدار آخرت را
تکذیبتکذیب، انکار حقایق، دروغ دانستن آیات خدا و متهم کردن پیامبران به دروغگویی می‌باشد
مى‏کردند، گفتند:... آیا او به شما وعده مى‏دهد هنگامى که مردید و
خاکخاک، به مواد ناپیوسته پوشاننده قسمتهاى زیادى از زمین گفته می شود که از احکام آن در بابهاى طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
و استخوان‌هایى (پوسیده) شدید، بار دیگر (از
قبرها در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
) بیرون آورده مى‏شوید؟! مسلّماً غیر از این زندگی دنیاى ما، چیزى در کار نیست؛ پیوسته گروهى از ما مى‏میریم، و نسل دیگرى جاى ما را مى‏گیرد و ما هرگز برانگیخته نخواهیم شد!»
در این به نقل سخن مشرکان
قوم هودحضرت هود (علیه‌السلام) یکی از انبیای الهی است که نام مبارکش ده بار در قرآن آمده و یک سوره نیز به نام ایشان می‌باشد
یا صالح نبیپرداخته که آن‌ها پس از دعوت شدن به یکتاپرستی، با
انکارنفی چیزی و همچنین اظهار ناخوشایندی نسبت به منکر را انکار می‌گویند و از انکار به مفهوم نخست در بابهای طهارت، قضاء و حدود سخن رفته است
معاد و زندگی پس از
مرگمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
سعی می‌کنند عامه مردم را علیه پیامبرشان بشورانند:«وَ لَئنِ‏ْ أَطَعْتُم بَشَرًا مِّثْلَکمُ‏ْ إِنَّکمُ‏ْ إِذًا لَّخَاسِرُون‏»«و اگر از بشرى همانند خودتان اطاعت کنید، مسلّماً زیانکارید»آیات دیگر که در مورد عدم اعتقاد مشرکان به آخرت و معاد بوده از این قرار است: یونس/۱۵ و نیز همان سوره/۸۱ – ۸۳، صافات/۱۶و ۲۲، نازعات/۱۰ – ۱۲و جاثیه/۱۰ - ۱۲.

← اعتقاد به جبرگرایی


مشرکان برای توجیه
شرکدر دین اسلام، شرک در برابر توحید قرار دارد یعنی اعتقاد داشتن به چندین خدا و از گناهان کبیره محسوب می‌شود که نابخشودنی است
نسبت به خدا و عدم
انفاقانفاق، یکی از فضایل اخلاقی که در اسلام به طور مکرر به آن سفارش شده است، و در قرآن نیز به آن پرداخته شده است
خود به نیازمندان، خود را مجبور و مقهور خواست خداوند معرفی میکردند: «وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ...»«آنان گفتند: اگر خداوند رحمان مى‏خواست، ما آنها را پرستش نمى‏کردیم!»
در این ، مشرکان در پاسخ أنبیاء که چرا به خدا شرک می‌ورزید؟ می‌گفتند: اگر خدا می‌خواست ما مشرک نمی‌شدیم، آنها با این سخنان باطل و بی‌اساس، خود را مجبور به شرک می‌دانستند و خدا را مسئول گمراهی خود معرفی می‌کردند؛ چرا که او بر
هدایتهدایت، شناختن درست و صحیح هدف ، انتخاب راه و طریق صحیح برای رسیدن به هدف و پایداری در مسیر است
آنها قادر است؛ ولی عمداً آنها را در
ضلالتضلالت از جمله مفاهیمی است که در قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته است
نگه داشته است.
[۳۰] مدرسى، سیدمحمدتقى‏؛ من هدى القرآن‏، تهران، دار محبی‌الحسین، ۱۴۱۹ق، چاپ اول، ج‏۱۲، ص۴۵۰ و ۴۵۱.


مشرکان در قیامت



قرآن کریم برای
انذار•••••••••••••پیامبران، در میان سایر انذارگران به عنوان انذارگران الهی از جایگاه خاصّی برخوردارند
مشرکان، بنا به تناسب موقعیتشان صحنه‌هایی از عاقبت شوم آنان را در قیامت به تصویر کشیده که به برخی از آنها اشاره می‌گردد.

← پشیمانی


در روز قیامت که تکلیف مشرکان روشن می‌شود از
شرکدر دین اسلام، شرک در برابر توحید قرار دارد یعنی اعتقاد داشتن به چندین خدا و از گناهان کبیره محسوب می‌شود که نابخشودنی است
خود اظهار می‌کنند:
«وَ یوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذینَ أَشْرَکوا أَینَ شُرَکاؤُکمُ الَّذینَ کنْتُمْ تَزْعُمُونَ ثُمَّ لَمْتَکنْ فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا وَاللَّهِ رَبِّنا ما کنَّا مُشْرِکین»‏«آن روز که همه‌ آنها را محشور مى‏کنیم؛ سپس به مشرکان مى‏گوییم: معبودهایتان، که همتاى خدا مى‏پنداشتید، کجایند؟(چرا به یارى شما نمى‏شتابند؟!) سپس پاسخ و عذر آنها، چیزى جز این نیست که مى‏گویند: به خداوندى که پروردگار ماست که ما مشرک نبودیم!»
مشرکان در روز قیامت در برابر سؤالات در ارتباط با ساختگى بودن معبودها و اینکه هیچ گونه اثرى از قدرت‏ نمایى آنها در این عرصه وحشتناک دیده نمى‏شود! پاسخی جز
انکارنفی چیزی و همچنین اظهار ناخوشایندی نسبت به منکر را انکار می‌گویند و از انکار به مفهوم نخست در بابهای طهارت، قضاء و حدود سخن رفته است
شرکدر دین اسلام، شرک در برابر توحید قرار دارد یعنی اعتقاد داشتن به چندین خدا و از گناهان کبیره محسوب می‌شود که نابخشودنی است
و بیزاری از آن ندارند.

← لعن یکدیگر


مشرکان و معبودان آنها در صحنه قیامت، به
لعنلعن و نفرین، دعا برای دوری از رحمت خداوند است
و یکدیگر می‌پردازند؛
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
این واقعه را این گونه بیان نموده است: «وَ قالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً مَوَدَّةَ بَینِکمْ فِیالْحَیاةِ الدُّنْیا ثُمَّ یوْمَ الْقِیامَةِ یکفُرُ بَعْضُکمْ بِبَعْضٍ وَ یلْعَنُ بَعْضُکمْ بَعْضاً»«(
ابراهیمابراهیم خلیل از پیامبران اولوالعزم، دارای شریعت و کتاب آسمانی به نام « صحف »، مورد احترام همه پیروان توحیدی می‌باشد
) گفت: شما غیر از خدا
بت‌هاییبت، تندیس ساخته شده از سنگ و مانند آن جهت پرستش است
براى خود انتخاب کرده‏اید که مایه‌ دوستى و محبت میان شما در زندگى
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
باشد؛ سپس روز قیامت از یکدیگر بیزارى مى‏جویید و یکدیگر را
لعنلعن و نفرین، دعا برای دوری از رحمت خداوند است
مى‏کنید!»
حضرت
ابراهیمابراهیم خلیل از پیامبران اولوالعزم، دارای شریعت و کتاب آسمانی به نام « صحف »، مورد احترام همه پیروان توحیدی می‌باشد
(ع) برای مقابله با مشرکان که بت‌ها را مایه دوستی و نزدیکی به همدیگر می‌دانستند، به آنها گوشزد می‌کند که در روز قیامت با دیدن
عذابدر قرآن کریم، بارها از عذاب گناهکاران سخن به میان آمده است
الهی، این رشته محبت بین شما گسسته شده و لعن و جایگزین آن می‌گردد.
[۳۴] مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج‏۱۰، ص۲۹.


← استمداد از معبودان خود


در روز قیامت مشرکان از معبودهایی که به عنوان شریک خداوند قرار داده بودند، یاری میجویند: «وَ یوْمَ یقُولُ نادُوا شُرَکائِی الَّذینَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْیسْتَجیبُوا لَهُمْ...»«به خاطر بیاورید روزى را که (خداوند) مى‏گوید: همتایانى را که براى من مى‏پنداشتید، بخوانید (تا به کمک شما بشتابند!)؛ ولى هر چه آنها را مى‏خوانند، جوابشان نمى‏دهند...»
خداوند برای این که به مشرکان ثابت کند که چیزهایی که برای خدا شریک قرار داده‌اند، هیچ قدرتی ندارند و این آنها تنها بر اساس توهمات، پایه ریزی شده، با تصویر وضعیتشان در قیامت، آنها را به تفکر وامی‌دارد تا درباره شرک خود دقت بیشتری کنند. این
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
متذکر می‌شود که خداوند در روز قیامت به مشرکان امر می‌کند تا از شریکان ساختگی درخواست کمک کنند، اما هیچ گونه جوابی در یاری‌خواهی از آنها داده نمی‌شود، چرا که آنها هیچ
قدرتقدرت یکی از صفات الهی است
و نفع و
ضرریضرر، مقابل نفع عبارت است از ورود نقصان در مال، جان و آبرو؛ واژه ضرر درباره آبرو کمتر به کار رفته است
ندارند.
[۳۶] فضل‌الله، سیدمحمدحسین؛ ‏تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دارالملاک، ۱۴۱۹ق، چاپ دوم، ج‏۱۴، ص۳۴۷.


← تسلیم شدن نزد خدا


مشرکان در قیامت در برابر خواست خدا
تسلیمتسلیم، به معنای سلام کردن در نماز است
مطلق‌اند:
«اُحْشُرُوا الَّذینَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ وَ ما کانُوا یعْبُدُون ‏مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلىَ‏ صِرَاطِ الجَحِیم‏... مَا لَکمُ‏ْ لَاتَنَاصَرُون ‏بَلْ هُمُ الْیوْمَ مُسْتَسْلِمُون‏»«(در این هنگام به دستور داده مى‏شود:) و هم‌ردیفانشان و آنچه را مى‏پرستیدند (آرى آنچه را) جز خدا مى‏پرستیدند، جمع کنید و به سوى راه هدایتشان کنید!... شما را چه شده که از هم یارى نمى‏طلبید؟! ولى آنان در آن روز تسلیم قدرت خداوندند!»
آیه دالّ بر این مطلب است که مشرکان و معبودهای آنها همگی در قیامت محشور می‌شوند، در حالی ‌که معبودهای خود را که به یاری آنها امید و تکیه داشتند، نیز همراه خود حاضر می‌بینند، و چاره‌ای جز تسلیم ندارند؛ چون مستسلم به کسى گفته می‌شود که خود بخود تسلیم نمیشود؛ بلکه باید او را به
اجباراجبار از ماده جبر است و به آن الجاء هم گفته‌اند
تسلیم کنند.
[۳۸] أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۱۱، ص۱۳۶.


قرآن و اتمام حجت با مشرکان



یکی از سنت‌های الهی که در تمام اعصار تاریخ
بشرموجود قائم بر دو پا که در اصطلاح آدم و بشر اطلاق می‌‌شود را انسان گویند
به آن عمل شده،
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
اتمام حجت با و مشرکان است: «وَ مَا کانَ رَبُّک مُهْلِک الْقُرى‏ حَتَّى یبْعَثَ فِی أُمِّها رَسُولًا یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِنا...»«و پروردگار تو هرگز شهرها و آبادیها را هلاک نمى‏کرد تا اینکه در کانون آنها پیامبرى مبعوث کند که ما را بر آنان بخواند...»
بنابر آیات
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
در هیچ زمانی بدون اتمام
حجتبرای حضرت ولی عصر (ارواحناله‌الفدا)، حضرت مهدی (علیه‌السلام ) القابی ذکر شده است که یکی از آن القاب حجت می‌باشد
که به طرق مختلفی صورت می‌گرفته از جمله:
بعثتبعثت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهم‌ترین فراز از تاریخ اسلام است که به عنوان حادثه‌ای بس بزرگ و عظیم نقش مهم و تأثیرگذاری در سرنوشت انسان‌ها داشته است
رسولان، نزول کتب آسمانی، إخبار از
عذابدر قرآن کریم، بارها از عذاب گناهکاران سخن به میان آمده است
و نابودی گذشتگان،
معجزاتدر این که حقیقت معجزه چیست حرف و حدیث های فراوانی مطرح شده است و جای بحث‌های فراوان دیگری نیز هست
و دلایل، عذابی بر مشرکان و کفار نازل نشده است.
[۴۰] أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۱۰، ص۲۵۸.
از باب نمونه به ذکر دو
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
بسنده می‌شود: «وَ ما أَهْلَکنا مِنْ قَرْیةٍ إِلاَّ وَ لَها کتابٌ مَعْلُومٌ»«ما اهل هیچ شهر و دیارى را هلاک نکردیم مگر اینکه اجل معین
زمانزمان به معنای مدت است که با وقت و اجل متفاوت است
تغییر ناپذیرى) داشتند!» و «فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُود»«اگر آنها روى‏گردان شوند، بگو: من شما را از صاعقه‏اى همانند
صاعقهصاعقه، همان آذرخش است
عاد و
ثمودبعد از وفات، حضرت هود (علیه‌السلام)، نسل پیروان او نیز به سرای باقی شتافت و نسل‌های جدیدی پا به جهان گذاشتند و اندک‌اندک رشد کردند و به تدریج، نیرنگ، شرک و کفر در آنان کارگر افتاد و شیطان توانست آنان را بفریبد و فرمان‌های شیطان را به خوبی اجرا کردند و سرسپرده او شدند، قبیله «ثمود» از همین نسل‌های جدید بنیان نهاده شد
مى‏ترسانم!»

مشرکان و عذاب مضاعف



سران مشرکان و پیروان آنها هنگام ورود به
جهنمجهنم جایگاه کافران و منافقان در عالم آخرت است و از آن به مناسبت در باب هایی نظیر طهارت و صلاة، سخن گفته‌اند
، همدیگر را
لعنلعن و نفرین، دعا برای دوری از رحمت خداوند است
کرده و پیروانشان برای رهبران مشرک خود از خداوند درخواست عذاب دو برابر می‌کنند: «...قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِکلٍّ ضِعْفٌ وَ لکِن لَّاتَعلَمُونَ»«...(در این هنگام) گروه پیروان درباره‌ی پیشوایان خود مى‏گویند: خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند پس کیفر آنها را از
آتشآتش‏ ماده ای است که می سوزاند و گرما و نور تولید می کند و از آن در باب‏هاى طهارت، صلات، جهاد، صید و ذباحه و حدود سخن رفته است
دو برابر کن! (کیفرى براى گمراهیشان، و کیفرى بخاطر گمراه ساختن ما.) مى‏فرماید: براى هر کدام (از شما) عذاب مضاعف است؛ ولی نمی‌دانید.»
پیروان مشرکین پاسخ می‌شنوند که برای همه شما عذاب مضاعف است و عذاب پیروان به این دلیل مضاعف است که آنها بدون دلیل عقلی و شناخت از واقعیتها از رهبران مشرک پیروی کرده و عنان خود را به دست آنها سپرده و عقاید ضالّه آنها را
تبلیغتبلیغ، رساندن مجموعه اطلاعاتی به مخاطب به منظور اقناع و برانگیختن احساسات او به سود یا بر ضد یک موضوع است
و ترویج دادند.
[۴۴] مصطفوی، حسن؛ تفسیر روشن، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ش، چاپ اول، ج‏۸، ص۳۴۲.



پانویس


 
۱. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دمشق بیروت، دارالعلم الدارالشامیة، ۱۴۱۲ق، چاپ اول، ص۴۵۱.
۲. لسان العرب، ج۱۰، ص۴۴۹.    
۳. مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه ونشر کتاب، ۱۳۶۰ش، ج‏۶، ص۴۸.
۴. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏۶، ص۵۰.
۵. روم/سوره۳۰، آیه۴۲.    
۶. طیب، سید عبدالحسین؛ أطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم، ج‏۱۰، ص۳۹۵.
۷. تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۲۶۶.    
۸. انعام/سوره۶، آیه۱۰۰.    
۹. تفسیر التبیان، ج۴، ص۲۱۹.    
۱۰. یونس/ سوره۱۰، آیه۱۸.    
۱۱. بانوی اصفهانی امین، سیّده نصرت؛ مخزن العرفان فی تفسیر قرآن، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش، ج‏۶، ص۱۴۳. برای مطالعه ی بیشتر درباره این عقیده مشرکان می‌توان به زمر/۳ و ۴۳ نیز مراجعه نمود.
۱۲. توبه/سوره۹، آیه۳۰.    
۱۳. بقره/سوره۲، آیه۱۱۶.    
۱۴. مائده/سوره۵، آیه۱۷و ۱۸.    
۱۵. مریم/سوره۱۹، آیه۸۸-۹۲.    
۱۶. انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۶.    
۱۷. زمر/سوره۳۹، آیه۴.    
۱۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو،۱۳۷۲ش، چاپ سوم، ج‏۵، ص۳۶.
۱۹. مومنون/سوره۲۳، آیه۳۳ و ۳۵ و ۳۷.    
۲۰. تفسیر التبیان، ج۷، ص۳۶۵.    
۲۱. تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۳۱.    
۲۲. مومنون/سوره۲۳، آیه۳۴.    
۲۳. یونس/سوره۱۰، آیه۱۵.    
۲۴. یونس/سوره۱۰، آیات۸۱-۸۳    
۲۵. صافات/سوره۳۷، آیه۱۵.    
۲۶. صافات/سوره۳۷، آیه۲۲.    
۲۷. نازعات/سوره۷۹، آیه۱۰-۱۲.    
۲۸. جاثیه/سوره۴۵، آیه۱۰-۱۲    
۲۹. زخرف/سوره۴۳، آیه۲۰.    
۳۰. مدرسى، سیدمحمدتقى‏؛ من هدى القرآن‏، تهران، دار محبی‌الحسین، ۱۴۱۹ق، چاپ اول، ج‏۱۲، ص۴۵۰ و ۴۵۱.
۳۱. انعام/سوره۶، آیه۲۲ و ۲۳.    
۳۲. تفسیر نمونه، ج۵، ص۱۸۵ و ۱۸۶.    
۳۳. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۵.    
۳۴. مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج‏۱۰، ص۲۹.
۳۵. کهف/سوره۱۸، آیه۵۲.    
۳۶. فضل‌الله، سیدمحمدحسین؛ ‏تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دارالملاک، ۱۴۱۹ق، چاپ دوم، ج‏۱۴، ص۳۴۷.
۳۷. صافات/سوره۳۷، آیات۲۲ تا ۲۶.    
۳۸. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۱۱، ص۱۳۶.
۳۹. قصص/سوره۲۸، آیه۵۹.    
۴۰. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۱۰، ص۲۵۸.
۴۱. حجر/سوره۱۵، آیه۴.    
۴۲. فصلت، سوره۴۱، آیه۱۳.    
۴۳. اعراف/سوره۷، آیه۳۸.    
۴۴. مصطفوی، حسن؛ تفسیر روشن، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ش، چاپ اول، ج‏۸، ص۳۴۲.


منبع



سایت معارف قرآن    




جعبه ابزار