• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نظارت عمومی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





نظارت عمومی در اندیشه اسلامی سازوکاری مردمی برای تضمین سلامت اداره جامعه و اجرای صحیح احکام و اهداف دینی است.
این نظارت در چهار مرحله پیوسته شامل تعلیم و تعلم، دعوت به حق و خیر، نصح و خیرخواهی اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر تحقق می‌یابد.
مراحل نخست بر آگاهی‌بخشی و مسئولیت‌پذیری جمعی استوار است و زمینه‌های انحراف و سوءاستفاده از قدرت را محدود می‌کند.
امر به معروف و نهی از منکر به‌ عنوان مرحله نهایی، ضامن اجرایی ارزش‌ها و پیشگیری از فساد اجتماعی تلقی می‌شود.
اجرای کامل این فرایند، جامعه اسلامی را به جامعه‌ای پویا و مسئول تبدیل می‌کند و ترک آن عامل گسترش فساد و اختلال در نظام اجتماعی دانسته می‌شود.



مراد از نظارت عمومى، اقداماتى است كه به منظور حصول اطمينان از جريان قانونى و صحيح امور و تحقق اهداف توسط عموم صورت مى‌گيرد.
علاوه بر وجود تضمين‌هايى در قواعد حقوق اساسی، عامه مردم نيز، در صورت فراهم بودن زمينه‌ها، با نظارت و اقدامات مقتضى، اجراى قواعد حقوق اساسى را تضمين مى‌كنند.


جهت تحقق نظارت عمومى و به منظور ايجاد زمينه رشد و بالندگى جامعه اسلامى، دین مبين اسلام طرح كاملى را در چهار مرحله به اين شرح بيان داشته است:

۲.۱ - مرحله اول: آموزش همگانی و مستمر

مرحله اول: تعليم و تعلم در تمامى سطوح به صورت ريزش مداوم آموزش از سطوح بالا به پايين و جذب و دريافت مستمر در سطوح پايين‌تر نسبت به سطوح بالا است.
قرآن و متون اسلامى در اين زمينه آكنده از نصوص جالبى است كه ما در اينجا به دو گفتار پيامبر اكتفا مى‌كنيم.
۱. «اربعه تلزم كل ذى حجى و عقل من امتى: قيل يا رسول اللّه (ص) ما هن‌؟ قال: استماع العلم و حفظه و نشره و العمل به»؛
۲. («نضر الله عبدا سمع مقالتى فوعاها ثم بلغها الى من لم يسمعها»
[۲] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول كافى، ج۱، ص۳۳۲.
با اجراى اين مرحله در جامعه اسلامى عمده‌ترين پايگاه سوء استفاده قدرت كه جهل است نابود مى‌شود.

۲.۲ - مرحله دوم: دعوت به حق و خیر

مرحله دوم: دعوت به حق و خير و ارشاد و هدایت فكرى در زمينه حق و باطل (بود و نبود) و نيز خير و شر (بايد و نبايد) كه به عنوان وظيفه متقابل همگانى مقرر شده است.
۱. (اُدْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ‌)؛
۲. (وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى اَلْخَيْرِ)؛
در اين مرحله توده‌هاى مردم توسط آگاهان امين و متعهد جامعه پيوسته نسبت به امور آگاهى‌هاى لازم را دريافت مى‌كنند و در متن جريان حق و خير قرار مى‌گيرند و راه نفوذ فريبكاران و سودجويان انحصار طلب بسته مى‌شود؛

۲.۳ - مرحله سوم: نصح اجتماعی

مرحله سوم: خيرخواهى و دلسوزى كه در متون اسلامى از آن به «نصح» تعبير شده است. «بنابر اصل: الا كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته»
مردم خود را مى‌بينند و سرنوشت همه را از خود و سرنوشت خود را مربوط به ديگران تلقى مى‌كنند و اين پيوند عواطف جامعه را یک‌جا به هم گره مى‌زند و مانند سرنشين اتومبيلى است كه در كنار راننده آن از سرعت زياد اتومبيل مى‌هراسد و با دلسوزى و خيرخواهى راننده را به مراعات مقررات رانندگى هشدار مى‌دهد، زيرا كه سرنوشت خود را گره خورده به سرنوشت راننده مى‌بيند.
كلينى در اصول کافی فصلى را به عنوان «النصيحه لائمه المسلمين» اختصاص داده كه حدیث ذيل را از پیامبر اکرم در آن فصل نقل مى‌كند:
«ثلاثه لا يغل عليهن قلبا امرء مسلم اخلاص العمل للته والنصيحه لائمه المسلمين و اللزوم لجماعتهم»
[۶] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول كافى، ج۱، ص۱۳۲.

امام صادق (علیه‌السلام) آن‌گاه كه مسئوليت‌ها و وظائف اعضاى بدن را در برابر خدا مى‌شمارد مى‌فرمايد:
«وزكاه اللسان النصح للمسلمين والتيقظ للغافلين»
در اين مرحله، انتقاد سالم و سازنده كه از عواطف و تعهد به مسئوليت و سرنوشت مشترک ناشى مى‌شود از تمامى ابعاد و زواياى جامعه مانند بزاق در دهان و انسولين در لوزالمعده كه در مراحل هضم غذا و سوخت و سوز بدن نقش عمده‌اى را ايفا مى‌كند، تراوش مى‌كند و همه ناخالصى‌ها را پاک و موانع را برطرف مى‌كند و زنگارها را مى‌زدايد.

۲.۴ - مرحله چهارم: امر به معروف و نهی از منکر

مرحله چهارم: امر به معروف و نهى از منكر است كه از فرايض بزرگ دينى و ضامن اجراى احکام الهی بوده است و در احادیث اسلامی با عنوان ويژه «بهما تقام الفرائض». و «اسمى الفرائض» نام‌برده شده است:
(وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيٰاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ)
در اين احادیث اسلامی، عمده‌ترين عامل ظهور طاغوت‌ها در جامعه و فساد و تباهى و گمراهى در ميان مردم، ترک اين فريضه بزرگ الهى معرفى شده تا آن‌جا كه امكان تبديل ارزش‌ها و جايگزينى ارزش‌هاى منفى در جامعه توحيدى در شرايط ترک فريضه امر به معروف و نهى از منكر پيش‌بينى شده است.
منظور از امر به معروف و نهى از منكر، ايجاد زمينه تحقق معروف و اعمال و شيوه‌هاى صالح و منتفى كردن زمينه‌هاى بروز منكر و اعمال ناشايست و فساد و تباهى‌ها است و به همين دليل انجام اين مرحله به گونه‌هاى مختلف امكان‌پذير است و در حقيقت در هر مورد بايد زمينه مناسب آن ايجاد شود تا به تحقق معروف يا منتفى كردن زمينه منكر بينجامد.
گاه امر به معروف و نهى از منكر به صورت گفتار و نوشتار است و گاه به شكل عمل و وادار كردن و گاه به برنامه‌ريزى و زمينه‌سازى نياز دارد و بالاخره ممكن است به صورت اجبار هم تحقق پيدا كند.


طبيعت امر به معروف و نهى از منكر با معنى تعليم و ارشاد و نصح، متفاوت و به گونه‌اى است كه متلازم با عمل و تحقق معروف و ريشه كن شدن منكر است و به همين دليل اين مرحله پس از انجام مراحل سه‌گانه تعليم و ارشاد و نصح انجام مى‌شود و قبل از اتمام اين مراحل توسل به امر به معروف و نهى از منكر نادرست است و با موازين اسلام وفق ندارد.
همان‌گونه كه قرآن به صراحت مسئوليت طلبى را موكول به تعليم و ارشاد مى‌داند: (وَ مَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا)


با اجراى مرحله چهارم نظارت عمومى، موانع و سدهاى بزرگ توسط خود مردم در همه ابعاد و اعماق جامعه در برابر هر نوع انحراف و ستم و فساد و گمراهى ايجاد مى‌شود و جهت حركت جامعه به سمت خير و معروف و اعمال صالح و سازنده و مفيد قرار مى‌گيرد و مردم خود پاسدار خط صحيح حركت جامعه مى‌شوند.

۴.۱ - جامعه نمونه اسلامی

قرآن به دليل عمل به اين فريضه بزرگ، جامعه توحيدى اسلامى را امت نمونه و ممتاز و خير امم مى‌نامد: (كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّٰاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ‌)


و از سوى ديگر ترک اين فريضه به عنوان عامل اصلى فاجعه‌هاى پيش بينى نشده و اجتناب‌ناپذير از زبان پيامبر آمده است: «اذا امتى تواكلت‌الامر بالمعروف والنهى عن المنكر فليأذنوا بوقاع من اللّه»


مراحل چهارگانه نظارت عمومى به طور واجب كفايى انجام مى‌شود و در مواردى كه اقامه فريضه و قلع منكر و فساد در جامعه، متوقف به ارتكاب خلاف باشد و تنها راه اقامه خير و فريضه و قلع منكر و فساد، انجام منكر و ترک واجب باشد، براساس اصلى كه در تزاحم دو واجب اعمال مى‌شود، براساس قاعده الاهم فالاهم برخى از واجبات كم‌اهميت، فداى فرايض و مسائل مهم‌تر مى‌شود و بعضى از منكرات براى اقامه فريضه مهم‌تر و قلع فساد بيشتر، مجاز خواهدشد. (۱۲)


۱. ابن‌شعبه، حسن بن علی، تحف العقول، ص۵۷.    
۲. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول كافى، ج۱، ص۳۳۲.
۳. نحل/سوره۱۶، آیه۱۲۵.    
۴. آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۴.    
۵. ورام، مسعود بن عیسی، مجموعة ورّام (تنبیه الخواطر و نزهة النواظر)، ص۶.    
۶. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول كافى، ج۱، ص۱۳۲.
۷. ابن‌بابویه، محمد بن علی، الخصال، ص۱۴۹.    
۸. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء، ج۹۶، ص۷.    
۹. توبه/سوره۹، آیه۷۱.    
۱۰. اسراء/سوره۱۷، آیه۱۵.    
۱۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۰.    
۱۲. حر عاملی، محمد بن حسن، ج۱۶، ص۱۱۸.    
۱۳. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱، ص۲۳۱.    

۱۲ - تحرير الوسيله ۴۶۴/۱؛ خمینی‌، روح الله،


عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۶۸۹-۶۹۱.    






جعبه ابزار