ناسیونالیزم ایرانی و سلطنت طلبان (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ناسیونالیسم ایرانی و سلطنتطلبان رژیم پهلوی برای جبران بحران
مشروعیت دینی، ناسیونالیسم دولتی را بهعنوان منبع مشروعیت سیاسی جایگزین کرد.
این رویکرد با الگوبرداری از
ترکیه جدید و تأکید بر
ایران باستان، سلطنت پهلوی و هویت پیشااسلامی تقویت شد.
تبلیغات گسترده فرهنگی و تاریخی، ناسیونالیسم ایرانی را به گفتمان رسمی مسلط بدل ساخت.
این سیاست در مقطعی با پذیرش اجتماعی نسبی و شکلگیری شعار «
خدا، شاه، میهن» همراه شد.
رژيم پهلوى به دليل ناكام ماندن در استفاده از احساسات مذهبى و بحران مشروعيت دينى كه سخت با آن دست به گريبان شده بود، به تقليد از رهبرى تركيه جديد، عواطف تند ميهن پرستانه و احساسات ناسيوناليستى را به عنوان عامل مشروعيت مطرح كرد.
به سلطنت رسيدن رضاخان و تاجگذارى وى و انتخاب نام پهلوى و تجليل و ترويج فرهنگ شاهنشاهى قبل از
اسلام ايران و تبليغات وسيع نسبت به تاريخ تمدن و فرهنگ ايران باستان و بسيارى از فعاليتهاى سياسى، فرهنگى و ادبى كه رژيم در راستاى احياى ناسيوناليزم ايرانى مشوق آنها بود، همه و همه، حكايت از پيدايش انديشه جديد در جامعه ايران پس از كودتاى سال (۱۲۹۹ م) داشت.
موج ناسيوناليزم ايرانى توسط روزنامهنگاران، شعرا، ادبا، مورخان خودى و بيگانه، چنان فراگير شد كه شعور ملى، زير بمباران تبليغات وسيع رژيم پهلوى به شعار عاميانه ناسيوناليزم دولتى (خدا، شاه، ميهن)، تن داد و قشرهايى از مردم تا مدتى با آن همساز شدند.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۶۷۶.