مصلحت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مصلحت در
لغتلغت صوتی است که هر قوم از اغراض خویش تعبیر می‌کنند
به معنای ،
خیرخَیر مقابل شر است
و صواب است.
و
جمعجمع معانی زیادی در کاربردهای مختلف دارد که در مقاله ذیل به آن پرداخته می شود
مصلحت مصالح است.
[۲] المصباح المنیر، ذیل «صلح».



معنای اصطلاحی مصلحت



در
اصطلاحاصطلاح نقل لفظ از معنی لغوی به معنی دیگر را گویند
به معنای
سببسبب، وصف وجودی که حکم دائر مدار آن است، مقابل مباشر و مقابل نسب
رسیدن به مقصود
شارعبه وضع کننده قوانین شرعی شارع‏ می‌گویند که در اصطلاح به خداوند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اطلاق می شود
و به دست آوردن آن است اعم از
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
که مربوط به
حقحق در سه معنا استعمال شده است
خود شارع است یا
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
که برای نفع بندگان و انتظام معاش و احوال آن‌هاست.
[۴] اسبوع الفقه الاسلامی، ص۲۶۳.

حجت الاسلام غزالی در المستصفی می‌نویسد: مصلحت در
اصلاصل به معنی قانون، مرجعِ هنگامِ شک بوده و همچنین در معنای نوشته آغازین حدیثی ( اصول اربعمائه) نیز می‌باشد و از آن در اصول فقه، مباحث الفاظ سخن رفته است
عبارت است از
جلبجَلَب به فتح جیم و باء به معنای استقرار فرد در محل متعلق زکات است که زکات را جمع آوری می کند
منفعت و
دفعدفع به معنی منع از وجود شیء دارای مقتضی است
مضرت، لیکن این
مفهومدلالت باواسطه و غیرمطابقی کلام را مفهوم گویند
، منظور ما نیست زیرا جلب منفعت و دفع ضرر مقاصد
خلقخُلُق به ضم خاء یا خُلْق، جمع اخلاق به‌معنای صورت باطنی انسان است که سیرت نیز نامیده می‌شود
است لیکن مراد ما (اصولیین) از مصلحت محافظت بر مقصود است.

← منظور از مقصود شرع نسبت به خلق


مقصود شرع نسبت به خلق پنج
امرامر لفظ مشترک بین معنای طلب و غیر آن می باشد
است بدین ترتیب:
الف) حفظ .
ب) حفظ نفوس.
ج) حفظ عقول.
د) حفظ نسل.
ه) حفظ اموال.
پس آن‌چه متضمن و متکفل
حفظحفظ در دو معنا استعمال شده است
این پنج‌گانه باشد مصلحت و آن‌چه سبب تقویت آن‌ها باشد مفسده نامیده می‌شود.
حفظ این اصول خمسه در حد
ضروراتواژه ضرورت در لغت ،منطق و فلسفه کاربرد دارد
بوده و از لحاظ مرتبه قوی‌ترین و بالاترین مصالح است فی‌المثل
شارعبه وضع کننده قوانین شرعی شارع‏ می‌گویند که در اصطلاح به خداوند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اطلاق می شود
مقدس برای حفظ دین فرمان به قتل
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
داده است.
و برای حفظ
نفوس"ن ف س" در اصل لغت برخروج نسیم دلالت می‌کند و تنفس نیز به همین معنا می‌باشد
مردم
قصاص قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است
را
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
ساخته است.
و برای حفظ
عقولعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
مردم شرب خمر را
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
دانسته و حدی برای آن تعیین نموده است.
و برای حفظ نسل و انساب مردم کیفری برای
زنازنا از گناهان کبیره واز موجبات حد در اسلام به شمار می رود
معین فرموده است.
و برای حفظ اموال مردم به زجر و
شکنجهشکنجه‏ به آزار جسمی یا روحی برای اجبار کردن کسی به کاری گفته می شود
سارقین و غاصبین فرمان داده است.
[۷] المستصفی، ج۱، ص۱۴۰.

بالجمله این قسم مصالح که دین و
دنیایدنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
مردم به آن بستگی دارد ضروریه نامیده می‌شود و دو قسم دیگر به نام‌های مصالح حاجیه و مصالح تحسینیه نامیده می‌شوند.

←← منظور از مصالح حاجیه


مصالح حاجیه یعنی آن‌چه به منظور رفع و دفع مشقت از مردم مورد توجه شارع قرار گرفته است مانند
بیعبِیْع، اصطلاحی فقهی و حقوقی، ناظر به گونه‌ای از معامله که در آن کالایی با عوضی معلوم، اعم از کالا یا وجه نقد مبادله می‌شود
و
شراءشراء به خریدن و فروختن، گفته می شود
و
اجارهاجاره در لغت از ریشه اجر به معنای رهانیدن، به فریاد رسیدن، چیزی را به فرد دادن می‌باشد
و
رخصتاذن به انجام دادن یا ترک کارى پس از منع آن را رخصت گویند
در قصر نماز و
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
.

←← منظور از مصالح تحسینیه


مصالح تحسینیه یا تزیینیه پیروی و
تقلیدتقلید مصدر «قلّد» به معناى انداختن گردنبند و یا قلاده به گردن کسى است و «تقلید بَدَنه» به معناى آن است که قلاده و یا نشانه اى به گردن شتر قربانى بیندازند، به نشانه آن که قربانی حج است
از محاسن عادات و شیوه‌های مروت و جوان‌مردی که جامع آنها
مکارم الاخلاقمؤلف کتاب مکارم الاخلاق رضی الدین، حسن بن فضل طبرسی، از علمای قرن ششم هجری، فرزند امین الاسلام طبرسی، صاحب تفسیر مجمع البیان است
نامیده می‌شود.
[۸] المستصفی، ج۱، ص۱۴۰.
[۹] ارشاد الفحول (شوکانی)، ص۲۱۶.
[۱۰] الاحکام (آمدی)، ج۳، ص۲۵۲.
[۱۱] اسبوع الفقه الاسلامی، ص۲۶۶.


پانویس


 
۱. لسان العرب، ماده «صلح»، ج۲، ص۵۱۶.    
۲. المصباح المنیر، ذیل «صلح».
۳. مجمع البحرین، چاپ ایران، ۱۳۲۱ ه.ق، ج۲، ص۶۲۵.    
۴. اسبوع الفقه الاسلامی، ص۲۶۳.
۵. الاصول العامه للفقه المقارن، ص۳۸۱.    
۶. الاصول العامه للفقه المقارن، ص۳۸۱.    
۷. المستصفی، ج۱، ص۱۴۰.
۸. المستصفی، ج۱، ص۱۴۰.
۹. ارشاد الفحول (شوکانی)، ص۲۱۶.
۱۰. الاحکام (آمدی)، ج۳، ص۲۵۲.
۱۱. اسبوع الفقه الاسلامی، ص۲۶۶.


منبع



جابری عرب‌لو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه فارسی، ص۱۶۱.



جعبه ابزار