نظام اداری و اصول حاکم بر آن (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نظام اداری و اصول حاکم بر آن در
اندیشه اسلامی بر مجموعهای منسجم از مبانی ارزشی، اخلاقی و مدیریتی استوار است.
این نظام با الهام از نظم آفرینش، اصولی چون
حکمت،
عدالت، قسط و برابری را بهعنوان پایههای اداره جامعه مطرح میکند.
مرکزیت همراه با
هدایت، شورا و قاطعیت چارچوب
رهبری و تصمیمگیری را در ساختار اداری تعیین میکند.
اخوت،
حاکمیت ارزشهای اسلامی و نفی اکراه، روابط انسانی و اجتماعی در نظام اداری را سامان میدهد.
مسئولیتپذیری، شایستهگزینی، مهرورزی و اسوه بودن مدیران، ضامن سلامت و کارآمدی این نظام تلقی میشود.
نظام ادارى مبتنى بر اصول و ضوابطى است كه اين اصول را به اين صورت مىتوان برشمرد:
اصل اول، حكمت:
حكمت الگوئى برگرفته از نظام آفرينش است؛
(اَلَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ) اصل دوم، عدالت و قسط:
عدالت در الگوى آفرينش بر محور حق و براساس رعايت استحقاق هاست تبعيض به معناى تفاوت در عطا نسبت به دو موجود متساوى در استحقاق ظلم است؛
اصل سوم، برابرى:
برابرى در نژاد
(هُوَ اَلَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا) ؛ برابرى به معناى نفى تبعيض
(وَ قٰالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً وَ مٰا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ) ؛ همچنين برابرى در بهرههاى اجتماعى و عمومى
«انى لا ارى فى هذا الفئ فضيلة لبنى اسماعيل على غيرهم» (۳)، برابرى در تعميم
حقوق و وظايف
«فالحق لا يجرى لاحد الا جرى عليه و لا يجرى عليه الا جرى له» و يكسان بودن در
حق طلبى
«فَلْیَکُنْ أَمْرُ النَّاسِ عِنْدَکَ فِی الْحَقِّ سَوَاءً» و بالاخره برابرى به عنوان شعار سياسى
رهبری؛
«و اعلموا ان الناس عندنا فى الحق اسوة» اصل چهارم، قطبيت و مركزيت:
«مدير به مثابه قطبى در مركز ايدئولوژيک است» (۷)؛
اصل پنجم،
هدایت:
يكى از ابعاد اين حركت شكوفايى استعدادهاى نيروها در درون تشكيلات ادارى است؛
وَ جَعَلْنٰا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا اصل ششم، شورا:
اين اصل در حقيقت، احترام به افكار عمومى و آزادى هاست و خود ناشى از حاكميتى است كه
خداوند به
انسان نسبت به سرنوشت او داده و او را در عقيده و عمل، اختيار بخشيده است.
(إِنّٰا هَدَيْنٰاهُ اَلسَّبِيلَ إِمّٰا شٰاكِراً وَ إِمّٰا كَفُوراً) اصل هفتم، قاطعيت:
قاطعيت در مفهوم ادارى حالتى است كه از
ایمان و اخلاص سرچشمه مىگيرد؛
(فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اَللّٰهِ) اصل هشتم، حس اخوت:
پايه مناسبات اجتماعى در
اسلام، حس اخوت است؛
(إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ) اصل نهم، حاكميت ارزشهاى اسلامى:
تشكيلات اسلامى بر
حاکمیت اصول و ارزشهاى اسلامى استوار است؛
اصل دهم، نفى تحميل و اكراه:
اكراه با كرامت و ارزش والاى انسان و آزادى و اختيار او منافات دارد
(لاٰ إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ) و اين اصل يكى از اركان نظام حقوقى و ادارى اسلامى است؛
اصل يازدهم، احساس تكليف:
اين احساس مسؤولان را به يک شخصيت جمعى تبديل مىكند؛
اصل دوازدهم، عطوفت و مهرورزى:
جون مسئول، خود را پدر نسبت به نيروهاى خويش مىبيند و به آنها عشق مىورزد؛
اصل سيزدهم، مسئوليت خواستن:
با
حاکمیت قانون و اصول ناگزير اشخاص و شخصيتها با معيارهاى قانونى سنجيده مىشوند؛
اصل چهاردهم، مراعات معيارهاى گزينش:
در مناسبات ادارى و گزينش ها بايد، ضوابط حاكم باشد نه روابط؛
اصل پانزدهم، اسوه بودن:
مديران بايد تجسّم عينى ارزشها و خصايص نيروهاى زبده و كارآمد باشند.
۳ - وسائل الشيعه ۱۱ / ۸۰.
۷ - «و اولوالعنم من الرسل عليهم دارت الرحا»، همان / خ ۳؛
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۶۹۷-۶۹۸.