نمازهای یومیه
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نمازهای یومیه پنج
نماز واجب روزانه (
صبح،
ظهر،
عصر،
مغرب و
عشا) هستند که از مهمترین ارکان
دین اسلام به شمار میآیند و در
قرآن و
روایات، ستون دین، معیار قبولی سایر اعمال و نخستین عمل مورد محاسبه در
قیامت معرفی شدهاند.
تاکید فراوانی بر اقامه
نماز در اول وقت و پرهیز از سبکشمردن یا تاخیر بیعذر آن شده و ترک نماز، در صورت انکار، موجب
ارتداد و در صورت سهلانگاری، مستوجب
تعزیر و
مجازات دانسته شده است.
نمازهای یومیه در
حضر هفده رکعت و در
سفر یازده رکعتاند و از نظر تشریع به «فرضالله» و «فرضالنبی» تقسیم میشوند که تفاوت آنها در احکام
شک است. هر نماز دارای اوقات مشخص (فضیلت، اجزا، مشترک و مختص) است و دخول وقت، شرط صحت نماز میباشد. رعایت ترتیب میان نمازهای ظهر و عصر و نیز مغرب و عشا واجب است و احکام مفصلی درباره وقت هر نماز، جمع بین نمازها،
نوافل یومیه، شک در نماز،
تعقیبات و شرایط خاص مانند سفر،
عذر و ضرورت بیان شده است.
نمازهای یومیه: نمازهای واجب در هر شبانه روز است.
عنوان یاد شده بر پنج نماز ظهر، عصر، مغرب، عشا و صبح اطلاق میشود که به جا آوردن آنها در طول شبانه روز بر مکلفان واجب است.
نسبت دادن نمازهای یاد شده به «یوم» با آنکه ظرف زمانی بعض آنها شب است، یا به جهت تغلیب جانب روز بر شب است؛ چه اینکه اغلب آنها؛ یعنی نمازهای صبح، ظهر و عصر در روز گزارده میشوند و یا اینکه مراد از یوم معنای عام آن است که شب را۶ نیز دربر میگیرد.
از احکام آن به تفصیل در باب صلات سخن گفتهاند.
فضیلت و اهمیت نماز•
در روایات، از نمازهای یومیه به برترین عمل بعد از
معرفت؛
ستون دین؛
با اهمیتترین ارکان اسلام پس از
ولایت؛
عملی که قبولی آن سبب قبولی سایر اعمال و نخستین عمل از اعمال بندگان که در
قیامت حسابرسی میشود،
تعبیر شده است.
۱. در
قرآن کریم نیز نماز عامل بازدارنده از
فحشا و
منکر معرفی
و بر اقامه آن و محافظت بر آن در وقتش تاکید شده است.
۲. از جمله در این آیه شریفه میفرماید:
(حافِظُوا عَلَی الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الوُسطی وَ قُومُوا للهِ قانِتینَ) بر همه نمازها و بویژه نماز میانه (که بنابر مشهور، نماز ظهر است) محافظت کنید و (هنگام عبادت) فروتنانه برای خدا قیام نمایید. ۱. در روایتی از
امام صادق (علیهالسّلام) آمده است: نمازهای پنج گانه واجب؛ هر کس آنها را به پا دارد و بر اوقاتشان محافظت کند، در روز قیامت خدا را ملاقات میکند، در حالی که برای او نزد خدا عهدی است که به سبب آن، او را داخل بهشت میکند.
۲. در روایتی دیگر از
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آمده است:
شیطان پیوسته از
مؤمن هراسان است تا مادامی که بر نمازهای پنجگانه محافظت میکند
(نمازها را در اوقاتشان به جا میآورد).
أن الصلاة الوسطى من بينها أفضلها
همان گونه که گذشت، در قرآن کریم به محافظت بر نمازها؛ بویژه
نماز وسطی امر شده است. مقصود از آن بنابر قول مشهور،
نماز ظهر است.
از این رو، نماز ظهر افضل نمازهای یومیه میباشد.
۱.
قرآن کریم به موازات تاکید بر اقامه نماز و اهتمام به آن، از سبک شمردن نماز نهی کرده است؛ از جمله میفرماید:
(فَوَیلٌ لِلمُصَلِّینَ الَّذینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُونَ)«پس وای بر نمازگزاران، آنان که از نمازشان غافل و نسبت به آن سهل انگارند».
۲. در روایتی در
تفسیر آیه شریفه آمده است: «ساهون کسانیاند که نماز گزاردن در اول وقت را رها میکنند».
۳. در روایتی دیگر از
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آمده است: «
شفاعت من فردا
قیامت به کسی که نماز واجب را بعد از دخول وقت آن به تاخیراندازد، نمیرسد».
۴. از
امام صادق (علیهالسّلام) نیز روایت شده که در آستانه
رحلت فرمودند: «شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمرد، نمیرسد»
• ترک نماز در برخی روایات، تارک نماز
کافر نامیده و علت آن چنین بیان شده است که تارک نماز را از روی استخفاف و سبک شمردن ترک میکند.
• ترک نماز پنج گانه چنانچه ناشی از حلال شمردن ترک و انکار نماز باشد، موجب
ارتداد و ترتب احکام آن، از جمله
قتل (
اعدام) است، در صورتی که ارتداد فطری و مرتکب مرد باشد.
• اما اگر از روی
عصیان و
گناه و نه انکار آن باشد، ترک کننده
تعزیر میشود. در صورت ادامه ترک، بار دوم نیز تعزیر میگردد.
در صورت تکرار، بار سوم یا چهارم پس از تعزیر در بار دوم با سوم بنابر اختلاف دیدگاهها کشته میشود.
•
شمار رکعات نمازهای یومیه در
حضر (غیر سفر) هفده رکعت است.
نماز صبح دو رکعت
نمازهای ظهر عصر و عشا هر کدام چهار رکعت
و
نماز مغرب، سه رکعت
بر اساس روایات، نمازهای یومیه در اصل تشریع خداوند، ده رکعت؛ پنج تا دو رکعتی، هر کدام در وقت خود بوده است.
•
لیکن رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) هفت رکعت به آنها افزوده استبه نماز مغرب یک رکعت و هر یک از نمازهای ظهر، عصر و عشا دو رکعت و نماز صبح را بر همان اصل باقی گذاشته است.
ده رکعت اصلی «فرض الله» و هفت رکعت اضافه شده توسط پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) «فرض النبی» نامیده شده است.
تفاوت آن دو در مسئله شک است.بدین معنا که شک در
فرض الله (دو رکعت نخست) در صورت عدم پیدایی علم یا ظن به یکی از اطراف شک، بنابر مشهور موجب بطلان نماز و لزوم اعاده آن است.
در حالی که شک در رکعات فرض النبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، جز نماز مغرب، مبطل نماز نیست.
و شک کننده باید به وظیفه شاک عمل کند.
نمازهای یومیه، جز مغرب، در
سفر به آنچه در اصل تشریع شده (فرض الله) بر میگردد.
از این رو، شمار رکعات در سفر به یازده رکعت کاهش مییابد.
نمازهای یومیه نمازهای یومیه دارای اوقاتی مخصوص میباشند.• دخول این اوقات، شرط وجوب و صحت آنها است؛ از این رو، به جا آوردن نماز قبل از دخول وقت آن، صحیح نخواهد بود و چنانچه به جا آورده شود، نماز باطل و اعاده آن در وقت واجب است.
•چنان که در روایات متعدد بر گزاردن نمازهای یومیه در اول وقتشان و تاخیر نینداختن آن از بدون عذر تاکید شده است و مقصود از اوقاتی که در قرآن کریم و روایات به محافظت بر آنها تاکید شده، اول آن اوقات است.
۱. در روایتی آمده است: محبوبترین وقت (نماز) نزد خدای عزّوجل اول آن است. زمانی که وقت نماز داخل میشود، آن را به جا آور.
۲. در روایتی دیگر از امام صادق (علیهالسّلام)،
فضیلت اول وقت بر آخر وقت، به فضیلت و برتری
آخرت بر
دنیا تشبیه شده است.
۳. و در روایتی دیگر آمده است؛ اول وقت، رضوان خدا و آخر وقت،
عفو و
بخشش خدا است و عفو نیست مگر از گناه.
علاوه بر این، در روایات بر
انتظار کشیدن اوقات نماز و آماده شدن قبل از دخول وقت برای گزاردن نماز در اول وقت، تاکید شده است.
در روایتی، شخص منتظر از زائران خدای عزّوجل شمرده شده است.
هر یک از نمازهای یومیه، حتی بنابر مشهور، نماز مغرب، دارای دو وقت است؛ اول و آخر؛
لیکن در اینکه وقت اول برای غیر صاحبان عذر و وقت آخر برای صاحبان عذر و گاه ضرورت است یا اینکه وقت اول، وقت فضیلت و وقت آخر، وقت اجزا و مشترک میان معذوران و غیر معذوران است، اختلاف میباشد.
بنابر قول نخست،
تاخیر نماز از اول وقت برای غیر صاحبان
عذر و در غیر حال ضرورت، جایز نیست؛ هرچند در صورت تاخیر و به جا آوردن در وقت دوم، نماز صحیح و ادا میباشد، لیکن
گناه کرده است.
به برخی قدما نسبت داده شده که وقت اول، وقت معذوران است و با سپری شدن آن، نماز غیر معذوران قضا خواهد بود.
بنابر قول دوم، نماز در وقت اول افضل و ثواب آن بیشتر است؛ لیکن تاخیر آن از اول وقت، برای غیر معذور و در غیر حال ضرورت نیز جایز است. این قول، مشهور میان متاخران است.
۱. برخی در تعریف عذر و ضرورتی که با پیدایی آن تاخیر نماز از وقت اول جایز است، گفتهاند: عذر عبارت است از سفر،
باران، بیماری یا اشتغال به کاری که ترک آن ضرر دینی و دنیایی در پی دارد و ضرورت عبارت است از کافری که در آخر وقت
مسلمان شده،
کودکی که
بالغ شده،
حایضی که پاک شده،
دیوانهای که عاقل شده یا بیهوشی که به
هوش آمده است.
بنابر این، وقت آخر، وقت دارندگان عذرهای یاد شده است. این افراد باید نماز را در این وقت به جا آورند.
۲. برخی گفتهاند: ظاهر آن است که موارد یاد شده، عذر و ضرورت بر حسب غالب است نه حصر حقیقی.
۳. برخی دیگر گفتهاند: تعریف ضرورت به آنچه انسان با پیدایی آن متمکن از به جا آوردن نماز در اول وقت نیست و تعریف عذر به آنچه که متضمن جلب نفع یا دفع ضرری در امر دین یا دنیا باشد–که در صورت به جا آوردن نماز در وقت اول، فوت میشود– اولی است.
• بنابر مشهور، هر یک از نمازهای ظهر، عصر، مغرب و عشا دارای وقت اختصاصی و اشتراکی است و به جا آوردن هر یک در وقت اختصاصی دیگری، هرچند از روی فراموشی، صحیح نیست. •وقت اختصاصی نماز ظهر و مغرب، مدت ادای آن دو از اول وقت،
• و نماز عصر و عشا، مدت ادای آن دو از آخر وقت است.
• وقت مختص در نماز ظهر و مغرب با وقت فضیلت یکی است؛
• لیکن وقت مختص نماز عصر و عشا با وقت فضیلت آن دو یکی نیست؛
بلکه با وقت اجزای آن دو یکی میباشد. تفصیل این اوقات در ادامه خواهد آمد.
بنابر مشهور، زمان میان زوال و
غروب آفتاب، وقت نماز ظهر و عصر است، البته از اول زوال به مقدار گزاردن نماز ظهر، وقت اختصاصی نماز ظهر، و از آخر وقت بهاندازه خواندن نماز عصر، وقت اختصاصی نماز عصر میباشد و زمان میان آن دو، وقت مشترک دو نماز یاد شده خواهد بود.
به برخی قدما نسبت داده شده که وقت مشترک نماز ظهر و عصر از زوال آفتاب تا غروب آن است.
• بنابر مشهور، وقت اول
نماز ظهر از زوال آفتاب تا رسیدن
سایه شاخص بهاندازه شاخص است.
• و وقت اول
نماز عصر پس از سپری شدن مقدار زمان به جا آوردن نماز ظهر پس از زوال تا رسیدن سایه شاخص بهاندازه دو برابر آن است.
• وقت آخر
نماز ظهر تا قبل از غروب آفتاب بهاندازه گزاردن نماز عصراست.
• و وقت آخر
نماز عصر تا غروب آفتاب امتداد دارد.
لیکن اختلاف در این است۱. که آیا
وقت اول، وقت مختار (غیر صاحبان عذر و ضرورت) است و یا پایان آن، وقت غیر معذوران پایان مییابد، چنان که جمعی گفتهاند.
۲. یا اینکه وقت اول، وقت فضیلت است که افضل، گزاردن نماز در این وقت است، مگر آنکه معذور باشد، وقت آخر، وقت اجزا است که مشترک میان معذوران و غیر آنان است و در صورتی که نماز در وقت اول گزارده نشود، در این وقت گزارده میشود؛ چنان که مشهور میان متاخران است.
۳. برخی وقت اول نماز ظهر را تا رسیدن سایه شاخص بهاندازه چهار هفتم آن
(چهار قدم) و برخی دیگر بهاندازه دو هفتم (دو قدم) دانستهاند.
۴. بعضی گفتهاند: وقت آخر نماز عصر تا زمان به زردی گراییدن نور خورشید در آستانه غروب، برای غیر صاحبان عذر، و تا غروب آفتاب و ناپدید شدن
خورشید از افق برای صاحبان عذر و کسانی که فراموش کردهاند، خواهد بود.
آیا تاخیر نماز عصر تا پایان وقت فضیلت یا اختیاری ظهر مستحب است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است.
آغاز وقت نماز مغرب، غروب آفتاب است. • لیکن در اینکه غروب آفتاب با ناپدید شدن قرص آفتاب از افق و ناپیدایی آن بدون وجود ابر یا مانعی همچون کوهها تحقق مییابد یا با از بین رفتن سرخی سمت مشرق، اختلاف است.۱.مشهور قول دوم است.
۲. جمعی قایل به قول نخست شدهاند.
۳. برخی گفتهاند: سزاوار است نماز مغرب تا زوال سرخی از یک چهارم فلک شرقی که با گذشتن سرخی از بالای سر محقق میشود به تاخیر افتد.
•
وقت اول نماز تا زمان از بین رفتن سرخی سمت مغرب (شفق غربی) امتداد دارد؛ لیکن در اینکه این وقت، وقت فضیلت نماز مغرب است یا وقت فرد مختار (غیر صاحب عذر و ضرورت)، اختلاف است.۱. قول نخست، مشهور میان متاخران است.
۲. جمعی قایل به قول دوم شدهاند. بنابر این قول، تاخیر نماز مغرب تا زمان زوال شفق غربی جایز نخواهد بود، مگر برای صاحبان
عذر.
البته برای حاجی در
مشعر عرفات به
مشعر برای
وقوف،
مستحب است نماز مغرب و عشا را تا رسیدن به مشعر به تاخیراندازد و آن دو را در این سرزمین به جا آورد.
در وقت آخر نماز مغرب اختلاف است.۱. بنابر
مشهور، وقت آخر آن تا قبل از نیمه شب به مقدار گزاردن نماز عشا که وقت مختص آن است امتداد دارد.
۲.
مشهور میان متاخران وقت آخر را چنان که گذشت وقت اجزا میدانند. قول مقابل؛ وقت آخر وقت صاحبان عذر و ضرورت است.
۳. برخی گفتهاند: وقت آخر نماز مغرب تا یک چهارم شب برای صاحبان عذر و ضرورت امتداد دارد. بنابر این قول، وقت اول (تا زوال شفق غربی) وقت غیر دارندگان عذر خواهد بود.
۴. بعضی دیگر، وقت آخر را برای صاحب ضرورت تا قبل از طلوع فجر به مقدار به جا آوردن نماز عشا ممتد دانسته و برای غیر صاحب ضرورت (مختار) تا قبل از نیمه شب بهاندازه خواندن نماز عشا وقت باقی است.
در اول وقت نماز عشا اختلاف است.۱. بنابر مشهور، آغاز وقت اول آن پس از غروب آفتاب و سپری شدن مقدار به جا آوردن نماز مغرب که وقت اختصاصی آن است میباشد.
بر این قول ادعای اجماع شده است.
۲. برخی آغاز وقت اول آن را زوال شفق غربی که پایان وقت فضیلت یا اختیاری نماز مغرب میباشد دانستهاند.
مگر معذوران که میتوانند نماز عشا را تا قبل از زوال شفق بخوانند.
۱. بنابر قول نخست، بسیاری تاخیر نماز عشا را تا زوال شفق مستحب دانستهاند.
۲. بلکه برخی قایل به کراهت تقدیم نماز عشا بر سقوط شفق شدهاند.
لیکن در مقابل، برخی استحباب تاخیر را نپذیرفته و تقدیم آن را پس از گزاردن نماز مغرب افضل دانستهاند.
در آخر وقت نماز عشا نیز اختلاف است.۱. بنابر
مشهور، آخر وقت فضیلت نماز عشا، سپری شدن یک سوم نخست شب است و وقت اجزای آن تا نیمه شب امتداد دارد.
۲. برخی وقت فضیلت آن را تا یک چهارم شب ممتد دانستهاند.
۳. برخی گفتهاند: وقت نماز عشا برای غیر معذور (مختار) تا یک سوم شب و برای معذور تا نیمه شب امتداد دارد.
۴. قول دیگر، امتداد وقت آن برای معذور تا یک سوم شب است.
۵. قول دیگر، امتداد وقت آن مطلقا (برای مختار و معذور) تا یک سوم شب است.
۶. برخی وقت آن را عشا را برای معذور تا طلوع فجر دانستهاند.
آغاز وقت نماز صبح طلوع فجر صادق است.۱. لیکن آخر وقت آن اختلافی است.
۲. بنابر مشهور، آخر وقت نماز صبح
طلوع آفتاب است.
۳. برخی بر این قول، ادعای اجماع کردهاند.
۴. برخی امتداد وقت صبح تا طلوع آفتاب را به
معذوران اختصاص داده و گفتهاند: برای غیر معذوران، آخر وقت آن تا پیدایی
سرخی سمت
مشرق که
اسفار نامیده میشود است.
۵. لیکن بنابر مشهور، وقت یاد شده پایان وقت فضیلت نماز صبح است و وقت اجزای آن تا طلوع آفتاب امتداد دارد.
احکام دخول وقت، شرط وجوب و صحت نمازهای یومیه است. بنابر این، خواندن نماز قبل از وقت، حتی از روی
جهل یا فراموشی، جایز نیست و اگر بخواند باطل است.
مگر آنکه در اثنای نماز وقت داخل شود، در این صورت، چنانچه از روی جهل یا فراموشی قبل از دخول وقت، شروع به نماز گزاردن کرده باشد.
• بنابر قول برخی نمازش صحیح است
• لیکن مشهور در این صورت نیز حکم به بطلان نماز کردهاند.
• بلکه برخی بر بطلان، ادعای اجماع کردهاند.
۲. کسی که از آخر وقت بهاندازهای که به جا آوردن یک رکعت نماز با
طهارت یا علاوه آن با دیگر شرایط لازم را درک کرده، واجب است نماز را به جا آورد و بنابر قول مشهور نمازش ادا است نه قضا،
بلکه برخی بر ادا بودن در چنین فرضی ادعای اجماع کردهاند.
۳. ترتیب میان نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشا واجب است؛ بدین معنا که نماز عصر بعد از نماز ظهر و نماز عشا بعد از نماز مغرب خوانده میشود.
• و چنانچه از روی عمد این ترتیب رعایت نشود و نماز عصر قبل از نماز ظهر و عشا قبل از مغرب خوانده شود، نماز باطل خواهد بود.
• لیکن اگر عدم رعایت ترتیب از روی سهو یا فراموشی باشد، در صورتی که نماز عصر یا عشا را در وقت اختصاصی نماز ظهر یا مغرب خوانده باشد، بنابر مشهور، نماز باطل است و اگر همه بخش نماز در وقت مشترک واقع شده باشد، صحیح است.
• اگر در اثنای نماز عصر یا عشا متذکر اشتباهش شود، باید
نیت خود را به نماز ظهر یا مغرب برگرداند و نمازش صحیح خواهد بود؛
مگر آنکه امکان
عدول نباشد، مانند اینکه در رکعت چهارم نماز عشا پس از
رکوع متذکر شود که نماز مغرب را نخوانده است.
فاصلهانداختن میان دو نماز دارای وقت مشترک، همچون نماز ظهر و عصر مستحب است.• در اینکه فاصله و
تفریق میان دو نماز با خواندن نمازهای نافله میان دو نماز
تحقق مییابد.
• یا با تاخیر نماز دوم تا پایان وقت فضیلت نماز اول، مانند تاخیر نماز عصر تا رسیدن
سایه شاخص بهاندازه آن.
مسئله محل اختلاف است.۱. که بنابر قول مشهور، آخر وقت فضیلت نماز ظهر است.
۲. جمعی دیدگاه دوم را پذیرفته اند.
۳. و برخی دیدگاه نخست (تحقق فاصله با خواندن نافله) را برگزیدهاند.
• بنابر دیدگاه دوم، تاخیر نماز دوم تا پایان وقت فضیلت نماز اول مستحب نخواهد بود.
• به تصریح برخی حکم یاد شده برای کسی است که میخواهد نافلهها را به جا آورد و افضل برای کسی که قصد خواندن نافله را ندارد، مبادرت به خواندن نماز عصر پس از نماز ظهر است.
هر یک از فرایض یومیه داری نافله میباشدبدین گونه: هر یک از نمازهای ظهر و عصر دارای هشت رکعت نافله؛ نماز مغرب دارای چهار رکعت؛ نماز عشا دارای دو رکعت
نشسته و نماز صبح دارای دو رکعت
نافله است.
شک در هر یک از نمازهای یومیه دارای احکامی ویژه است.
تعقیب نماز؛ بویژه پس از نمازهای صبح، عصر و مغرب، با اشتغال به ذکر، دعا و قرآن
مستحب است.
• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهمالسّلام)، ج۹، ص۲۰۱-۲۱۲.