ناسیونالیزم ایرانی و جنبش صفویه (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ن
اسیونالیزم ایرانی و جنبش صفویه گاه به عنوان نمونهای از ملیگرایی ایرانی تفسیر شدهاند.
با این حال، تحولات صفوی بیش از آنکه ریشه در هویت ملی داشته باشد، بر مبنای دگرگونیهای مذهبی و ایدئولوژیک شکل گرفت.
اقتدار صفویان بر تشیع دوازدهامامی و مفاهیمی چون تولی و تبری استوار بود، نه بر ناسیونالیسم ایرانی.
تقابل
صفوی و عثمانی نیز ماهیتی مذهبی داشت و از رقابت میان تشیع و تسنن ناشی میشد.
جنبش نظامى خاندان صفويه كه به اقتدار دولت صفويه انجاميد و نيز مقاومت سياسى نظام صفوى در برابر عثمانىها، يكى ديگر از مواردى است كه به عنوان شاهد تاريخى براى ناسيوناليزم ايرانى مطرحشده است؛
در حالى كه نه حركت نظامى ايل صفويه و نه مبارزات طولانى سلسله سلاطين صفوى در برابر امپراطوران عثمانى، ريشه در هويت ايرانى نداشته و نشانى از ناسيوناليزم ايرانى ندارد.
پس از تحولات ايدئولوژيک در مرام و مسلک صفويه و اتخاذ روش فقهى به جاى راه و رسم صوفيانه كه توسط فقهاى
عراق و
جبل عامل انجام شد، انديشه غالب بر اقتدار صفويه در حقيقت تشيع با دو عنصر تولى و تبرى بود كه در رقابت و نبرد بين صفويه و عثمانىها عامل تعيينكننده محسوب مىشد.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۶۷۵-۶۷۶.