• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نزار قبانی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





نزار قبانی (۱۹۲۳م)، در دمشق به دنيا آمد.
او یک دیپلمات سوری است که از کار خود استعفا داد تا تمام‌وقت به فعالیت‌های ادبی و تأسیس انتشارات بپردازد.
از آثار او می‌توان «قالت لى السمراء» را نام برد.




نزار قبانی به سال ۱۹۲۳ میلادی در دمشق به دنیا آمد و به عنوان دیپلمات از جانب کشور سوریه مشغول به کار شد.



قبانی در سال ۱۹۶۶م برای پرداختن به شعر و ادب از کار استعفا داد و مؤسسه انتشاراتی تاسیس نمود.



برخی از آثار نزار عبارتند از:
• «قالت لی السمراء»،
• «انت لی»،
• «قصائد متوحشة».




سمّیتک الجنوب
یا لابسا عباءة الحسین
و شمس کربلاء...
یا شجر الورد الّذی یحترف الفداء
یا ثورة الارض الّتی التقت بثورة السّماء
یا جسدا یطلع من ترابه
قمح... و انبیاء...
اسمح لنا بان نبوس السّیف فی یدیک
اسمح لنا ان نعبد اللّه الّذی یطلّ من عینیک


من تو را جنوب می‌نامم. جنوبی که عبای حسین (علیه‌السّلام) بر دوش و خورشید کربلا بر سر، انقلاب آسمان و زمین را به هم پیوند می‌زند و با به خون غلتیدن اجساد دلاورانش، بذر زندگی و دین را به بار می‌نشاند.
به ما اجازه بده که بر شمشیری که در دستانت است بوسه بزنیم. به ما اجازه بده که خدایی را که تو می‌پرستی عبادت کنیم.


ناتی بکوفیّاتنا البیضاء و السّوداء
نرسم فوق جلدکم اشارة الفداء
من رحم الایّام ناتی کانبثاق الماء
من خیمة الذّلّ الّتی یعلکها الهواء
من وجع الحسین ناتی... من اسی فاطمة الزّهراء
من احد ناتی... و من بدر... و من احزان کربلاء
ناتی لکی نصحح التّاریخ و الاشیاء
و نطمس الحروف...
فی الشّوارع العبریّة الاسماء


ما ریگهای سیاه و سفید را می‌آوریم و بر روی پوست شما رسم فداکاری را حک می‌کنیم.
و از درون روزگار جوشش آب را بیرون می‌آوریم.
از نوحه‌ی حسین، از مصیبت فاطمه، از احد، از بدر و از‌ اندوه کربلا!
از دل تمام اینها بیرون می‌آئیم تا تاریخ و همه چیز را اصلاح کنیم
و حروف را از نامهای عبری خیابان بزدائیم!
(اگرچه سخن گفتن از حسین با غم و‌اندوه همراه است و من به این حزن افتخار می‌کنم امّا باید در‌اندوه حسین (علیه‌السّلام) اقتدار و ایستادگی را به ترسیم کشید)


سکن الحزن کالعصافیر قلبی
فالاسی خمرة و قلبی الاناء
انا جرح یمشی علی قدمیه
و خیولی قد هدّها الاعیاء
فجراح الحسین... بعض جراحی
و بصدری من الاسی... کربلاء


این‌اندوه مانند گنجشکی است که در قلبم خانه کرده، یا شرابی که جام خویش را در قلب من ریخته است این جراحتی که هم‌چنان پیش می‌رود و اسبانم را از پای درآورده است.
جراحت حسین در قلب من جراحت و زخم ایجاد کرده و در سینه‌ام‌ اندوه کربلا به‌پاست.



۱. مجله «کلّ العرب»، ص۴.    
۲. السیاسة، من قصیدة:«منشورات فدائیة علی جدران اسرائیل».    
۳. السیاسة، من قصیده:«افادة من محکمة الشعر».    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۶۳۵.    






جعبه ابزار