• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

منکب (مفردات‌قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




مَنْکِب (به فتح میم و سکون نون و کسر کاف) از واژگان قرآن کریم به معنای شانه انسان و ناحیه هر چیز است.



مَنْکِب: به معنی شانه انسان و نیز به معنی ناحیه هر چیز است. جمع آن مَناکِب است. اگر مناکب زمین به معنی شانه‌های آن باشد، از این می‌توان به کرویّت زمین استدلال کرد و در این صورت همه جای زمین شانه آن است و آن مفید کرویّت می‌باشد و اگر مراد نواحی زمین باشد، ربطی به کرویّت نخواهد داشت.


(هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْاَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی‌ مَناکِبِها...)     یعنی: «اوست که زمین را برای شما رام کرد، در اطراف آن راه بروید». منظور از آیه مسخّر و رام بودن زمین است نسبت به انسان و تصرفاتش.
راغب که منکب را به معنی شانه می‌داند، گوید: استعاره بودن مناکب به زمین مانند استعاره بودن ظهر است بر آن، در آیه: (ما تَرَکَ عَلی‌ ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ)     (جنبنده‌اى را بر پشت زمين باقى نخواهد گذاشت).


۱. ↑ قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج۷، ص۱۰۶.    
۲. ↑ راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۸۲۲.    
۳. ↑ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت الحسینی، ج۲، ص۱۷۷.    
۴. ↑ ملک/سوره۶۷، آیه۱۵.    
۵. ↑ طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۳۵۷.    
۶. ↑ طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۵۹۸.    
۷. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۹۰.    
۸. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۵، ص۱۸۶.    
۹. ↑ راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۸۲۲.    
۱۰. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۴۵.    
۱۱. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۴۰.    
۱۲. ↑ طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۵۹.    
۱۳. ↑ طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۸۵.    
۱۴. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۶۴۵.    
۱۵. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۰، ص۳۵۷.    



قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله "نکب"، ج۷، ص۱۰۶.    






جعبه ابزار