معجزه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در این که حقیقت معجزه چیست حرف و حدیث های فراوانی مطرح شده است و جای بحث‌های فراوان دیگری نیز هست.


حقیقت معجزه



- علیه السلام - در تعریف معجزه می‌فرماید: «و المعجزه علامهٌ لله لا یعطیها إلا انبیاءهُ و رُسُلَهُ و حججه لیعرف به صدق الصادق من کذب الکاذب؛ «معجزه» نشانه‌ای از است که آن را جز به و فرستادگان و
حجت‌هایبرای حضرت ولی عصر (ارواحناله‌الفدا)، حضرت مهدی (علیه‌السلام ) القابی ذکر شده است که یکی از آن القاب حجت می‌باشد
خود نمی‌دهد، تا به وسیله‌ی آن، راستگویی (مدّعیان ارتباط با خدا) از
دروغگویی==تعریف دروغ== دروغ در لغت به معنای سخن نادرست، برگزیده فرهنگ قرآن، ص۳۶۹
(مدّعیان دروغین) شناخته شود.»
در توضیح این
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
شریف باید دانست که معجزه
[۲] واژه «معجزه» از «عجز» ـ مقابل قدرت ـ گرفته شده و از وصفیّت به اسمیّت نقل گردیده و تا را به علامت نقل آورده اند، مانند تای صمدیه و برخی آن را تای مبالغه می دانند، مانند تا در «علامه».

چنان که از لفظش پیدا است ـ یعنی عاجز کننده و آن کار خارق العاده‌ای است که نوع
بشرموجود قائم بر دو پا که در اصطلاح آدم و بشر اطلاق می‌‌شود را انسان گویند
، حتی نوابغ در تمام
زمان‌هازمان به معنای مدت است که با وقت و اجل متفاوت است
از آوردن آن عاجز باشند، و اساساً معجزه فراتر از نیروی بشر است و پیامبران به
ارادهخواستن و همّت و اراده، آن قدر مهم است که گفته شده، خواستن، توانستن است، یعنی این که اگر کسی علاقمند به انجام کاری باشد در مقابل سختی ها و مشقت های آن مقاومت می کند، پس گویا که از همین الان به مقصد و مقصودش رسیده است
و مشیت خدا، برای
اثباتاثبات به دو معنا بکار میرود: ۱ - احراز وجود خارجی موضوع دارای اثر شرعی، ۲ - اقامه دلیل بر دعوا نزد قاضی
درستی ادعای رسالت خویش، انجام می دهند و
دعوتدعوت به معنای فراخواندن کسي به چیزي یا انجام دادن کاري است
به «مقابله به مثل» (
تحدیتَحَدّی، اصطلاحی در علوم قرآنی و کلام اسلامی، به معنای هماورد جویی قرآن کریم، یا در تعریف گسترده‌تر آن، هماورد جویی هر پیامبر آورندۀ معجزه با هدف اثبات عجز مخالفان می‌باشد
) نیز می‌نمایند.

تعبیر قران از معجزه



قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
کریمکریم (الکریم)، یکی از اسمای حسنای خداوند است
از این واژه به «آیت»، یعنی نشانه و علامت، و نیز به «
بینهبیّنه به معانی: ۱
» تعبیر کرده است و در (از جمله روایت فوق) و
فرهنگبرای فرهنگ تعاریف مختلفی کرده‌اند، به طور کلی فرهنگ، عبارت است از عقیده، برداشت و تلقی هر انسانی از واقعیات و حقایق عالم و نیز خلقیات فردی و خلقیات اجتماعی و ملی
متکلمان (از آن نظر که این نشانه، ناتوانی سایر افراد را آشکار می‌سازد) به «معجزه» تعبیر شده است.
قرآن کریم نقل می‌کند که مردم هر زمان، از پیامبران زمان خویش تقاضای «آیت» و «معجزه» می‌کردند و آن‌ها نیز به درخواست‌هایی که معقول و منطقی و در راستای حقیقت جویی بود، پاسخ مثبت می دادند، ولی اگر درخواست‌ها از سوی مردمی بهانه‌جو بود و به جهت دشمنی و
مبارزهبَرَزَ در لغت به معنی ظاهر شدن پس از کتمان، برتری در فضیلت، و شجاعت در جنگ تن به تن آمده است
و
معارضهمعارضه، اقامه دلیل بر خلاف ادعای مستدل، بعد از اقامه دلیل توسط مستدل می باشد
باپیامبران صورت می گرفت، چون پیامبران برای اثبات رسالت خویش به مقدار لازم، معجزه آورده بودند، به خواسته‌ی آن‌ها پاسخ نمی‌دادند.

نمونه هایی از معجزات



قرآن کریم معجزه‌های زیادی را برای پیامبران نقل کرده است؛ مانند: کردن مرده، علاج بیماران صعب العلاج و علاج کور مادرزاد، سخن گفتن در گهواره،
تبدیلتبدیل یعنی تغییر دادن و عوض کردن یک چیز با چیز دیگر
عصاعصا وسیله‌ای چوبی یا فلزی دارای سر خمیده و بر گشته می باشد که مورد استفاده افراد پیر یا ناتوان در هنگام راه رفتن قرار می گیرد
به اژدها، خبر دادن از نهان و آینده و....
[۳] وحی و نبوّت، ص ۱۲.


ارکان اساسی معجزه



از آنچه گفته شد، می توان چهار
رکنآنچه که ترک عمدی یا سهوی آن موجب بطلان عبادت شده و همچنین به هر یک از چهار زاویه کعبه رکن گفته می‌شود که از رکن به معنای نخست در باب صلات و در معنای دوم در باب حج سخن رفته است
اساسی برای معجزه بیان کرد:
۱. کاری خارق العاده است که از حدود توانایی نوع
بشرموجود قائم بر دو پا که در اصطلاح آدم و بشر اطلاق می‌‌شود را انسان گویند
خارج بوده و هیچ کس ـ هر چند نابغه باشد ـ نمی تواند به اتکای نیروی انسانی، همانند آن را بیاورد؛
۲. این کار خارق العاده، تنها با
اذناذن، رخصت در تصرف از سوی مالک يا شخص به منزله مالک را گویند
و مشیت الهی صورت می گیرد؛
۳. همراه با ادعای پیامبری است؛ یعنی آورنده آن، به عنوان یک
سندسند همان زنجیره ی راویان حدیث است كه متن را از معصوم خبر می دهند
زنده، آن را برای اثبات رسالت انجام دهد؛
۴. همراه با «
تحدیتَحَدّی، اصطلاحی در علوم قرآنی و کلام اسلامی، به معنای هماورد جویی قرآن کریم، یا در تعریف گسترده‌تر آن، هماورد جویی هر پیامبر آورندۀ معجزه با هدف اثبات عجز مخالفان می‌باشد
» است؛ یعنی فراخواندن به
معارضهمعارضه، اقامه دلیل بر خلاف ادعای مستدل، بعد از اقامه دلیل توسط مستدل می باشد
و مقابله به مثل؛ به این ترتیب که از تمام انسان‌ها
دعوتدعوت به معنای فراخواندن کسي به چیزي یا انجام دادن کاري است
کند که اگر می توانند و
قدرتقدرت یکی از صفات الهی است
دارند، مانند آن را بیاورند.
بنابراین، اگر یکی از موارد یاد شده در کار نباشد، نمی توان آن را معجزه نامید.

فرق معجزه با امور خارق العاده



معجزه دارای امتیازها و ویژگی‌هایی است که در سایر کارهای خارق العاده وجود ندارد. این ویژگی‌ها عبارت است از:
۱.
سحرسحر، به کسر سین و سکون حاء، به معنای جادو و افسون می‌باشد
و و مانند آن، اموری فرا گرفتنی هستند و انجام آن ها به
آموزشآموزش به عمل یاد دادن (تعلیم) و یاد گرفتن (تعلّم) می گویند که از آن در باب‌هاى: اجتهاد و تقلید، صلات، زکات، تجارت، اجاره، نکاح و دیات به مناسبت سخن رفته است
و
تمرینتکرار عمل به منظور حصول عادت و آسان شدن آن بر انسان را تمرین گویند و از آن به مناسبت در بابهای صلات، صوم و حج یاد شده است
و
ریاضتریاضت در لغت به معنای تربیت کردن و در اصطلاح علم اخلاق به معنای وادار کردن نفس بر ادای واجبات و اجتناب از محرمات است
نیاز دارد
[۴] قرآن در این زمینه می فرماید: «وَ لکِنَّ الشَّیاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ؛ بقره،۱۰۲. لکن شیاطین کفر ورزیده و به مردم سحر تعلیم می دادند.»
ولی معجزه، بدون آموزش و تمرین، آورده می شود؛ برای مثال، حضرت - علیه السلام - در گهواره با سخن گفتن خود،
اعجازیکی از مباحثی که از ابتدای نزول قرآن پیوسته مورد بحث مفسران بوده است بحث اعجاز آن بوده است و همه پیامبران برای اثبات نبوت خود متمسک به معجزه می‌شدند
می‌کند، بدون آن که آموزش و
تربیتتربیت یعنی پرورش در جهت رشد و کمال
در این زمینه دخالتی داشته باشد.
۲. ساحران و مرتاضان و مانند آن ها، در هر شرایطی از
زمانزمان به معنای مدت است که با وقت و اجل متفاوت است
و
مکانمکان در لغت اسم مکان از ماده "مکن" و به معنای "جا"، "موضع" و محل است
و با هر ابزاری، بر انجام کارهای خود توانایی ندارند و قدرت آن‌ها به امور معینی محدود است؛ لذا برای همه‌ی افراد، همان کارهای معین را
تکرارانجام دادن عمل بیش از یک بار را تکرار گویند و از آن در اصول فقه، بخش الفاظ و نیز در بسیاری از بابهای فقهی نظیر طهارت، صلات، حج، ظهار، حدود و قصاص به مناسبت سخن رفته است
می کنند، ولی معجزه‌های پیامبران، هیچ یک از این قیدها و شروط را ندارد؛ چرا که به نیروی لا یزال و نامحدود الهی وابسته است؛ از این رو، گاه مردم امر بی‌سابقه‌ای را از می خواستند و او به اذن ، آن راـ بر طبق خواسته‌های آن‌ها ـ انجام می داد.
۳. ساحر و جادوگر ادعای پیامبری ندارد؛ اما پیامبر همزمان با ارائه‌ی معجزه، به پیامبری خویش
تصریحتصریح به آن نوع سخن گفتنى اطلاق مى‏شود که در آن احتمال خلاف ظاهر لفظ نمى‏رود
می کند.( و یا
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
ـ با تعمیم در
مفهومدلالت باواسطه و غیرمطابقی کلام را مفهوم گویند
معجزه ـ
اظهاراظهار در دو معنای آشکار کردن و ادای حرف از مخرج بدون ادغام و غنّه
می‌کند که وصی و خلیفه پیامبر است.)
۴. سحر و جادو با نیروی قوی تر و بالاتر از نوع خود، قابل معارضه و شکست پذیر است، ولی معجزه را نمی‌توان شکست داد و با آن مقابله کرد.
۵. صاحبان سحر و جادو در بیشتر موارد به دنبال
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
و منافع خود هستند و یا
اخلاقاخلاق، جمع خلق به معنای خصلت‌های نفسانی انسان اعم از فضائل و رذائل است
فاسدی دارند که نشان می دهد آنچه انجام می دهند، معجزه نیست، ولی معجزه تنها از کسانی صادر می‌شود که جلوه گاه ویژگی های نیک و اخلاق پسندیده هستند و دارای هدف عالی تربیتی و انسانی می‌باشند.
۶. معجزه ، بر خلاف سحر و جادو، همراه با تحدی است؛ یعنی دعوت به مقابله و معارضه و
اعلانآشکار کردن را اعلان گویند
به مردم که اگر می‌توانند، مانند آن را بیاورند.(البته لازم نیست که تحدی به صراحت اعلام شود، بلکه اگر کیفیت آوردن معجزه به گونه‌ای باشد که همگان تحدی را از آن بفهمند، کفایت می کند.)

برهان معجزه



فیلسوفان و متکلّمان درباره
دلالتواژه دلالت به دو معنی به کار رفته است: ۱
یا عدم دلالت معجزه بر وجود خداوند، نظریات متفاوتی دارند. برخی از این اندیشمندان رابطه منطقی بین معجزه و
اثباتاثبات به دو معنا بکار میرود: ۱ - احراز وجود خارجی موضوع دارای اثر شرعی، ۲ - اقامه دلیل بر دعوا نزد قاضی
وجود خدا را، پذیرفته‌اند. برخی دیگر تنها
یقینیقین، ‌عبارت است از اعتقاد ثابت و قطعی انسان به امری که مطابق با واقع بوده و با هیچ شبهه‌ای، هر قدر هم قوی، قابل زوال نباشد
روان‌شناختی از معجزه بر اثبات وجود خدا را پذیرفته و رابطه منطقی بین این دو شده‌اند و کسانی نیز به هیچ وجه، دلالت معجزه به وجود خداوند را نمی‌پذیرند.
[۵] معرفت،قلمرو دلالت معجزه،مصطفی کریمی،شماره۲۶، ص۵۸.


معجزه و اثبات نبوت خاصه



عالمان
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
در مباحث کلامی، معمولاً رابطه منطقی بین معجزه و اثبات وجود خدا را نمی‌پذیرند. آ‌ن‌ها از معجزه برای اثبات
نبوت خاصهنبوت خاصه، یعنی نبوت پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است که آخرین پیامبر است
بهره می‌برند؛ یعنی پس از اثبات وجود خدا و
ضرورتواژه ضرورت در لغت ،منطق و فلسفه کاربرد دارد
بعثتبعثت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهم‌ترین فراز از تاریخ اسلام است که به عنوان حادثه‌ای بس بزرگ و عظیم نقش مهم و تأثیرگذاری در سرنوشت انسان‌ها داشته است
پیامبران و
نبوت عامهنبوت عامه، يعنى مسائلى كه درباره نبوت به طور كلى بحث مى‌كنند
، برای اثبات پیامبریِ افراد معینی، از معجزه
مددمدد بمعنای کمک کردن است
می‌گیرند.
[۶] قبسات،عبدالحسین خسروپناه،دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا،شماره۴۱، ص۸۲.


تعریف معجزه در کلام اسلامی



به دلیل نقش معجزه در اثبات
نبوتاصل نَبُوّت، یعنی باور به اینکه خدا برای رساندن سخن خود به انسان، پیامبرانی را از میان خود آنان برگزیده‌است
، در اسلامی،
تعریفتعریف به معانی: ۱
دیگری دارد. تعریفی که به نظر، کامل می‌آید این است که معجزه، کاری فوق طاقت بشری است و با عنایت ویژه خداوند، به دست مدعی نبوّت، برای اثبات
صدقیکى از نام ها و صفات قرآن صدق است ودر جاهای مختلف قرآن به آن اشاره شده است
مدعای خویش انجام می‌گیرد و مطابق با مدعای مدعی نبوّت و همراه با تحدّی است.
[۷] معرفت،قلمرو دلالت معجزه،مصطفی کریمی،شماره۲۶، ص۵۵.
اما بحث،پیرامون برهان معجزه برای اثبات وجود خداوند است.

تقریرات برهان معجزه



از میان دانشمندان اسلامی، تنها شخصی که از طریق معجزات و
کراماتکرامت به معنی امر خارق العاده ای است که از اولیاء خدا صادر می شود و جمع آن کرامات است
، بر وجود خداوند، دلیل آورده است،‌ ملا محمد مهدی نراقی است. ایشان دو
تقریرامضا و تأیید معصوم علیه السّلام نسبت به گفتار یا کرداری را تَقریر گویند و همچنین به تأیید و امضا هم تقریر می‌گویند
از
برهانبه حجت قاطع و آشكار برهان گویند
معجزه ارائه داده‌اند:

← تقریر اول


معجزات و کرامت‌های و اولیا، یکی از دلایل اثبات وجود خدا است؛ زیرا
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
، حکم می‌کند که امور غریبه‌ای که از پیامبران و امامان صادر شده است؛ مانند اژدها شدن عصا، زنده کردن مردگان، برگردانیدن
خورشیدخورشید به معنای آفتاب است
و شقّ شدن ماه،
تسبیحبه گفتن (سبحان اللّه) و مانند آن از اذکار دلالت‏ کننده بر تنزیه خداوند و دانه‏هاى به نخ کشیده شده جهت گفتن ذکر خداوند تسبیح گفته می شود
نمودن سنگ ریزه، جاری شدن
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
از میان انگشتان و مانند این‌ها از معجزه‌ها و کرامت‌ها است و از انسان عادی صادر نمی‌شود؛ پس باید صانع
حکیمیحکمت رسیدن به حق با عقل و علم را گویند و حکیم نیز به شخصی که کار را بر اساس عقل و علم و در مسیر حق انجام می‌دهد، اطلاق می‌شود
باشد که صدور این گونه امور به سبب قدرت کامله و
حکمتحکمت مصلحت یا مفسده موجود در فعل است
شامله او باشد. وی در این تقریر، تنها به معجزات و کرامت‌های پیامبران و اولیا تمسک کرده است؛ یعنی امور خارق عادتی که با ادعای نبوت و امامت همراه باشد و اگر دلالت معجزات بر صدق دعوی نبوت و
امامتامامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ==پنج محوردر بحث امامت== مباحث امامت بر پنج محور کلی استوار است: ۱
تمام باشد، می‌توان با واسطه، به وجود خدا پی برد.

← تقریر دوم


وی در این تقریر با بیان مقدمه‌ای، به اثبات وجود خدا از راه معجزات و خوارق عادات می‌پردازد: «همه مردم از
فرقه‌هایفرقه ازحیث لغت، معنی گروه و دسته را می‌دهد و فريق، گروه جدا شده از ديگران است
متخالف و طوایف متباین، هرگاه در ورطه‌ای بیفتند و در مهلکه‌ای واقع شوند، به نحوی که مضطر شوند و
دستدست یکی از اعضای بدن است و از آن در باب‌هاى طهارت، صلات و
ایشان از همه جا کوتاه شود، بی‌فکر و
اختیاراختیار در چند معنا به کار رفته است: ۱
از روی
‌الجاءاجبار کردن انسان تا سرحد سلب اختیار از او را الجاء می گویند
و
اضطراراضطرار یکی از عناوین ثانویه در فقه شیعی است که بخاطر آن حکم اولیه برداشته می شود و اضطرار گاهی درفعل و گاهی در ترک امری می باشد ==تعریف اضطرار== اضطرار به بيم از زيان غير قابل تحمّل نسبت به فعل يا ترك گفته می شود ==تعریف اضطرار از دیدگاه فقها== اضطرار بنابر مشهور عبارت است از بیم عقلایی ((نه صِرف پندار)) از رسيدن زيانى كه معمولاً قابل تحمّل نيست نسبت به فعل يا ترك كارى؛ خواه نسبت به خودش يا فردى كه حفظ او بر انسان واجب است
، پناه به کسی می‌برند که صانع ایشان است. وی سپس در بیان این مطلب، به برهان معجزه و خوارق عادت تمسک می‌جوید. با این بیان که وقتی دست بندگان از تمام اسباب و وسایل و همه امور و علایق کوتاه شود و همه امیدها، ناامید گردد، بدون تأمل و بی‌اندیشه و تخیل، به صانع حقیقی و مسبب‌ الاسباب خود پناه می‌برند، از این رو، در آن لحظه، هر
دعاییدعا در لغت به معناى خواندن و درخواست كردن است و در اصطلاح عبارت است از درخواست توأم با خضوع و تضرع بنده از خداوند
می‌کنند مستجاب می‌شود؛ زیرا در آن هنگام، خدای خود را شناخته‌اند و برایشان یقین حاصل شده است و
معرفتمعرفت و عرفان، ادراک شیء است به‌ اندیشه و تدبیر در اثر آن چیز، که اخصّ از علم می‌باشد؛ زیرا علم مطلق ادراک است و به تفکّر در خود شیء نیز حاصل می‌شود
با یقین، البته سبب دعوات می‌شود و این معنا برای همه مردم حاصل است. این تقریر در نهایت به اثبات وجود خدا از طریق
تجربه‌هایتجرِبه، اصطلاحی در منطق و فلسفه و از مبادی معرفت است
خارق عادتی می‌انجامد که درک آن برای همگان ممکن است.
[۸] انیس‌الموحدین،محمد مهدی نراقی، ص۵۳-۵۸.


تعریف معجزه در الهیات مسیحی



معجزه در الهیات مسیحی، تعریفی متفاوت با معجزه در کلام اسلامی دارد. تعاریف متعددی از معجزه در الهیات مسیحی یافت می‌شود. یک نظریه شایع، معجزات را به عنوان وقفه در
نظم«نظم» در لغت به معنای آراستن، بر پا داشتن، ترتیب دادن کار و
طبیعی حوادث در
جهانجهان همان عالَم (به فتح لام) می‌باشد و عالم کلمه‌ای عربی است
مادی می‌بیند که این وقفه‌ها را خدا یا موجود فوق العاده توانایی ایجاد می‌کند.
۱)
دیوید هیومدیوید هیوم در ۲۶ آوریل ۱۷۱۱م به دنیا آمد و در ۲۵ اوت ۱۷۷۶م درگذشت
در فصل دهم از کتاب پژوهشی درباره فاهمه بشری، در تعریف معجزه می‌گوید: «معجزه را ممکن است دقیقاً به نوعی تخلف از یک قانون
طبیعیطبیعی، آنچه بر حسب آفرینش ، اکثریت بر آن است
از جانب
ارادهخواستن و همّت و اراده، آن قدر مهم است که گفته شده، خواستن، توانستن است، یعنی این که اگر کسی علاقمند به انجام کاری باشد در مقابل سختی ها و مشقت های آن مقاومت می کند، پس گویا که از همین الان به مقصد و مقصودش رسیده است
خاص الهی یا مداخله عاملی نامرئی تعریف کرد.»
۲) نیز در کتاب کلیاتی در مخالفت با می‌نویسد: آن چیزهایی را به درستی می‌توان معجزه نامید که به واسطه قدرت الهی، جدا از نظم عمومی
حاکمبه انشاء کننده حکم حاکم می‌گویند
بر موجودات، انجام گرفته باشد.
[۹] درآمدی به فلسفه دین،دیویس براین، ص۱۶۹.

۳) در کتاب عقل و اعتقاد دینی نیز معجزه، نتیجه نوعی
تصرفبه هر کار ارادی در یک مال که داراى اثر شرعی است تصرف در آن مال گفته میشود
الهی دانسته شده است.
[۱۰] عقل واعتقاد دینی،مایکل پترسون و دیگران، مایکل، ص۲۸۷.

در مجموع می‌توان گفت که بطور کلی متألهین مسیحی، تمام رخدادهای غیر عادی که در اثر دعا و نظیر آن حاصل می‌شود،‌ امدادهای غیبی که در زندگی افراد پدید می‌آید،‌ یا ظهور بعضی حوادث غیر قابل کنترل و پیش‌ بینی که به حل برخی معضلات فردی و اجتماعی منجر می‌شود و یا بروز برخی بارقه‌های ذهنی که بعضی مشکلات علمی را به صورت ناگهانی بر طرف می‌کند، همه را جزء معجزات محسوب می‌کنند.

← معجزه،مقدمه اثبات خدا


الهیون مسیحی،‌ معجزه به این معنی را به عنوان مقدمه‌ای بر اثبات خدا مطرح می‌کنند. به این بیان که این نوع معجزات و خوارق عادات وجود دارد، و این ‌گونه حوادث مبدأ‌ و علت مادی و طبیعی ندارند،‌ پس ناگزیر برای آنها علت و مبدئی غیر مادی وجود دارد.
[۱۱] تبیین براهین اثبات خدا،عبدالله جوادی آملی، ص۲۵۸.
این
برهانبه حجت قاطع و آشكار برهان گویند
در میان غربیان جایگاه ویژه‌ای دارد و نه تنها یکی از براهین اثبات وجود خدا است، بلکه به‌ عنوان یکی از فراگیر‌ترین و عام پسند‌ترین برهان‌ها شناخته می‌گردد.
[۱۲] قبسات،عبدالحسین خسروپناه،دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا،شماره۴۱، ص۸۲.


←← برهان جان هاسپرز و نقد آن


هاسپرز در تبیین برهان مبتنی بر معجزه و خوارق عادت، تصریح می‌کند: «هر چند اختلافات زیادی وجود دارد که کدام حادثه معجزه‌آمیز است و کدام معجزه‌آمیز نیست، ولی با وجود این، همگان اتفاق نظر دارند که در طول تاریخ، معجزات زیادی در زمان‌های مختلف اتفاق افتاده است. بنابراین، شما چگونه می‌توانید علت یک معجزه را به طریقی غیر از اینکه بگوییم خدا در مسیر طبیعی حوادث مداخله کرده و باعث شده است که این امر معجزه آمیز، اتفاق بیفتد تبیین کنید؟ بنابراین، وقوع معجزات اثبات می‌کند که خدا وجود دارد.»
[۱۳] فلسفه دین،جان هاسپرز، ص۸۳.
هاسپرز معتقد است که تنها و تنها اگر معجزه به‌ معنای مداخله خدا در مسیر طبیعی حوادث باشد، به‌طور منطقی مستلزم وجود خداست. مداخله خدا در واقع، به‌طور منطقی مستلزم وجود خدایی است که بتواند در مسیر طبیعی حوادث مداخله کند.
نقد؛ ظاهراً وی غافل است از اینکه معنای این جمله‌اش این می‌شود که اگر خداوند دخالت کند پس وجود دارد. که این قضیه‌، توتولوژی (این همانی) آشکار است.
[۱۴] معرفت،قلمرو دلالت معجزه،مصطفی کریمی،شماره۲۶، ص۵۸.


←← برهان آگوستین


آگوستین قدیس، یکی از
آبایآبا، جزیره‌ای است که دارای جنگل انبوه در نیل ابیض و در ۲۳۰ کیلومتری جنوب شهر خَرطوم پایتخت سودان
پیشین
کلیساکلمه کلیسا در زبان فارسی برگرفته از واژه‌ی یونانی اکلسیا است که به معنی جماعت یا انجمن می‌باشد
، دلالت معجزات بر خداوند متعال را می‌پذیرد، اما ارزش معرفتی معجزات و
حدوثحدوث پيش جمهور حصول شى‏ء باشد بعد از عدم او در زمانى كه گذشته باشد و مقابل قدم باشد
جهان را در دلالت بر وجود خدا یکسان می‌انگارد؛
[۱۵] قبسات،عبدالحسین خسروپناه،دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا،شماره۴۱، ص۸۲.
یعنی به همان اندازه که حدوث ، دلالت بر وجود خدا دارد، معجزات نیز به همان اندازه وجود خداوند را ثابت می‌کند.

←← برهان دیوید هیوم و نقد آن


هیوم در بحث از دین وحیانی، وقوع معجزه را به عنوان یک پدیده گزارش شده در
تاریخزمان وقوع یک پدیده را، تاریخ گویند
، به روش
استدلالاستدلال آن است که به‌ وسیلۀ قضایای معلوم بتوان قضایای مجهول را کشف کرد
علّی می‌سنجد و در امکان اثبات وقوع معجزه در تاریخ می‏افکند.
[۱۶] خاستگاه تاریخی و روش شناختی فلسفه دین هیوم،محمد فتحعلی‌ خانی،شماره ۳۸، ص۱۳۵.
او با طرح اشکالاتی، در صدد رد دلالت معجزه در اثبات وجود خداوند است:
اشکال اول: معجزه‌ای را نمی‌توان یافت که افراد کافی و واجد شرایط، آن را تصدیق کرده باشند و آن معجزه به ‌طور علنی در ناحیه مشهوری از جهان رخ داده باشد تا به آن اجتناب ‌ناپذیر باشد.
اشکال دوم: انسان در طبیعت خود، گرایش بسیار زیادی به امور عجیب و غریب دارد. اگر
روحروح آفريده‌ای از عالم غیب است که از آن در بابهايی نظير طهارت، صلات، تجارت، صید و ذباحه و دیات سخن گفته‌اند
دین با این گرایش در هم آمیزد،
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
سلیم به پایان می‌رسد.
اشکال سوم: واقعیت این است که خبرهای فوق طبیعی و اعجازآمیز بیشتر میان ملت‌های
جاهلبه کسی که نسبت به یک مطلبی علم و آگاهی نداشته باشد جاهل می گویند و از آنجا که علم از شرایط عمومی تکلیف است؛ جاهل در ادبیات دینی تعریف خاصی پیدا میکند
و وحشی مشاهده می‌شوند. همین واقعیت، تردیدی جدی و قوی بر ضد آن‌ها به وجود می‌آورد.
اشکال چهارم: به دلیل
تعارضیکی از شاخه های فقه الحدیث، شناخت تعارض اخبار و اختلاف روایات است
ادیان مختلف، معجزه‌هایی که برای اثبات حقانیت هر یک از آن‌ها ادعا شده‌اند، یکدیگر را تضعیف و
باطلباطل در لغت، قرآن و حدیث، اسم فاعل از بطلان است و دارای مفهوم تقابلی «ضد حق» است که در قرآن، حدیث، علوم بلاغی، منطق، فلسفه، فقه، اصول فقه، کلام و عرفان بسیار به کار رفته است
می‌کنند.
نقد برهان هیوم از این قرار است:
اولاً: به نظر نمی‌رسد که این نتیجه‌گیری هیوم با برخی از گفته‌های دیگرش کاملاً سازگاری داشته باشد. او در آثار خود هرگونه ارتباط ضروری را بین علت و معلول نفی می‌کند،‌ بنابراین چگونه می‌تواند تا این حد مطمئن باشد که حوادث معین نقل شده هرگز نمی‌توانست اتفاق افتد؟
ثانیاً: هیوم برخی مسائل واضح را نادیده می‌گیرد. این ادعا که در تاریخ، تعدادی کافی از افراد، برای وقوع معجزات ثبت نشده است،‌ ادعایی مخدوش است. از سویی دیگر آیا کاملاً واضح است که هر کسی که خبر از از وقوع معجزه داده است تحت تأثیر عشقش به امور شگفت انگیز بوده است؟ و آیا واقعاً شواهدی وجود دارد بر اینکه متدینان در امر معجزه نمی‌توانند صواب را از
خطاخطا در دو معنا استعمال شده است
تشخیص دهند و اینکه همواره تحت تأثیر علاقه خود قصد دارند که از
اعتقاداعتقاد به معنی باور قلبی داشتن است
دینی خود
دفاعدفاع به معنای دفع کردن مهاجم است
کنند؟
[۱۷] درآمدی به فلسفه دین،براین دیویس، ص۱۸۰-۱۸۴.


←← برهان هنری تیسن


هنری تیسن، متکلم مسیحی، در مقام دفاع از دلالت منطقی معجزه بر اثبات وجود خداوند، چنین می‌نویسد: این ادعا (افرادی که معجزه را ندیده اند همواره در آن
شکشک مقابل یقین یکی از عناوین مهمی است که درفقه و اصول در مورد آن زیاد بحث شده است و در تمامی ابواب فقه جاری است
می کنند) بر این فرض نادرست قرار دارد که انسان باید تمام اعتقادات خود را بر اساس تجربه انسانی کنونی خود قرار دهد. او در بیان مورد
نقضنقض (النقض)، کتاب، اثری در تبیین و اثبات عقاید امامیه و رد اتهامات مخالفان و در نقض کتاب بعض فضائح الروافض، به فارسی، نوشتۀ عبدالجلیل قزوینی رازی در حدود سال ۵۶۰ می‌باشد
این ادعا می‌گوید ما با اینکه وجود یخبندان‌های شدید روی
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
را ندیده‌ایم، با گفته زمین‌شناسان آن را قبول داریم.
[۱۸] معرفت،قلمرو دلالت معجزه،مصطفی کریمی،شماره۲۶، ص۵۸، به نقل ازالهیّات مسیح،هنری تیسن، ص۱۱.


←← برهان جان هیک


جان هیک در
فلسفهفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
دین، برای اثبات وجود خدا از طریق براهین مربوط به رخ‌دادها و تجربه‌های خاص، نه تنها به معجزات و
اجابتاجابت:به معنای پذیرفتن دعوت و خواهش کسى است
دعا تمسک می‌کند، بلکه به نمونه‌های دیگری مانند
خوابخواب مقابل بیداری است
و
رؤیاخواب دیدن را رؤیا می‌گویند که از آن به مناسبت در بابهای طهارت و صلات سخن گفته‌اند
، ندای وجدان، تجربه‌ها و شور و خلسه‌های
عرفانیشناختی که بر اثر سیر و سلوک و مجاهدت با نفس از دریافت‌های باطنی، به‌دست می‌آید را عرفان گویند
نیز می‌کند. وی می‌نویسد: برخی رخدادهای خاص مانند معجزه‌ها و اجابت دعا، از نوعی که بسیاری از افراد خود شاهد آن بوده‌اند، وجود خداوند را ثابت می‌کند.
[۱۹] . هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه سالکی، بهزاد، تهران، الهدی، ۱۳۸۱،ص ۷۳.
با این وجود وی بر این است که مشاهده این گونه حوادث انسان را به سوی اعتقاد به وجود خدا سوق می‌دهد، ولی منطقی بودن این رابطه را نمی‌پذیرد. وی
دلیلدلیل همان مستند حکم شرعی است
انکارنفی چیزی و همچنین اظهار ناخوشایندی نسبت به منکر را انکار می‌گویند و از انکار به مفهوم نخست در بابهای طهارت، قضاء و حدود سخن رفته است
رابطه منطقی را تردید افرادی می داند که معجزه را مشاهده نکرده اند، به نقل ناقلان نیز ننموده و (به فرض پذیرش) تفسیری مادی از آن ارائه داده‌اند.
[۲۰] معرفت،قلمرو دلالت معجزه،مصطفی کریمی،شماره۲۶، ص۵۸.


← نقد و بررسی براهین معجزه


همان‌گونه که گذشت، متکلمان مسیحی از معجزه به عنوان راهی برای اثبات وجود خداوند بهره می‌گیرند. اما این دلیل ایشان دارای اشکالاتی است که آن را از برهانی بودن خارج می‌کند. استاد جوادی آملی به براهین معجزه و خوارق عادت، چندین اشکال مطرح می‌کنند:
۱) نخست اینکه اگر بازگشت این براهین به براهینی مانند برهان وجوب و امکان نباشد، هرگز صلاحیت اثبات
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
را نخواهند داشت.
۲) دوم اینکه، کسانی که رخ‌دادهای غیرعادی را نیازموده باشند و تجربه‌های مربوط به این حوادث به صورت یقینی به آن‌ها منتقل نشده باشد، می‌توانند در اصل وقایع یاد شده تردید کنند.
۳) سوم اینکه بر فرض‌ پذیرش حوادث یاد شده،
استناداستناد یعنی تکیه دادن و استدلال کردن و از آن به مفهوم نخست در بابهای طهارت، صلات، حج، اطعمه و اشربه و حدود و به مفهوم دوم در سراسر فقه، هم برای اثبات احکام شرعی، هم برای اثبات دعاوی در دادگاه و هم برای اثبات موضوعات احکام سخن رفته است
آن‌ها به واجب و اثبات خداوند محل تردید است؛ زیرا استناد به واجب، وقتی تام خواهد بود که اولاً:
اصل علیتمحور همه تلاش‌هاى علمى را كشف روابط علّى و معلولى بين پديده‌ها تشكيل مى‌دهد و اصل علّيت بعنوان يك اصل كلّى و عام، مورد استناد همه علومى است كه درباره احکام موضوعات حقيقى، بحث مى‌كنند
مورد اذعان باشد و معلول بودن حوادث یاد شده محرز باشد؛ ثانیاً: تمام راه‌های طبیعی و غیرطبیعی که می‌تواند به ایجاد آن‌ها بینجامد، تصویر گردد و ثالثاً: علیت همه راه‌های تصویر شده به استثنای علیت واجب تعالی
ابطالباطل کردن و نابود ساختن را ابطال گویند
شود.
ایشان دلالت منطقی معجزه را فقط برای اثبات نبوت خاصه، تام می‌دانند؛ البته پس از پذیرش بسیاری از
اصول موضوعهاُصول موضوعه، اصطلاحی در منطق ، به معنی قضایایی که در علمی خاص، درستی آنها بدون استدلال مسلّم گرفته می ‌شود و مبنای استنتاج قضایای دیگر قرار می‌گیرد
. ایشان می‌فرمایند: معجزه به لحاظ منطقی،‌ تنها پس از اثبات یا پذیرش بسیاری از اصول موضوعه، مانند وجود واجب،‌ ضرورت وجود
نبینبی کسی است که طرف وحی قرار گیرد، اگر چه مأمور به تبلیغ نباشد
و
معرفت دینیواژه معرفت دینی مرکب از دو کلمه معرفت و دین است که برای تعریف این واژه باید معنای این دو کلمه روشن شود: ==دین== واژه دین در لغت به معنای انقیاد، فروتنی، فرمانبرداری،‌ جزا، حساب و تسلیم است
برای راهنمایی و هدایت انسانها،‌ بر نبوت پیامبری خاص که داعیه نبوت دارد، دلالت می‌نماید. بر اساس این اصول، معجزه هرگز مخالف علیت یا ناسازگار با قوانین ساری در هستی نبوده،‌ بلکه خود به عنوان یک
قانونقانون در اصل کلمه‌ای است یونانی به معنی قاعده که وارد زبان عربی شده، معرّب گردیده و از عربی به فارسی راه یافته است
و
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
ضروری عمل می‌نماید. اگر معجزه، خارق اصل علیت باشد، به
جوازجواز: اباحه، صحّت، عدم لزوم عقدو نافذ بودن
صدفه و اتفاق،
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
خواهد شد که در این صورت،‌ با ورود اتفاق به عالم، راه استدلال و برهان بر اصل وجود خداوند نیز مسدود خواهد شد.
[۲۱] تبیین براهین اثبات خدا،عبدالله جوادی آملی، ص۲۵۷-۲۶.

خلاصه این که: در مغرب زمین وقتی برای اثبات خداوند، برهان معجزه را طرح می‏کنند،
اعجازیکی از مباحثی که از ابتدای نزول قرآن پیوسته مورد بحث مفسران بوده است بحث اعجاز آن بوده است و همه پیامبران برای اثبات نبوت خود متمسک به معجزه می‌شدند
را فی حدّ نفسه و با صرف نظر از پیوند آن با دعوت‌های الهی، حد وسط
قیاسحمل امر معلوم بر امر دیگر را قیاس گویند
قرار می‏دهند و اینگونه به اثبات خدا می‏پردازند که: امور خارق العاده که گاه و بیگاه در زندگی انسان‌ها رخ می‏دهد یا به دست مردان بزرگ صورت می‏پذیرد، نمی‏تواند
بعدبُعْد، اصطلاحی‌ که‌ بر هر گونه‌ امتداد و فاصله‌ میان‌ موجودات‌ اطلاق‌ می‌شود و در فلسفه‌ ، کلام‌ و دانش‌های‌ طبیعی‌ از دیدگاه‌های‌ مختلف‌ به‌ کار می‌رود
مادّی داشته باشد و قهراً می‏بایست آن‌ها را به یک مبدأ غیبی و امر ماورای طبیعی مستند دانست. ولی این بیان، مسأله را به گونه‌های قرار می‏دهد که به احساس وجود خدا می‏انجامد، نه اثبات آن.
[۲۲] رواق اندیشه،تأملی در راه های خداشناسی،حسن علی رحیقی،شماره۱۹،ص۵۸.



پانویس


 
۱. بحارالانوار،ج۱۱، ص۷۱.    
۲. واژه «معجزه» از «عجز» ـ مقابل قدرت ـ گرفته شده و از وصفیّت به اسمیّت نقل گردیده و تا را به علامت نقل آورده اند، مانند تای صمدیه و برخی آن را تای مبالغه می دانند، مانند تا در «علامه».
۳. وحی و نبوّت، ص ۱۲.
۴. قرآن در این زمینه می فرماید: «وَ لکِنَّ الشَّیاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ؛ بقره،۱۰۲. لکن شیاطین کفر ورزیده و به مردم سحر تعلیم می دادند.»
۵. معرفت،قلمرو دلالت معجزه،مصطفی کریمی،شماره۲۶، ص۵۸.
۶. قبسات،عبدالحسین خسروپناه،دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا،شماره۴۱، ص۸۲.
۷. معرفت،قلمرو دلالت معجزه،مصطفی کریمی،شماره۲۶، ص۵۵.
۸. انیس‌الموحدین،محمد مهدی نراقی، ص۵۳-۵۸.
۹. درآمدی به فلسفه دین،دیویس براین، ص۱۶۹.
۱۰. عقل واعتقاد دینی،مایکل پترسون و دیگران، مایکل، ص۲۸۷.
۱۱. تبیین براهین اثبات خدا،عبدالله جوادی آملی، ص۲۵۸.
۱۲. قبسات،عبدالحسین خسروپناه،دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا،شماره۴۱، ص۸۲.
۱۳. فلسفه دین،جان هاسپرز، ص۸۳.
۱۴. معرفت،قلمرو دلالت معجزه،مصطفی کریمی،شماره۲۶، ص۵۸.
۱۵. قبسات،عبدالحسین خسروپناه،دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا،شماره۴۱، ص۸۲.
۱۶. خاستگاه تاریخی و روش شناختی فلسفه دین هیوم،محمد فتحعلی‌ خانی،شماره ۳۸، ص۱۳۵.
۱۷. درآمدی به فلسفه دین،براین دیویس، ص۱۸۰-۱۸۴.
۱۸. معرفت،قلمرو دلالت معجزه،مصطفی کریمی،شماره۲۶، ص۵۸، به نقل ازالهیّات مسیح،هنری تیسن، ص۱۱.
۱۹. . هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه سالکی، بهزاد، تهران، الهدی، ۱۳۸۱،ص ۷۳.
۲۰. معرفت،قلمرو دلالت معجزه،مصطفی کریمی،شماره۲۶، ص۵۸.
۲۱. تبیین براهین اثبات خدا،عبدالله جوادی آملی، ص۲۵۷-۲۶.
۲۲. رواق اندیشه،تأملی در راه های خداشناسی،حسن علی رحیقی،شماره۱۹،ص۵۸.


منبع



سایت اندیشه قم    
سایت پژوهه    






جعبه ابزار