نصراللّه مردانی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نصرالله مردانی (متولد ۱۳۲۶،
کازرون)، شاعر غزلسرای معاصر است که فعالیت ادبی خود را از کودکی آغاز کرد.
او با تکیه بر تخیل قوی و طبع روان، آثار متعددی از جمله:
«قیام نور»؛
«خوننامه خاک»؛
و «آتش نی»
را منتشر کرده و در گردآوری مجموعههایی با محوریت
شعر پایداری نیز فعالیت داشته است.
وی علاوه بر فعالیتهای ادبی، دارای مسئولیتهای فرهنگی است.
نصراللّه مردانی «ناصر» به سال ۱۳۲۶ ه. ش در سرزمین کهن و باستانی کازرون دیده به جهان گشود.
تحصیلات خود را در همان جا به پایان برد و هم اکنون نیز ساکن
کازرون است.
اما به دلیل دارا بودن مسئولیتهای فرهنگی بسیاری از اوقات خود را در
تهران میگذراند.
از دوران کودکی
شعر گفتن را آغاز کرد و خیلی زود در مطبوعات جایی برای خود باز کرد.
به
غزل بیشتر از سایر قوالب شعر پارسی گرایش دارد و معتقد است غزلسرایی حسّاسیّت و ذهنیتی وسیع و تخیّلی قوی میطلبد.
خیال نیز در ساختار مضامین بدیع شعر مردانی نقش اساسی دارد. وی طبعی روان دارد.
آثار چاپ شدهی وی عبارتند از:
«قیام نور»؛
«خون نامهی خاک»؛
«آتش نی»؛
«شعر اربعین»؛
«قانون عشق»؛
«گزیده ادبیات معاصر، شماره ۱۱»؛
و دو مجموعه:
«شهیدان شاعر»؛
و «منظومه شهادت» را گردآوری نموده است.
در ادامه، نمونههایی از سرودههای او آمده است.
بانوی اسلام:| زینب، ای بانوی اسلام! سلام • • • • • ای پیامآور خونین قیام | | |
| زینب! ای اسوه ایثار و خروش • • • • • بیرقِ داد گرفتی تو به دوش | | |
| زینبای شیر زن کربُ بلا • • • • • جوش با خون تو زد خون خدا | | |
| زینب! ای آینهی روشن حق • • • • • خرّم از اشک تو شد گلشن حق | | |
| زینب! ای زادهی زهرای بتول • • • • • از تو پاینده بود دین رسول | | |
| زینب! ای عصمت تو شوکت زن • • • • • وارثی، وارث هفتاد و دو تن | | |
| زینب! ای گوهر دریای وقار • • • • • صبر از صبر تو، بیصبر و قرار! | | |
| زینب! ای خواهر آزاد حسین • • • • • بود فریاد تو، فریاد حسین | | |
| زینب! ای پاکتر از چشمهی نور • • • • • کس نیامد به جهان چون تو صبور | | |
| سینهات سوخته از داغ حسن • • • • • سرخ از اشک تو، گلهای چمن | | |
| خطبهات رونق بیداد شکست • • • • • کاخ بیداد ز بنیاد شکست | | |
| | |
میدان عطش:| آنچه در سوگ توای پاکتر از پاک گذشت • • • • • نتوان گفت که هر لحظه، چه غمناک گذشت | | |
| چشم تاریخ در آن حادثهی تلخ چه دید • • • • • که زمان مویهکنان از گذر خاک گذشت | | |
| سر خورشید بر آن نیزهی خونین میگفت • • • • • که چهها بر سر آن پیکر صد چاک گذشت | | |
| جلوهی روح خدا در افق خون تو دید • • • • • آن که با پای دل از قلّهی ادراک گذشت | | |
| مرگ هرگز به حریم حرمتت راه نیافت • • • • • هرکجا دید نشانی ز تو چالاک گذشت | | |
| حُرّ آزاده، شد از چشمهی مهرت سیراب • • • • • که به میدان عطش پاک شد و پاک گذشت | | |
| آب شرمندهی ایثار علمدار تو شد • • • • • که چرا تشنه از او این همه بیباک گذشت | | |
| بود لب تشنهی لبهای تو صد رود فرات • • • • • رود بیتاب کنار تو عطشناک گذشت | | |
| بر تو بستند اگر آب، سوارانِ سراب • • • • • دشت دریا شد و آب از سر افلاک گذشت | | |
| با حدیثی که ملائک ز ازل آوردند • • • • • سخن از قصّهی عشق تو ز لولاک گذشت | | |
| | |
گل اختر:| به طاق آسمان امشب گل اختر نمیتابد • • • • • بنات النعش اکبر بر سر اصغر نمیتابد | | |
| به شام کربلا افتاده در دریای شب، ماهی • • • • • که هرگز آفتابی این چنین دیگر نمیتابد | | |
| به دنبال کدامین پیکر صد پاره میگردد • • • • • که از گودال خون خورشید بیسر در نمیتابد؟ | | |
| به پهنای فلک بعد از توای ماه بنیهاشم • • • • • چراغ مهر دیگر تا قیامت بر نمیتابد؟ | | |
| فرات مهربانی، تشنهی لبهای عطشانت • • • • • تو آن دریای ایثاری که در باور نمیتابد | | |
| کنار شطّ خون دستی و مشکی پاره میگوید • • • • • که، عباس دلاور از برادر سر نمیتابد | | |
| علمداری که بر دوشش علم بیدست میماند • • • • • عطش، اشکی به رخسارش ز چشم تر نمیتابد | | |
| ز خاک تیره هفتادُ دو کوکب آسمانی شد • • • • • که بر بام جهان نوری از این برتر نمیتابد | | |
| | |
فرات اشک:| بخوان حماسهی خونین کربلا با ما • • • • • که شد بسیط زمین جمله همصدا با ما | | |
| سربریده به میدان عشق میگوید • • • • • حدیث خون شهیدان نینوا با ما | | |
| دوباره پیکر صد چاک لاله آوردند • • • • • به داغ گاه بهشتی، فرشتهها با ما | | |
| فرات اشک ز چشمان خاک میجوشد • • • • • به سوگواری گلهای کربلا با ما | | |
| ز موج خیز خطر فاتحانه میگذریم • • • • • که هست معجز موسایی و عصا با ما | | |
| لهیب آتش نمرودیان گل افشاند • • • • • به زور حادثه باشد اگر خدا با ما | | |
| اگر جهان همه دشمن شود، ظفر یابیم • • • • • به عرصهیی که بود تیغ مرتضی با ما | | |
| پیِ سلامت سردار عاشقان دیدیم • • • • • که دست غیب بلندست در دعا با ما | | |
| | |
•
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۴۳۰۸۷۸.