نظام اداری و آفات آن (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نظام اداری و آفات آن در
اندیشه اسلامی به بررسی عوامل تضعیفکننده کارآمدی مدیریت و سازمان میپردازد.
این آفات در اثر ناهماهنگی میان مسئولیت، تعهد و توانایی علمی پدید میآیند و در صورت غفلت، نظام اداری را از ایفای نقش اصلاحی خود بازمیدارند.
سستی
ایمان، ضعف بینش علمی، بیبرنامگی و یکسونگری از مهمترین آسیبهای ساختاری مدیریت بهشمار میروند.
خودمحوری، خشونت، تکبر، شتابزدگی و لجاجت موجب اختلال در تصمیمگیری و روابط سازمانی میشوند.
ایستایی، ناسپاسی و تسویف نیز به عنوان عوامل فرساینده، نظام اداری را به سوی ناکارآمدی و زوال تدریجی سوق میدهند.
آسيب شناسى نظام ادارى از اهم مسائل نظام ادارى در انديشه اسلامى است به همان اندازه كه نظام ادارى
اسلام شرايط و ضوابط مكتبى و توانايىهاى تخصصى و علمى لازم را دارد به تناسب كمبود، يا ضعف اين شرايط و توانايىها آفتهايى دامنگير نظام ادارى مىشود كه اگر شناخته و پيشگيرى نشود، نظام ادارى نه تنها توان انجام مسئوليتهاى خود را از دست مىدهد بلكه به ضد خود تبديل مىشود و به جاى گرهگشايى از جامعه بر مشكلات آن مىافزايد.
مسئوليت نظام ادارى، توانى است كه همه انسانها آن را دارند ولى وقتى تناسب مسئوليت با توانايى از نظر تعهد و علم به هم خورد، ناگزير زمينه رشد آفتهاى نظام ادارى فراهم مىشود.
اهم آفات نظام ادارى به طور اختصار به اين صورت مىشود:
ايمان داراى سلسلهمراتب متفاوتى است. رسول اكرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم):
«
الايمان قول و عمل يزيد و ينقص» هرگاه آفت سستى ايمان در نظام ادارى ظاهر گردد نه تنها صلاحيت چنين مديرى مورد ترديد قرار مىگيرد، اصولا از آنجا كه انگيزههاى عمل انسان بىايمان يا سست ايمان با انگيزههاى عمل
انسان با ايمان يا قوى الايمان متفاوت است و از نظر كمى و كيفى در نفس عمل اثرات متفاوتى دارند و نيز در ميزان تواناى مدير، اثر مستقيم دارد، ناگزير نظام ادارى اسلامى بايد با آن به عنوان يک آفت مبارزه كرده و به همين دليل است كه اسلام بر
جهاد اكبر و خودسازى و تربيت معنوى و ارتقاى ايمان تأكيد كرده است.
مديريت هر سازمان به تناسب گستردگى و پيچيدگى سازمان خود بايد به ميزان علم و تخصص تجربه بيفزايد و غفلت از اين معيار اسلامى در گزينش مديران موجب خسارتهاى جبران ناپذير خواهد بود.
علی (علیهالسلام) فرمود: «قف عند كل امر لتعرف مدخله من مخرجه» (۱) در هر كارى نخست درنگ كن و فكر كن و و رود و خروج و برنامه كار را بشناس آنگاه عمل را آغاز كن.
بىبرنامگى مديريت را از صلاحيت خارج مىكند و سازمان را تباه و نيروها و امكانات را نابود مىسازد.
يكسونگرى مدير را از وسعت نظر باز مىدارد و او را در تصميمگيرى و عمل دچار اشتباه مىكند.
على (علیهالسلام) فرمود: «من جهل وجوه الاراء اعتيد الحيل» (۲)
سستى اراده موجب تأخير و سهلانگارى در انجام وظايف مىشود و سرانجام به تضييع
حقوق مىانجامد.
خودمحورى نوعى استكبار درونى است كه آثار شوم آن در عملكرد سازمانى به مثابه استكبار در عمل سياسى و اقتصادى جامعه است.
اصولا خودمحورى به تباهى مىانجامد.
«لارأي لمن انفرد برأيه» آفت خشونت خنثى كننده نقش مديريت است.
اين عمل اعتماد نيروها را از ميان مىبرد و ميزان كارايى آنها را كاهش مىدهد.
جدايى مديريت از ارباب حاجت و استتار نسبت به نيروهاى سازمان تحت مديريتى، مدير را از واقعيتها دور مىسازد و ارتباطات سازمان را مختل مىكند و نظارت وى را ضعيف مىكند.
«وَ اجْعَلْ لِذَوِی الْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَکَ وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً» ناسپاسى و كفور بودن خصلت نكوهيده براى هر
انسان است ولى در مديريت مىتواند در حد يک افت زيانبخش مورد توجه قرارگيرد.
(إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ لَكَفُورٌ) هر انسانى ممكن است به تكبر و طغيانگرى دچار گردد
(انه لَيَطْغىٰ • أَنْ رَآهُ اِسْتَغْنىٰ) ولى خطر وقتى صد چندان مىشود كه اين آفت به مديريت سرايت كند.
قرآن انسان را بالطبع، عجول و شتابزده معرفى كرده است
(وَ كٰانَ اَلْإِنْسٰانُ عَجُولاً) ولى به عنوان يک خصلت نكوهيده و خطرناک در مديريت خطر شتابزدگى بيش از ميزان خطرى است كه انسان در كارهاى فردى و عادى خود با شتابزدگى به استقبال آن مىشتابد.
منطقى بودن و هيچ سخنى را بدون دليل نپذيرفتن و در برابر باطل ايستادن، غير از لجاجت و خشک سرى است.
اين خصلت در
انسان موجب تباهى نظام ادارى هم هست.
مدير شايسته بايد با حسن نيت و اعتماد به منطق و استدلال و احترام به آراى ديگران اين خصلت را در خود بميراند، زيرا كه
(وَ كٰانَ اَلْإِنْسٰانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً) از خود راضى بودن و به ديگران فخرفروختن و خود را از ديگران ممتاز شمردن، آفتى است كه مىتواند تمامى تلاشهاى يک مدير كاردان و لايق را خنثى و موفقيت او را ناچيز گرداند. انسان اگر به حال خود رها شود دچار اين آفت نكبتبار مىشود.
(إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ) تواضع در مديران مىتواند در متوقف كردن رشد اين خصلت منفى در درون آدمى و ريشهكن كردن آن مؤثر باشد.
حركت، خصيصه هر موجود زنده است.
يک سازمان و مديريت آن وقتى زنده است كه پويا و پيشرو باشد، ايستايى در مديريت و ايجاد وقفه در روند سازمان به معناى مرگ نظام ادارى است.
«من استوى يوماه فهو مغبون»كار امروز به فردا واگذار كردن (تسويف) نمودار فرار مدير از مشكلات روزمره است و اگر اين كار تكرار شود، آفت خطرناكى، نظام ادارى را به تباهى مىكشاند.
امام صادق (علیهالسلام) آن را به دريايى تشبيه كرده كه غريق را به كام خويش مىگيرد.
«اياك و التسويف فانه بحر يغرق فيه الهلكى»
۱ - الحياه ۳۰۴/۱؛
۲ - الحياه ۶۲/۵؛
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۶۹۵-۶۹۷.