• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نماز مستحب (مقاله دوم)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




نماز مستحب، نمازی غیر واجب است که در روایات با عنوان نوافل آمده و به دو قسم مرتّبه نوافل یومیه و نماز شب و غیر مرتّبه تقسیم می‌شود.
نمازهای غیرمرتّبه شامل نمازهای دارای سبب، زمان خاص، اشخاص معین، احوال ویژه و نیز نمازهای مبتدئه است که بدون سبب خاص به قصد تقرب خوانده می‌شود.
شرایط کلی نماز واجب مانند طهارت، ستر عورت و مباح بودن مکان در نماز مستحب نیز معتبر است، هرچند در اشتراط قبله و برخی احکام آن اختلاف وجود دارد.
نماز مستحب غالباً دو رکعتی است، نشسته یا در حال حرکت نیز جایز است، قرائت سوره در آن واجب نیست و احکام شک، سهو، قطع نماز و اوقات کراهت در آن آسان‌تر از نماز واجب می‌باشد.



نماز مستحب نماز غیر واجب است.
در روایات و کلمات فقها از نماز مستحب با عنوان صلاة النافلة یا نوافل تعبیر شده و از آن در باب صلات سخن رفته است.


• شمار نمازهای مستحب، بسیار زیاد و غیر قابل حصر و شمارش است.
لیکن در یک تقسیم بندی کلّی می‌توان انواع آن را بیان کرد.
نماز مستحب به طور کلّی به دو قسم مرتّبه و غیر مرتّبه تقسیم می‌شود.

۲.۱ - مرتّبه

• مرتّبه که نوافل یومیه نامیده می‌شود، دو قسم است:
۱. قسم نخست، تابع نمازهای واجب یومیه است که عبارت است از نوافل صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشاء
(ببینید: نوافل یومیه)

۲. قسم دوم، غیر تابع به شمار می‌رود که عبارت است از نافله شب
(ببینید: نماز شب)

۲.۲ - غیر مرتّبه

• غیر مرتّبه به مبتدئه و [[غیر مبتدئه
غیر مبتدئه به چهار قسم تقسیم شده است:
۱. نمازهای مستحب به سبب اشخاص، همچون نماز رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امامان معصوم (علیهم‌السّلام)، حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها)، نماز اعرابی و نماز جعفر.
۲. نمازهای مستحب به سببی خاص، مانند نمازهای باران، زیارت، شکر و استخاره.
۳. نمازهای متعلق به زمان‌های خاص، همچون نوافل ماه رمضان، مبعث، غدیر، نیمه رجب و شعبان.
۴. نمازهای متعلق به احوال، مانند اعاده نماز به جماعت پس از خواندن به فرادا.
از سایر نمازها جز اقسام چهارگانه فوق به مبتدئه تعبیر می‌شود و استحباب آن‌ها از این جهت است که نماز بهترین موضوع و سبب تقرب به خدای تعالی است که در هر زمان و مکانی جز موارد استثنا شده به جا آورده می‌شود.
• برخی غیر مرتبه را به دو قسم مبتدئه و غیر مبتدئه و غیر مبتدئه را به چهار قسم زیر تقسیم کرده‌اند:
۱. نمازهای مستحب در اوقات مخصوص، همچون نوافل ماه‌های رجب، شعبان و رمضان، نماز عید غدیر، غفیله و وصیت.
۲. نمازهای دارای سبب، مانند نماز زیارت، نماز تحیت مسجد و نماز شکر.
۳. نمازهایی که به جهت دستیابی به غایت و هدفی ویژه استحباب پیدا کرده‌اند، از قبیل نماز باران، نماز حاجت و نماز طلب روزی.
۴. نمازهای ویژه، بدون سبب، غایت و وقتی خاص، مانند نماز جعفر، نماز رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، نماز حضرت امیرمؤمنان، حضرت فاطمه و دیگر معصومان (علیهم‌السّلام).
نماز مستحب غیر از چهار قسم یاد شده، مبتدئه نامیده می‌شود.


• آنچه از جهت مکان ، لباس لباس نمازگزار و بدن نماز گزار، طهارت وضو و غسل و ستر عورت، شرط صحت نماز واجب به شمار می‌رود، در نماز مستحب نیز شرط است.
(ببینید: نماز)

• لیکن در اینکه مراعات قبله نیز در نمازهای مستحب شرط صحت آنها است یا نه؟ اختلاف می‌باشد.
۱. مشهور، مراعات قبله را در نمازهای مستحب در غیر حال سواره و راه رفتن، شرط صحت دانسته و در دو حالت یاد شده شرط ندانسته‌اند.
۲. برخی مراعات قبله را مطلقا شرط ندانسته‌اند.
۳. بر عدم اشتراط قبله در نماز مستحب برای سواره در حال سفر ادعای اجماع شده است.
۴. برخی مراعات قبله را تنها در حال تکبیرة الاحرام برای گزارنده نماز مستحب در حال حرکت، شرط دانسته‌اند.
۵. برخی حال سواره را نیز به آن افزوده‌اند.

• معروف و مشهور آن است که همه نمازهای مستحب دو رکعت با یک تشهد و یک سلام است.

۱. بنابر مشهور، گزاردن نمازهای مستحب در حالت نشسته نیز جایز است؛ لیکن افضل ایستاده گزاردن آن‌ها است، جز نماز وتیره از نوافل یومیه.
در صورت نشسته خواندن نماز مستحب، افضل آن است که هر دو رکعت یک رکعت حساب شود.
۲. همچنین بنابر قول مشهور، به جا آوردن نماز مستحب در حال حرکت، سواره و پیاده، جایز است.
لیکن برخی جواز خواندن نافله در حال حرکت را مقید به سفر کرده‌اند.
۳. در جواز گزاردن آن در حالت خوابیده به پشت یا پهلو، بدون ضرورت و عذر، اختلاف است.
برخی آن را جایز دانسته‌اند.
۴. درصورت نشسته گزاردن نماز مستحب، نمازگزار میان گونه‌های نشستن، همچون دو زانو یا چهار زانو نشستن و دراز کردن دو پا و غیر آن، مخیّر است.
۵. در نمازهای مستحب قرائت سوره واجب نیست و اکتفا به حمد جایز است.
مگر نمازهایی که خواندن سوره‌های ویژه‌ای در آنها وارد شده است.
در این صورت، آیا قرائت سوره‌های وارد شده در آنها شرط است یا نه؟
به تصریح جمعی، چنانچه نماز مستحب خاصی با کیفیتی خاص وارد شده باشد، باید با همان کیفیت خوانده شود.
از این رو، در نمازهایی که خواندن سوره‌هایی خاص تعین شده است، باید همان سوره‌ها خوانده شود و گزاردن آن سوره‌ها مشروع نمی‌باشد و آنچه به جا آورده شده باطل خواهد بود، مگر آنکه خواندن سوره‌های تعیین شده کمال نماز باشد نه شرط صحت و مشروعیت آن.
یا آنکه به قصد امتثال مطلق امر به گزاردن نماز مستحب به جا آورده شود، نه به قصد نماز مخصوص.
برخی گفته‌اند: غالب نمازهای مستحب که در آن‌ها سوره‌های خاص تعیین شده، از باب مستحب در مستحب است؛ بدین معنا که خواندن سوره تعیین شده شرط کمال آن نماز است نه شرط صحت و مشروعیت آن.
• چنانچه نماز مستحب به سبب امری عارضی، همچون نذر واجب شده باشد، آیا خواندن سوره در چنین نمازی واجب است یا نه؟

• بنابر قول مشهور، قرائت عزائم در نماز واجب حرام؛ لیکن در نماز مستحب جایز است و در صورت قرائت آیه سجده باید به سجده برود؛ سپس بلند شود و بقیه سوره را بخواند و به رکوع رود.
البته اگر آیه سجده در پایان سوره باشد، مانند سوره علق، پس از به جا آوردن سجده بر می‌خیزد و مستحب است حمد را دوباره بخواند؛ سپس به رکوع رود.
• خواندن بعض سوره در نماز مستحب جایز است؛ بر خلاف نماز واجب که بنابر مشهور، باید سوره کامل خوانده شود.
• همچنین عدول از سوره‌ای به سوره‌ای دیگر مطلقا، حتی پس از گذشتن از نصف و نیز خواندن بیش از یک سوره که قِران بین دو سوره نامیده می‌شود جایز است.

• قطع نماز بدون عذر و ضرورت حرام است.
۱. کلام برخی در حرمت قطع نماز، مطلق است و شامل قطع نماز مستحب نیز می‌شود.
۲. برخی این قول را ترجیح داده‌اند.
۳. در مقابل جمعی این حکم را به نماز واجب اختصاص داده‌اند.
۴. بنابر این، قطع نماز مستحب، جایز؛ لیکن مکروه خواهد بود.
[۸۰] شهید اول، القواعد و الفوائد، ج۱، ص۹۹.


۷.۱ - قطع در اثنای نماز مستحب

• چنانچه در اثنای نماز مستحب، نماز جماعت برگزار شود، قطع نماز و ملحق شدن به نماز جماعت مستحب است.
لیکن در اینکه نماز تنها در صورتی است که با اتمام نماز مستحب، فوت نماز جماعت برود و در صورت عدم بیم فوت آن، مستحب است نماز گزار نماز را تمام کند، سپس به جماعت ملحق شود. یا مطلقا قطع نماز، مستحب است؛ هرچند خوف فوت نماز جماعت نرود، مسئله محل اختلاف است.

۷.۲ - قطع خوف فوت نماز جماعت

• آیا در خوف فوت نماز جماعت، خوف فوت همه نماز شرط است یا خوف فوت رکعت نخست که با رسیدن به رکوع امام تحقق می‌یابد؟ دو احتمال مطرح است.
۱. برخی گفته‌اند: ظاهر کلمات، احتمال دوم است.
۲. برخی احتمال داده‌اند: مقصود، فوت جزئی از نماز جماعت است؛ هرچند با اتمام نماز مستحب، رکعت نخست درک شود.
بنابر این، قطع نافله با آماده شدن امام برای اقامه نماز، مستحب خواهد بود؛ هرچند هنوز داخل نماز نشده باشد. تا ماموم بلافاصله بعد از تکبیرة الاحرام امام تکبیر بگوید.
۳. بنابر قول مشهور، آغاز کردن به نماز مستحب، هنگام برپایی نماز جماعت مکروه است.
این قول به همه متاخران نسبت داده شده است.
۴. برخی حکم به عدم جواز آن کرده‌اند.
• به جماعت گزاردن نماز مستحب بنابر قول مشهور، گزاردن نماز مستحب جایز نیست؛ جز نماز استسقا
(ببینید: نماز باران)
و نماز عید فطر و قربان در صورت عدم وجوب آن، مانند زمان غیبت.
(ببینید: نماز عید)

بر این قول ادعای اجماع نیز شده است.
• گزاردن نافله در خانه، بنابر مشهور، خواندن نوافل در خانه افضل از مسجد است، بر خلاف فرایض که خواندن آنها در مسجد افضل است.


• چنانچه نمازگزار در تعداد رکعات مستحب شک کند، می‌تواند بنا بر اقل یا اکثر بگزارد.
لیکن افضل آن است که بنا را بر اقل بگزارد. بر این قول ادعای اجماع شده است.
در صورتی که بنا گزاردن بر اکثر موجب بطلان نماز گردد، مانند اینکه در نماز دو رکعتی شک کند دو رکعت خوانده یا سه رکعت، باید بنا را بر اقل بگزارد.
• آیا شک در افعال و اجزای نماز مستحب، حکم شک در نماز واجب را دارد که در صورت تجاوز از محل، به آن اعتنا نمی‌شود و در صورت عدم تجاوز از محل، به آن اعتنا و جزء مشکوک به جا آورده می‌شود یا به شک در افعال و اجزای نماز مستحب مطلقا اعتنا نمی‌شود؛ چه بعد از تجاوز از محل باشد یا قبل از آن؟ مسئله محل اختلاف است.

• هرگاه در نماز مستحب، سهوی که موجب سجده سهو در نماز واجب می‌گردد، رخ دهد، سجده سهو واجب نمی‌شود.
لیکن در اینکه زیادی رکن از روی سهو در نماز مستحب، موجب بطلان آن می‌شود یا نه، اختلاف است.
۱. برخی موجب بطلان ندانسته‌اند.
۲. در مقابل، برخی دیگر موجب بطلان دانسته‌اند.


• خواندن نماز مستحب در پنج وقت مکروه است:
۱. بعد از گزاردن نماز صبح تا طلوع آفتاب
۲. بعد از خواندن نماز عصر تا غروب آفتاب
۳. بعد از طلوع آفتاب تا بالا آمدن خورشید و چیره شدن نور آن و از بین رفتن سرخی
۴. نزدیک غروب (هنگام میل خورشید به غروب و زردی نور آن) تا زوال سرخی در سمت مشرق
۵. هنگام رسیدن آفتاب به دایره نصف النهار و رسیدن سایه شاخص به نهایت کمی تا زوال آفتاب جز در روز جمعه.
کراهت در دو وقت نخست متعلق به فعل و در سه وقت دیگر متعلق به زمان است.
۱. بنابر مشهور، کراهت گزاردن نماز مستحب در اوقات یاد شده، اختصاص به نوافل مبتدئه دارد.
بنا بر این، گزاردن نمازهای مستحب دارای سبب، همچون نماز طواف، نماز زیارت، نماز استخاره، نماز حاجت، نماز تحیت مسجد و نیز قضای نماز مستحب مکروه نخواهد بود.
۲. برخی در اصل کراهت نماز مستحب در اوقات یاد شده اشکال کرده‌اند.

• رعایت هیچ یک از جهر و اخفات در نمازهای مستحب لازم نیست، لیکن خواندن نمازهای مستحب در روز به صورت اخفات و در شب به صورت جهر است.


• قضای نمازهای مستحب دارای وقت خاص، مستحب موکد است.
جز نماز مستحبی که بر اثر بیماری ترک شده است، که استحباب قضای آن تاکیدی ندارد.
چنانچه نماز مستحب بسیاری از مکلف قضا شده باشد و او ناتوان از قضا باشد مستحب است در ازای هر دو رکعت نماز فوت شده، یک مدّ طعام به فقیر دهد و با ناتوانی از آن، در ازای هر چهار رکعت فوت شده، یک مد صدقه بدهد و با عجز از آن نیز در ازای نماز مستحب فوت شده در روز یک مدّ و در شب یک مدّ طعام به فقیر بدهد.
۱. ظاهر از فتاوا و نصوص به تصریح برخی استحباب حکم فوق (استحباب قضا) به نوافل یومیه است.
۲. بلکه برخی به آن تصریح کرده‌اند.

۱. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۴، ص۱۵.    
۲. شهید اول، الالفیة و النفلیة، ص۸۳.    
۳. شهید اول، الالفیة و النفلیة، ص۸۵.    
۴. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۴۱۰-۴۱۱.    
۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۶، ص۸۹.    
۶. حسینی، سید میر عبد الفتاح، العناوین، ج۱، ص۴۱۰-۴۱۳.    
۷. سبزواری، سیدعبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۸، ص۳۹۰.    
۸. قاعدة خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۱۲، ص۱۱-۱۲.    
۹. فاضل هندی، محمد حسن، کشف اللثام، ج۳، ص۱۵۰.    
۱۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۸، ص۳-۸.    
۱۱. محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام، ج۱، ص۵۳.    
۱۲. ابن حمزه، طاهر بن حسین، الوسیلة، ص۸۶.    
۱۳. علامه حلی، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۲۴۴.    
۱۴. ابن‌فهد حلی، احمد بن محمد، المهذب البارع، ج۱، ص۳۰۵.    
۱۵. محقق اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة، ج۲، ص۶۰.    
۱۶. محقق حلی، المعتبر، ج۲، ص۷۵-۷۶.    
۱۷. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۴، ص۱۸۵.    
۱۸. نراقی، احمد بن محمدمهدی، مستند الشیعة، ج۴، ص۴۶۸.    
۱۹. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۱، ص۲۹۸.    
۲۰. شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج۱، ص۷۹.    
۲۱. حلی، یحیی بن سعید، الجامع للشرائع، ص۶۴.    
۲۲. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد، ص۲۵۷.    
۲۳. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۳۳۶.    
۲۴. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۱، ص۵۲۷.    
۲۵. علامه حلی، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۲۶۷.    
۲۶. قطان حلّی، تحقیق إبراهیم البهادری، معالم الدین فی فقه آل یاسین، ج۱، ص۸۶.    
۲۷. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۱۰.    
۲۸. شهید ثانی، روض الجنان، ج۲، ص۴۱۴.    
۲۹. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۱۹۳.    
۳۰. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۶، ص۶۲-۶۵.    
۳۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۲۱۸-۲۲۳.    
۳۲. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۴۱۱-۴۱۲.    
۳۳. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۶، ص۴۲۴.    
۳۴. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۲۰۸.    
۳۵. علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۲، ص۷۳.    
۳۶. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۴۱۱-۴۱۲.    
۳۷. خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۱۹، ص۳۷۱.    
۳۸. علامه حلی، نهایة الاحکام، ج۱، ص۴۴۴.    
۳۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۲۲۲-۲۲۳.    
۴۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۲۲۳.    
۴۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۳۴۷.    
۴۲. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۳۶۲.    
۴۳. فیض کاشانی، ملا محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۳۱.    
۴۴. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۸، ص۱۱۵.    
۴۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۳۳۶.    
۴۶. نراقی، احمد بن محمدمهدی، مستند الشیعة، ج۵، ص۹۷.    
۴۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۳۳۶.    
۴۸. همدانی، آقا رضا، مصباح الفقیه، ج۱۲، ص۱۹۲.    
۴۹. زین الدین، محمد امین، کلمة التقوی، ج۱، ص۴۰۹.    
۵۰. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۵۰۱.    
۵۱. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۵۰۱.    
۵۲. سبحانی، جعفر، تبیان الصلاة، ج۵، ص۱۵۱.    
۵۳. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۶، ص۱۷۲.    
۵۴. خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۱۴، ص۳۲۲.    
۵۵. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۳، ص۳۰۰.    
۵۶. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۳۳۶-۳۳۷.    
۵۷. محقق سبزواری، محمد باقر، ذخیرة المعاد، ص۴۶۸.
۵۸. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۸، ص۹۴.    
۵۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۲۸۶.    
۶۰. همدانی، آقا رضا، مصباح الفقیه، ج۱۲، ص۱۰۳.    
۶۱. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۱۳۰.
۶۲. علامه حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۲۴۵.    
۶۳. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۳۵۱.    
۶۴. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۳۸۲-۳۸۳.    
۶۵. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۸، ص۱۵۲.    
۶۶. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۸، ص۱۶۰.    
۶۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۵۰-۵۱.    
۶۸. شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج۱، ص۱۰۷.    
۶۹. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۵۰۱.    
۷۰. کاشف‌الغطاء، جعفر بن خضر، کشف الغطاء، ج۳، ص۱۳۶.    
۷۱. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۵۰۲.    
۷۲. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۵۰۷.    
۷۳. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۴۷۷.    
۷۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۲۳.    
۷۵. وحید بهبهانی، محمّد باقر، مصابیح الظلام، ج۸، ص۴۹۸.    
۷۶. کاشف‌الغطاء، جعفر بن خضر، کشف الغطاء، ج۳، ص۳۰۳.    
۷۷. علامه حلی، قواعد الاحکام، ج۱، ص۲۸۱.    
۷۸. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۲۷۹.    
۷۹. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۴، ص۵.    
۸۰. شهید اول، القواعد و الفوائد، ج۱، ص۹۹.
۸۱. شهید ثانی، روض الجنان، ج۲، ص۴۴۴.    
۸۲. محقق اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة، ج۳، ص۱۰۹.    
۸۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۲۶.    
۸۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۳۵.    
۸۵. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۱، ص۵۶۵.    
۸۶. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۴۵.    
۸۷. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۳۶.    
۸۸. حلی، ابن فهد، الرسائل العشر، ص۱۶۸.    
۸۹. نراقی، احمد بن محمدمهدی، مستند الشیعة، ج۸، ص۱۴۱.    
۹۰. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۶۲-۳۶۳.    
۹۱. ابن‌فهد حلی، احمد بن محمد، تلخیص المرام، ص۳۴.    
۹۲. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۲۲۲.    
۹۳. شهید ثانی، الفوائد الملیة، ص۳۰۴.    
۹۴. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۸۰.    
۹۵. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۶۳    .
۹۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۳۵.    
۹۷. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۲۱.    
۹۸. محقق سبزواری، محمد باقر، ذخیرة المعاد، ص۳۹۶.    
۹۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۷۱.    
۱۰۰. شیخ طوسی، محمد بن حسن، النهایة، ص۱۱۹.    
۱۰۱. ابن حمزه، طاهر بن حسین، الوسیلة، ص۱۰۶.    
۱۰۲. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۵۲.    
۱۰۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۴۰.    
۱۰۴. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۶، ص۱۷۱.    
۱۰۵. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۳۵.    
۱۰۶. سبزواری، سیدعبدالاعلی، کفایة الاحکام، ج۱، ص۸۴.    
۱۰۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۱۴۵.    
۱۰۸. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۳۹۵-۳۹۶.    
۱۰۹. بهبهانی، محمّد باقر، مصابیح الظلام، ج۹، ص۲۹۷.    
۱۱۰. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۲۵۹.    
۱۱۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۴۲۵.    
۱۱۲. شهید ثانی، روض الجنان، ج۲، ص۴۵۸.    
۱۱۳. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۲۷۴.    
۱۱۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۴۲۸-۴۲۹.    
۱۱۵. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۲۵۹.    
۱۱۶. محقق اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة، ج۳، ص۱۹۵.    
۱۱۷. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۷، ص۷۲.    
۱۱۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۲۷۴.    
۱۱۹. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۲۵۹-۲۶۰.    
۱۲۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۴۳۰.    
۱۲۱. علامه حلی، الرسائل العشر، ص۱۰۴.    
۱۲۲. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۱۷۹.    
۱۲۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۴۳۰.    
۱۲۴. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۲۷۴.    
۱۲۵. شهید ثانی، روض الجنان، ج۲، ص۴۵۹.    
۱۲۶. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۳۴-۳۸.    
۱۲۷. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۴۹۴-۴۹۵.    
۱۲۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۱۰۴-۱۰۹.    
۱۲۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۲۸۲-۲۸۶.    
۱۳۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۲۹۲.    
۱۳۱. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۶، ص۳۱۳-۳۱۴.    
۱۳۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۳۰۵.    
۱۳۳. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۵، ص۹۴.    
۱۳۴. سبزواری، سیدعبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۶، ص۲۹۶.    
۱۳۵. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۱۳.    
۱۳۶. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۷، ص۱۱۳-۱۱۵.    
۱۳۷. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۴۳۸.    
۱۳۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۵.    
۱۳۹. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۷، ص۱۱۳.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ج۹، ص۱۶۸-۱۷۶.







جعبه ابزار