منطق

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منطق از دو نظر جزء
علوم اسلامیپس از گذشت حدود دو قرن از ظهور اسلام، این دین توانست بخش زیادی از جهان آن روز را با تعالیم خود نورافشانی کند
محسوب می‎شود: اولاً به دلیل این که مانند
ادبیات عربادبیات عرب در حقیقت به متون نظم و نثری که به زبان عربی نگاشته شده باشد می‌گویند
نسبت به بسیاری از
علوم اسلامیپس از گذشت حدود دو قرن از ظهور اسلام، این دین توانست بخش زیادی از جهان آن روز را با تعالیم خود نورافشانی کند
جنبه مقدمی دارد. ثانیاً: گرچه منطق ریشه در خارج از حوزه فرهنگ
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
دارد و قبل از
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
توسط ارسطا طالیس یونانی پایه‎گذاری و تدوین شده، اما بسیاری از قواعد آن توسط فلاسفه اسلامی طرح و تدوین گردیده و از این رهگذر تکمیل شده است.


تعریف



منطق، قانون صحیح اندیشیدن و درست فکر کردن است یعنی قواعد و قوانین منطقی به منزله یک مقیاس و معیار سنجش است که هرگاه بخواهم درباره برخی از موضوعات علمی یا فلسفی تفکر و استدلال نمایم باید استدلال‎های خود را با مقیاس‎های منطقی ارزیابی کنیم تا به طور اشتباه نتیجه گیری ننمایم، به عنوان مثال منطق برای یک عالم و فیلسوف که از آن استفاده می‎کند مانند شاقول یا طراز است که بنا برای تنظیم امور ساختمان از آن استفاده می‎کند. به همین جهت در تعریف منطق گفته‎اند: منطق ابزاری است که مراعات کردن و به کارگیری اصول و ضوابط آن ذهن را از اشتباه در تفکر و اندیشه باز می‎دارد.
[۱] . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۵، ص ۴۴، انتشارات صدرا، چ ۳، ۱۳۷۴ ش؛ ابو علی سینا، الاشارات و التنبهات، ج ۱، ص ۹، نشر دفتر نشر الکتاب، چ ۱، ۱۳۷۷ ش، مظفر، محمد رضا، المنطق، ص ۱۲، انتشارات دارالمعارف، بیروت، ۱۴۰۰ ق.


موضوع



قبل از هر چیز لازم است اشاره شود که موضوع هر علم عبارت است از آن چیزی که آن علم در اطراف احوال، خواص و آثار آن بحث می‎کند. و از آن جا که هر علمی باید یک محور مشخص را مورد بحث قرار داده و درباره مسایل مربوط به آن بحث کند، علم منطق نیز محور معینی برای بحث دارد که از آن در اصطلاح منطقی به «معرِّف وجهت» یاد می‎شود، یعنی موضوع و محور مباحث علم منطق یا تعریف‎هاست یا حجت ‎ها و استدلال ‎ها، و به طور کلی منطق دو چیز می‎خواهد به انسان بیاموزد: یکی راه صحیح و درست تعریف کردن و شناساندن.
دوم: راه درست استدلال کردن برای اثبات یک مسأله.
[۲] . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۵، ص ۵۰، نشر پیشین؛ سبزواری، هادی، شرح منظومه، ج ۱، ص ۳۸، با تعلیقه حسن زاده آملی، نشر ناب، ۱۳۶۹ ش.


فایده منطق



برای روشن شدن فایده منطق لازم است که اول فکر تعریف شود، زیرا تا فکر شناخته نشود، فائده منطق معلوم نخواهد شد. در تعریف فکر گفته‎اند:
تفکراندیشیدن را تفکّر گویند و از این عنوان به مناسبت در باب‌های طهارت، صلات، جهاد و امر به معروف و نهی از منکر یاد شده است
عبارت است از مربوط کردن چند معلوم به یک دیگر برای بدست آوردن یک معلوم جدید و تبدیل کردن یک مجهول به معلوم، پس تفکر در حقیقت سیر حرکت ذهن از یک مطلوب مجهول به سوی یک سلسله مقدمات معلوم، سپس حرکت از آن مقدمات معلوم به سوی آن مطلوب برای تبدیل آن به معلوم. ذهن وقتی فکر می‎کند و می‎خواهد از ترکیب معلومات خویش مجهول را برایش معلوم کند، باید به آن معلومات شکل و نظم خاصی بدهد، منطق به انسان می‎آموزد که این شکل نظم را چگونه باید انجام داد تا نتیجه حاصل شود، بنابراین فایده و کاربرد منطق این است که حرکت ذهن را در هنگام تفکر تحت کنترل خود قرار می‎دهد تا صحیح نتیجه گیری کند.
[۳] . مظفر، محمد رضا، المنطق، ص ۱۲، انتشارات دارالمعارف، بیروت، ۱۴۰۰ ق؛ ملا عبدالل، الحاشه علی تهذیب المنطق، ص ۱۷، نشر مؤسسه نشر اسلامی، قم؛ صدر المتألهین، منطق نوین (ترجمه اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه)، ص ۱۱۵، نشر مؤسسه آگاه، تهران، ۱۳۶۳ ش؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۵، ص ۴۵، نشر پیشین.
به عنوان مثال جریان یک
استدلالاستدلال آن است که به‌ وسیلۀ قضایای معلوم بتوان قضایای مجهول را کشف کرد
در عالم ذهن مانند یک ساختمان است، یک ساختمان آنگاه کامل است که هم مصالحش بی‎عیب باشد و هم شکل ساختمان روی اصول و قواعد صحیح ساختمانی باشد. مثلاً اگر گفته شود «سقراط انسان است و هر انسانی ستمگر است پس سقراط ستمگر است» این استدلال از نظر شکل و صورت صحیح است اما از نظر ماده و مصالح فاسد است، زیرا آن جا که می‎گویم هر انسانی ستمگر است درست نیست، اما اگر بگویم: «سقراط انسان است سقراط عالم است، پس انسان عالم است» ماده و مصالح استدلال صحیح است، شکل و نظام آن منطقی نیست لهذا نتیجه غلط است.
از مجموع آنچه بیان معلوم خواهد شد که فایده منطق این است که خطا سنج است و انسان را از اشتباه در اندیشیدن آگاه می‎کند. چه این که مراعات قوانین منطق سبب می‎شود که انسان دچار مشکل در اندیشیدن نشود.
[۴] . مظفر، محمد رضا، المنطق، ص ۱۲، انتشارات دارالمعارف، بیروت، ۱۴۰۰ ق؛ ملا عبدالل، الحاشه علی تهذیب المنطق، ص ۱۷، نشر مؤسسه نشر اسلامی، قم؛ صدر المتألهین، منطق نوین (ترجمه اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه)، ص ۱۱۵، نشر مؤسسه آگاه، تهران، ۱۳۶۳ ش؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۵، ص ۴۵، نشر پیشین.

مثلاً در استدلال دوم مشکل آن است که هیچ یکی از دو مقدمه قیاس کلی نیست در حال که در قیاس شکل اول باید مقدمه اول (صغرا) موجبه باشد، و مقدمه دوم (کبری) کلی باشد. مثلاً منطق به انسان می‎آموزد این گونه صورت قیاس تشکیل شود تا نتیجه حاصل گردد:
سقراط عالم است. هر عالم علم دارد پس سقراط علم دارد. یا بر اساس موازین منطقی دین گونه باید گفت: سقراط انسان است، هر انسان مخلوق خداست، پس سقراط مخلوق خداست.
و به خاطر این جایگاه و ارزش و فایده منطق است که حکیم بزرگ بوعلی سینا درباره آن گفته است: «منطق بهترین یاور و کمک است برای در فهم و درک همه علوم و دانش‎ها، به همین جهت حق است که عده در مدح و ستایش منطق تا جای پیش رفته و گفته‎اند که:
چون منطق معیار و میزان همه علوم است لذا جایگاه آن در میان علوم جایگاه خادم نیست بلکه جایگاه رئیس است یعنی منطق خادم علوم نیست بلکه رئیس همه علوم است.
[۵] . منطق شفا، چ ۲، بخش قیاس، مقاله اولی، فصل ۲، ص ۱۵، نشر مکتبه مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ ق.


تاریخچه



گر چه منطق، به معنای وسیع آن یعنی اندیشه، فکر و از طریق امور و مسایل معلوم امور و مسایل مجهول را بدست آوردن در
فطرتفطرت نوعی خاص از آفرینش‌ و راهنمای انسان به سوی خدا است
و سرشت انسان نهفته است و هر انسانی چه عالم و چه آن که علم مدرس ندارد همه با رهنمای فطرتش همواره به وسیله امور معلوم، امور مجهول را کشف می‎کند و بدست می‎آورد، از این نظر نمی‎توان پیشینه تاریخی برای منطق ذکر نمود چون از روزی که انسان خلق شده منطق به معنای یاد شده را داشته است، اما علم منطق به عنوان یک دانش مدون و با قواعد خاص
[۶] . حسن زاده آملی، برهان عرفان و قرآن از هم جدای ندارد، ص ۲۵، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۰ ش.
از متون یونانی ترجمه شده و به سرعت در میان گسترش یافت و اضافاتی به آن پدید آمد و به سر حد کمال رسید، بزرگترین منطق که در میان تدوین شد، منطق شفا ی بوعلی سینا ست که چندین برابر منطق ارسطو ست، منطق ارسطو را حنین بن اسحاق از یونانی به عربی ترجمه کرده که به اعتراف بسیاری از کارشناسان از بهترین ترجمه‎های آن منطق محسوب می‎شود.
[۷] . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۵، ص ۴۴، نشر پیشین.


بنیان گذاران



همان گونه که در بخش پیشینه اشاره شد، منطق به معنای اندیشیدن و تفکر و استدلال و برای شناخت امور مجهول از امور معلوم استفاده کردن یک دانش فطری انسان است لذا همزمان با خلقت انسان در نهاد او وجود داشته است، و به همین جهت ممکن است در برخی زمان‎ها کسانی بوده‎اند که درباره منطق چیزی گفته و یا تدوین کرده باشد، مثلاً قبل از
ارسطوارسطو «ارسطو»، در سال ۳۸۴ پیش از میلاد در شهر استاگیرا، واقع در مقدونیه که در ۳۰۰ کیلومتری شمال آتن قرار دارد، به دنیا آمد
حکمای بزرگی چون سقراط و
افلاطونافلاطون فیلسوف‌ نامدار یونانی‌ احتمالا ۴۲۷ سال پیش از میلاد مسیح در آتن بدنیا آمد و در سال ۳۴۷ق‌م‌ وفات کرده، تولد او مصادف با دورانی بود که یونان باستان به اوج عظمت خود رسیده و شاید‌ اندکی هم از قله عظمت گذشته در نشیب انحطاط افتاده بود
و مانند آنها کارهای عقلی می‎کرده‎اند به طور یقین روش‎های علمی آنان براساس نظم و قواعدی بوده است و بدون روش خاصی کارهای علمی و عقلی خود به شاگردانش اراء نموده‎اند. اما مراد از بنیان گذار در این بحث آن است که علم منطق به صورت که فعلاً در دست و قواعدی خاص دارد و به عنوان یکی از
علوم اسلامیپس از گذشت حدود دو قرن از ظهور اسلام، این دین توانست بخش زیادی از جهان آن روز را با تعالیم خود نورافشانی کند
در مراکز علمی تحصیل و تدریس می‎شود توسط چه کسی بنیان نهاده شده است؟
آنچه بزرگان و کارشناسان
[۸] . حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، نکته ۵۷۲.
فن گفته این است که علم منطق که امروز از آن به منطق صوری نیز یاد می‎شود، توسط
ارسطوارسطو «ارسطو»، در سال ۳۸۴ پیش از میلاد در شهر استاگیرا، واقع در مقدونیه که در ۳۰۰ کیلومتری شمال آتن قرار دارد، به دنیا آمد
تدوین و تنظیم شده است، و در
جهان اسلامجهاناسلام ، منطقه‌ای‌ مشتمل‌ بر مجموعه‌ فضای‌ پیوسته‌ از کشور مغرب ‌ در افریقای ‌ شمالی‌ تا شبه‌قاره‌ هند و آسیای‌ مرکزی ‌ و از قزاقستان ‌ تا مشرق‌ افریقا و چند قسمت‌ ناپیوسته‌ در جنوب‌ و جنوب‌شرقی‌ آسیا و اروپا و حوزه‌های‌ کوچک‌ مسلمان‌نشین‌ جهان‌ می‌باشد
حکمای بزرگی مانند و بوعلی سینا نقش بسیار در تکمیل آن علم داشته‎اند. مثلاً تقسیم علم به
تصوردر دانش منطق، تشبیه ذهن انسان به آینه یکی از قدیمی‌ترین مثال‌ها در مباحث مربوط به شناخت است؛ این تشبیه نه تنها به منطق دانان در توضیح بسیاری از مفاهیم منطقی یاری رسانیده، بلکه احتمالا در تولید بعضی از این مفاهیم نیز نقش داشته است
و تصدیق اولین بار توسط
حکیمحکمت رسیدن به حق با عقل و علم را گویند و حکیم نیز به شخصی که کار را بر اساس عقل و علم و در مسیر حق انجام می‌دهد، اطلاق می‌شود
بزرگ
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
انجام گرفته است. و یا تقسیم قضایا به خارجیه، ذهنیه و حقیقیه که جزء مهم‎ترین مباحث منطق است، اولین بار توسط بوعلی سینا صورت گرفته است، یا مثلاً قضیه عرفیه عامه، که یکی از قضایا ی منطقی است توسط
فخر رازیابو عبدالله محمد بن عمر بن حسین بن حسن بن علی طبرستانی رازی، فقیه شافعی، فیلسوف، پزشک، ریاضیدان و منجم، دانشمند علوم معقول و منقول، معروف به امام فخر، ابن الخطیب و فخر رازی، می‌باشد
ابداع شده است.
[۹] . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۵، ص ۳۱، نشر پیشین.
این مسایل بخوبی ثابت می‎کند که گرچه
ارسطوارسطو «ارسطو»، در سال ۳۸۴ پیش از میلاد در شهر استاگیرا، واقع در مقدونیه که در ۳۰۰ کیلومتری شمال آتن قرار دارد، به دنیا آمد
مبتکر منطق است اما نقش حکمای اسلامی در تکمیل و تدوین مباحث جدید در منطق به حد زیاد است که به آسانی می‎توان گفت که حکما بزرگ
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
جزء بنیان گذاران منطق شمرده می‎شوند.

جایگاه منطق در متون دینی



برخی از بزرگان اهل
حکمتحکمت مصلحت یا مفسده موجود در فعل است
و معرفت بر هماهنگی کامل میان منطق و قرآن اصرار نموده و در مجموع گفته است بسیاری از براساس قواعد منطقی قابل طرح و تبیین است، و این حکایت از هماهنگی علم میزان با متون دینی دارد.
[۱۰] . حسن زاده آملی، حسن، قرآن و عرفان و برهان از هم جدائی ندارد، ص ۱۰۷، نشر قیام، قم، چ ۲، ۱۳۷۴ ش.

در این جا به چند نمونه اشاره می‎شود:
۱. در
سوره بقرهدومین سوره از قرآن است
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
۲۶۲ جریان استدلال به نحوی مطرح کرده که در واقع یک روش کاملاً منطقی است مثلاً می‎گوید:
«قالَ إِبْراهِیمُ فَإِنَّ اللَّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی كَفَرَ» بیان منطق این کلام چنین است: هر که بتواند خورشید را از کرانه خاور برآورد خداست. خدای من بر این کار تواناست. پس خدای من خدای عالم است نه نمرود.
۲. یا در جریان مناظره با ستاره پرستان چنین استدلال می‎کند: ستاره و ماه و خورشید غروب کردند، غروب کننده خدا نیست، پس آنها خدا نیست.
۳. و هم چنین در
برهان تمانعبرهان تمانع، از براهین مهم کلامی در اثبات یگانگی خداوند است
فرمود: «لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَهٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا».
از این گونه در
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
فراوان است که بدین روش
استدلالاستدلال آن است که به‌ وسیلۀ قضایای معلوم بتوان قضایای مجهول را کشف کرد
کرده است و از مجموع آن به خوبی معلوم می‎شود که علم منطق رابطه نزدیک با متون دینی دارد، لذا جایگاه و ارزش آن را از این طریق نیز می‎توان بدست آورد.
[۱۱] . ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص ۵۷۴، چاپ رحل قدیم، ضمیمه شرح اصول کافی، نشر مکتبه محمودی، تهران.


پانویس


 
۱. . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۵، ص ۴۴، انتشارات صدرا، چ ۳، ۱۳۷۴ ش؛ ابو علی سینا، الاشارات و التنبهات، ج ۱، ص ۹، نشر دفتر نشر الکتاب، چ ۱، ۱۳۷۷ ش، مظفر، محمد رضا، المنطق، ص ۱۲، انتشارات دارالمعارف، بیروت، ۱۴۰۰ ق.
۲. . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۵، ص ۵۰، نشر پیشین؛ سبزواری، هادی، شرح منظومه، ج ۱، ص ۳۸، با تعلیقه حسن زاده آملی، نشر ناب، ۱۳۶۹ ش.
۳. . مظفر، محمد رضا، المنطق، ص ۱۲، انتشارات دارالمعارف، بیروت، ۱۴۰۰ ق؛ ملا عبدالل، الحاشه علی تهذیب المنطق، ص ۱۷، نشر مؤسسه نشر اسلامی، قم؛ صدر المتألهین، منطق نوین (ترجمه اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه)، ص ۱۱۵، نشر مؤسسه آگاه، تهران، ۱۳۶۳ ش؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۵، ص ۴۵، نشر پیشین.
۴. . مظفر، محمد رضا، المنطق، ص ۱۲، انتشارات دارالمعارف، بیروت، ۱۴۰۰ ق؛ ملا عبدالل، الحاشه علی تهذیب المنطق، ص ۱۷، نشر مؤسسه نشر اسلامی، قم؛ صدر المتألهین، منطق نوین (ترجمه اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه)، ص ۱۱۵، نشر مؤسسه آگاه، تهران، ۱۳۶۳ ش؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۵، ص ۴۵، نشر پیشین.
۵. . منطق شفا، چ ۲، بخش قیاس، مقاله اولی، فصل ۲، ص ۱۵، نشر مکتبه مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ ق.
۶. . حسن زاده آملی، برهان عرفان و قرآن از هم جدای ندارد، ص ۲۵، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۰ ش.
۷. . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۵، ص ۴۴، نشر پیشین.
۸. . حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، نکته ۵۷۲.
۹. . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۵، ص ۳۱، نشر پیشین.
۱۰. . حسن زاده آملی، حسن، قرآن و عرفان و برهان از هم جدائی ندارد، ص ۱۰۷، نشر قیام، قم، چ ۲، ۱۳۷۴ ش.
۱۱. . ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص ۵۷۴، چاپ رحل قدیم، ضمیمه شرح اصول کافی، نشر مکتبه محمودی، تهران.


منبع



سایت اندیشه قم    



جعبه ابزار