نقد ابن خلدون بر تفاسیر (عقاید و مذاهب)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نفوذ فرهنگ یهود و مسیحیت در اسلام، دور ماندن جامعهٔ صدر اسلام از
علم و رجوع به
اهل کتاب (مانند
کعبالاحبار)، موجب راهیابی اساطیر
تورات و مطالب بیسروسامان به تفاسیر شد.
با ناکامی مخالفان، نفوذیهایی چون
ابن ابیالعوجاء با دستکاری کتب محدثان، هزاران
حدیث مجعول و
تجسیم را پخش کردند؛ چنانکه رجوع برخی مفسران اولیه به
احبار نیز به انحراف در تفسیر
آیات انجامید. این اندیشههای انحرافی و تجسیمگرایانه برگرفته از احبار و
رهبان، امروزه نیز در آثار جریانهای
سلفیگری تداوم یافته است.
در کتابهای تفسیر سخنان بی سروته زیاد است. و علت آن این است که
جامعه اسلامی در آن روز، دور از کتاب و علم بودند، و چادرنشینی و بیسوادی، بر آنان غالب بود و اگر به شناخت چیزی راجع به آغاز آفرینش، علل اشیاء و راز هستی، علاقه پیدا میکردند، از اهل کتاب میپرسیدند و افرادی مانند
«کعب احبار» و
وهب منبه، و
عبداللّه بن سلام، مرجع این پرسشها بودند.
از این روی، میبینیم، کتابهای تفسیر، از سخنان آنان پر است. نویسندگان تفسیر، در شرح سخنان آنان راه
مسامحه را در پیش گرفتند، در حالی که ریشه این گفتار، یا تورات و یا مجعولات آنان است.
در قرن چهاردهم اسلامی که مسلمانان به فریبکاریهای
«مستشرقان»، پی بردند، کمی جرأت یافتند تا در مراکز علمی، پردهها را بالا بزنند، به گونهای که
شیخ محمد عبده (م ـ ۱۳۲۲)، به روشنی از
حماد بن زید، نقل میکند که
زندیقان چهار هزار حدیث،
جعل و در میان
مسلمانان پخش کردند.
آنگاه
«عبده» میافزاید، این ارقام، مربوط به مقدار اطلاع
«حماد» است وگرنه تعداد احادیث مجعول، بیش از اینهاست؛ زیرا تنها
ابن ابی العوجاء، به هنگام
اعدام گفت: در میان احادیث شما، چهار هزار حدیث جعل کردم که به وسیله آن،
حلال را
حرام و حرام را حلال کردم.
ابن ابی العوجاء (ربیب)، محدث معروف
حماد بن سلمه بود و در خانه او بزرگ شد. وی در کتابهای
«حماد»، دخل و تصرف کرده است.
در این مورد، کافی است بدانیم که محدثان، از «حماد بن سلمه» نقل میکنند که وی از
قتاده، او از
«عکرمه» و او از
ابن عباس، نقل میکند که
پیامبر، خدا را به صورت انسان امرد، با موی
«مجعّد» که لباس سبزی بر تن داشت، دیده است.
و در حدیث دیگری آمده که او را به صورت جوانی امرد، فاقد هر نوع پوششی مشاهده کرده است.
وجود چنین احادیثی در کتابهای «حماد»، نتیجه دخل و تصرف ابن ابی العوجاء است که در خانه او پرورش یافته بود.
محقق معاصر،
ابوریه، مینویسد: آنگاه که دعوت
اسلام قوی و نیرومند گردید و بازوی آن توانا گشت، و قدرتهای مخالف شکسته شد، مخالفان دیرینه
اسلام که پیوسته سد راه انتشار آن بودند، وقتی از نبرد رویارو با آن، مایوس گشتند، از طریق
حیله و مکر، به فکر خیانت افتادند و از آنجا که
قوم یهود از سر سختترین گروههای مخالف اسلام بودند، تصمیم گرفتند که به اسلام تظاهر کنند ولی
دین[[]] خود را در دل نگاه دارند که بتوانند حیلههای مؤثری را به کار ببرند.
سالوسبازی احبار و راهبان، گروهی از محدثان اسلامی را شیفته خود ساخت؛ از این جهت در تفسیر
آیات قرآن که مربوط به آفرینش آسمان و زمین و انسان، سرگذشت امم پیشین و حالات پیامبران است، به آنان مراجعه کردند و افرادی به نامهای
«عکرمه» و
«مجاهد» و
«عطار» و
«ضحّاک»، ریزهخوار علم و دانش آنان بودند.
متاسفانه کتابهای تفسیر، از اقوال این گروهها مالامال است و کافی است بدانید، مجاهد آیه مربوط به
شفاعت پیامبر را
(عَسی اَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً)؛
«شاید پروردگارت مقام پسندیدهای برای تو برگزیند»که مفاد آن این است، چنین تفسیر کرده است: خدا پیامبر را در کنار خود در
عرش مینشاند. وقتی به
«اعمش»، گفته شد که مجاهد این تفسیر را از چه کسی گرفته است؟ گفت: از اهل کتاب.
کتابهایی که اخیراً به عنوان
«سنّتگرایی»، به کمک مالی
«آل سعود»، چاپ و منتشر میشود، همگی متاثر از احادیث
تشبیه و تجسیم، و
جبر و حاکمیت قَدَر بر افعال انسان است و یادگار اندیشههای احبار و رهبان میباشد.
به عنوان نمونه کتابهای زیر را مطالعه فرمایید:
در همه این کتابها، اصول اسلام و عقائد اصیل آن، در جسم بودن خدا، جلوس او بر عرش جسمانی که بالای آسمانها است، حاکمیت
تقدیر الهی بر تمام جهان و انسان و حتی بر اراده خود خدا، و منزه نبودن
پیامبران از خلاف و
گناه، خلاصه میشود.
اکنون پس از گذشت چهارده قرن از
بعثت پیامبر گرامی، کتابهای یاد شده، به عنوان باز گشت به اسلام واقعی که همان اسلام
صحابه و
تابعان است، تحت شعار
«سلفیگری»، چاپ و منتشر میشود و
«ابن تیمیه»، فریادگر این باز گشت در تاریکیهای قرن هشتم، و
محمد بن عبدالوهاب، مجدد راه و رسم او است.
•
سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۱، ص۹۹.